قانون گرايي افراطي منصور اسانلودر جنبش کارگري
محمد مزرعه كار
يکي ازموانع موجود در ايجاد تشکل ازاد و مستقل کارگران از
دولت،حضورخط رفرميستي-دوخردادي در جنبش کارگري است .گرايش "قانون گرايي
افراطي" تلاش دارد جنبش کارگري و مطالباتش را در چهار چوب قانون اساسي
جمهوري اسلامي و توانايي طبقه سرمايه دار در ايران مهار و کنترل نمايد.
لذاخط اصلاح طلبان درطبقه کارگر با چشم دوختن به بالا يعني سران جمهوري
اسلامي واصلاحات جنبش شکست خورده وبه بن بست رسيده ۲ خرداد،مي کوشد
جنبش کارگري را در راه دستيابي به تشکل طبقاتي ،ازاد و مستقل از دولت
باز دارد وکارگران را درتوهم وسراب و خوش خيالي و مشروعيت و حقانيت
دادن به قوانين ضد کارگري رژيم اسلامي سرمايه در ايران مشغول نگاه
دارد. افشا وطرد و به حاشيه راندن گرايش سنديکاليستي_قانون گرايي
افراطي يکي از مهمترين وظايف رهبران کارگري در اين مقطع حساس کنوني
براي ايجاد تشکل مبارزاتي و طبقاتي يعني تشکل کارگري ازاد و مستقل است.
منصور اسانلورييس هيات مديره سنديکاي کارگران اتوبوسراني شرکت واحد پس
از پايان نشست در اجلاس اي تي اف در لندن خرداد ۱۳۸۶ در رابطه با
موجوديت تشکل کارگري و نمايندگي وسخنگوي ان اعلام کرد:"...سنديکاي
کارگران شرکت واحد براساس ماده ۲۶ قانون اساسي ايران(جمهوري اسلامي) يک
اتحاديه مشروع و برحق است..." ؟ ايا کارگران واحد چندين سال مبارزه
کردند ،زندان رفتند ،شکنجه جسمي _ رواني شدن و خانواده هايشان زير فشار
چکمه ها و پوتين هاي نيروهاي امنيتي و انتظامي قرار گرفتند ، گرسنگي
کشيدند و سر اخر بيش از ۵۰ نفر از فعالين کارگري شرکت واحد از کار
اخراج شدند که ثابت کنند سنديکاي کارگران واحد به دليل وجود اصل
"طلايي"ماده ۲۶ قانون اساسي جمهوري اسلامي ضد کارگر ،مشروعيت و حقانيت
دارد؟ براي روشن و شفاف شدن در مورد اصل ۲۶ قانون اساسي که شب و روز
چون دعاي کميل ورد زبان امثال منصور اسانلو و ابراهيم مددي واعضاي
"هيات موسسان سنديکاي کارگري" هم چون حسين اکبري ميباشد ،درست است که
نگاهي به ان بياندازيم.جوهر و اساس اصل ۲۶قانون اساسي جمهوري اسلامي در
اين چند کلمه است:"...انجمن هاي سياسي و صنفي ازادند، مشروط بر اينکه
...وحدت ملي،موازين اسلامي واساس جمهوري اسلامي را نقض نکنند." از
منصور اسانلو بايد پرسيد که "وحدت ملي" چيست؟ موازين اسلامي و اساس
جمهوري اسلامي يعني چه؟ ايا وحدت ملي يعني همه مردم ساکن در ايران
منافع مشترک دارند؟ ايا کارگران و سرمايه داران در ايران منافع مشترک
دارند و هر کدام بايد بکوشند اين" وحدت ملي " که حافظ منافع هر دو گروه
بزرگ اجتماعي به يکسان است را نقض نکنند؟ سرمايه داران که به لطف
قوانين ضد کارگري انچنان به استثمار وحشيانه دست ميزنند و حتي از
پرداخت دستمزد کارگران خود داري ميکنند تا جاييکه کارگر کنف کار در
منطقه شمال ايران بنام حسن حسني دست به خود کشي با طناب دار ميزند. با
اين جانوران اسلامي سرمايه در ايران چگونه ميشود در "وحدت ملي" بود
