پنجشنبه، ١٧ خرداد 1386 - ٧  ژوئن  2007

    کارگر کمونيست  ٦٠

               اى ميل:  kargar_komonist@yahoo.com

     سايت:  www.wpiran.org/kk-index.htm

پاسخ كارگران به پرسشهاي كارگر كمونيست

ياشار بهروزي ومصطفي خوش سيما پاسخ ميدهند

ياشار بهروزي

به نظر شما طبقه کارگر چگونه ميتواند نقش موثري در اوضاع سياسي امروز بازي کند؟

ياشار بهروزي: با توجه به اينكه طبقه ي كارگر ايران به علت وجود جو خفقان و سركوب نتوانسته است به تشكلهاي خويش دست پيدا كند و از اتحاد و همبستگي لازم برخوردار نيست. بنابر اين با توجه به اين وضعيت كارگران نميتوانند نقش موثري در اوضاع سياسي امروز بازي كنند. كل جامعه ناراضي و معترض ميباشد. اعتراضات متعدد كارگري، اعتراضت معلمان، اعتراضات جنبش دانشجويي، اعتراضات جنبش زنان و جوانان به ويژه اعتراضات گسترده و همه روزه ي كارگران داراي اهميت ميباشد. ولي اين جنبش به دليل نداشتن تشكيلات و رهبري منسجم و عدم سازمانيافتگي آن در ابعاد سراسري آن موجب ميشود كه كارگران نتونند بطور شايسته و بايسته در اوضاع سياسي و اقتصادي جامعه تاثير گذار باشد.

كلا بنظر شما تا چه حد كارگران آماده ايفاي اين نقش هستند؟
ياشار بهروزي: اينكه كارگران تا چه حد آماده ي ايفاي نقش ميباشد، بايد گفت كه كارگران به علت فشار بيش از اندازه اي كه تحمل ميكند، از وضعيت موجود كاملا به ستوه آمده و روحيه ي اعتراضي بالايي دارند. اما به علت نداشتن تشكيلات و عدم سازمانيافتگي موجب ميشود تا كارگران نتوانند نقش موثري در اوضاع سياسي امروز ايفا نمايد.كارگران در صورتي ميتوانند كه به شكل ويژه تر در اوضاع سياسي دخالتگر باشند كه داراي تشكلهاي خويش گردند.و با برنامه عمل و سازمانيافته مبارزه نمايند.

مصطفي خوش سيما
بنظر شما جايگاه و اهميت مجمع عمومي چيست ؟
مصطفي خوش سيما: اگر ابزارهاي مبارزاتي در پايه اي ترين حالت را دسته بندي کنيم و تاثيرگذاري آنها بر روند مبارزات به ترتيب اهميت برشماريم مجمع عمومي کارگري در ميان آن – جايگاه ويژه اي دارد. مکان و موقعيت مجمع عمومي از اين نظر داراي اهميت است که تنوع درخواست هاي هر کارخانه و فابريک که در شکل عمومي و بيرون از محيطهاي کارگري ودر قالب ظرفها تشکلات صنفي و رشته اي مطرح اند متفاوت و دقيق تر هستند . اين مطالبات نيستند که جايگاه ابزار مبارزه ي طبقه ي کارگر را مشخص و معين مي کنند بلکه اين آن پراتيک و عينيت محيط توليدي هستند که هر لحظه براي بهبود وضعيت خود عليه شرايط موجود به ناچار مطالباتي را به دنبال خواهد داشت . ظرف و ابزار مانند مجمع عمومي تنها شکل اداري و تشکيلاتي عمومي نيست بلکه نطفه و پايه گذار تشکلات متنوع تر و سياسي تر است تجربه نشان داده که اگر تشکلات فابريکي – صنفي – مانند سنديکا و اتحاديه ها – در مراحلي با سازش و بندو بست با دولت و کار فرماها – روند حرکت مبارزات را تغيير داده اند و تاريخ مصرفشان تمام مي شود، ماهيت مجمع عمومي درهيچ شرايط اعتبار و ارزش خود را نه اينکه از دست نمي دهد بلکه به دليل جايگاه ويژه اش هر روز مشروعيتش اعتبار و ارزشش محک مي خورد .

