اول مه امسال و جايگاه و اهميت آن
ميز گرد تلويزيوني با اصغر کريمي و کاظم نيکخواه
شهلا دانشفر: با سلام و تبريک اول ماه مه. يکي از دوستان
ميگفت اول مه را بايد جشن گرفت. من گفتم اول قدرت نمائي ميکنيم بعد
جشن ميگيريم. جا دارد دست تک تک فعالين را به گرمي بفشاريم که چندين
ماه است که درگير برگزاري چنين روزي هستند. رژيم تلاش زيادي کرد كه
مانع شود. قابل توجه است که رژيم مجبور شد اول ماه مه را به رسميت
بشناسد و بعد ميبينيم که مراسم کارگران در سنندج را وحشيانه مورد حمله
قرار داد. در کرمانشاه هم همين كار را كرد. در تهران تلاش كارگران با
فشارها و مانع تراشيهاي زيادي روبرو شد. ولي ما شاهد بوديم که چه
اتفاقي افتاد. بهرحال سوال من اينست كه تصوير شما از اول مه چيست؟
البته هنوز همه خبرها نرسيده اما تا همين جا که اخبار به دست ما رسيده
شما آنرا چگونه مي بينيد؟
کاظم نيکخواه: يک واقعيت روشن بود که جمهوري اسلامي با تمام
قوا ميخواست جلوي اول ماه مه را بگيرد و نتوانست. اين اولين واقعيتي
است كه به چشم ميخورد و بسيار مهم است. جمهوري اسلامي امسال با تمام
نيرو آمده بود که جلوي برگزاري مستقل اول ماه مه را بگيرد تجمعاتي که
کارگران به طور مستقل در روزهاي ديگر اعلام کرده بودند را موافقت
نکردند. تهديد کردند و جلوي آنها را گرفتند. و بعد خواستند که با يک
مراسم دولتي فضاي اول ماه مه را عوض كنند و يا به هر حال مخدودش کنند.
ولي عملا و عليرغم اينها اول مه به يک حرکت چپ و راديکال عليه جمهوري
اسلامي تبديل شد. نيروي انتظامي وسيعي را آورده بودند ولي کارگران خيلي
جاها به اينها حمله ميکردند و تعرض آنها را به عقب ميراندند. حتي آنها
را فراري ميدادند. نيروهاي انتظامي را به موضع دفاعي انداخته بودند.
گزارشاتي که داده شده و خود اطلاعيه هاي حزب کمونيست کارگري نشان ميدهد
که کارگران بسيار راديکالند، بسيار مصمم هستند. بعلاوه شعارها خيلي چپ
و سوسياليستي است و خيلي آشکار کارگر دارد عليه سرمايهداري براي
"حکومت کارگري" و "آزادي و برابري" شعار ميدهد. اين واقعيت آن جامعه
است. واقعيت جامعهاي است که يک سرمايهداري وحشي و هار و بحران
زدهاي روي آن حاکم است و کارگر پا به ميدان گذاشته است و مصمم است که
اين جامعه را از دست آنها بگيرد. هركس كه ترديد دارد به اين نبردي كه
امروز جريان داشت نگاه كند.
شهلا دانشفر: شما اصغر کريمي چه تصويري داريد از جامعه امروز
ايران؟
اصغر کريمي: من هم همان تصويري که کاظم نيکخواه گرفته بعلاوه اينکه
جمهوري اسلامي مجبور شد اول ماه مه را بار ديگر به رسميت بشناسد و درست
چند روز قبل از اول مه وزير کارش رسما بگويد اول مه براي کارگران تعطيل
رسمي است. هرچند خواسته کارگران اينست که اول ماه مي بايد مثل عيد نورز
يک تعطيلي رسمي باشد و براي همه جامعه تعطيل باشد. جمهوري اسلامي البته
در عمل هيچ مجوزي به هيچ کس جز ايادي خودش در خانه کارگر براي برگزاري
اول مه نداد. ولي نفس اينکه يک رژيم تماما ضدکارگري و سرکوبگر که حتي
وجود کارگر را انکار ميکرد حالا مجبور ميشود بر تعطيلي اول مه گردن
بگذارد نشانه قدرت اعتراضات کارگران است و وحشتي که رژيم دارد و اينکه
چگونه دنبال راه حلي براي نوعي سازش و آرام کردن کارگران است با چنين
امتيازاتي. حتي درمورد خانه کارگر هم بشدت وحشت داشت که آنها در خيابان
جمع شوند ميدانست که از کنترل آنها مثل سال قبل خارج ميشود و مراسم به
آبروريزي بيشتر براي رژيم و خانه کارگرش تبديل ميشود. به همين دليل تا
آخرين روز به آنها هم اجازه نداد و درست يک روز مانده به اول مه به
"خانه كارگريها" اجازه مراسم در درون يک استاديوم داد. حتي يک بهانه
مسخره هم براي خالي نبودن عريضه مطرح کردند که پليس گفته راه بندان
ميشود و براي ترافيک مشکل ايجاد ميشود! پس اجازه راهپيمائي نميدهيم.
