پنجشنبه، ٢٥ مرداد ١٣٨٦  - ١٦ اوت ٢٠٠٧

    کارگر کمونيست  ٦٥

               اى ميل:  kargar_komonist@yahoo.com

     سايت:  www.wpiran.org/kk-index.htm

اين تعرض حكومت را هم عقب خواهيم زد

کاظم نيکخواه

حكومت اسلامي تعرض تازه اي را به كارگران و مردم شروع كرده است. دستگيري فعالين كارگري به جرم شركت در مراسم اول مه و احكام زندان و شلاق براي كارگران و در كنار آن موج اعدامها و دار زدنهاي علني و تشديد فشار بر زندانيان سياسي از نظر حكومت قرار است تازه شروع دوره جديدي از خفقان و سركوب و زندان باشد. مدتي بود كه ديگر بطور علني در ميان دست اندركاران حكومت از ناتواني حكومت احمدي نژاد سخن گفته ميشد. احمدي نژاد و باند آدمكشان و شكنجه گرانش با معيت سپاه پاسداران و كل "مردان عمل" حكومت كه مستقيما دستي در زندان و كشتار و شكنجه و سركوب مردم داشته اند را يك جا حدود دو سال پيش به سر كار كشيدند تا جامعه ملتهب ايران را تحت يك حكومت شبه نظامي به سكوت و خفقان بكشانند. اما همه ميدانند و شاهد بودند كه در اين دوسال گذشته ما گسترده ترين حركتها و اعتراضات و پيشرويهاي كارگران و جنبشهاي اعتراضي را شاهد بوديم. بويژه اعتراضات و اعتصابات كارگري به نحو مداوم و گسترده اي طي اين مدت جريان يافته است. در كنار آن ما شاهد اعتراضات راديكال دانشجويان و زنان بوديم. بدون اغراق جامعه ايران در بيش از يك سال اخير تاكنون پر التهاب ترين جوامع بوده است. حتي از نظر راديكاليسم و شفافيت خواستها و شعارها نيز نمونه اي مشابه آنرا نميتوان سراغ كرد. اكنون حكومت احمدي نژادها و پورمحمدي ها و اژه اي ها و جانواراني امثال اينها قرار است اين "قائله" را تمام كند.
اما اولين معضل جمهوري اسلامي اينست كه اين يك جنبش اعتراضي گسترده و توده اي است كه با "قائله" و شورش سران قبايل متفاوت است. حتي با جنگ و گريز و تظاهرات و تحرك يك اليت سياسي يا اپوزيسيون سياسي متفاوت است. اين يك جنبش توده اي است كه تا اينجا جمهوري اسلامي را به عقب رانده است و بازهم بي ترديد عقب خواهد راند. ركن اصلي جنبش اعتراضي را بويژه در دوسال اخير اعتراضات و اعتصابات كارگران براي دستمزد و حقوق خود تشكيل داده است. كارگري كه حقوقش را سه ماه و شش ماه و يك سال و بيشتر نگرفته است، ناچار است براي نان شبش با اين حكومت بجنگد و جنگيده است و تا اينجا جلو آمده است و به فقر و فلاكت و سركوب تمكين نكرده است. حق طلبي توده كارگران يك ركن اساسي ايجاد فضاي سياسي كنوني در جامعه بوده است كه بر بخشهاي ديگر جامعه مثل جنبش رفع ستم از زنان و جنبش دانشجويان و بخشهاي مختلف مردم حق طلب نيز اثرات بي انكار خود را گذاشته است. جنبشي كه مقابل جمهوري اسلامي ايستاده است بعلاوه يك جنبش منزوي و تنها نيست. در سطح بين المللي شناخته شده و مورد توجه است. ارتباطات خودرا دارد. رسانه هاي خودرا دارد. راديكال و قدرتمند است. رهبران و سخنگويان خودرا دارد. دنيا توجهش به جنبش اعتراضي در ايران جلب شده است. اين جنبش را نميتوان در انزوا و با بستن روزنامه هاي خودي منزوي و خفه كرد. كلا جمهوري اسلامي چه بخواهد چه نخواهد دوره سانسور و بي خبر نگه داشتن توده مردم مدتهاست گذشته است. اما بويژه كارگران ايران از شرايطي برخوردار بوده اند كه توانسته اند بيشترين ارتباطات را سريعا در سطح جهان برقرار كنند و صدايشان وسيعا در جهان انعكاس مي يابد. كارزار جهاني ١٥ فوريه و ٩ اوت تنها انعكاسي از يك واقعيت عظيم تر و عميق تر است كه ادامه خواهد يافت. در يك كلام جنبش اعتراضي در ايران توده اي و آگاه و متشكل است و داراي پيوندهاي گسترده بين المللي است.

