در مورد گراني و وضعيت زندگي كارگران
حميد فرهادي كارگري از ايران
من اسمم حميد است. يک کارگرکمونيست. يک صنعت گر با سابقه. يک
کارگرمنظم وخستگي ناپذير، سخت کوش و با برنامه وبا دست مزد به اصطلاح
"مناسب". اما ببينيد با اين حال شرايط زندگي ما به چه منجلابي تبد يل
شده!؟ صحبت من يک واقعيت روز است و از زبان ميليونها هم طبقه و هم طراز
خود بيان ميدارم. گراني مايحتاج عمومي زندگي، هر ساله سرسام آورتر بر
زندگي ما کارگران سايه مي اندازد. اكنون مسئله بنزين وافزايش قيمت آن و
تا ثيرات فوري آن بر ساير مايحتاج زندگي واز جمله گراني بيش از حد
مسکن، و مواد غذايي هر لحظه اين سطح اختلاف را بيشتر ميكند و هر روزه
محرومتر از ديروز ميشويم.
اگرچه از ابتداي سر کار آمد ن اين رژيم ،زندگي مردم هميشه آما ج
حمله گراني ، اخراج وخانه خرابي و محروميت قرار بوده است، اما ميتوانم
بگويم كه تاكنون بهرحال ميشد با اين وضع به شکلي کنار آمد ومدارا کرد.!
يک روش كنار آمدن، خود محرومي وريا ضت کشي است که تنها زنده ماند ن را
بهر زجري باشد امكان پذير كند. اما معلوم است كه ديگر حرفي از چيزي
بنام آسايش، رفاه وتوقعات انساني درکار نيست. ما كارگران تا كنون به
اين شكل خودرا تا اينجا كشانده ايم. البته معلوم است كه آثار اين ساختن
ها و سوختن ها و كنار آمدنها ميتواند درانواع خود کشيها ،افسردگي
ونارحتيهاي رواني و انواع و اقسام و دردهاي و زخمهايي كه بر قلب همه
ماست بروز كنند. اما امروز دارند همين را هم از ما ميگيرند. در سال 86
همه چيز به کلي فرق کرده است. يعني بد تر شده است. فكر ميكرديم ازين
بدتر نميشود يا امكان پذير نيست. اما افزايش قيمت بنزين، تنها به بنزين
ختم نميگردد.مرد م تجربه کرده اند که گران شدن يکي از کالا هاي حياتي
گراني ساير کالاهاي ديگر را در پي خود خواهد داشت. به همين دليل است كه
مساله بنزين به اين سرعت مردم را به واکنش، تعرض و حمله وا داشت. اين
مساله سئوالا ت مهمي راپيشا روي ما مي گذارد. تاثير مساله بنزين بر
زندگي كارگران چيست؟
شايد يکي از جوابها اين باشد که اولا خيل وسيعي از کارگران اخراجي،
بيکا ر، بازنشسته ومحروم از ساير مشاغل اجتماعي، از طريق حمل و نقل
امرار معاش ميكنند و نقش ماشين و وسيله نقليه در تبا دلات، حمل ونقل و
جابجايي در اين عصر يکي از حياتي ترين امکان براي بشر بحساب مي آيد.
داشتن اين ويژ گي، اين حرکت را شکل داده است .
ميخواهم بگويم كه مساله بنزين فقط مساله بنزين نيست. مساله نان شب
براي ميليونها نفر كارگر اخراجي و بيكار و باز نشسته است. به همين دليل
است كه اين همه خشم در ميان مردم فوران ميكند. بنا به اهميت اين مسئله
است که در يک فاصله کوتاه، مردم خشمگين بسياري از پمپ بنزين هاي شهر
تهران را تخر يب و به آتش کشيدند. همچنين دا منه اين تعرض به بانکها
وفروشگاههاي معتبر سرايت کرد. در چنين شرايطي که هيچ گونه امنيت شغلي
وجود ندارد وبيش از دو سوم از کارگران ايران بيکارند واز نان خوردن
افتاده اند افزا يش قيمت مسکن هم به دو تا سه برابرنسبت به2 ماه قبل
خود رسيده است. اکنون که فصل جا بجايي است آزردگي واضطراب در چهره
ميليونها نفر به خاطر اين سا ده ترين مسئله زندگي نقش بسته وسر
گردانند. حد متوسط قيمت يك واحد مسكوني 60 متري در نوار کمر بندي تهران
14 ميليون تومان رهن و200 هزار تومان در ماه اجاره است. در نز د يک به
مر کز تهران اين رقم 25 ميليون تومان رهن و300 هزار تومان اجاره است.