وکارگران در مبارزه طبقاتي با انان نباشند؟ اگر يک تشکل کارگري حتي
صنفي و نه سياسي تصميم بگيرد با تشکيل مجمع عمومي با راي اکثريت
کارگران اعتصاب کنند براي گرفتن دستمزد هاي عقب افتاده مثل ۵۰۰۰ کارگر
نيشکر هفت تپه خوزستان ،ايا اين اعتصاب و اعتراض و مبارزه کارگران اساس
استثمار، دزدي و خانه خرابي کارگران توسط سرمايه داران را در نظام
جموري اسلامي نقض نميکند و زير پرسش نمي برد؟ مگر ميتوان يک تشکل
کارگري در جهت منافع کارگران ساخت اما از تنها ابزار موثر و کارامد
يعني اعتصاب استفاده نکرد ؟ کارگران سوسياليست_ راديکال جنبش کارگري
بدرستي به ياد مي اورند که همين قانون اساسي جمهوري اسلامي که حق
اعتصاب و حق تشکل کارگري ازاد و مستقل از دولت را به هيچ وجه برسميت
نمي شناسد، چگونه بعد از کشتار کارگران اتحاديه بيکاران اصفهان
،انديمشک ،ابادان ،شورا هاي کارگران و زحمت کشان در ترکمن صحرا و
کردستان و صيادان بندر انزلي، با راي نمايندگان سرمايه در ايران مانند
بهشتي، بني صدر، بازرگان، ابراهيم يزدي ، منتظري واحزابي چون حزب
جمهوري اسلامي ،نهضت ازادي، حزب توده وجنبش مسلمانان مبارز حبيب الله
پيمان به تصويب رساندند.
منصور اسانلو وگرايش سنديکاليستي تلاش ميکند به هر طريقي که شده
سنديکاي کارگران واحد را به زور هم که شده وارد اصل ۲۶ ارتجاعي قانون
اساسي جمهوري اسلامي بکند. غافل از اينکه اصل "طلايي" ٢٦ توسط
نمايندگان اسلامي سرمايه انچنان اببندي شده که حتي امکان استفاده اصلاح
طلبان ۲ خردادي هم از آن سلب شده است . در واقع اسانلو ميخواهد سنديكاي
شركت واحد را به چارچوب "موازين اسلامي" و "اساس جمهوري اسلامي" و
"وحدت ملي" محدود كند. مطمئن باشيد كه اين را خود كارگران شركت واحد و
فعالين راديكال اين سنديكا از ايشان نخواهد پذيرفت و اجازه نخواهند
داد.
قانون کار اسلامي که بر مبناي قانون اساسي تدوين شده است طبق تبصره۴
ماده ۱۳۱ آن:"کارگران يک واحد ،فقط ميتوانند يکي از سه شوراهاي اسلامي
کار ،انجمن صنفي يا نماييندگان کارگران را داشته باشند." و ماده ۱۳۸
نيز ميگويد:" مقام ولايت فقيه در صورت مصلحت ميتوانند در هر يک از تشکل
هاي مذکور(شوراهاي اسلامي کار ،انجمن صنفي يا نماييندگان)نماينده داشته
باشد.گرايش رفرميستي و اصلاح طلبانه منصور اسانلو در سنديکاي کارگران
واحد ميخواهد مسيولان ارشد جمهوري اسلامي(خامنه اي ،رفسنجاني ،خاتمي
،کروبي واحمدي نژاد) را با ديالوگ و اموزش دادن "سعه صدر" قانع نمانيد
که به جاي" انجمن صنفي" در لفظ " سنديکا" را به کار ببرند ،اما جمهوري
اسلامي که مار ۷ خط است از۱۳۷۶ با روي کار امدن دولت محبوب گرايش
سنديکاليتي تا کنون به مدت ۱۰ سال است که به ارزوي خط رفرميستي_ توده
ايستي در جنبش کارگري جواب منفي داده است .تازه گيرم که کلمه "سنديکاي
کارگران واحد "وارد قانون ارتجاع کار اسلامي که "حق اعتصاب" را قبول
ندارد ،پذيرفته شود. در اين صورت روشن است كه ديگر ابزاري براي مبارزه
