رسالت شوراي اسلامي و خانه کارگرواگذارمي شود
آرام دانشي
چندي پيش يعني در سوم خرداد در نوشته اي در روزنامه اعتماد نوشته اي
تحت عنوان "نقد كارگري بر سنديكاي كارگري" بچاپ رسيده بود كه قابل توجه
بود. نويسنده اين نوشته بنام حسين اكبري ايراداتي را به مبارزه و
اعتصاب كارگران شركت واحد مطرح ميكرد كه قابل توجه است. گرچه مدتي از
انتشار اين نوشته گذشته اما مضمون اين نقد حرف امروز و ديروز و فرداي
جريان سنديكاليستي نسبت به هر مبارزه راديكال كارگري است. و به همين
دليل بايد به آن پرداخت. از نظر حسين اكبري مشكل اصلي اينست كه كارگران
از قوانين جمهوري اسلامي به خوبي استفاده نكرده اند و پارا از آن فراتر
گذاشته اند. او بعد از مدتها تحقيق و تفحس به کشف خطاهائي دست يافته که
گويا در نيمه دوم سال 84 از سوي برخي از کارگران شرکت واحد و بويژه
اعضاي سنديکاي آن شرکت سر زده. خطاهائي که خيلي از نظر اکبري نبايد
رويشان حساسيت به خرج داد و کارگراني که به خاطر بدفهمي از قانون کار و
فعليت سنديکائي مرتکب آن شده اند مورد تنبيهات سنگين واقع شوند .از
طرفي هم مي کوشد کارگران را متوجه اشتباهشان بکند تا از آن درس بگيرند
و ديگر به آن دچار نشوند که هم خلق مسؤلين را تنگ کنند و هم خود از تنگ
خلقي مسؤلين مورد سرزنش و يا کمي از سوي پايين دست ترهاي مسؤلين کتک
نوش جان کنند . در هر صورت از نظر اکبري و هم کيشان سنديکاليستش
برخوردهاي نادرستي از سوي فعالين سنديکا صورت گرفته که با کمي درايت
مسؤلين و صبر و حوصله کارگراني که مشکلاتشان طي ساليان انباشته شده بود
مي شد مهار کرد، تا حالا اکبري و دوستانش مجبور نباشند با شرمندگي
عذرخواهي کنند . او آنچه را که طي آن مدت بر سنديکاي شرکت واحد گذشته
به منظوريافتن و ارائه راهکار درست براي فعاليت سنديکائي در آينده مورد
نقد و بررسي قرار داده و در نهايت باز به اشتباهات کارگران در برخورد
به مشکلات صنفيشان مي رسد که نمي بايست کاري مي کردند خشم مقامات و
مراجع دولتي را برانگيزند و شأن و منزلتشان به خاطر شتابزدگي خودشان از
طرف بعضي از مراجع خدشه دار شود . اکبري بريدن زبان اسانلو که حالا
ديگر او هم به نتيجه مشابهي رسيده را هزينه اي مي داند که کارگران شرکت
واحد باعث شدندد روي دست اسانلوها بگذارند .
