پنجشنبه، 30 فروردين 1386 - 19 آپريل 2007

    کارگر کمونيست  57

               اى ميل:  kargar_komonist@yahoo.com

     سايت:  www.wpiran.org/kk-index.htm

گزارشي از يخچال سازي لرستان
مبارزات کارگران يخچال سازي لرستان در سال گذشته


اين گزازش تلخيصي از گرارش ارسالي از جانب دوست کارگري از يخچال سازي لرستان براي کارگر کمونيست است که در دو شماره به چاپ رسيده است. در اين شماره بخش دوم اين گزارش به چاپ ميرسد. بويژه گزارش مشروح يك حركت اعتراضي كارگران از ديماه سال ٨٥ بسيار آموزنده و قابل توجه است و فضاي اعتراض و خشم و در عين حال اتحاد و عزم كارگران را بخوبي منعكس ميكند. خواندن اين گزارش را به همه خوانندگان توصيه ميكنيم. در همين جا از خوانندگان کارگر کمونيست ميخواهيم که براي اين نشريه گزارش بفرستيد و از مبارزات و تجربياتتان براي ما بنويسيد

در بخش اول گزارش کارخانه يخچال سازي لرستان اشاره کرديم که مساله دستمزدهاي پرداخت نشده يک معضل کارگران در اين کارخانه است و ميتوان گفت هر کارگري 2 تا 6 ميليون تومان از شرکت طلب دارد.
کارگران نسبت به اين وضعيت همواره اعتراض کرده اند. اين واکنش ها به صورت تجمع ، تحصن ، نامه نگاري، نصب پلاکارد، طومار نويسي و از اين قبيل بروز يافت. اين تحرکات و اعتراضات ابتدا در داخل کارخانه روي مي دادند. اما به تدريج که کارگران از اين قبيل اعتراضات نتيجه نگرفتند، تحصن ها، تجمع ها و راه پيمايي ها به بيرون کارخانه کشانده شد. از جمله چند بار تجمع در مقابل اداره ي کار و امور اجتماعي ، استانداري، اداره ي صنايع و چند راه پيمايي با حمل پلاکارد در خيابان هاي اطراف استانداري. چند بار هم جاده ي مقابل کارخانه که جاده ي اصلي ترانزيت (تهران ـ جنوب) به شمار مي رود نيز توسط کارگران مسدود گرديد. تا بالاخره در تير ماه 1384 که بار ديگر کارگران جاده را بسته بودند با مداخله ي پليس ضد شورش اين حرکت به در گيري انجاميد . در اين درگيري که به مدت 3 ساعت به طول انجاميد زد و خورد شديدي بين کارگران و پليس روي داد بسياري از کارگران زخمي شدند که جراحات برخي از آن ها شديد بود. 40 نفر از کارگران نيز دستگير شدند که چند شب را در بازداشت به سر بردند. 6 نفر از دستگير شدگان به 2سال زندانِ تعليقي و 70 ضربه شلاق محکوم گرديدند.

