گامهاي بلند جنبش كارگري
ناصر اصغري
در عرض يكي دو هفته گذشته، جدا از برگزاري مراسمهاي باشكوه اول ماه
مه، جنبش كارگري گامهاي بلند و انكار ناپذيري برداشته است كه جا دارد
به يكي دو نمونه آن اشاره كنيم. نمونههائي كه توجهها را به خود جلب
كرده است.
اين روزها عوامل حكومت اسلامي آشكارا به وحشت افتاده بودند. نماز وحشت
خواندند. سخنرانان قبل از نماز جمعهها، سران خانه كارگر و شوراهاي
اسلامي كار بودند. عاجزانه بر دست كارگران بوسه زدند. رفسنجاني و
خامنهاي از كارگر و ارزش او حرف زدند. بر تعطيلي روز كارگر تأكيد
كردند. به همديگر هشدار دادند كه مطالبات مطرح شده توسط كارگران،
معلمان و زنان همان مطالباتي است كه اپوزيسيون سالهاست مطرح كرده است.
ياد حق اعتصاب براي كارگران افتادند. صحنه زيبايي است. اين جنبش رو به
جلو طبقه كارگر است كه ايفاي اين نقش رقت انگيز را به نمايندگان وحشي
طبقه سرمايه دار تحميل كرده است. و اين جنبش ميتواند و بايد گامهاي
بلندتري به پيش بردارد. راه ديگري نيست.
تأكيد بر تعطيلي ١١ ارديبهشت، روز كارگر
در حول و حوش اول ماه مه امسال (۵ ارديبهشت ٨٦) شاهد اين بوديم كه
جمهوري اسلامي يك بار ديگر اعلام كرد كه ١١ ارديبهشت روز جهاني كارگر
است و براي همه كارگران كشور تعطيل رسمي است. ميگويم يكبار ديگر، چرا
كه يكبار ديگر نيز در سال ٦٩، هنگام تصويب قانون كار ارباب و رعيتياش،
زير فشار مبارزات كارگران مجبور شد آن را در قانون كار تعطيل رسمي
اعلام كند. اين قانون اما عملا هيچوقت در مراكز كارگري به اجرا گذاشته
نشد. و جالب اينكه عوامل فشار اعتراضي سنج رژيم در ميان كارگران، يعني
خانه كارگريها و شوراهاي اسلامي كار، امسال اينجا و آنجا از تعطيلي ١١
ارديبهشت صحبت كردند. اينها نشانه خوبي هستند.
اما رژيم فقط زير فشار اعتراضات كارگري تن به يك چنين عقب نشينيهائي
داده است. چرا كه همين رژيمي كه از ترس برگزاري مراسم اول ماه مه محمود
صالحي را به زندان انداخته و همين رژيمي كه به دليل راهپيمائي كارگران
در اول ماه مه ٧ نفر را دستگير كرد و احكامي برايشان صادر كرد، اعلام
ميكند كه ١١ ارديبهشت روز كارگر است و تعطيل رسمي براي كارگران اعلام
ميكند. از يك طرف زير فشار اعتراضات كارگري آنچه را كه گويا زماني
قانون بوده و هنوز هم در قانون كارشان است، دوباره و اين بار با تأكيد
اعلام ميكند كه اين روز تعطيل است! و از طرف ديگر تلاش براي برگزاري
مراسم ١١ ارديبهشت را سركوب ميكند. رژيم وحشي جمهوري اسلامي زبان آدم
سرش نميشود.
يك نكته ديگر كه طبقه كارگر بايد بر روي آن انگشت بگذارد، اينكه روز
كارگر اول ماه مه است، نه ١١ ارديبهشت. ما قبلا در اين رابطه زياد
نوشتهايم. اگر روز كارگر، روز همبستگي طبقاتي و فرا ايراني طبقه كارگر
يا روز همبستگي بين المللي كارگران است، اين روز در جهان نه بعنوان ١١
ارديبهشت، كه بعنوان اول ماه مه شناخته شده است. دنيا اين روز را
بعنوان روز اول مه ميشناسد. در ايران هم بايد به همين نام اعلام و
شناخته شود و همزمان با همه كارگران جهان برگزار شود. نه يك روز زودتر
و نه يك روز دير تر! بنابرين گام بعدي بايد تحميل اول مه بجاي ١١
ارديبهشت به رژيم اسلامي باشد.
حق اعتصاب
پرونده رژيم جمهوري اسلامي در رابطه با آزادي بيان، اعتصاب و تشكل،
از خونينترين پروندههاست. رژيمي كه نزديك به ٣ دهه است هرگونه تلاش
كارگران براي آزادي اعتصاب و تشكل را در هم ميشكند، پادوهايش تقاضاي
حق اعتصاب براي كارگران ميكنند. سهيلا جلودارزاده كه از عوامل اصلي
خانه كارگر و از رهبران حزب اسلامي كار است، اخيرا از رژيم خواسته است
كه براي كارگران حق اعتصاب قائل شود. "انجمنهاي صنفي" وابسته به خانه
كارگر هم، كه همان شوراهاي اسلامي كار هستند، منتها از بدنامي اين دومي
نام اولي را براي خود انتخاب كردهاند، در مراسم روز كارگر رژيم خواهان
حق اعتصاب شدهاند! رژيم چه بخواهد و چه نخواهد، شرايط سياسي و اقتصادي
طبقه كارگر، او را به اعتصاب ميكشد. و اين را در چند سال گذشته شاهد
بودهايم. روزنامه "كارگزاران" هم به آن اعتراف كرده است. اما در يكي
دو سال گذشته ابعاد و كيفيت اعتراضات و اعتصابات كارگري، رژيم و
پادوهايش را به مخمصه انداخته است.