از سوي ديگر جمهوري اسلامي درست است كه ظرفيت بي انتهايي در توحش و جنايت دارد و نمونه هاي آنرا در همين روزهاي اخير با سنگسار و برپا داشتن چوبه هاي دار در ملا عام ديده ايم، اما صفوفش شكننده و در هم ريخته است. اين حكومتي است كه در سطح بين المللي در انزواي كامل قرار دارد و زير فشارهاي شديد ديپلماتيك و سياسي است. رقابتها و اختلافات درونيش هرروز از اينجا و آنجا بيرون ميزند و قدرت تحركش را محدود ميكند. به اين عوامل ميتوان دهها عامل ديگر نظير شرايط درهم ريخته اقتصادي و غيره را نيز اضافه كرد كه قدرت مانور حكومت را در برابر مردم به جان آمده شديدا محدود ميكند.
روشن است كه اگر بخواهيم جمهوري اسلامي بطور جدي عقب رانده شود بايد آنرا آگاهانه و نقشه مند عقب راند. در برابر تعرضات جمهوري اسلامي بايد قاطعانه ايستاد و به هرشكل ممكن گسترده ترين فضاي اعتراضي را فعال نگه داشت. از هر اعتصاب و اعتراض براي دستمزد و تشكل و بيمه و مسكن گرفته، تا سخن گفتن و افشاگري كردن در كارخانه و خيابان و كوچه و دانشگاه و مدرسه، تا تظاهرات و اعتراض و تجمع و طومار، و برقراري ارتباطات بين المللي و انعكاس خبرها، همه و همه را بايد اجزائي از يك نقشه بزرگتر ديد و يك ذره در اهميت آنها ترديد نكرد. جمهوري اسلامي را اساسا كارگران و جنبش كارگري با رويكردي چپ و راديكال ميتواند عقب براند و اين را هركسي بايد بداند و ببيند. رشد و تداوم جنبشهاي اعتراضي ديگر نيز اكنون تا حد زيادي به جنبش كارگري گره خورده است.

بحث در مورد تعرضات كنوني جمهوري اسلامي و جنبش اعتراضي و حق طلبانه در ايران البته بايد همه جانبه تر صورت گيرد. يكي از شروط موفقيت اين جنبش در برابر تعرضات جمهوري اسلامي افشاي پرت و پلاهاي شكست طلبانه اي است كه از سوي كساني بي ربط به جامعه و جنبش اعتراضي در اپوزيسيون كه بن بست جريان سياسي خودرا ميخواهند به كل جنبش اشاعه دهند دارد صورت ميگيرد. اينها پيش از اين تعرضات كركره ها را كشيده بودند و اكنون با تعرضات حكومت ميخواهند معضلات سياسي خودرا در فضاي گردو خاك بر سر اوضاع سياسي كنوني لاپوشاني كنند. به اينها بايد جداگانه پرداخت. ديدن نقطه قوتهاي جنبش كارگري و كل جنبش سرنگوني و اعتراضي امروز از اهميت ويژه اي برخوردار است. جمهوري اسلامي را ميتوانيم عقب برانيم و با هوشياري همه رهبران و فعالين كارگري و جنبش هاي اعتراضي اين بار هم تعرضات حكومت را عقب خواهيم زد.