اولين تجمع و تحصن در تهران
روز شنبه 22 دي ماه 85 کارگر اين کارخانه پس از قريب به 2 سال مبارزه توام با درد و رنج وتهديد، پس از آن همه وعده و وعيد ها ، دست رد به سينه زدن ها و سرگرداني ها ي فرساينده ، پس از آزمودن تمام راه هاي قانوني و آن همه طومار نوشتن ها ، نامه نگاري ها و شکايات بي پاسخ ، پس از تجمع و تحصن هاي بي نتيجه در برابر هر جايي که به فکرشان رسيده بود وبالاخره پس از کسب تجارب بسيار ، با حرکتي متحد در محل کارخانه تجمع کردند . اين تجمع بلافاصله به يک مجمع عمومي تبديل گرديد که در آن صبح سرد و باراني، در کنار آتشي که جلوي کارخانه بر افروخته بودند، برپا شد. در اين مجمع عمومي که تا ظهر به طول انجاميد، پس از جمع بندي وتحليل تجارب و دستاوردهاي 2 سال فعاليت و تلاش، در نهايت کارگران به اين نتيجه رسيدند که بايد آستين ها را بالا بزنند و دست بر زانوي خود زنند. جنبش آنان اينک از کناره هاي خود لبريز شده بود و چيزي را که خودِ زندگي به آنان پيشنهاد کرده بود را به کار بستند. 46 تن از کارگران شبانه راهي تهران شدند تا سرنوشت خود را تعيين کنند. با عزمي چنان جزم و اراده اي چنان استوار، که اين بار نيروهاي حكومتي نتوانستند بر خلاف دفعات قبل مانع از عزيمت آنان شوند. يا اتوبوس شان را در بين راه متوقف و مجبور به بازگشت نمايند . کارگران مصمم بودند که تا تحقق تمامي خواسته هاي شان به تحصن در دفتر شرکت در تهران ادامه دهند. روز يک شنبه 24 دي کارگران در محل دفتر شرکت واقع در خيابان مطهري ، خيابان اکبري ، کوچه آزادي، پلاک 12 تجمع کردند. چند نفري از سوي کارگران با مسئولين حاضر در شرکت گفتگو کردند و خواستار ديدار با اسدالله پيشدار شدند. مسئولين ابتدا گفتند : "مدير عامل به دفتر مرکزي نمي آيد . ايشان کسالت دارند ودر منزلشان هستند". کارگران تهديد کردند که اگر پيشدار در جمع کارگران حاضر نشود براي عيادت به منزلش خواهند رفت. چندي نگذشت که فردي بدون آن که حرفي بزند وارد شرکت شد. اين فرد پيشدار بود. پس از چند دقيقه کارگران دسته جمعي به دفتر پيشدار که در طبقه ي سوم ساختمان بود رفتند. پيشدار ابتدا اظهار مي کرد که قلبش ناراحت است، بعد گفت : من کاره اي نيستم و مجمع عمومي سهامداران بايستي تصميم بگيرد. اما کارگران به خوبي مي دانستند که همه کاره ي شرکت اوست وتمام اين ادا اطوارها براي سر دواندن آنهاست. آن ها هم يک صدا گفتند : خيلي خوب ما هم تا تشکيل مجمع عمومي همين جا مي مانيم. ما آمده ايم که براي هميشه کار را يکسره کنيم . گفتگوي کارگران با مدير عامل تا ساعت 5/1 بدون نتيجه ادامه يافت. زماني که پيشدار قصد رفتن کرد، کارگران مانع شدند و گفتند تا فردا که مجمع عمومي برگزار مي شود شما هم نزد ما خواهيد ماند. پيشدار با مشاهده جديت و قاطعيت کارگراني که مصمم بودند ديگر فريب نخورند با پليس تماس مي گيرد و مي گويد که او را به گروگان گرفته اند. پس از چند لحظه يک سرهنگ پليس به همراه يک نيروي امنيتي وارد شرکت مي شوند و به گفتگو با کارگران مي پردازند. کارگران با همان قاطعيت از مطالبات و تصميم خود دفاع مي کنند. در نهايت پيشدار در حضور پليس کتباً متعهد مي گردد که فردا صبح به اتفاق همه ي سهام داران مراجعت کند. کارگران شب را در دفتر پيشدار خوابيدند .اين در حالي بود که بيشترشان پولي براي تهيه ي شام نداشتند. مدير عامل شرکت هم اقدامي براي تهيه ي غذاي کارگران انجام نداد. کارگران مي گفتند: به ما غذا بدهيد، پولش را از حقوقمان کم کنيد. نهايتاً کارگران مجبور شدند از هم ولايتي هاي خود در تهران پول قرض کنند.
