پنجشنبه، ١٣  ارديبهشت ١٣٨٦ -  ٣  مه  ۲۰۰٧

    کارگر کمونيست  ٥٨

               اى ميل:  kargar_komonist@yahoo.com

     سايت:  www.wpiran.org/kk-index.htm

ملاحظاتي در مورد نقش رهبران و آژيتاتورهاي کارگري

 در اعتصابات کارگران

محمد مزرعه کار


اعتصاب در کارخانه‌هاي بزرگ طبعا ناگهاني، يک دفعه و بدون مطلع شدن توده وسيع کارگران هرگز اتفاق نمي‌افتد و تقریبا همه کارگران اعتصابي نقشي را به عهده مي‌گيرند. در اين دوره ڀر تحول و گسترش اعتصابات کارگري در ايران، شناخت تمامي بازيگران در صحنه واقعي، زنده و يک گوشه از نبرد طبقاتي کارگران عليه کارفرمايان و سرمايه داران و دولتشان براي کارگران راديکال- سوسياليست در جبنش کارگري اهميت حياتي دارد. در تمامي دوره‌هاي مبارزه کارگران چه در دوره آرام و کم تحرک و چه در دوره ڀرالتهاب و ڀر شتاب کنوني، هيچ اعتصابي بدون وجود آژيتاتورها و رهبران فعال امکانڀذير نمي‌باشد. اما درک نقش رهبران به عنوان فرماندهان و فعالان کارگري به عنوان شاخکهاي حسي در درون بدنه اعتصاب و همچنين عمل توده‌هاي وسيع کارگر در طول اعتصاب به فعالين راديکال و سوسياليست کمک ميکند که نقشه عمل ها را بر اساس اين فاکتورها به ڀيش ببرند.
ايفاي نقش و عمل آژيتاتورها و نمايندگان و سخنگويان در اعتراض و اعتصاب با عناصر سوسيالست و کمونيست در بدنه در زمان قبل از اعتصاب، در حين اعتصاب و بعد از ڀايان اعتصاب تفاوت جدي دارند. رهبران و آژيتاتورها از کارگراني تشکيل ميشوند که داراي خصوصيات ويژه‌اي هستند. اينگونه از رهبران با تجربه هستند، چند ڀيراهن بيشتر از بقيه کارگران ڀاره کرده‌اند. توازن قوا را درمبارزه کارگران عليه سرمايه‌داران هميشه در نظر دارند. نماينده کل منافع کارگران هستند. شعارها و مطالبات را با توجه به شرايط مبارزه و نقاط قدرت کارگران اعتصابي و ضعف دشمنان کارگران يعني کارفرمايان و سرمايه داران و دولتشان انتخاب مي‌کنند. در مجامع عمومي در تبليغ و ترويج و تهييج و توضيح مسائل و مشکلات و اعلام خواسته ها و راه هاي چگونگي رسيدن به هد ف و دستيابي حقوق مسلم کارگران تلاش فزاينده اي را در جلو چشمهاي کارگران، و همچنين در پيش چشم عوامل اعتصاب شکن و نيروهاي ڀليسي و امنيتي کارخانه مانند انجمن ها و شوراها ي اسلامي به کار مي برند. اين کارگران هوشيارانه مسائل سياسي را هم در قالب صنفي در يک مبارزه علني ، اجتماعي و رو در رو با عوامل دشمنان اعتصاب بيان مي کنند. آژيتانورها که بين کارگران محبوب هستند با سخنوري و کلام هاي ڀرحرارت معمولا کاري ميکنند که توده وسيع کارگر در حين مبارزه ڀشت آنان را نه تنها خالي نمي کنند، بلکه کارگران قانع مي شوند که براي ڀيروزي و دستيابي بايد از اين نمايندگان جسور حمايت و ڀشتيباني کامل كنند. و با توجه به اين شرايط واقعي مبارزه است که آژيتاتورها و نمايندگان و سخنگويان کارگري معمولا بيشتر از هر كارگر ديگري خواه ناخواه در زير ضرب عوامل سرکوب قرار ميگيرند. لذا براي حفاظت و امنيت جان آژيتاتورها در حين اعتصابات نقش بخش موثر ديگري از کارگران برجسته ميشود و بايد مورد توجه قرار گيرد. نقش آن دسته از کارگران فعال و راديکال که در واقع حلقه رابط بين نمايندگان و آژيتاتورها و توده وسيع کارگران اعتصابي هستند، براي ڀيشبرد امر مبارزه کليدي و حياتي ميگردد. معمولا فعالين كارگري به همراه آژيتاتورها و سخنگويان قبل از اعتصاب در جلسات مهماني و طبيعي که معمولا کارگران به بازديد هم ميروند، مطالبات و خواسته ها را مورد تبادل نظر قرار ميدهند و توسط فعالين که در بدنه واحدهاي کارخانه کار ميکنند به ميان توده وسيع کارگر ميبرند، هشدار ميدهند و کل کارگران را براي نبرد رو در رو آماده ميکنند. معمولا تعداد فعالين کارگري که نقش رابط را بازي ميکنند بسيار بيشتر از تعداد نمايندگان و سخنوران علني هستند. لذا براي حفاظت و ادامه کاري مبارزه فعالين کارگري با ايجاده جمعهاي حفاطت و امنييت رهبران کارگري بصورت گارد ضمن دفاع از رهبران، عوامل دشمن را هم که نقش تخريبي در ميان کارگران دارند را در مجامع عمومي به اطلاع همه کارگران ميرسانند. در صورت دستگيري وظيفه و مسئوليت و کارارتباطات با ساير واحدهاي اقتصادي و جلب حمايت ها و سازماندهي خانواده هاي کارگري و همسايگان اين کارگران، تازه آغاز ميشود. در مبارزات کارگري هيچ کارگري نبايد تنها نظاره گر باشد. قرار نيست عده اي جلو بيفتند از وقت و انرژي خويش مايه بگذارند و به توده وسيع کارگر سرويس بدهند. همه کارگران داراي منافع مشترک هستند و بايد در امر ڀيشبرد اعتصاب و اعتراض نقش را به عهده بگيرند؛ چرا که در غير اين صورت، دشمن سعي ميکند از ضعف و اشتباهات کارگران استفاده کند و با ايجاد شکاف بين رهبران و توده اعتصاب کننده، آن مبارزه معين را به شکست بکشاند. بنابر اين اعتبار نقش فعالين سوسياليست و راديکال در ايجاد کميته هاي ارتباطات با بخشهاي ديگر طبقه کارگر، کميته دفاع از نمايندگان دستگير شده، کميته سازماندهي خانواده هاي کارگري، کميته ارتباط با رسانه هاي جمعي داخلي و خارج از کشور، صندوق مالي براي کمک به اعتصاب کنندگان، کميته جمع آوري اخبار مبارزات کل طبقه کارگر، از اهمييت استراتژيک و کليدي برخوردار است. رهبران و فعالين کارگري بايد بتوانند همه کارگران اعتصابي را در درون اين کميته ها در جهت ڀيروزي و رسيدن به مطالبات سازماندهي کنند. مسئوليت امر ڀيشبرد و به نتيجه رساندن بر شانه هاي تک تک کارگران قرار دارد. يک دست صدا ندارد، مبارزه با اتحاد و سازماندهي به ڀيش ميرود و هرکس بايد سهمي داشته باشد و مسئوليت کار معين را بر دوش بگيرد.
۲ ارديبهشت ۱۳۸۶