استدلال واقعي شان اين بود که ما اتوبوس ميفرستيم قزوين و تهران و کرج
و تبريز و جاهاي ديگر و کارگران را جمع ميکنيم ولي يک عده از مخالفان
جمهوري اسلامي، کارگران سوسياليست و راديکال، تظاهرات را مال خودشان
ميکنند و هدايتش ميکنند و سرش را بطرف ديگري کج ميکنند. و از دست ما
خارج ميکنند. اما شايد اينرا حساب نکرده بودند که تجمع حتي در درون
استاديوم و زير کنترل شديد آنها هم از دستشان خارج ميشود و به يک
تظاهرات و راهپيمائي تمام عيار کارگري و مستقل و ضدرژيمي تبديل ميشود.
محجوبشان را کتک ميزنند و جمعيت هفت هشت هزار نفره از استاديوم بيرون
ميايد و شروع به راهپيمائي ميکند و عليه رژيم و تکنولوژي هسته اي و بي
حقوقي و نابرابري و محروميت شروع به شعار دادن ميکند.
نکته دوم اينکه تمام شعارها چپ و سوسياليستي بود و به يک معنا اول ماه
مه، ١٦ آذر سرخ و سوسياليستي و ۸ مارس را تکميل کرد. هر سال فضاي اول
ماه مه فضاي راديکال و چپ بوده. اما هرسال بيشتر و بيشتر سوسياليستي
ميشود.
شعار برجسته کارگران که ما انرژي هستهاي نميخواهيم حقوق ۱۸۶هزاري هم
نميخواهيم، به نظر من فوق العاده جالب بود يکي اينکه اين زندگي رو قبول
نداريم که هيچ، انرژي هستهاي و بمب و اينجور چيزها رو هم نميخواهيم و
اين يک حرکتي کاملا در مقابل جمهوري اسلامي و مقابل قدرت نمائي اسلام
سياسي در منطقه بود. تابوت قانون کار هم که در تظاهرات حمل کردند، يک
تودهني آشکار به رژيم و ايادي آنها امثال محجوب و خانه کارگر بود.
گرايشي که در خانه کارگر و شوراي اسلامي هست که مرتب به قانون کار اتکا
ميکند و تلاش ميکند مبارزه را در چهارچوب قانون کار خفه کند، کارگران
امروز آخرين ميخ تابوتش رو کوبيدند و گفتند قانون کار جمهوري اسلامي
ضدکارگري است و از نظر کارگران باطل است. در هر صورت اتفاقي که امروز
افتاد به نظر من چپ، آزاديخواهي و سوسياليسم را يک گام ديگر جلو برد.
مردم را مصممتر در مقابل جمهوري اسلامي گذاشت. به جمهوري اسلامي اعلام
شد که روز اول ماه مه به تو و مزدوران خانه کارگري ات ربطي ندارد. اول
ماه مه را ما در مقابل تو ميگيريم. بنظر من اول مه امسال يکبار ديگر
نشان داد که اگر مردم يک ذره آزادي داشته باشند، زن و مرد در ابعاد
ميليوني زير پرچم زنده باد سوسياليسم جمع ميشوند. يك نکته ديگر هم قابل
توجه بود و آن حضور چشمگير معلمان در تجمعات اول مه بود. طبق گزارشاتي
که به حزب کمونيست کارگري رسيده تعداد معلمان در تظاهرات امروز بسيار
چشمگير بود و اينها همه فضاي تازه و نوي را نشان ميدهد.