روز دوشنبه 25 دي ماه پنج سهامدار شرکت باتفاق مدير عامل در دفتر حاضر شدند و جلسه ي خود را برگزار کردند. پليس و نيروهاي امنيتي هم در محل حضور يافتند. پيشدار پس از پايان جلسه به کارگران گفت: شما مي توانيد برويد تا 15 روز ديگر تمام حقوق معوقه تان را پرداخت خواهيم کرد. نماينده کارگران در پاسخ گفت: يا تمام مطالبات عقب افتاده ي ما را بپردازيد و کارخانه را براي توليد راه بيندازيد، يا استعفا بدهيد. و فعلاً نفري 1 ميليون تومان علي الحساب به کارگران بپردازيد تا ما با در دست داشتن استعفا نامه ي شما تکليف کارخانه و بقيه ي مطالبات را روشن کنيم. در نهايت پس از گفتگوي توام با فرياد اعتراض کارگران، صاحبان کارخانه با توجه به قاطعيت کارگران جان به لب رسيده، در طرح مطالباتشان، ناچار شدند در نامه اي خطاب به استانداري لرستان ضمن پذيرش مسئوليت خود در پرداخت مطالبات کارگران، استعفاي خود را اعلام کنند. و نيز چکي به مبلغ 50 ميليون تومان به عنوان علي الحساب در وجه کارگران صادر نمايند.
کارگران به خرم آباد مراجعت کردند و استعفانامه را به استانداري تسليم کردند، اما معلوم شد که چک صادر شده بي محل است، و در واقع حساب شرکت مسدود است. در پي اطلاع کارگران از اين نيرنگِ سرمايه داران، حدود 140 نفر از کارگران يک شنبه شب 1 بهمن ماه عازم تهران شدند اما بارش برف و مسدود شدن جاده کارگران را مجبور به بازگشت کرد. قبل از آن که متفرق شوند، مقابل ترمينال مسافربري تجمع نمودند.و قرار گذاشتند که فردا شب براي حرکت به تهران در همين محل جمع شوند و تاکيد گرديد تا حصول نتيجه ي قطعي از تهران باز نگردند.
روز بعد از آن بود که کارگران مصمم تر، آماده تر و متحد تر از هميشه عازم تهران شدند. صبح روز سه شنبه سوم بهمن فرياد خشم آلود کارگران جان به لب رسيده، در خيابان بخارست طنين انداز شد. کارگران با نزديک شدن به دفتر شرکت آتيه دماوند يک صدا شعار مي دادند: "آتيه دماوند ضد کار و کارگر"، "مرگ بر سرمايه داري". پلاکارد هاي اعتراض آميز کارگران به در و ديوار دفترِ شرکت نصب گرديد و کارگران در خيابان، مقابل دفتر در حالي که به شعار دادن ادامه مي دادند، تجمع کردند. ساعتي بعد رئيس حراست شرکت به وسيله ي يکي از نگهبانان از نمايندگان کارگران در خواست کرد که به منظور مذاکره به دفترش بروند. اما کارگران دسته جمعي به کريدور طبقه سوم رفتند و خواستار حضور مدير عامل در جمع خود شدند. قديري رئيس حراست در جمع کارگران حضور يافت و سعي کرد کارگران را مجاب کند که با چنين وضعي مذاکره امکان پذير نيست ، اما يکي از نمايندگان کارگران با صداي بلند گفت :
لحظه لحظه زندگي ما کارگران در 2 سال گذشته با درد و رنج و بد بختي همراه بوده است، ما هم موافقيم که شما با نمايندگان ما مذاکره کنيد، ما هم معتقديم مذاکره در چنين شرايطي نا ممکن است. اما براي آن که شما درک درستي از زندگي ما و خواسته هاي ما داشته باشيد، بايد قبل از جلسه با نمايندگان ما ، به حرف هاي تک تک ما گوش کنيد. حتا اگر اين حرف ها تا شب هم طول بکشد شما براي شنيدنشان در مقايسه با رنجي که ما برده ايم کار زيادي نکرده ايد.
يکي از کارگران نسخه ي داروي فرزندش که چند روزي بود به خاطر بي پولي در جيبش مانده بود را به صورت قديري پرتاب کرد و در حالي که به سمت او هجوم مي برد فرياد زد:
"مي داني اين نسخه چند روز است که در جيب من است".
