پنجشنبه، 16 فروردين ١٣٨٦ - 5 آپريل٢٠٠٧

    کارگر کمونيست  56

               اى ميل:  kargar_komonist@yahoo.com

     سايت:  www.wpiran.org/kk-index.htm

سرسخن

اول مه روز جهاني كارگر، روز انسانيت و آزادي

کاظم نيکخواه

اول مه نزديك ميشود و جنب و جوش در ميان فعالين كارگري براي برپايي هرچه گسترده تر و با شكوه تر اين روز جهاني كارگري قابل مشاهده است• اول مه در ايران يكي از محورهاي كشاكش كارگران با جمهوري اسلامي است• عليرغم اينكه كارگران سالها پيش توانستند اين حكومت را به پذيرش اين روز به عنوان يك روز تعطيل مجبور كنند، اما حكومت اسلامي سرمايه داران هرسال تلاش كرده است به طرق مختلف مانع از برگزاري تجمعات مستقل كارگران در اين روز شود• از تهديد فعالين كارگر گرفته، تا تهاجم به تجمعاتي كه با ابتكار خود كارگران برپا ميشود، تا برگزاري مراسمهاي تشريفاتي دولتي و تلاش براي دادن رنگ و بوي اسلامي و حكومتي زدن به اول مه، و مانع شدن از تعطيل عمومي در اين روز و بسياري از شيوه هاي ديگر براي تحت كنترل گرفتن اول مه از جانب حكومت صورت ميگيرد• هنوز پرونده فعالين اول مه سقز به جرم شركت در مراسم اول در سه سال پيش در جريان است و اين فعالين چند بار به دادگاه كشيده شده اند، دستگير شده اند، و زير فشارهاي مختلف قرار دارند• هرسال فشار و تهديد و مانع تراشي براي جلوگيري از برپايي اول مه عليه كارگران وسيعا توسط ارگانهاي مختلف حكومت در سراسر ايران به جريان مي افتد• اما عليرغم همه اينها اول مه هرسال به نحو گسترده اي برگزار ميشود و رنگ و بوي خودرا به جامعه ميزند• هرسال در شهرهاي مختلف شاهد تجمعات و مراسم راديكال اول مه هستيم• هرسال كارگران راديكال حرفشان را و كيفرخواستشان را عليه حكومت و كل نظام حاكم بيان ميكنند• و هرسال اول مه بر فضاي سياسي جامعه تاثير ميگذارد•
اين بدان مفهوم نيست كه تلاش جمهوري اسلامي و كل طيف سرمايه داران براي جلوگيري از برپايي روز جهاني كارگر كاملا نا موفق بوده است• واقعيت اينست كه اول مه هنوز از آنچه بايد باشد، يعني روز نمايش قدرت عظيم كارگران، و روز اعلام كيفرخواست بخش اصلي و وسيع كارگران عليه حكومت و كل نظام حاكم فاصله دارد• اول مه بايد در صفوفي دهها و صدها هزارنفره برگزار شود• اول مه بايد روزي باشد كه كارگراني كه كارد به استخوانشان رسيده با صداي رسا حرف دلشان را بزنند و در سراسر ايران به خيابانها بيايند و اعلام كنند كه اين حكومت و اين نظم و قوانين و بي حقوقي مطلق را نميخواهند• اول مه بايد روز اعلام نه به حكومت، نه به سرمايه داري، نه به فلاكت و محروميت و دستمزدهاي پايين، و نه به قوانين ارتجاعي اسلامي باشد• اول مه بايد روز نه به جنگ، نه به بمب، و نه به نا امني باشد• اول مه بايد روز برافراشته شدن پرچم حكومت كارگري و سوسياليسم در گوشه و كنار ايران باشد•
جلوه هايي از همه اينها را هرسال در اول مه در شهرهاي مختلف از جانب كارگران شاهديم• اما آنچه هنوزاز حد انتظار فاصله دارد اينست كه اول مه با وجود اينكه در ايران در ميان بخشهاي وسيعي از توده كارگران محبوب است اما در عين حال شاهد شركت فعال توده كارگران در ابعاد صدها هزار نفره در مراسم اول مه نيستيم• هنوز شاهد اينكه كارگران بخشهاي كليدي فعالانه درگير اول مه و برپايي آن باشند نيستيم• و اين را فقط با سركوب و فشار و خفقان نميشود توضيح داد• بويژه در يك سال گذشته همه مردم شاهدند كه حكومت احمدي نژاد كه براي ايجاد فضاي رعب و سكوت و خفقان بروي كار آمده بود، با موجي از اعتصابات و مبارزات كارگران مواجه شد و قدرت سركوب گسترده كارگران را ندارد• در واقع كارگران و دانشجويان و كل مردم معترض در اين زمينه اين حكومت را شكست داده اند• روشن است كه اين بدان مفهوم نيست كه ما ديگر با مانع سركوب و تهاجم مواجه نيستيم• بلكه به اين مفهوم است كه كارگر خود ميداند كه با مبارزه ميتواند جلوي اين حكومت بايستد و انرا عقب براند• عليرغم اين، تهديد و سركوب يك فاكتور مهم در برابر اول مه هست اما تمام مساله را توضيح نميدهد•