شهلا دانشفر: ..و اين تاثير خودش را در شعارها گذاشته بود
مثل اين که معلم زنداني آزاد بايد گردد، معلم دانشجو کارگر اتحاد اتحاد
و شعارها کاملا اين همبستگي را نشان ميداد و در تظاهرات ميشد اينرا
ديد.
اصغر کريمي: به هر حال منهم به سهم خودم به تمام کارگراني که
امروز مراسم را از دست رژيم گرفتند، محجوب را هو کردند و کتک زدند،
شعارهاي حکومت کارگري و سوسياليستي و آزادي و برابري سر دادند و قانون
کار را در به تابوت کشاندند، تبريک ميگويم و دستشان را ميفشارم. کار
بزرگي کردند و اين اقدام آنها در تاريخ مبارزه آزاديخواهي در ايران ثبت
خواهد شد.
کاظم نيکخواه: ..كلا خصوصيت اعتراضات در ايران خيلي جالب
است. و به طور مشخص در اول ماه مه امروز قابل مشاهده بود. يک رابطه و
پيوند محكمي است بين بخشهاي مختلف مردم. اين را اگر مقايسه کنيم با
دوره مثلا شاه مساله روشن تر ميشود. آن زمان دانشجويان زياد اعتراض
ميکردند و اعتصاب ميکردند. ولي آن رابطه لازم را با کارگران نداشتند و
در شعارهاشان اين انعکاس پيدا نميکرد. ولي الان کارگر ميرود در
دانشگاه سخنراني ميکند در تجمعات دانشجويان شرکت ميکند و از آنها
حمايت ميكند. دانشجويان اعتصاب ميکنند در حمايت از کارگران پتروشيمي و
از شرکت واحد شعارميدهند. و آن طرف کارگران اعتصاب ميکنند از حمايت
معلمان و پرستاران و دانشجويان و بخشهاي مختلف مردم برخوردار ميشوند.
همين امروز شرکت دانشجويان در تجمعات اول مه هم چشمگيربود. طبق
گزارشاتي که دريافت کرديم علاوه بر معلمان دانشجويان هم وسيعا شركت
داشتند. ميخواهم بگويم كه يکي از ويژگيهاي بارز جنبش اعتراضي و حقطلبي
در ايران پيوند وسيع و عميقي است که بخشهاي مختلف جامعه با هم دارند.
روشن كه دانشجويان بخش زيادشان بخشي از طبقه کارگرند، از نظر موقعيت
اجتماعيشان. معلمان همينطور. پرستاران همينطور. درعين حال يک پيوند
سياسي عميقي بين اينها وجود دارد. جنبش دانشجويي و جنبش معلمان اينها
پيوند عميقي با جنبش كارگري دارد که مهم و تعيين کننده است.
کلا امروز چيزي که شاهد بوديم به طور سمبليکي واقعيت آن جامعه را نشان
ميدهد. درست است که ۷-۸ هزار نفر آمدند بيرون ولي اينها نماينده
خواستها و آمال شصت هفتاد ميليون مردم آن جامعه بودند. جمهوري اسلامي
با نيروي انتظامي و ابزارهايي که دارد طبعا نميگذارد اين مردم در ابعاد
واقعي شان پا به ميدان بگذارند. يک چيز ديگري كه روشن شد اين بود که در
فضاي اعتراضي و نيرومند جنبش كارگري، "خانه کارگر" ديگر به درد
نميخورد. يک زماني خانه کارگر به طور واقعي خانه کارگر بود. حمله
كردند، گرفتند يک سازمان دست پروده حكومت درست کردند که به نام کارگر
اعتراضات کارگري را کنترل کند. اين هم ديگر به دردشان نميخورد هر وقت
ميخواهد کاري کند به حركتي عليه جمهوري اسلامي تبديل ميشود. نيروي
انتظامي هم حداقل امروز در تهرا ن کنترل شد و جرات نکرد کارگران را
مورد تعرض قرار دهد. يعني جمهوري اسلامي از دو ابزار اصلي خود يکي خانه
کارگر که ابزار تحميق و جاسوسي است و نيروي انتظامي که ابزار سرکوب
مستقيم جمهوري اسلامي است عليه كارگران استفاده کرد و نتوانست جلوي
حركت آنها را بگيرد. البته اين را هم اشاره کنيم که در سنندج حمله
وحشيانهاي به کارگران کردند خيلي از کارگران را زخمي کردند تعدادي
پاشون شکسته تعدادي دستگير شدند.