واکنش خونسردانه ي قديري باعث بر افروختن خشم کارگران شد. قديري که مضروب شده بود از جمع کارگران گريخت و اين بار توکلي مشاور و معاون مدير عامل که سابقاً هم از مديران کارخانه ي يخچال سازي بوده است در جمع کارگران حاضر شد و سعي کرد ضمن ابراز تاسف از وضعي که براي کارگران پيش آمده و ابراز همدلي با آنان، جو متشنج و ملتهبي که ساختمان دفتر را فرا گرفته بود ، اندکي آرا م کند . اما مذاکره با او هم بي نتيجه بود. نهايتاً کارگران به محوطه پارکينگ در طبقه اول بازگشتند و اعلام کردند که تا تحقق تمام مطالباتشان به هيچ يک از کارکنان شرکت ( به استثناي زنان) اجازه ي خروج نخواهند داد.آنگاه نمايندگان کارگران قطعنامه اي را نوشتند که پس از قرائت توسط يکي از نمايندگان به امضاي 181 نفر کارگر حاضر در محل رسيد. متن قطعنامه به اين شرح است:
بدين وسيله ما امضا کنندگان ذيل ، کارگران يخچال سازي لرستان ، ضمن تعيين و انتخاب نمايندگان خود . مطالبات خود را به شرح زير اعلام مي کنيم و مي خواهيم که در اسرع وقت و با عنايت به اولويت هاي حياتي آن ، نسبت به برآورده کردن آن ها اقدام عاجل انجام گيرد. خواسته هاي ما به ترتيب اولويت عبارتند از:
1ـ پرداخت تمامي حقوق، مزايا، عيدي و پاداش معوقه به طور کامل
2ـ انتقال کارخانه از صاحبان فعلي به صاحبان با کفايت به علت نقض تعهدات مندرج در قرارداد في مابين شرکت سرمايه گذاري آتيه دماوند و سهام داران
3ـ جلوگيري از تعطيلي کارخانه و فعال نمودن مجدد آن
4ـ تا زمان انتقال کارخانه به صورت قطعي به سهام داران جديد ، کليه حقوق کارگران به طور منظم پرداخت گردد. اين امر از وظايف شرکت آتيه دماوند است.
5ـ بازگشت به کار کارگران اخراجي.
6ـ لغو قرارداد هاي موقت.
7ـ پرداخت حق بيمه و صدور دفترچه ي درماني.
لازم به ذکر است که تا زمان تحقق تمام مطالبات فعلاً بند 1 بايد ظرف 10 روز اجرا گردد.
در اين روز پليس و نيروهاي امنيتي وارد کار شده و خواستار مذاکره با نمايندگان کارگران شدند. اما از آنجا که اصرار داشتند تنها با 2 تن از نمايندگان، حاضر به مذاکره هستند و از ورود يکي از نمايندگان به آسانسور به طرز تحريک آميزي ممانعت کردند، باعث بروز واکنش کارگران شدند، که همين باعث آشفتگي و سپس درگيري با پليس گرديد. در اين در گيري فرمانده ي نيروهاي انتظامي که يک سرهنگ بود به دست کارگران مضروب شد. نيروهاي پليس به سمت در ورودي ساختمان، عقب نشيني کردند و در آنجا موضع گرفتند و بلافاصله با بي سيم خواستار اعزام نيروي بيشتر، و به ويژه نيروهاي ضد شورش شدند. از ورود خبر نگاراني که براي تهيه ي گزارش به آنجا آمده بودند نيز ممانعت به عمل آوردند. يک گزارشگر زن با کمک فعالين کارگري تهران که در آنجا حضور داشتند موفق شد به جمع کارگران راه يابد. ساعتي بعد فتح الله حسنوند نماينده ي خرم آباد در مجلس و مرتضا موسوي رئيس مجمع نمايندگان استان لرستان سر رسيدند و در جمع کارگران به سخنراني پرداختند که بيشتر به درد ستادهاي انتخاباتي مي خورد. آنان ضمن ابراز همدردي و همدلي با کارگران و ابراز تاسف از شرايطي که براي کارگران به وجود آمده است وعده دادند که مسائل آنان را پي گيري خواهند کرد . يکي از کارگران در پاسخ به نمايندگان مجلس گفت:
اين شرايط نتيجه ي سياست هايي است که شما و همکاران قبلي تان با تصويب آن در وقوع آن سهيم هستيد.گفتن اين که اين سياست ها در دوره هاي قبلي مجلس تصويب شده است از نظر ما اصلاً قابل قبول نيست. راي به شما به معني تاييد نکردن کارهاي قبلي ها بوده است. شما يا اين سياست ها را قبول داريد که در اين صورت نماينده ي واقعي مردم نيستيد. و يا کاري از دستتان ساخته نيست که در اين صورت نمايندگان نا لايقي هستيد.
