٧ خرداد  ١٣٩٢  -٢٨ می  ٢٠١٣

کارگر کمونيست ٢٦٢

اخبار کارگری

نسان نودینیان
داوود رفاهی

كارگران

بهنام ابراهیم زاده
نامه به سازمان جهانی کار آی ال او
اول خرداد: ٤ژوئن اجلاس سالانه جهانی کار است. من بهنام ابراهیم زاده بخاطر مبارزاتم در دفاع از حقوق کارگر و حقوق کودکان ٥ سال حکم زندان دارم. سه سالش را پشت سر گذاشته ام و الان نیز با وجودیکه تنها فرزندم بدلیل ابتلا به سرطان خونی بستری است، میخواهند من را به زندان بازگردانند. از همه نهادهای کارگری و انساندوست در سراسر جهان انتظار دارم که در برابر این تصمیم اعتراض کنند. خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط کارگران زندانی و زندانیان سیاسی شوند. از نمایندگان اتحادیه کارگری در اجلاس آی ال او انتظار دارم که از مبارزات کارگران در ایران و از انتظار من حمایت و پشتیبانی کنند. اما به شما که به عنوان سازمان جهانی کار، آی ال او که به اسم کارگر دارید سخن میگویید ، اعتراض دارم که تا کی در برابر این همه بی حقوقی سکوت میکنید. انتظار من کارگر اینست که دولتهای شرکت کننده در اجلاستان را زیر فشار بگذارید که پایه ای ترین حقوق کارگران و انسانها را رعایت کنند. حق تشکل ، حق اعتصاب، آزادی بدون قید وشرط بیان همگی مثل نفس کشیدن و حقوق پایه ای انسانی است و نقض آنها یک تخلف آشکار است. بویژه در ایران فقر و گرانی بیداد میکند. دستمزدهای چندین برابر زیر خط فقر زندگی بخش عظیمی از جامعه را به نابودی کشانده است. امروز کارگران در ایران بخاطر اعتراض به این وضعیت و حق و حقوق پایه ای خود در زندانند. باید به این دستگیری ها و به فشار به رهبران و فعالین کارگری باید اعتراض شود. من با نوشتن این نامه تلاش کردم صدای اعتراض خودم و خانواده ام و کارگران زندانی و همه زندانیان سیاسی باشم. بهنام ابراهیم زاده. کارگر زندانی

خطاب به همه عزیزانی که من را حمایت کردند
بهنام ابراهیم زاده
خرداد ١٣٩٢: نامه بهنام ابراهیم زاده وبلاگ نویس وفعال كارگری وكودك! خطاب به همه عزیزانی که من را حمایت کردند.
من بهنام ابراهیم زاده کارگر زندانی ای هستم که با حمایتهای گسترده شما عزیزان از زندان مرخص شدم تا نزد فرزند بیمارم باشم. نیما پسر ١٤ ساله ام بیماری دشواری دارد و مد تیست که در بیمارستان محک در تهران بستری است. نزدیک به سه سال در زندان بودن من و بعد هم بیماری دردناک فرزندم همه مشکلات را بر روی دوش همسرم زبیده حاجی زاده آوار کرد. اما او همچون ستون محکمی ایستاد و اتکای من شد. میخواهم همین جا از او بعنوان یک مادر، یک همسر و یک انسان آزاده قدردانی کنم.