شهلا دانشفر: ما در تصاوير و عكسهاي دريافتي هم ديديم که چه
جمعيتي حضور داشت. جمع شدند ولي جمهوري اسلامي حمله کرد. ولي قطعنامه
کارگران سنندج هست که چه قطعنامه راديکالي است. گزارشات اين حركت
كارگران هم هست. همانطوري که کاظم نيكخواه گفت آنجا به کارگران وحشيانه
حمله کردند. هنگامي که شيث اماني نماينده کارگران سخنراني ميکرده در آن
موقع حمله به تجمع شروع ميشود و بعد تعدادي مضروب ميشوند که طبق خبر
رسيده شيث اماني و تعداد ديگري مورد ضرب و شتم قرار گرفته و الان تحت
درمان هستند. و همينطور در کرمانشاه تجمع اول مه داشتيم. در آنجا هم
موقعي که جوانمير مرادي از رهبران کارگراني آنجا سخنراني ميکرده به او
حمله ميکنند و ميخواستند دستگيرش کنند ولي کارگران نميگذارند....
پلاکاردي که شما گفتيد "نه بمب نه تورم اين است شعار مردم". يکي از
شعارهاي بسيار جالب اين تجمع بود. ميگفتند حامي سرمايهدار خجالت
خجالت. و مستقيما عليه سرمايه شعار ميدادند. که مستقيما حملهشان به
خانه کارگر و جمهوري اسلامي بود.
اساسا امسال کارگران با قدرت به استقبال اول ماه مي رفتند. خود
تدارک اول مي که مراسم آبشار خور در واقع محل و شروع اين قضيه بود و در
آبشار خور طبق گزارشات ۴-۵ هزار جمعيت جمع شد و نيروي انتظامي خواست
مانع اين تجمع شود ولي نتوانست. در دانشگاه ديديم که از طرف دانشجويان
برنامهاي در استقبال از اول مه گذاشته شد و از فعالين کارگري دعوت شد
که بيايند و سخنراني کنند و جمهوري اسلامي مانع آن شد. همان جلو جمع
شدند و صحبت کردند و به محلي از بحث تبديل شد. بحث بر سر نقش جنبش
دانشجوي و رابطه جنبش دانشجويي با کارگران بود. اينها اتفاقاتي بود که
ما شاهد آن بوديم و خود خانه کارگر بيسابقه بوده که شب آخر محل تجمع
خودش را اعلام نکرد و بعد هم گفت جلوي خيابان ابوريحان جمع ميشوند و
بعد هم که عدهاي آنجا جمع ميشوند يک عده را از قبل خبر داده بودند که
بروند ورزشگاه شيرودي که جمعيت زياد يکجا جمع نشود در سطح شهر. و اين
کار خيلي حساب شده بود. از قبل به آنهايي که از شهرستانها آمده بود
گفته بودند بروند استاديوم شيرودي و به اين ترتيب با شکاندن جمعيت مانع
جمع شدند تعداد زيادي در محل ابوريحان جمع شدند. اين توطئهاي بود که
اينها چيدند ولي باز جوابش را گرفتند.
اما سوال بعد من اينست كه امروز اين اتفاق فكر ميكنيد چه تاثيري در
اوضاع سياسي ايران دارد؟
اصغر کريمي: يک بار ديگر کارگران امروز مردم را نمايندگي
کردند. درست است که ۷-۸ هزار نفر بودند. ولي ميليونها نفر انسان شريف و
آزاديخواه در اين جامعه را نمايندگي کردند. ميليونها معلم و کارگر و
دانشجو و زن و جوان را که اين رژيم و اين نظام ناعادلانه را
نميخواهند، مردمي که برابري و عدالت ميخواهند. اين ۷-۸ هزار نفر در
فضاي خفقان و سرکوبي که در واقع امروز هست توانستند جمع شوند. اگر يک
ذره آزادي بود خود آن ميليونها نفر جمع ميشدند و خيلي تندتر و راديکال
تر و سوسياليستي تر حرف ميزدند و شعار ميدادند و بساط اين اوباشان را
به زير ميکشيدند ولي امروز اين چند هزارنفر همه مردم را پشت سر خود
دارند. حرفها و شعارهاي اينها توي دل ميليونها نفر مينشيند و در ذهن
ميليونها نفر حک ميشود. يک بار ديگر نشان داده شد که جنبشهاي اعتراضي و
اجتماعي امروز را کارگران سوسياليست و کمونيستها هدايت ميکنند. امروز
خبري از مرزهاي قومي و مذهبي و نژادي نبود. موقعيت چپ و سوسياليستها
امروز بيشتر در جامعه تحکيم شد. رژيم ضعيف تر شد. اول مه امسال يک وجه
مهم بين المللي هم داشت و آن اينکه با صداي بلند اعلام شد و در يک
پلاکارد بزرگ نوشته شد که نه انرژي هسته اي و بمب ميخواهيم و نه جنگ.