نمايندگان مجلس پس از کلي گويي هاي روده درازانه و حرافي هاي سفسطه آميزي که چنگي به دل هيچ يک از کارگران نزد، نهايتاً قول دادند که همان روز در جلسه اي با حضور نمايندگان کارگران و نيزمديران شرکت تکليف همه را روشن کنند. بلا فاصله جلسه اي با همين ترکيب تشکيل گرديد. از طرف کارگران 3 نماينده به اضافه ي يکي از اعضاي تشکل کارگري ـ که به گفته ي وي مجوزش 181 نفري بود که در محوطه بودند ـ انتخاب گرديدند . اين جلسه ي پر تنش به مدت 7 ساعت به طول انجاميد. مروج معاون استاندار لرستان نيز با تاخير به جلسه آمد، خود استاندار هم به وسيله ي تماس تلفني که گاه به گاه با او برقرار مي شد در جريان بحث هاي جلسه بود. جلسه اي بود با بحث هاي خسته کننده و کش دار با چاشني مباحث پيچيده ي حقوقي که هدف از طرح شان خسته کردن نمايندگان کارگران بود و در نهايت مغلوب و مقهور کردن آنان و فرسودن توان مقاومت شان. اما کارگران ، آگاه از اهداف و مقاصد نمايندگان سرمايه ، نمايندگان راسخ ، آشتي ناپذير و آگاهي را بر گزيده بودند که اين حيله ها در آن ها بي تاثير بود. صورت جلسه ي پيش نهادي مديران شرکت از سوي کارگران با قاطعيت رد شد. صورت جلسه ي تعديل يافته اي که از سوي مرتضا موسوي پيشنهاد شد نيز مورد پذيرش نمايندگان کارگران قرار نگرفت. نهايتاً مديران ـ مطمئن از اين که کارگران قادر به تنظيم صورت جلسه اي که به لحاظ حقوقي مستدل و مقبول باشد نيستند ـ پيشنهاد کردند که نمايندگان کارگران خود صورت جلسه اي که مورد قبول شان باشد را نوشته و پيشنهاد کنند.
نمايندگان کارگران، برخوردار از اعتماد به نفسي که کارگران توشه ي راه شان کرده بودند ، اين پيش نهاد را توي هوا قاپيدند و در کمتر از 10 دقيقه صورت جلسه اي را در هشت بند تنظيم کردند، که تمام بند هاي قطعنامه در آن گنجانده شده بود. جاي چون و چرا باقي نمانده بود. پس از سکوت سنگيني که يک چند بر فضاي جلسه حاکم شد بالاخره برخي حيران، برخي خشمناک وبرخي مردد ، صورت جلسه را امضا کردند.
نمايندگان کارگران صورت جلسه به دست با برق شادي در چشمان شان به جمع کارگران بازگشتند. اکنون هوا تاريک شده بود. يکي از نمايندگان بر سکويي رفت و ضمن تاکيد بر ادامه ي همبستگي کارگران و پي گيري مطالبات شان، متن صورت جلسه را قرائت کرد و در پايان تاکيد نمود که تنها ضامن اجراي اين تعهدات فقط اتحاد و همبستگي کارگران با ساير کارگران قراردادي ، بيکار و اخراجي در سراسر کشور براي ايجاد يک تشکل سراسري کارگري است.