جالب اينست كه اکبري و اسانلو ديگر نمي خواهند از کساني که به خود
آنها و بقيه کارگران حمله کردند و بيش از هزار نفر از آنها را به زندان
بردند نام ببرند بلکه خود کارگران به بند رفته و کتک خورده را مدام
سرزنش مي کنند . البته از همان ابتدا هم روشن بود و ميدانستيم كه بعضي
از رهبران سنديکاليست با اعتصاب كارگران و حركت راديكال كارگري موافق
نبودند و به همين دليل هم با اولين وعده قاليباف سعي كردند اعتصاب را
تمام كنند و توانستند اين كار را هم بكنند. اکبري بعد از تشريح اهداف
هواداران و مخالفان سنديکا در تقابل با هم دست هواداران سنديکا که
منظور ايشان نه کارگران شرکت واحد بلکه کارگران سنديکاليست است را به
عنوان برنده رقابت بالا مي برد ! که نتيجه آن برسميت شناخته شدن به قول
ايشان اصل مسلم و قانوني حق آزادانه تشکيل سازمانهاي سنديکائي در نزد
افکار عمومي و بخش قابل توجهي ازاحزاب بود ! او مبارزات جدي و
قهرمانانه هزاران کارگر شرکت واحد در آن مقطع و سرکوب وحشيانه آنها از
سوي نيروي انتظامي را به رقابتي مسالمت آميز تقليل مي دهد که ميان دو
طرف و در انظار جماعت زيادي رخ داده که بازنده ديگر شانسي براي عدم
پذيرش شکستش ندارد . بي شرمانه مي کوشد حضور و سرکوب هزاران کارگر را
محدود به زورآزمائي چند نفر فهيم و قيم کند و حمايتهاي بين المللي
كارگري را که تأثيري غيرقابل انکار در دستاوردهاي مبارزات کارگران شرکت
واحد داشت از معادله خارج کند و به عنوان شاهدان رقابت در کناره ميدان
جايشان دهد . اکبري مبارزه سنديکاي شرکت واحد را مديون مقاومت و روحيه
سنديکائي اعضاي سنديکا مي داند ! مديون روحيه اي مي داند که بعد از دو
سال که از شروع مبارزات کارگران واحد مي گذرد و پيروزيشان نقطه عطفي
ارزشمند را در مبارزات طبقه کارگر ايران به طور کلي ايجاد کرد ، آن را
نادرست مي داند و حالا ضمن در آمدن بر مقام شرمندگي بابت اتفاقي که
افتاده از کارگران مي خواهد ديگر تکرار نکنند! در حاليکه اگر کارگران
شرکت واحد پايبند موازين سنديکائي بودند و قيد و بندهاي دست و پاگير
سنديکائي را زير پا نمي گذاشتند و به مبارزه جدي و عملي روي نمي آوردند
الان بقاي خود سنديکا و پذيرش غير رسمي آن از سوي دولت نيز غير ممکن
بود . اکبري باز هم به توصيه هاي دلسوزانه اش ادامه مي دهد ، ضمن
ناپايدار جلوه دادن موفقيتهاي کارگران شرکت واحد در طي يک سال و نيمه
گذشته از آنها مي خواهد که جو زده نشوند . شايد چيزي شنيده!؟ او که
حالا دربست با کارگران نيست و از موضع کارگر صرف صحبت نمي کند ، هر چه
باشد به قول خودش برنده مسابقه بوده و از طرف رقيب هم قبولش دارند! با
مقامات رفت وآمد دارد و ممکن است در خلال قرار و مدارها تهديدهائي که
بازهم از نظر ايشان اجتناب ناپذير است شنيده و اندک حس هم سرنوشتي
احتمالا باقي مانده در وجودش نمي گذارد نسبت به مشکلاتي که در آينده در
صورت سماجت همکارانش بر ادامه اشتباهات يک ساله و نيمه گذشته دچارش
شوند، بي خيال باشد. اما اکبري خوب مي داند که کارگران شرکت واحد نه
تنها با تهديدات رودررو و مستقيم همان مقامات مرعوب نشدند و به شيوه
غير سنديکائي به مبارزاتشان ادامه دادند بلکه با حمله کنندگان به صف
اعتراضشان هم درگير شدند و موفقيتشان را تا اين حد تضمين کردند. او با
اين وساطت کسي جز به قول خودش "کارگران سنديکاليست" هيچ کارگري را به
محفلشان جذب نخواهد کرد و کارگران سنديکاليست هم کساني غير از همانهائي
که از يک سال و نيم قبل مخالف مبارزات خارج از چهارچوب قانون موجود و
غير سنديکائي کارگران شرکت واحد بودند نخواهند بود. او از اخراج
کارگران واحد ظاهرا نگران است و مي گويد کارگران بايد قبل از هر چيز
شاغل باشند تا بتوانند به حقوق ديگرشان برسند . يعني کاري نکنيد که
اخراج شويد ! عجب ! آقاي اکبري مگر کارگران واحد يکي از خواسته هاي
اصليشان لغو قراردادهاي موقت نبود ؟ مگر آنها هم نمي خواستند قبل از هر
چيز اشتغالشان تضمين شود پس چرا بسياري از آنها اخراج شدند و هنوز هم
تعدادي اجازه بازگشت به کار را ندارند ؟
با تأملي هر چند کوتاه بر اظهارات شفافتر از گذشته رهبران سنديکاليست
سنديکاي شرکت واحد براحتي مي توان درک کرد که رسالت اصلي اين رهبران چه
هست و چرا حالا به اين صراحت آن را اعلام مي کنند. در شرايط حاضر به
خاطر گسترش روز افزون مبارزات طبقه کارگر ايران که يکي از مطالبات اصلي
آن انحلال شوراهاي اسلامي و خانه کارگر است و خود دولت هم به آن واقف
است چرا که با نپذيرفتن نمايندگان شوراي اسلامي و خانه کارگر در اجلاس
سالانه سازمان جهاني کار رسما پايان عمر آنها را قبول کرد ، وزارت کار
گزينه اي بهتر از کساني که مي خواهند مبا رزات طبقه کارگر را با محدود
کردن آن در دايره قانوني و سنديکائي مهار کنند ندارد و داوطلبان اين
امر"پرافتخار" هم رهبران سنديکاليست سنديکاي شرکت واحد شدند . اما نکته
بسيار مهمي که هم از طرف دولت و هم از طرف رهبران سنديکاليست ناديده
گرفته شده شرايط امروز است که طبقه کارگر با گام جلو گذاشتن در عرصه
مبارزات عملي توازن قوا را به نفع خود تغيير داده و کل معدلات گذشته را
به هم ريخته است. اين را آقاي اكبري ظاهرا نمي بيند يا نميخواهد ببيند.