اينرا بايد بزرگ کرد و ترجمه کرد و به گوش مردم دنيا رساند که کارگران
ميآيند بيرون همانجوري که دانشجويان ميآيند بيرون همانجوري که معلمان
ميآيند بيرون ميگويند سوسياليسم ميخواهيم جنگ نميخواهيم بمب هم
نميخواهيم انرژي هستهاي هم نميخواهيم . اول مه امسال به يک معني
بشريت آزاديخواه را نمايندگي کرد. اين ۷-۸ هزار نفر نه تنها مردم ايران
را نمايندگي کردند بلکه آن دهها ميليوني که بر عليه جنگ و زورگويي و
قلدري آمريکا ميآيند بيرون را هم بخوبي نمايندگي کرد. به اين معني اول
ماه مه يک اول ماه مه بسيار موفق بود. پيام طبقه کارگر در ايران را به
مردم دنيا داد و ما تلاش ميکنيم اينرا به زبانهاي مختلف به اشکال مختلف
به گوش طبقه کارگر و افکار عمومي برسانيم که از پيام کارگران ايران
حمايت کنيد. که اين خواست، خواست شما هم هست.
شهلا دانشفر: بله اين حركت يک اتفاق خيلي مهم بود. از نظر
شما اين ما را در چه موقعيتي قرار ميدهد؟ فکر ميکنيد چطور ميشود بر
اساس آن يک پيشروي بزرگتر کرد؟
کاظم نيکخواه: خود اين رويداد در واقع شاخص و سمبل يک سري
فعل و انفعلات و توازن قوايي در جامعه است که قبل از آن به وجود آمده
بود. در اين رابطه اخيرا دفتر سياسي حزب يک قطعنامه داد و شكست سياست
احمدي نژاد و كل جمهوري اسلامي را اعلام كرد كه توسط مردم بود و
مبارزات مردم بود. ببينيد اگر ما به يکي دو سال گذشته نگاه کنيم يک
واقعيت كه به چشم ميزند تداوم مبارزه و اعتصاب هر روزه کارگران است.
يعني فکر نميکنم كه روزي را بشود پيدا كرد و يا شايد به ندرت پيدا شود
که يک اعتراض يا اعتصاب کارگري صورت نگرفته باشد. و اينجا بحث در مورد
اعتراضي است كه بيرون زده. به حركت جمعي اي تبديل شده. وگرنه در همه
كارخانها و محلهاي كار هر لحظه اعتراض وجود دارد. ولي از آن طرف
روزهايي بود که در آن چندين اعتصاب کارگري صورت گرفت. جامعه ايران فكر
ميكنم امروز پرالتهاب ترين، پرمبارزه ترين جامعه دنيا باشد. نميدانم
کجا الان ميشود جامعه اي را سراغ کرد که اين همه اعتصاب و اعترض در آن
وجود داشته باشد. کارگران كه همانطور كه اشاره كردم مدام اعترضاتشان
جريان داشته. ولي ما در عين حال شاهد اعتراض دانشجويان بوديم. خيلي
موارد زنان، معلمان و بخشهاي مختلف جامعه به حركت در آمده اند. براستي
اگر كسي گزارش اين مبارزات را جمع كند نميدانم چند كتاب ميشود. اين
واقعيت اين جامعه است که خودش را به صورت سمبليک در اول ماه مه نشان
داد. به اين مفهوم است كه ميگويم اول مه سمبل و شاخص است. ميشود اين
مسئله را کوچک نگاه کرد و گفت كلا ۷-۸ هزار نفر بودند از جمعيت ۷۰
ميليوني و يک مشت شعار هم دادند. ولي واقعيت بزرگ اينست که ميخواستند
دوره خون بار سال ۶۰ را در اين جامعه زنده کنند و نتوانستند. يک حکومت
کثيف اسلامي، سرکوبگر، شکنجهگر اعدام کننده سنگسار کننده سركار است و
