٧ مهر  ١٣٩٢  -٢٩ اکتبر   ٢٠١٣

کارگر کمونيست ٢٨٤


مصاحبه با حمید تقوائی در مورد
تحریمها، وضعیت اقتصادی و نقش جنبش کارگری و کمونیستی
 

کارگر کمونیست: بحث رابطه جمهوری اسلامی با امریکا و لغو تحریمها موجب ایجاد صف بندی هایی در درون نیروهای اپوزیسیون شده است. برخی رابطه با امریکا را بنفع طبقه کارگر میدانند، نیروهای حواشی جمهوری اسلامی با ارسال چندین نامه خواهان لغو تحریمها شده اند، دسته دیگری لغو تحریمها را زمینه ای برای "متعارف" شدن اقتصاد و سیاست در ایران میدانند، چرا این بحث اینچنین اهمیت یافته است؟ آیا واقعا بحث بر سر اقتصاد و تحریم است یا اینکه کشاکش های سیاسی پایه ای تری در پشت مسله تحریم اقتصادی مخفی شده است؟
حمید تقوائی: تحریمهای اقتصادی به گرانی و فقر و بیکاری در جامعه دامن زده است و از این نقطه نظر بیشک رفع تحریمها به نفع کارگران و مردم ایران خواهد بود اما این امر به متعارف شدن اقتصاد و یا حتی متعارف شدن رابطه جمهوری اسلامی با آمریکا ربطی ندارد. نه وضعیت نابسامان اقتصادی در ایران و نه کشاکش بین جمهوری اسلامی و آمریکا و دول غربی با مساله تحریها شروع نشده است و با رفع تحریمها نیز برطرف نخواهد شد. تلاش نیروهائی که رفع تحریمها و نزدیکی رژیم با غرب را حلال مشکلات میدانند اینست که چشم انداز یک جمهوری اسلامی متعارف و تثبیت شده و مورد پذیرش غرب را که ظاهرا قرارست در اثر سیاستهای "رئیس جمهور معتدل" متحقق بشود، در برابر جامعه قرار بدهند. این یک تلاش ارتجاعی برای حفط جمهوری اسلامی است.
مساله مردم پروژه هسته ای یا رابطه رژیم با غرب نیست مساله مردم نفس وجود جمهوری اسلامی و فقر و بیحقوقی و سرکوب و حاکمیت ایدئولوژی و اخلاقیات و قوانین کپک زده اسلامی و کلیه مصائب اقتصادی و سیاسی و اجتماعی ای است که این رژیم باعث و بانی آنست. از نظر جامعه و اکثریت نود و نه درصدی مردم ایران بحران موجود تنها با سرنگونی جمهوری اسلامی حل خواهد شد. توده مردم این خواست و هدف خود را بارها و بارها - آخرین بار در خیزش انقلابی ٨٨- اعلام کرده اند. تلاش دولتها و رسانه های غربی و کل اپوزیسیون ملی - اسلامی حافط نظام اینست که همین حقیقت ساده و آشکار را پنهان کنند. بحران سیاسی- اقتصادی در ایران را به موضوع تحریمها و پروژه هسته ای و رابطه با غرب و غیره تنزل میدهند تا حل مساله با فرض وجود جمهوری اسلامی و حداکثر با استحاله آن به یک نظام متعادل تر را امکان پذیر جلوه بدهند. این بروز دیگری از همان خط قدیمی دوخردادی و اصلاح و استحاله رژیم منطبق با شرایط امروز است.
کارگر کمونیست - آیا تحریمها موجب فروپاشی اقتصادی در ایران شده است و لغو آن موجب قرار گرفتن اقتصاد ایران در زنجیره سرمایه جهانی خواهد بود؟ ایا ما شاهد شکلگیری جمهوری اسلامی پرو غربی با اقتصاد و سیاست "متعارف" هستیم؟
حمید تقوائی: تحریمها شرایط اقتصادی در ایران را وخیم تر کرده و در آستانه فروپاشی کامل قرار داه است اما همانطور که اشاره کردم علت ناتوانی و نابسامانی اقتصادی جمهوری اسلامی تحریمها نیست. متعارف شدن اقتصاد سرمایه داری در ایران مستلزم دست شستن جمهوری اسلامی از سیاست های ضد آمریکائی و دور شدنش از جنبش اسلام سیاسی است. و این جام زهری است که این بار واقعا نظام جمهوری اسلامی را سقط خواهد کرد. برای جمهوری اسلامی حتی استحاله پیدا کردن به یک نوع اسلام پرو غربی نظیر ترکیه و یا حتی نوعی اسلام غیر خصومت آمیز با غرب ممکن نیست. جمهوری اسلامی با ضد آمریکائی گری و شعار بعد از شاه نوبت آمریکاست انقلاب ٥٧ را در هم کوفت و تا امروز هم همین ضدآمریکائیگری و غربستیزی محمل و توجیه سیاستهای سرکوبگرانه و حتی خصلت اسلامی حکومت بوده است. این ضدآمریکائی گری یک امر هویتی برای جمهوری اسلامی است و رژیم برای بقای خودش به تقابل با غرب نیاز دارد. از طرف دیگر هویت اسلامی و ضدغربیگری رژیم بنوبه خود یک مانع اساسی بر سر سامان دادن به یک اقتصاد متعارف سرمایه داری در ایران است. تشدید تحریمهای اقتصادی خود بر متن این شرایط صورت گرفته و حاصل این شرایط است و نه بر عکس. به عبارت دیگر مساله تحریمها و کشاکش بر سر پروژه اتمی و کلا رابطه رژیم با غرب خود ناشی از بحران حکومتی مزمنی است که نه تنها جمهوری اسلامی بلکه کل بورژوازی ایران، و بورژوازی جهانی در رابطه با ایران، با آن روبرو بوده است. به نظر من با وجود جمهوری اسلامی این بحران قابل حل نیست چرا که رژیم نمیتواند بدون نفی خصلت اسلامی- ضدآمریکائی خودش به یک حکومت متعارف سرمایه داری تبدیل بشود. اصولا هیچ نوع حکومت دیکتاتوری نمیتواند تصویر و تعریفی که از خود بدست داده است را نفی کند و حتی در آن تخفیف بدهد و همچنان در قدرت بماند. مردم به چنین حکومتی مهلت نخواهند داد. هر نوع تغییری در تعریف و تصویر و فلسفه وجودی دیکتاتوریها در واقع دعوت از جامعه به بند کشیده شده به شورش و قیام خواهد بود. جمهوری اسلامی نیز از این قاعده مستثنی نیست.
کارگر کمونیست- در سالهای اخیر و با گسترش هر چه بیشتر فقر، جنبش کارگری با تاکید بر مسئله افزایش دستمزد تلاش نمود با این اوضاع مصیبتبار تحمیل شده، مقابله نماید. هفته پیش سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه و فعالین جمع اوری طومار سی هزار امضا با انتشار نامه هایی ضمن تاکید مجدد برا افزایش دستمزد، اعلام کرده اند که این شرایط را نمی پذیرند. شما نقش و جایگاه جنبش کارگری در این شرایط را چگونه میبینید؟ فعالین چپ در جنبش کارگری و نیروهای کمونیست و مشخصا حزب کمونیست کارگری در قبال اوضاع حاضر چه نقش و وظایفی دارند؟
حمید تقوائی: به نظر من در شرایط حاضر جنبش کارگری توده عظیم مردمی که از شرایط مصیبتبار موجود به ستوه آمده اند را نمایندگی میکند. این واقعیت جنبش کارگری و نقد و اعتراض کارگری را در محور تحولات سیاسی در ایران قرار میدهد. این بار دیگر مساله بر سر گشایش اقتصادی و یا گشایش سیاسی و اساتحاله و رژیم چنج و غیره، که موضوع کشمکشها بین بالائیها و مضمون بحرانهای جمهوری اسلامی در دوره های گذشته بود، نیست. مساله بر سر بن بست و بی افقی اقتصاد سرمایه داری در ایران و فقر و گرانی و بیکاری بیسابقه ایست که زندگی کارگران و توده مردم را در چنگال خود میفشارد. و این شرایط به نقد و اعتراض و مبارزات طبقه کارگر علیه کلیت نظام موجود اعتبار و حقانیت ومقبولیت عمومی بیسابقه ای میدهد.