اکنون من و زبیده روزهای سختی را پشت سر میگذرانیم. من که بخاطر شکنجه ها و فشارهای داخل زندان ٧٥ درصد شنوایی گوش چپم را از دست داده ام و از درد مهره گردنم درد میکشم حتی فرصت مراجعه به دکتر و درمان برای خودم را
نداشته ام و همه مشغله ام نجات جان تنها فرزندم از چنگ بیماری مهلکی است که دچارش شده است. اما اكنون مقامات پافشاری می كنند كه به زندان برگردم این در حالی است هنوز فرزندم در بستر بیماری است و به وضعیت پزشكی خودم رسیدگی نكرده ام چرا كه وقت كافی به خاطرمریضی فرزند عزیزم نداشته ام . ولی چه شیرین است وقتی خود را در حمایت وسیع انسانهای آزادیخواه در ایران و در سطح جهان می بینیم. هر روز دوستان بسیاری که هر گز آنها را ندیده بودم و نمی شناختم، زنگ میزنند و جویای حال نیمای عزیزم میشوند. از فعالین کارگری تا تشکلها و نهادهای مختلفی که سنگرهای مبارزه کارگران و مردم هستند، از دانشجو تا کانون هایی چون کانون نویسندگان وكانون های كارگری و ان جی او های مختلف همه به سراغمان آمدند و با حمایتشان و پشتیبانیشان به ما امید و توانایی بخشیدید. من یک فعال مدافع حقوق کارگر و حقوق کودک هستم. این صدها انسانی که به سراغ ما آمدند در واقع آزادیخواهی و انسانیت را ارج گذاشتند. از تک تک عزیزانی که ما را در حلقه محبت خود قرار دادند. ما را حمایت و پشتیبانی کردند و نگذاشتند در این ایام تلخ تنها بمانیم، از صمیم قلب سپاسگزارم. عزیزان قدردانی میکنم. آرمان من آزادی و برابری است. آرمان من رفاه و شادی برای همه کودکان است. البته آرزوی همین امروزم نجات جان فرزند دلبندم نیماست. اما من هنوز یک کارگر زندانی ام که به او مرخصی داده شده است و مرخصی اش را چند روز چند روز تمدید میکنند تا فراموش نکند که هر آن به سراغش خواهند آمد و دوباره به خاطر مبارزاتش برای ازادی و دفاع از انسانیت به بندش خواهند کشید.اما با این حال چهارم خرداد تنها فرزندم با اینكه در بیمارستان محك دوباره بستری می شود وطول درمانش شروع می شود مرا به زندان بر می گردانند .امروز از همه شما انسانهای ازادیخواه در ایران و در سراسر جهان میخواهم که همچنان من و خانواده ام و نیمای من را در حلقه حمایت و پشتیبانی خود قرار دهید و خواهان آزادی بدون قید و شرط من از زندان شوید. نیمای من به پدرش نیاز دارد من باید آزاد و در کنار او باشم.
البته این را هم بگویم که من خود را در درد و نگرانی خانواده های بسیاری که عزیزانشان در زندانند شریک میدانم. نگران وضع همکارم محمد جراحی هستم که بیماری سرطان جان او را به خطر انداخته است. و خواهان آزادی فوری او و دیگر همکاران دربندم رضا شهابی ؛ شاهرخ زمانی، پدرام نصراللهی، رسول بداغی، و همه کارگرانی هستم که در همین ماه اخیر دستگیر شده اند.
کارگران و ما انسانهای آزادیخواه زندان نیست. من خواستار آزادی همه جای ما کارگران زندانی و زندانیان سیاسی از زندان هستم.
بهنام ابراهیم زاده عضو كمیته پیگیری تشكلهای ازاد كارگری وجمعیت دفاع از كودكان كار وخیابان خرداد ٩٢
***
ناهید خداجو: کارگران افغانی و ایرانی زیر یک آوار دفن می شوند
٣٠ اردیبهشت: مثل همیشه خبر کوتاه، تکان دهنده و غم انگیز بود. بامداد روز پنج شنبه ٢٦ اردیبهست ماه براثر ریزش ساختمانی مسکونی در خیابان جیحون سه کارگر جان باختند. سخنگوی سازمان آتش نشانی شهر تهران در این باره گفت: نیروهای آتش نشانی بعد از چند ساعت در نهایت دو کارگر ایرانی و یک کارگر افغانی را از زیر آوار بیرون کشیدند اما متاسفانه هر سه کارگر به دلیل جراحت شدید فوت کرده بودند. اخبار رسمی و غیر رسمی نشان می دهد طی یک ماه گذشته، انواع حوادث در بخش ساختمان منجر به جان باختن نزدیک به ٢٠ کارگر شده است. این اخبار ضمن اینکه کل حوادث منجر به مرگ را پوشش نمی دهند، اکثر حوادث منجر به قطع عضو، شکستگی، سوختگی، برق گرفتگی و دیگر معلولیت ها و عارضه های شدید جسمی ناشی از سوانح