در مجمع عمومي كارگر قدرت خود را تجربه ميكند و به آن بيشتر آگاه ميشود. اين شکل دخالت گري از پايين و تبادل به شور کذاشتن – مسائل و مشکلات محيط خود امکان پذير تر از هر کدام از ساير تشکلات است. مجامع عمومي کارگري به عنوان يک ارگان عالي تصميم گيري در سرنوشت محيط يا محيطهاي کارگري ماهيت زندگي شورايي را در خود دارد و يك نوع تمرين شوراست. بعلاوه كارگر با تشكيل مجمع عمومي در هفته چهار ساعت استثمارش کم خواهد شد ولو اين که در محيط کار هم باشد. هزينه ي مادي براي کارگر ندارد. مشکل مکان هم به عهده ي صاحبان کار مي باشد. کارگر به قدرت خود پي مي برد. آگاهي طبقاتي – نظم پذيري – وشکل پذيري در هر مجمع بيشتر خواهد شد . کارگران در کارگاههاي کوچکتر کارخانه بيشتر روي شرايط محيط دقيق مي شوند – هر کس تلاش مي کند که چيزي براي گفتن داشته باشد. از اين با بت ذهن ها فعال تر مي شوند مطالعه ي مستمر براي دخالت گري تک تک کارگران ماديت مي يابد. در طول روز و در ايام هفته در سلف سرويسها – در آنتراکتهاي بين ساعات کاري در تردد و در داخل سرويس ها بحثهاي زنده و بررسي مشکلات در جريان است . پس بنابراين با وجود چنين ابزاري – فضاي محيطهاي کارگري – کاملا با انگيزه و روحيه ي حق به جانب وتعطيل نا پذير نسبت به ديگر ابزارها کارگر را به فاز جديدي از موقعيت سياسي و اقتصادي مي برد . اين ابزار و ارکان شورايي در سطح وسيعي به عنوان يک جنبش مشخص عمل مي کند .

با توجه به اين چرا تشكيل مجمع عمومي هنور در ميان كارگران عموميت نيافته است و پراكنده است؟ چرا مجامع عمومي در همه جا بطور سراسري برپا نميشود؟ موانع تبديل مجمع عمومي پراکنده و نا منظم به مجمع عمومي منظم چيست ؟

مصطفي خوش سيما : اين موانع خود برمي گردد به دوران سرکوب و عقب راندن مطالبات طبقه ي کارگر طي دو دهه ونيم گذ شته. طي سالهاي درست قبل از انقلاب و بعد از آن در واقع اين روند شروع شده بود. دولت و کارفرمايان خيلي زود دريافتند که بر پايي مجامع کارگري چه عواقب ناگواري براي به نمايش گذاشتن قدرت طبقاتي كارگران را پشت سرخود دارد. تجربه ي برگزاري اين مجامع که در نهايت به شکل منظم به عنوان سنت مبارزاتي جايگزين نماز وحدت در کارخانجات تا سالهاي ٦١ شده بود چه قدر ا و باش و قمه کشان حذب الله را به عقب راند. من فكر ميكنم اين ابزار مبارزه ي اجتماعي و طبقاتي قبل از هر چيزي بايد دوباره توسط رهبران عملي و کارگران آگاه فراخوانش داده شود. بايد در کارخانه جات بدون اجازه دخالت کارفرمايان و نمايندگان آنها و پليس و (حراست ) کارخانه برگزار شود . يکي از راهها براي منظم کردن اين مجامع در محيطهاي کارگري استقلال و انسجام هر فابريکي به عنوان يک مطالبه و تبليغ و ترويج مستمر به شکل گسترده است. بايد خود ما کارگران بخواهيم که همانطور كه هر روزه آمار افزايش توليد و گزارش کار دقيق از تمام ساعت کار تک تک کارگران توسط مسئولين منصب کارفرما از ما ميخواهند، همانطور كه براي کوچکترين اشتباه غير عمد و کنترل ناهار دست شويي رفتن از انواع امکانات از قبيل دوربين و بلند گو و پليس و اطلاعيه ما را مورد باز خواست قرار مي دهند، ما هم بايد آنها را مورد بازخواست و كنترل قرار دهيم. بايد براي رسيدگي به مشکلات و نواقص محيط کار هم بدون تاخير در پايان هر هفته – به ما امکان نشست کافي بدهند تا مشکلات عديده ي ناشي از محيط کار را به شور بگذاريم. بايد بر پايي مجامع عمومي را به عنوان يک جنبش اجتماعي طبقه ي کارگر با تمام خصوصياتش در آحاد کارگران ودر جامعه نهادينه کنيم و سرنوشت خود را به آن گره بزنيم. منظم کردن آن مستلزم شناخت و آگاهي کافي در اهميت و نقش آن براي کارگر است. ويژگي مجامع عمومي محيطهاي کارگري هم در اين است که به طور منظم مطالبات و مسائل را دنبال کنند. نكته ديگر اينست كه براي منظم کردن مجامع عمومي کارگر بايد تفاوت بين ابزارهاي مبارزاتي را بداند. مجمع عمومي پايه همه تشكلهاست و بر پيشرفت همه خواستها تاثير ميگذارد. کارگر بايد مجامع عمومي و خواستگاه کليه ي ابزارها و مطالبات هم در عرصه ي کارخانه اي وهم در سطح سراسري و تاثير آني اين اجتماع بر بهبود وضع زندگيش را بداند و با توجه به آنست كه براي آن بطور جدي تلاش خواهد كرد.