اما واقعيتي است كه خود مقامات حكومت هم دارند به اشكال مختلف به آن
اعتراف ميكنند كه كارگر دارد عليرغم ممنوعيت اعتصاب و مبارزه، هم
اعتصاب ميكند و هم خواستهايش را به درجات تحميل ميكنند. علم کردن
شوراهاي اسلامي و تحميل آنها بر طبقه کارگر محصول دوره اي طولاني از
سرکوب و خفقان شديد بود که طبقه کارگر را زمين گير و منکوب کرده بود.
اما با طي دوره اي کوتاه از حرکت رو به جلو طبقه کارگر نوبت به يورش
کارگران به شوراهاي اسلامي رسيد و تاريخ مصرفشان را به پايان رساند .
وحالا عده اي ديگر عزم جزم کرده اند ادامه وظيفه شوراهاي اسلامي در
مهار طبقه کارگر را بر دوش بگيرند. اما شانس جايگزيني تشکلهاي سنديکائي
آنهم سنديكاهايي بدون دخالت مجامع عمومي كارگران که رهبران سنديکاليست
وعده آن را مي دهند بسيار اندک و حتي در حد صفر است. تشکلها و دعوت به
فعاليتهاي سنديکائي در مراسم روز جهاني کارگر 86 جواب خود را از
کارگران گرفتند. علي رغم دعوت آنان از کارگران به برگزاري مراسم آرام و
گوش دادن به سخنراني هاي سنديکاليستها در سالنهاي بسته کارگران با
شعارهاي راديکال و سوسياليستي به خيابان آمدند. حرکت اعتراضي طبقه
کارگر به حدي پر شتاب است که هر پديده اي كه بخواهد سر راه پيشروي آن
را بگيرد قبل از بلوغ ناچار به انقراض مي کند و الان ديگر زمان مناسبي
براي رهبران دلسوز سنديکاليست نيست که بتوانند جايگزين مسئولين شوراهاي
اسلامي و خانه کارگر شوند. داوطلبان جديد جايگزيني شوراهاي اسلامي فعلا
از مناسب بودن قانون کار و وجود دلسوزان در بخشهاي مختلف حکومت براي
کارگران موعظه مي کنند و از طبقه کارگر دعوت به درست فهميدن قانون کار
و آشتي با قانون گزاران مي کنند. اما مطمئن باشند با ژست جديد خودشان
را با سرعت به انزواي مرگبار مي رسانند و از پيکره طبقه کنده شده و به
بيرون پرت ميشوند. كارگر براي ادامه زندگي ناچار به مبارزه با حكومت و
قوانين دولتي است. در اين مبارزه بي ترديد افت و خيزهايي وجود دارد.
هزينه هايي را هم بايد پرداخت. اما واقعيت نشان ميدهد كه بدون اين
مبارزه راديكال همه چيز هزينه است و دستاوردي وجود نخواهد داشت. اين را
كارگران ميدانند و لمس ميكنند. موعظه قانون گرايي و مماشات با حكومت
توحش ضد كارگري، تلاشي است كه كارگر را به درجا زدن در جهنم موجود
محكوم ميكند. جنبش كارگري با حركت رو بجلو خود دارد هرروز اين سياست و
اين خط را طرد ميكند.
|