در مقابل اين حکومت در تهران کارگر بلند ميشود و ميگويد آزادي برابري
حکومت کارگري! اين اتفاق کوچکي نيست. يکي از اين حركتها در دوره
ديكتاتوري پهلوي اتفاق نيافتاد. بايد اين واقعيت را در متن کل شرايط
ديد و آن وقت کل مجموعه شرايط را ميشود فهميد. اول مه امسال در واقع
دارد ميگويد جامعه به کجا دارد ميرود. خيلي صريح بگويم اين روند
ادامه پيدا خواهد کرد. اول ماه مه دارد ميگويد جامعه ايران بايد به
كجا برود و خواهد رفت. با دخالت خود ما! در آينده نه چندان دوراعتراضات
۱۰ها هزار نفره با شعار "آزادي برابري حکومت کارگري" خواهيم داشت. اين
واقعيت آن جامعه است. و چپ و سوسياليسم کارگري ستون فقرات حرکت جامعه
است. دانشجو، معلم، و همه بخشهاي جامعه پيوند نزديک و محکمي با کارگران
دارند. حزب کمونيست کارگري با شعارهايش دارد حضور زنده خود را در آنجا
نشان ميدهد. اينها واقعيت جامعه ايران است. و اگر هر کسي بخواهد درسي
از آن بگيرد اين است كه اين حرکت را ما بايد هر چه بيشتر گسترش بدهيم.
من بعنوان کارگر، بعنوان دانشجو، بعنوان معلم و بعنوان زن تحت ستم ،
بايد بروم و در اين حرکت فعالانه شرکت کنم و تاثير بگذارم و به پيشروي
آن كمك كنم. اول مه دارد راه نجات جامعه را از جنگ از بمب از آمريکا از
فقر و فحشا و اعتياد نشان ميدهد. دارد ميگويد چطور جامعه ميتواند از
اينها نجات پيدا کند. و اين بخش از جامعه که امروز ۷-۸ هزار نفر آن در
خيابان بودند و ۱۰-۱۵ هزار نفر هم حتما جمهوري اسلامي متفرق کرده و
اجازه نداده به آنها بپيوندند (از جمله يکي از انها همين کارگري بود که
شما با الان با او مصاحبه کرديد و نتوانسته خودرا به جمعيت برساند) اين
۷-۸ هزار نفر دارند ميگويند که جامعه به کدام سمت بايد برود و جامعه
به کدام سمت ميتواند برود. دارند جامعه را نمايندگي ميکنند و ميبرند
به آن سمت. اين حرکت بايد پاسخ بگيرد و حرف ما با تمام کساني که صداي
ما را ميشنوند اين است که اگر ميخواهيد از جنگ از بمب از فقر از
فلاکت غير قابل تحملي که الان در اين جامعه دارد بيداد ميکند و واقعا
غير قابل تصور است که بخش خيلي زيادي از مردم دارند با فاصله زيادي در
زير خط فقر زندگي ميکنند اگر ميخواهيم خلاص شويم بايد به اين حرکت
اول ماه مه امسال با شعار ازادي برابري، نه به جمهوري اسلامي، نه به
بمب، نه به اتم نه به قانون کار به اين حرکت بايد پيوست. حرکت امروز
سمبل حرکت يکسال آينده ايران، و تا سرنگوني جمهوري اسلامي و بعد از آن
خواهد بود. اين واقعيت حرکت امروز بود. ميگويم سمبليک است به خاطر
اينکه اين آمال و آرزوي واقعيت ميليونها نفر از مردم ايران را بيان
ميکند جمهوري اسلامي با خفقان، با حکومت احمدينژادي، با باند سعيد
امامي، با شکنجهگرهايش توانست اين حرکت را در اين حد برساند. ولي اين
فقط توازن قواي امروز را دارد نشان ميدهد که مردم از آن عبور کردند.