يك مانع مهم ديگر اينست كه به نحوست همين حاكميت اسلامي سرمايه داران و نظام بحران زده سرمايه داري، كارگران انچنان براي تهيه نان شبشان درگير و گرفتارند كه ديدن جايگاه و اهميت شركت در مراسم اول مه چندان برايشان ساده نيست• خيلي ها به اين فكر نكرده اند• خيلي ها بنظرشان اين تلاش كمي لوكس بنظر ميرسد• خيلي ها وقتش را ندارند و خيلي ها چندان به امكان تغيير اين اوضاع جهنمي و تاثير جدي اول مه راديكال، خوش بين نيستند• همه اينها قابل فهم است• در جامعه اي كه شيرازه اش در حال از هم گسيختگي است و به بهشت سرمايه داران براي چپاولگران سرمايه دار تبديل شده است و يك سال و دوسال و شش ماه و چندماه حتي همان حقوق بخور و نمير كارگر را هم نميدهند، براي خيلي ها حال و روزي براي تدارك اول مه و تلاش و جنگيدن براي آن، وحتي شركت در مراسمي كه قرار است برپا شود باقي نميماند• به همين دليل براي اول مه بايد در ميان كارگران كار كرد• با آنها چه انها كه اكنون شاغلند و به هرحال و با هر مشقتي دستشان به دهانشان ميرسد و چه آنها كه بيكارند و در تلاش زنده ماندن بايد شب و روز جان بكنند، و چه آنها كه كار ميكنند و دستمزدي نميگيرند و هرشب با سفره خالي و شكم گرسنه فرزندانشان روبرو ميشوند، بايد حرف زد و جايگاه و اهميت اول مه را نشان داد• بايد به آنها نشان داد كه اول مه موقعيت كل كارگران و در نتيجه موقعيت و قدرت انها را بالا ميبرد• بايد به آنها نشان داد كه يك اول مه راديكال و با شكوه و ميليوني سلاحهاي جمهوري اسلامي را بطور جدي بي اثر تر ميكند، كارفرمايان و صاحبان سرمايه را وحشت زده ميكند و در فشار بر كارگران محتاط ميكند، رعشه مرگ بر كل جبهه سرمايه دارن مي اندازد و الي آخر• بايد به آنها نشان داد كه اگر اميدي براي خلاصي واقعي از اين فلاكت و جهنم واقعي براي آنها و فرزندان آنها و كل كارگران وجود داشته باشد، همين است كه كارگر به سرنوشت كل جامعه فكر كند و براي تغيير آن تلاش كند• و برپايي راديكال و محكم و قدرتمند اول مه يك قدم مهم و موثر در اين راه است• اين كار فعالين كارگري و بويژه كار فعالين راديكال و سوسياليست است• اين جزئي از كار روتين و مداوم هر فعال كمونيست و سوسياليست است•
به همين دليل اول مه در عين حال شاخصي براي سنجش قدرت گرايش سوسياليستي در ميان كارگران است• اول مه نشان ميدهد كارگران سوسياليست تا چه حد در ميان توده كارگران كار كرده اند• و توانسته اند كارگران را در ميان صدها مشكل و مشغله و گرفتاري روزمره، به امر دراز مدت تري كه بر سرنوشت آنها و فرزندان آنها و كل جامعه اي كه در آن زندگي ميكنند تاثير عميق ميگذارد، متوجه كرده باشند• اول مه شاخصي است كه نه فقط محصول كار كارگران و فعالين سوسياليست را منعكس ميكند، بلكه كارنامه خود حزب كمونيست كارگري را هم جلوي چشم ميگذارد• نشان ميدهد كه اين حزب تا چه حد جلو رفته و چه فاصله بيشتري را بايد براي جذب كارگران به امر رهايي اساسي خود طي كند• تا چه حد توانسته است كارگران را متحد كند، گرايشات مختلف درون جنبش كارگري را به اهميت جدي برگزاري وسيع و متحدانه اول مه متوجه كرده باشد و شعارهاي راديكال و خواستهاي سراسري كارگران را بر پرچم اول مه آورده باشد• در اين زمينه بايد بيشتر و مشروحتر حتي بعد از اين اول مه سخن گفت•
اما برويم سراغ اول مه امسال كه چند هفته اي بيشتر به آن باقي نمانده است• هرچه در يك سال گذشته كرده ايم و نكرده ايم، يك كار مهم اينست كه در اين روزها و هفته هاي اخر بايد فعالتر براي اول مه كار كنيم• در مورد شعارها و قطعنامه ها بايد با كارگران هرچه بيشتري هماهنگي كرد• شعارهايي مثل نان و ازادي براي همه، نابود باد سرمايه داري، زنده باد سوسياليسم، تعيين حداقل دستمزد توسط خود کارگران، حداقل دستمزد يك ميليون تومان، نه بمب نه جنگ، سوسياليسم يا بربريت، شوراي اسلامي منحل بايد گردد، و بسياري شعارهاي ديگر را ميتوان و بايد در اول مه فرياد زد و پرچم آنرا بلند كرد و بر آن تاكيد نمود• بسياري از اين شعارها از جانب خود كارگران و دانشجويان و معلمان در تجمعات مختلف داده شده است• در كل اول مه بايد صداي اعتراض به نظم حاكم و همه عوارض و بلاياي آن نظير فقر و فلاكت جنگ و بي تاميني باشد• اول مه بايد صداي اعتراض كارگران عليه نظام غير قابل تحمل موجود را به گوش همه برساند•
يك شيوه و شگرد جمهوري اسلامي براي مقابله با اول مه مستقل و راديكال كارگري، جلو انداختن شوراهاي اسلامي و برپا كردن مراسم و تجمعات دولتي با شعارهاي حكومتي و اسلامي است• نقش پادوهاي جمهوري اسلامي در ميان كارگران يعني همين "شوراهاي اسلامي" همين است• اينها نيروي كمكي سپاه و بسيج و زندانبانان و قمه كشان رژيمند• هرجا حكومت زورش نميرسد اينها با ظاهر كارگر دوستي وارد ميشوند تا اعتراضات را مخدوش و لوث كنند• يك كار مهم كارگران هرسال خنثي كردن اين تلاشها و مفتضح كردن شوراهاي اسلامي بوده است• امسال هم فعالين كارگري گوش بزنگ هستند و بايد با آمادگي كامل علاوه بر تدارك برپايي مراسمهاي مستقل، آمادگي كافي براي اينكه اين اجير شده هاي حكومت را با شكست و سرافندگي به خانه بفرستند داشته باشند• بايد مراسمهايشان را به محل شعار عليه جمهوري اسلامي و جنگ و بمب اتمي و نظام حاكم تبديل كرد• بايد در مرسمهايشان شعار انحلال شوراهاي اسلامي را فرياد زد• وكلا بايد همانگونه كه سال قبل و سالهاي قبل شاهدش شديم، اين بار مزه يك شكست و رسوايي جدي تر را به آنها چشاند و پشيمانشان كرد•

