پنجشنبه،  ٢٠  بهمن  ۱۳۸۴ -  ٩  فوريه  ۲۰۰٦

    کارگر کمونيست  ٢٧

               اى ميل:  kargar_komonist@yahoo.com

     سايت:  www.wpiran.org/kk-index.htm

دستاوردهاي مهم مبارزه كارگران شركت واحد

كاظم نيكخواه

قصد داشتم در مورد جایگاه مبارزه كارگران شركت واحد نكاتی را بنویسم اما با تهاجمی كه رژیم به این مبارزه كرد باید هر بحثی را از همینجا شروع كرد. این نهاجم برخلاف آنچه شاید در نگاهی ساده بنظر برسد نه این مبارزه را به شكست كشاند و نه به آن پایان داد. این مبارزه دستاوردها و اثراتی عمیق و غیرقابل بازگشت بر كل جنبش اعتراضی در ایران و همچنین بر خود جنبش كارگری دارد كه جمهوری اسلامی با هیچ تهاجم و توحشی نمیتواند آنها را خنثی كند. آموزشها و درسهای این مبارزه بی تردید خیلی زود خودرا در كل جنبش اعتراضی در ایران نشان خواهد داد و این جنبش را گامها به پیش خواهد برد. بعلاوه این مبارزه ادامه دارد و ادامه خواهد یافت. همین كه به فراخوان دو كنفدراسیون بزرگ اتحادیه ای جهانی ٬ "كنفدراسیون بین المللی اتحادیه های آزاد" و "فدراسیون اتحادیه های جهانی" روز ١٥ فوریه روز جهانی حمایت از كارگران شركت واحد تهران اعلام شده و در دهها كشور قرار است كارگران دست به تجمع اعتراضی در برابر سفارتخانه های جمهوری اسلامی بزنند ٬ یك دستاورد مهم برای جنبش كارگری است كه با مبارزه كارگران شركت واحد بدست آمده است و شروع تازه ای را در جنبش كارگری جهانی اعلام میكند.
١- با مبارزه كارگران شركت واحد برای اول بار طی چند ساله اخیر در ایران٬ جنبش كارگری به جلوی صحنه سیاست آمد. كارگران در تهران رژیم را به مصاف طلبیدند و صدای آنها از تمام جهان شنیده شد. سراپای جمهوری اسلامی با این اعتراض و مبارزه به وحشت افتاد. بلافاصله در همان روز اعتصاب یعنی ٤ دی مدیر شركت واحد بركنار شد ٬ شركت واحد تحت نظارت شهرداری تهران قرار گرفت و قالیباف شهردار تهران مدیریت آنرا بطور اضطراری به عهده گرفت و شب همان روز با كارگران وارد مذاكره شد. او به كارگران قول داد كه تمام خواستهای كارگران حتی انحلال شورای اسلامی و آزادی اسانلو عملی خواهد شد. این وعده ها بخوبی وحشت رژیم از اعتصاب كارگران را بیان میكرد. اما این وعده ها عملی نشد زیرا كارگران با پایان دادن به اعتصاب و رفتن به سركار به رژیم امكان دادند كه عملی شدن قولهایش را به عقب بیندازد و شروع به فشار آوردن به كارگران كند. آنچه اینجا میخواهم تاكید كنم فعلا این جنبه از مساله نیست بلكه این نكته است كه حكومت با اعتصاب بخشی از كارگران در تهران بطور واقعی به وحشت مرگ افتاد. مردم در همان روز اول اعتصاب قدرت كارگران را لمس كردند كه اعتصاب بخشی از آنها میتواند كل جامعه را به تلاطم بیندازد. این حركت بی تردید بخشهای هرچه وسیعتری از مردم را یك بار دیگر متوجه قدرت كارگران كرد. این توجه و ایمان به قدرت كارگران در اوضاع سیاسی ایران بسیار مهم و حیاتی است و بی تردید اثرات ارزنده ای برجای خواهد نهاد و در پیشرویهای بعدی و رادیكالیسم جنبش سیاسی در ایران اثرات عمیقی برجای خواهد گذاشت.
٢- جمهوری اسلامی با تهاجمی وحشیانه به رانندگان شركت واحد و دستگیری و زندانی كردن بیش از هزار نفر از آنها به دلیل خواستهایی كاملا به حق و در عین حال صنفی٬ با كل كارگران و مردم در تهران اعلام جنگ كرد. جمهوری اسلامی جای خودرا در اذهان مرد و زن و كودك و پیر و جوان تهرانی به عنوان نیرویی بیگانه و منفور كه هیچ پایگاهی در میان مردم ندارد و تنها با زور و قلدری بر سركار است تثیبیت كرد. از روز حمله به كارگران شركت واحد دیگر حتی در صفوف خود حكومت هم كسی قاعدتا جز این تلقی را ندارد كه مردم از حكومت متنفرند و این تنها زور است كه میان مردم و این حكومت حكم میراند. این شاید تاكنون هم بدیهی بنظر می آمد اما با این روشنی و صراحت و گستردگی ٬ آنهم در تهران كه قلب سیاست در ایران است در ذهن مردم تثیبیت نشده بود. هیچ رژیمی تا كنون در انزوا و دشمنی كامل با مردم بر سرپا نمانده است. جمهوری اسلامی در این جهت آخرین گام را برداشت. اكنون هر پاسدار و بسیجی و حراستی و آخوند و مزدور جمهوری اسلامی هرجا كه در تماسی با مردم در تهران قرار گیرد این انزجار را لمس میكند. این یك نقطه مهم در روی آوری بخش های هرچه وسیعتری از مردم به سمت جنبش سرنگونی جمهوری اسلامی است.
٣- با سركوب وحشیانه كارگران شركت واحد كه بارها به مقامات حكومت به اندازه بیش از كافی فرصت دادند كه به خواستهایشان پاسخ گوید ٬ یك چیز دیگر هم در سیاست ایران تا حد زیادی به حاشیه رانده شد. و آن مماشات طلبی و سیاستهای لیبرالیسم ایرانی بود كه از زبان جریانات مختلف ملی - مذهبی ایرانی هردم با موعظه و سیاستی سازشكارانه و لیبرالی تلاش میكند مانع تحول انقلابی در ایران شود. "رفراندوم" ٬ "اصلاح طلبی" ٬ "دیالوگ" ٬ "استحاله" ٬ "خشونت گریزی" ٬ "نافرمانی مدنی" و بطور كلی ضدیت با انقلاب و انقلابی گری پوچی و بی ربطی خودرا به هرتحول سیاسی در ایران بیش از پیش نشان داد. كارگر شركت واحد با خواستهایی بسیار "مشروع" به اعتراضی مسالمت آمیز دست زد و وحشیانه در پیش چشم مردم مورد تهاجم و توهین ماموران مسلح حكومت قرار گرفت. بیش از هزار نفر از كارگران دستگیر و زندانی شدند. جمهوری اسلامی توحش خودرا همیشه در قبال اعتراضات كارگران و مردم نشان داده است. این بار این توحش در شرایطی كه كارگران و مردم در وضعیتی اعتراضی و تعرضی قرار دارند آنهم در قبال ١٧ هزار كارگرانی صورت میگیرد كه گسترده ترین تماس را با بخشهای مختلف مردم در تهران دارند. این یك گستاخی غیر قابل تحمل ارتجاع اسلامی نه فقط به طبقه كارگر بلكه به كل مردم ایران است. و این زمینه ای را در میان بخشهای هرچه وسیعتری از مردم فراهم میكند كه پشیزی برای موعظه های لیبرالی ارزش قائل نشوند و راه نجات خود از شر این رژیم و اوضاع موجود را در ابعادی هرچه گسترده تر در دست زدن به انقلاب و مبارزه انقلابی بجویند.
٤- اما اثرات مبارزه كارگران شركت واحد تنها به تاثیر گذاری بر اوضاع سیاسی ایران محدود نمیشود. خود جنبش كارگری در ایران نیز با این مبارزه درسهای با ارزشی آموخت و تجربیات گرانبهایی را كسب كرد. جلو آمدن رهبران كارگری كه با اسم و رسم با كارگران و جامعه سخن گفتند یك جنبه از این تجربه بود كه در این مبارزه به نحو بارزی به كار گرفته شد. آنچه ما آنرا "ابراز وجود علنی رهبران كارگری" خوانده ایم اینجا به نحو وسیعتری به تجربه گذاشته شد. صفی از رهبران كارگری در این مبارزه پا به صحنه گذاشتند و با مردم و كارگران سخن گفتند. و به هم طبقه ایهایشان در سطح جهان فراخوان دادند. خانواده های كارگری در این مبارزه درگیر شدند و به مقامات و نهادهای بین المللی نامه های اعتراضی نوشتند و دست به تجمعات برای آزادی عزیزانشان و عملی شدن خواستهایشان زدند. مصاحبه فرزند ١٣ ساله یكی از فعالین سندیكای شركت واحد در این زمینه یك نمونه جالب و تیپیك بود كه در مصاحبه ای با شهلا دانشفر خودرا جزئی از اعتصاب میدانست و هرجا از اعتصاب حرف میزد میگفت "ما اعتصاب كردیم كه به خواستهایمان برسیم و ..." او نیامده بود كه تنها از مبارزه پدرش حمایت كند بلكه خودش را یكی از اعتصاب كنندگان میدانست.