كارگر نيست. بلكه ابزاري براي سازش و مماشات است. جالب اين است که خود
منصور اسانلو در همين پيام اختتاميه در اجلاس (اي.تي.اف) گفته که
"...دولت ما تا بحال سنديکاي ما را برسميت نشناخته است..." علي رغم اين
همه قسم خوردن به قانون اساسي و بر حق جلوه دادن و مشروعيت دادن به
قانون اساسي جمهوري اسلامي ،هنوز سنديکايي که با تلاش ، فدا کاري ،
مبارزه ،و زندان رفتن کارگران در ابعاد ۱۰۰۰ نفر تشکيل شد ،هنوز مورد
پذيرش سران جمهوري اسلامي نيست ،اما پيشاپيش منصور اسانلو دستاورد هاي
اعتصاب دي ماه ۱۳۸۴ را با تعريف و تمجيد کردن از اصل ۲۶ قانون اساسي،
ميخواهد بر باد دهد. رهبري سنديکاي واحد با ` اين مساله که نمايندگان
مقام ولايت فقيه با نيروهاي امنيتي در مجمع عمومي حق شرکت را دارند چه
ميکند؟ ايا قرار است نمايندگان منتخب کارگران از فيلتر نماينده سرمايه
داران طرفدار ولايت فقيه بگذرد؟
منصور اسانلو در اين اجلاسيه جهاني که بهترين فرصت براي ابراز مطالبات
کارگران و جنبشهاي اعتراضي معلمان، دانشجويان و زنان بود هرگز با وجود
امکانات و ميدياي جهاني و رسانه ها وخبر گزاريهاي دنيا به نفع كارگران
استفاده نکرد. اما تا توانست از "سعه صدر" دولت "مهر ورز" احمدي نژاد
داد سخن راند. ايا اين قهرمان اصلاح طلب در جنبش کارگران شرکت واحد
نميتوانست از مجامع جهاني و اتحاديه هاي کارگري جهان بخواهد راجع به
کشتار کارگران خاتون اباد کرمان روي جمهوري اسلامي فشار بياورند و
امران و قاتلين کشتار کارگران را به محكوم كنند؟ ايا منصور اسانلو نمي
توانست به خود کشي کارگر کنف کار حسن حسني که ۱۱ ماه دستمزد را نگرفته
بود ودر کمال ياس و نا اميدي اجبارا طناب دار را بر اين زندگي واين همه
شرمندگي انتخاب کرد ،اشاره اي بکند ؟ ايا نميتوانست از ازادي محمود
صالحي کارگر زنداني سياسي در جمهوري اسلامي سخني و اشاره اي بميان
اورد؟ و در اخر ايا منصور اسانلو بهتر نبود بجاي قانون گرايي افراطي و
اصل "طلايي" و پوچ ۲۶ قانون اساسي جمهوري اسلامي، پرونده سرکوب عملي
کارگران صنايع معدن خاتون اباد کرمان را با ۲۶ گلوله داغ و سربي که
بسيار واقعي تر از اصل ۲۶ قانون اساسي جمهوري اسلامي در ۱۳۸۲ قلب ۷
کارگر معترض را نشانه گرفت، يک بار ديگر در مقابل چشمان کار گران و
مردم جهان بگشايد؟
در شرايط کنوني که روز بروز توازن قوا به نفع طبقه کارگر در ايران در
حال تغيير است ، کارگران راديکال_کمونيست يعني رهبران کارگري نبايد يک
لحظه از حرکت مخرب گرايش قانون گراي افراطي که به عنوان بازوي جنبش بي
اعتبار ۲ خرداد در ميان کارگران عمل ميكند غفلت نمايند. چراکه رشد
هژموني و رهبري جنبش کمونيسم کارگري در جنبش طبقه کارگر در ايران
مستلزم افشا، طرد و منزوي کردن اين گرايش خطرناک و مخرب ميباشد. رشد
گرايش سوسياليستي و هم گرايي و همکاري و اتحاد عمل در جنبش کارگري در
اوضاع حساس و پر تحول کنوني گواه و شاهد واقعي اين نگاه ما به مبارزات
و اعتراضات کارگران درايران است .
محمد مزرعه کار ۲۶ژوين ۲۰۰۷
|