کار در بخش ساختمان را نیز در بر نمی گیرند. آمارغیر رسمی حاکی از شاغل بودن ٣ تا ٥ میلیون نفر دربخش ساختمان می باشد که از این تعداد بیش از یک میلیون نفر افغانی هستند. صنعت ساختمان در ایران با بیش از ٥٠٠ شرکت ثبت شده و ٨٤ رشته ای که در این بخش فعالیت می کنند، فوق سود تضمین شده ای را از بویژه وجود کارگران ارزان افغانی می برد. در تعیین مزد و ساعات کار، کارفرما دست بالا را دارد. بازرسی کار، آموزش کار، ایمنی کار و بطور کلی قانون کار در صنعت ساختمان معنایی ندارند. در اکثریت قریب به اتفاق پروژه های ساختمانی از دستکش، کلاه و کفش ایمنی خبری نیست. ابزار کار غیر استاندارد، عدم رعایت استانداردهای لازم در ساخت و ساز، گودبرداریهای غیر استاندارد، کار در ارتفاع و یا در عمق زمین( چاه) و شدت کار و خستگی مفرط از جمله عوامل اصلی افزایش حوادث ناشی از کار در صنعت ساختمان هستند. در استان تهران کارگران ساختمانی قربانی ٥٠ درصد حوادث ناشی از کار هستند و در کل کشور نیز ٤٠ درصد کل سوانح ناشی از کار در بخش ساختمان میباشد که ١٩ درصد مصدومیت و ٢١ درصد منجر به فوت می شوند . اکثریت قریب به اتفاق این کارگران بیمه نیستند و اغلب کارفرماها نیز هیچ مسئولیتی را متقبل نمی شوند. اربابان سرمایه به کارگران افغانی مزد کمتری میدهند و از آنها کار سخت تری می کشند، حقوق شان را بالا می کشند یا دیر می پردازند و در برابر سوانح ناشی از کار از هیچ بیمه ای برخوردار نیستند. مطبوعات و رسانه های حکومتی نیز علیرغم همه ستمگری هایی که برکارگران افغانی روا میشود، افکار عمومی را بر علیه این زحمتکشان تهییج می کنند و علت بیکاری گسترده (١١ میلیونی ) و برخی از خشونتهای اجتماعی را به آنها نسبت می دهند تا بدین وسیله بذر کینه، نفرت و دو دستگی را بین کارگران بکارند و معضل بیکاری و خشونتهای اجتماعی را بر دوش آنان سر ریز کنند. بطور واقعی همه ی ابعاد درد و رنج کارگران افغانی را نمی توان در قالب کلمات توصیف کرد. زندگانی آنها با هراس از جنگ، ناامنی، گرسنگی و طالبان شروع می شود. آوارگی و مهاجرتشان به سوی مرزها اگر با گلوله های مرگ بار مرزداران مواجه نشود، گرفتار سرکیسه شدن از سوی قاچاقچی های انسان میشود و وقتی نیز به مقصد می رسند در قعر چاهها، در گودبرداری ها و زیر آوار ساختمانها مرگ در انتظارشان نشسته است تا عاقبت طومار یک عمر زندگانی پر از وحشت و درد و رنج را با مرگی عذاب آور تکمیل کنند. آنها زندگی نمی کنند فاصله تولد تا مرگ را به سرعت می دوند. کارگران افغانی، این سرپناه سازان بی سرپناه که در بخش ساختمانی کار میکنند از بدیهی ترین حقوق انسانی محرومند، توهین، تحقیر، تبعیض و تهدید همواره بر زندگی شان سایه افکنده است. محرومیت از کار، دستگیری با ضرب و شتم، ضبط اموال و اخراج از کشور همواره دامنگیرشان است. اغلب زنان و کودکان افغانی در اقامتگاههایی فاقد هرگونه امکانات رفاهی، بهداشتی و آموزشی زندگی میکنند و از هر گونه حقوق اجتماعی محروم هستند و اما این شرکتهای سرمایه داری هستند که ساختمانها را برروی محرومیت کودکان، زنان واستخوانهای کارگران افغانی و ایرانی بنا می کنند. کارگران افغانی با علم و یقین از خطر مرگ، برای در آوردن لقمه نانی با وحشت از داربستها بالا میروند، بر روی داربستهای لرزان و سست کار میکنند و در عمق چاهی میروند که خود می دانند شاید دیگر هرگز لبخند کودکانشان را نبینند. کارگران افغانی حتی هنگام استراحت و خواب شبانه در آلونکی در محل زمین گودبرداری شده گرفتار ریزش آوار میشوند و در خواب جان میدهند اما آنها تنها نیستند آوار سرمایه، کارگر افغانی و ایرانی را با هم دفن می کند. ناهید خداجو عضو هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران
***
محمد عبدی پور : مقدمه - جنبش رزمنده ی کارگری ایران، طی چند سال گذشته همواره با دو سد بلند تشکل یابی وتحزب مواجه بوده است.