٥- با مبارزه كارگران شركت واحد جنبش چپ و سوسیالیستی و مشخصا حزب كمونیست كارگری نیز در سطح جامعه گامها جلوتر آمد. به خانه های بسیاری از مردم رفت. قدرت رهبریش را نشان داد. و بویژه بسیاری از كارگران تجربه كردند كه وجود و دخالت چنین حزب رادیكال و كمونیست و توانایی چقدر برای پیشبرد مبارزه شان حیاتی است. این حزب با حساسیت ٬ احساس مسئولیت و با سیاستی رادیكال به طرق مختلف بر پیشرفت این مبارزه بطور روزمره تاثیر گذارده و میگذارد و تلاش میكند نه فقط در ایران بلكه در سطح بین المللی نیز صفی متحد را در مقابل جمهوری اسلامی قرار دهد. در این مبارزه بسیار روشن شد كه با به میدان آمدن و پیشروی كارگر این چپ و سیاست رادیكال٬ و حزب كمونیست كارگریست كه به پیش میرود و از سوی دیگر این حزب یك اهرم اساسی و مهم در هدایت مبارزه كارگران و هر مبارزه رادیكال در ایران است.

تجربیات و درسهای مبارزه و اعتصاب كارگران شركت واحد بسیار بیش از اینهاست و باید درمورد آنها بسیار بیشتر سخن گفت. این مبارزه ادامه دارد و بی تردید تا آزادی همه كارگران دستگیر شده و تحقق خواستهای كارگران ادامه خواهد یافت. توحش جمهوری اسلامی در مقابله با این جنبش بیش از هرچیز از وحشت این حكومت از تاثیرات عمیق این مبارزه بر اوضاع سیاسی در ایران است. ادامه این مبارزه و آینده نزدیك نشان خواهد داد كه علیرغم هر میزان توحشی خنثی كردن این تاثیرات برای حكومت امری غیر ممكن است.