در مناطق شمالي پنجاه ميليون و يك ميليون تومان اجاره حد متعارف است.
فشار بيش از حد مساله مسکن بر ما خانواده هاي کارگري با عث شده است
که از هم اکنون به دهها کيلو متر ي حاشيه شهر نقل مکان کنيم. طبق
اخباري كه خود در جريان آن هستم عده زيادي از کارگران شاغل که دستمزد
شان پائين است ويا شغل ثابت ندارند در صدد ترک محل کار خود هستند و
شرايت کوچ اجباري به آ نها تحميل شده است .
اين همه گراني و فلاکت در شرايطي اتفاق ميافتد که عالي جنابان ستمزد
کار گر را 183 هزار تو مان براي بيش از 12 ساعت کار بدون هيچ امکاناتي
به تصويب ميرسانند.
درصورتي که متوسط اجاره مسکن در حاشيه هاي شهر، بالاي 500000هزار تومان
در ماه مي با شد .
زمينه سازيها
نکته جالب وقابل توجهي که هميشه در جمهوري اسلامي به عنوان يک
اقدام روانشناسانه در افزايش قيمتها بکار گرفته شده اين است: به مرگ
بگير تا به تب رازي شوند! اين چنين سياستهاي رندانه، رياکارانه و در
عين حال ضد انساني وسود پرستانه، متاسفانه بخاطرعدم انسجام و عدم تحرک
سازمان يا فته ي مردم، هميشه عمل كرده است و يکي از شاخصهاي بارز و
برجسته اين رژيم جنايت کار بحساب مي آيد.. طراحان سياسي واقتصاد دانان
ريز ودرشت رژيم، کشتار و ستمگر جمهوري اسلامي طي حدود سه دهه،مردم را
به عنا وين مختلف به موقعيتي بي نهايت پست و پايين کشا نده اند.
اين رژيم به هزاران شيوه ضد انساني، ازطرح کوپني کردن زندگي مردم
تااجراي طرح خانه گردي، اخراج وبيکاري سا زيهاي وسيع ودهها ميليوني تا
طرح آرام نگه داشتن اوضاع سياسي بعد از جنگ و احداث پروژهاي صنعتي و تا
قراردادهاي يک جا نبه و سفيد امضاء، دستگيري، زنداني کردن و اعدام صدها
هزار نفري از ما کارگران و مردم نا راضي، مجموعه از کار نامه سياه
راپشت سر خود دارد. نگاه کنيد که از طريق افزايش قيمتها از يک طرف و
کاهش نرخ دستمزدها وحمله به سطح معيشت ما طبقه کارگر ، چطور انواع
خشونت، امراض و فساد و مرگ و اعتياد را در جامعه مرسوم نمو ده است؟
بنابه ماهيت دولت سرمايه داري و نقش و ويژگي اسلام سياسي در اين رژيم
هميشه طبق برنامه از قبل طراحي شده، شرايط ذهني و رواني را در جامعه به
منظور افزايش قيمتها آماده ميكند. فراهم نمودن، ملزومات حمله به زندگي
فقيرانه مردم کارگر وديگر شهر وندان را، بعنوان يک اقدام سرکو ب عمومي،
در سياست گذاري کلان اين حکومت نقش اساسي بازي کرده و در جريان است. در
جمهوري اسلامي رسم بر اين است که توسط دولت وقت ، براي اينكه پروژه اي
يا هر طرحي که قرار است به اجرا در بيا يد طوري باشد كه دست حكومت رو
نشود و مقامات تبرئه شوند، از پيش دليل تراشي و گزينه سازي خاص خودش
رافراهم مي کند. به خاطر همين زيرکي و تر دستي و متوهم کردن و سوء
استفاده از احساسات ساده مردم است که تا بحال وي را تا به اينجا کشا
نيده است.
اما آيا آنچه را كه داريم با زجر لمس ميكنيم را ميشود انكار كرد؟ ميشود
ناديده گرفت؟ ما کار گران و خانواده هايمان خيلي خوب متو جه اين همه
طرح ونقشه شده ايم که بايد بر سر ما پيا ده شوند.بايد عليه آن به پا
خيزيم. و مصمميم كه بپاخيزيم. |