توانستيم باز هم ميتوانيم
ياشار سهندي از ايران
ميتوانيم دست روي دست بگذاريم و تماشا کنيم و ببينيم جمهوري اسلامي
جلو چشم همه ميزند و ميگيرد و ميربايد و به هيچ کس هم جواب نميدهد.
دولت جنايتکار اسلام خيلي دوست دارد همين تصوير از او تبليغ شود و اورا
خيلي ترسناک نشان دهند. اين رژيم يد طولايي در جنايت دارد که روي همه
ديکتارتوريهاي معاصر را سفيد کرده. همين دولت مخوف اما در چند ساله آخر
دست به عصا شده؛ "اصلاح طلب" در درونش شکل گرفته، سعي کرده متمدنانه
بگيرد،ببندد و بکشدو بگفته شيخ شکلاتي "از دستاوردهاي جنبش اصلاحات است
که ديگر به زبان قانون با مخالفان حرف ميزنند." و آنجا که لازم بداند
افسار پاره ميکند و چهره کريه خود را نشان ميدهد. هفته گذشته ماموران
شجاع دل امام زمان ريخته اند داخل اتوبوس شرکت واحد و شديدا منصور
اسانلو را مورد ضرب وشتم قرار دادند و با خود بردند. تا دو سه روز که
اصلا منکر بودند که اسانلو پيش آنهاست تا بالاخره معلوم شد که در زندان
اوين است.
بنيان اين رژيم به لرزه در آمده و براي اينکه چهره خود را گلگون نشان
دهد بايد هم چنين اقدام کند. اين جرياني که براه افتاده آنطور كه برخي
دوست دارند وانمود كنند کار " عناصر خود سر"رژيم نيست کار هماهنگ شده
کل رژيم است. ممکن است عناصري در اين رژيم مخالف شيوه اجرايي آن باشند
( خب باشند، چه اهميتي دارد؟) اما با نفس کار موافقند. اين رژيم به
سراشيبي سقوط افتاده بايد هم سعي کند خودش را نجات دهد و تصوير يک
اژدهاي هفت سر از خودش بروز دهد که هر سرش را ميزنيد دو سر ديگر از آن
ميرويد.
آيا به قول شاعر "خرابي چون كه از حد بگذرد آباد ميگردد"، آيا خرابي به
آن حد نرسيده که چيزي آباد گردد؟ خرابي چو از حد بگذرد چيزي نميماند که
آبادش کنيد. حد و مرز خرابي کجاست؟ در همه اين سالها ما دست رو دست
نگذاشتيم که دنيا آنقدر خراب شود که به حد آبادي برسد!،در اين سالهاي
آخر بخصوص به همت مبارزات خودمان توانستيم به دستاوردهاي زيادي دست
پيدا کنيم. بارها به همت همين مبارزات رهبران و فعالين کارگري را از
زندان بيرون آورديم. اگر توانستيم باز هم ميتوانيم؛ اگر توانستيم بدين
خاطر بوده به هيچ جناحي توهم نداشتيم و به هيچ بند قانون سرمايه متوسل
نشديم؛اين اتفاقات بهمت مبارزات متحدانه ما کارگران بوده است. اگر
توانستيم بدان خاطر بوده که به اين واقف شديم که نيروي اجتماعي ما
بسيار مهيب تر است و کسي که بايد بترسد جمهوري اسلامي است نه ما. و او
ترسيده است.
تجربه ما کارگران ثابت کرده است با همين دست هاي خالي ولي به مدد قدرت
اجتماعي مان بارها اين رژيم را وادار به عقب نشيني کرديم. اکنون هم
نبايد اجازه دهيم فعالين و رهبران كارگري در زندان باشند. راه مبارزه و
نجات رهبران و فعالين کارگري و کليه زندانيان سياسي فعاليت در چهاچوب
قانون نيست، قانوني که با توسل به آن اين فعالين را بازداشت ميکنند، به
زندان محکوم ميکنند و يا حکم اعدام صادر ميکنند. آنجا که رژيم عقب
نشيني کرده است وقتي بوده است که فشار مبارزات ما کارگران بوده است که
رژيم از ترس مرگ به تب راضي شده است. هيچ بند و تبصره قانوني در قانون
سرمايه و بطور اخص در رژيم اسلامي سرمايه نيست که به نفع کارگر باشد
بايد کليت اين رژيم با قوانينش را به گور سپرد تا بشريت نفسي بکشد.
کارگران زنداني اسانلو و صالحي و کليه زندانيان سياسي بايد فورا و بي
قيد وشرط آزاد شوند. نه بدان خاطر که طبق تبصره فلان،مصوبه فلان سال
شمسي به صراحت اعلام نشده که ميتوان بازداشت کرد يا خير بلکه اين رژيم
اساسا حق ندارد کسي را به دلايل سياسي بازداشت کند، اين حکم مبارزات
مردم است. اين رژيم را بايد عقب راند و ميتوانيم و بارها اين کار را
کرديم تنها و تنها به همت مبارزات خودمان و نيروي خودمان؛ اکنون نيز
آزادي اسانلو و صالحي و کليه زندانيان سياسي در گرو مبارزات ماست و بس.
|