سرمقاله روزنامه "كارگزاران" روز ١١ ارديبهشت در واكنش به سخنان
جلودارزاده مينويسد: "يكي از واقعيتها ميتواند نارضايتي كارگران از
شرايط كار باشد. كارگري كه از شرايط كار (دستمزد و بيمه و ...) راضي
نباشد به صورت خود خواسته و يا غيرارادي به روند كار و توليد تأثير
كاهنده ميگذارد. اعتصاب يكي از رفتارهاي ارادي كارگران و دست به قضا
صادقانهترين و كم ضررترين آنهاست."
در خصوص "بيضرري اعتصاب"، فرض سرمقاله نويس وجود تشكلها و نهادهائي
است كه توانسته باشند بر سر حق و حقوقي براي كارگران چانههائي زده
باشند؛ و توانسته باشند در چهارچوب قانون كارگر را از لحاظ سياسي و نه
سركوب صرف، كنترل كرده باشند. اين نقش (نقش كنترل و نمايندگي كارگران)
در ايران ظاهرا به "خانه كارگر" و "شوراهاي اسلامي كار" واگذار شده
است. اما خود وجود خانه كارگر و شوراهاي اسلامي كار يكي از اهداف اصلي
اعتراضات و مبارزات كارگران و "اعتصابات" است. عوامل خانه كارگر
سركوبگران اصلي و قمهكشان جلو صحنه حمله به صفوف اعتراضات و اعتصابات
كارگري بودهاند.
جمهوري اسلامي به يك مفهوم با مكانيزمهاي امروزي سوخت و ساز
سرمايهداري ناخوانايي دارد. اولين قدم در آزادي اعتصاب متوجه هست و
نيست جمهوري اسلامي خواهد شد. نه تنها اين، بلكه هر رژيم سرمايهداري
كه در ايران بر سر كار بيايد، براي حقنه كردن يك نهاد و تشكل غيردولتي
رفرميست به كارگران با مشكلات عديدهاي مواجه خواهد شد، كه بحث آن را
قبلا در همين نشريه باز كردهايم.
از همه اينها گذشته، اما اهميت اينكه اين مطالبه (حق اعتصاب) را از
دهان رژيميها ميشنويم در اين است كه فشار كارگران رژيم را به نوشيدن
جام زهرهاي ديگري كرده است.
اعتراضات تودهاي و اپوزيسيون
اما آنچه كه به نظر من مهمترين مشخصه اين دوره بوده است، نقش حزب
كمونيست كارگري است. اعتراف غلامحسين الهام، سخنگوي دولت و عضو شوراي
نگهبان به ربط اعتراضات تودهاي اخير و اپوزيسيون رژيم -آنچه كه آنها
خارج كشوري ميخوانند- در واقع دارد همين را منعكس ميكند. غلامحسين
الهام در پاسخ به سوالي در باره اعتراضات معلمان و زنان و كارگران
ميگويد: "اينها مطالبات كارگران، معلمان و زنان نيست و تنها مطالبه
گروه خاصي كه داراي اهداف سياسي و متصل به خارجند و توجهي به منافع ملي
نداشته و به آن چشم طمع دارند، است." اين اعتراف و حقيقتگوئي غلامحسين
الهام سر و صداي تعداد زيادي از سران جمهوري اسلامي را در آورده است.
اما ديگر كسي نميتواند انكار كند. با نزديك شدن اول ماه مه، در باره
برنامههاي حزب كمونيست كارگري در ايران به همديگر هشدار دادند. افسار
دانشجويان خط امام در دانشگاه بر عليه دانشجويان چپ و كمونيست را
بريدند. و و و.
جنبش اعتراضي كارگران، معلمان و زنان و جوانان روز به روز چپ تر
ميشود. اعتراضات فزاينده جامعه نميتواند براي هميشه پراكنده و بدون
هويت باشد. و اعتراض چپ جامعه به حزب خود احتياج دارد. غلامحسين الهام
درست ميگويد. آنچه كه در اعتراضات اقشار نامبرده مطرح ميگردد،
مطالبات چپ جامعه است كه در برنامه و سياستهاي حزب كمونيست كارگري
فرموله شده است. رو آوري اقشار اعتراضي به شعارهاي حزب كمونيست كارگري
مشخصه دورهاي است كه زنگ انقلاب و پيشروي به سوي جمهوري سوسياليستي
تنها راه جلوي جامعه است. و اقرار اين مهم از زبان رژيم نيز از اين جهت
مهم است كه به جامعه اعلام ميكند، براي سرنگوني رژيم جمهوري اسلامي،
براي خلاصي از بختك سرمايه داري، كارگران، زنان، معلمان و جوانان جامعه
چاره اي ندارند جز اينكه به حزب كمونيست كارگري بپيوندند.
٢ مه ٢٠٠٧ |