اولین نکته در رابطه با چه باید کرد پی بردن به این واقعیت و فعالیت از این نقطه عزیمت است. فعالین و نهادها و چهره های جنبش کارگری و نیروهای کمونیست تنها با وقوف بر این موقعیت ویژه میتوانند به ضروریات مبارزاتی این دوره پاسخ بدهند. بعنوان نمونه مبارزه بر سر افزایش دستمزد که به آن اشاره کردید، یک محور مبارزه علیه فقر و فلاکت در یک سطح توده ای و اجتماعی است و لذا دامنه آن از جنبش کارگری بسیار فراتر میرود. در مورد مساله گرانی و بیکاری نیز عینا همین را میتوان گفت. اینها از جمله حلقه ها و محورهای مهم برای عرض اندام سیاسی - اجتماعی طبقه کارگر است.

از طرف دیگر تا آنجا که به نقش سازمانهای چپ و انقلابی و مشخصا کمونیسم کارگری مربوط میشود برجسته کردن افق و چشم انقلاب و سرنگونی جمهوری اسلامی بقدرت انقلاب، در مقابل و در تمایز از خط استحاله و تغییرات تدریجی که کل نیروها کمپ ضد انقلاب - از دولتها و رسانه های غربی تا نیرورهای ملی - اسلامی، تبلیغ و نمایندگی میکنند، یک رکن چه باید کرد در این دوره است. باید توجه داشت که جمهوری اسلامی - و به نظر من کل بورژوازی در ایران - با یک بن بست و بحران حکومتی روبرو است و این بحران در شرایط حاضر بشد ت حاد شده و به مرحله تعیین تکلیف رسیده است. بالائی ها، نیروهای مختلف بورژوائی در حکومت و در خارج از حکومت، راه برون رفتی از این وضعیت ندارند. راه حل در دست جنبش کارگری و کمونیسم کارگری است. باید از پس هیاهو بر سر پروژه هسته ای و رابطه رژیم با غرب و چشم انداز متعارف شدن جمهوری اسلامی و غیره، واقعیت بن بست و لاعلاجی حکومت اسلامی و کل نیروهای بورژوائی را در برابر جامعه قرار داد و توده مردم را حول پرچم نقد کارگری وضعیت موجود متحد و بسیج کرد. این خط و جهت گیری اساس و محور تلاش و مبارزه فعالین جنبش کارگری، نیروهای انقلابی کمونیست و مشخصا حزب کمونیست کارگری در شرایط بحرانی حاضر و دوره پر تلاطمی است که در پیش است.