کارگران از خفقان جمهوري اسلامي عبور کردند و آنرا شکست دادند.
نتوانستند سکوت گورستاني سال ۶۰ را در آن جامعه حاکم کنند...
شهلا دانشفر: اگر ميخواهيد نکته ديگري را هم اضافه کنيد بفرمائيد.
اصغر كريمي: ...يكي از مطالبات مهم کارگران امروز دستمزد بود
و با قاطعيت بايد يک کمپين براي دستمزد ۷٠۰ هزار، ٨٠٠ هزار يا يک
ميليون، هر چه که کارگران ميگويند، راه انداخت. بايد کاري کرد که يک
ماه ديگر جمهوري اسلامي بگويد که ۲۰۰ هزار تومان يا ۳۰۰ هزار تومان به
دستمزدها اضافه کرديم. اگر جمهوري اسلامي را در اين زمينه شکست دهند و
به عقب برانند، نه فقط زندگي عمومي کارگران بهبود نسبي پيدا ميکند بلکه
استاندارد عمومي در جامعه ارتقاء پيدا ميکند و يک اهرم پيشرفت ميشود
در همه زمينهها. اگر جمهوري اسلامي را وادار کنند که مثلا ۲۰۰ هزار
تومان به دستمزدها اضافه کند که بنظر من عملي است، آنوقت مبارزات
ميرود در يک سطح ديگر و اين مرگ جمهوري اسلامي را هم نزديک تر ميکند.
مردم بايد يک پيروزي را در اين سطح عمومي ببينند، آشکارا يک شکست رژيم
را در مقابل مبارزه خود ببينند که همه بگويند پيروز شديم، در ابعاد
ميليوني پيروز شديم.
امروز خانه کارگر هم بيشتر بي آبرو شد و به پايان کار خودش رسيد.
امروز تابوت قانون کارش را بلند کردند و بساطش را بهم زدند و رهبرشان
را کتک زدند. وقت آن است که کارگران و بخشهاي مختلف مردم بروند سريعتر
تشکلهايشان را ايجاد کنند. همانطوري که اول ماه مي را تحميل کردند
ميشود تشکل را هم تحميل کرد. در اين زمينه خوشبختانه تحرک خوبي هم در
ميان فعالين کارگري به چشم ميخورد. بايد رفت سراغ سازماندهي و کمپينهاي
مهمي از جمله دستمزد.
کاظم نيکخواه: کارگران و دانشجويان و معلماني که آمدند بيرون
و عليرغم تهديدات و فشارها پرچم راديکاليسم و انسانيت را بلند کردند
دستشان را به گرمي ميفشارم و نکتهاي که اصغر کريمي گفتند تشکل، من فکر
ميکنم کارگران بايد براي تشکلشان کار کنند و بويژه مجمع عمومي و
شوراهاي کارگري در اين مقطع بسيار مهم است. دورهاي است که کارگر
ميتواند با برپايي منظم مجامع عمومي و برپا كردن يک جنبش شورايي و
سراسري، تلاش كند اختيار را در دست خودش بگيرد. دخالتگري بسيار جديتري
در سرنوشت خودش و جامعه داشته باشد. اين جنبش را بايد به پيش برد ما
طرفدار شوراهاي کارگران و مردم هستيم. ما فکر ميکنيم اينست راهي که
کارگر و مردم ميتوانند خودشان را از يک تاريخ طولاني بياختياري خلاص
کنند. شوراها چه در کارخانجات و چه محلات و چه در سطح جامعه
شهلا دانشفر: اين بحث مهمي است و حلقه کليدي است که قدرت
کارگر را ميتواند در جامعه تضمين کند.
اصغر کريمي: از فرصت استفاده ميکنم و يکبار ديگر درود
ميفرستم به همه شرکتکنندگان اول ماه مه در کرمانشاه، سنندج در تهران و
تمام شهرهايي که ما هنوز از آنها گزارشي دريافت نکرده ايم. اينها امروز
انسانيت را نمايندگي کردند و بساط خانه کارگر را بهم زدند. برنامه هاي
جمهوري اسلامي را بهم ريختند و مطالبات و شعارها و پلاکاردها و
خواستههاي انساني خودشان را به اهتزاز درآوردند. |