يك نكته را هم بايد يادآوري كرد و آن اينكه اول مه روز جهاني كارگر است• همه بخشهاي كارگران طبعا اين روز را روز خود ميدانند و بايد تلاش كنيم كه در برپايي هرچه با شكوهتر آن دخيل و شريك شوند• از كارگران كارخانه ها و مراكز صنعتي گرفته، تا كارگران كارگاههاي كوچك و بزرگ و همه مراكز توليدي، رانندگان، پرستاران، معلمان، و تمامي بخشهاي ديگر كارگري را بايد تلاش كرد متحدانه به صف اول مه بپيوندند• علاوه براين اين روز به همه مردمي كه سرنوشت خودرا با كارگران مربوط ميدانند نيز تعلق دارد• روشن است كه دانشجويان پيوندهاي عميقي با كارگران دارند و همچنان كه در مبارزات و اعتراضات خود پرچم حمايت از كارگران و پيوند با كارگران را هرسال بلند ميكنند اينجا به هرشكل ممكن در دامن زدن به فضاي اول مه در سراسر جامعه و برپايي باشكوه اول مه بايد نقش فعال خود را ايفا كنند• اين روز بعلاوه به فعالين حقوق زنان و همه زنان و مرداني كه مستقل از اينكه از نظر موقعيت طبقاتي به صف كارگران تعلق دارند يا نه، خودرا عليه آپارتايد جنسي ميدانند نيز آشكارا مربوط است و بايد اميدوار بود كه در برپايي آن سهيم شوند• و همه مردمي كه ميخواهند خودرا از شر جمهوري اسلامي و جهنم موجود خلاص كنند قاعدتا ميدانند وبايد بدانند كه كارگران اميد اينده بهتر و انساني براي جامعه اند و اول مه روز جهاني كارگر به آنها و سرنوشت و آينده آنها نيز مستقيما مربوط است و بايد در آن سهيم شوند•

در يك كلام اول مه روزي عليه سرمايه و سرمايه داران است. روزي عليه حكومت و عليه كل طبقه حاكم است• روز كيفر خواست عليه كل اين جامعه غير انساني و پر از محنت و ستمي است كه طبقه سرمايه دار و حكومت اسلاميش به جامعه تحميل كرده اند• برپايي هرچه باشكوه تر اين روز بر كل موقعيت كارگران در برابر سرمايه داران و بر كل فضاي جامعه مستقيما و بطور جدي تاثير مثبت و تحول بخش ميگذارد• اين روز را بايد جدي گرفت• همه كارگران و مردم حق طلب را به شركت و دخالت در آن فرا خواند و پرچم آزادي و برابري و سوسياليسم را برافراشت•