این جنبش با تمام فراز و نشیب هایش و به اندازه ی توان و عمق انکشاف مبارز ه ی طبقاتی و توازن قوا، علیه جریان های برخاسته از سه جانبه گرایی و رفرمیستی و تشکلهای متکی به جناح های مختلف سرمایه ی داخلی و خارجی (اعم از سندیکا های زرد دولتی، خانه کارگرتا سازمان های وابسته به امپریالیسم مانند سولیداریتی سنتر)ایستاده است. با وجود نقدهای بی پایه و اساسی که اخیرا نفی موجودیت جنبش کارگری را هدف گرفته است، مستقل از نقاط ضعف و قوت و موفقیت دفاعی یا تعرضی واقعیت این است که در جامعه سرمایه داری جنبش کارگری همیشه جاری و در جریان بوده است.این جنبش برخلاف جنبش های موسوم به زنان و دانشجویان، اقوام تحت ستم و غیره بنا به ذات متناقض نظام اجتماعی تولید سرمایه داری و به دلیل تضاد آشتی ناپذیر میان کار – سرمایه به متن جامعه پیوند خورده است. تحلیل های متفاوت از مفهو م جنبش، تشکل و تحزب نمی تواند به دلیل ضعف سازمانیابی و تشتت طبقه از انکار جنبش کارگری سخن بگویند. فقدان تشکل های تود ه ای کارگری و فقدان یک حزب سیاسی کارگریِ متکی به فعالان آگاه و پیشروان مبارز دلیل موجهی بر نفی جنبش کارگری نیست. موانع تشکل یابی! ناگفته پیداست که استبداد سیاسی مهم ترین عامل بازدارنده ایجاد تشکل های کارگری مستقل است. اما به جز مانع مستقیم استبداد می توان به عوامل دیگری که ایجاد تشکل کارگری را به تاخیرمی اندازد اشاره کرد. فقر، فلاکت، بیکاری و ضعیف شدن قدرت خرید و کاهش توان مالی کارگران از این دلایل مهم است و متاسفانه باید گفت که فشار تحریم ها و فقیر تر شدن کارگران امکان تشکل یابی را دشوار تر کرده است. با وجود خیل عظیم بیکاران در اقصی نقاط ایران و نبود امکانات معیشتی مناسب در کنار ترس از گرسنگی و خطر بیکاری، قدرت سازمانیابی کارگری به شدت تضعیف شده است. برخلاف نظر افراد و احزاب بی ربط به طبقه کارگر، از درون فشار تحریم و تعمیق خط فقر، هیچ گشایشی در راستای پیشروی جنبش کارگری صورت نمی گیرد. اگر فقر و نارضایتی باعث انقلاب می شد اکنون در تمام کشورهای فقیر باید انقلاب های کارگری شکل می گرفت. همچنین در نتیجه گسترش تحریم ها هزینه های زیستی مردم کارگر و زحمتکش نیز بالاتر رفته است.من به عنوان یک فعال کارگری معتقدم که شرایط وخیم اقتصادی کنونی جنبش کارگری را از حالت مقابله و تعرض به وضعیت تدافعی کشیده است و اگر این روند ادامه یابد کارگران ناگزیر میشوند بخاطر تنازع بقا هم که شده به خیلی از فشارهای کارفرمایان تمکین کنند.تشکل و اتحاد تنها راه ...! کارگران در جریان مبارزۀ طبقاتی آبدیده می شوند و در می یابند که تنها راه مقابله با مشکلات روزمرۀ زندگی (کاهش دستمزد ها اخراج، بیکاری و...) تنها راه مبارزه با استثمار در ایجاد تشکل های مستقل کارگری نهفته است.هیچ کارگری نمی تواند به تنهایی در برابر کارفرما ایستاد گی کند. در طول تاریخ، طبقات حاکم از طریق منزوی کردن فروشند گان نیروی کارکوشیده اند به سود بیشتر دست یابند. از یک سو سرمایه داران برای غلبه بر مبارزه کارگران انواع و اقسام اتاق های بازرگانی می سازند و از سوی دیگر از طریق ایجاد سندیکا های زرد و رفرمیست و معامله و زد وبند با "رهبران" شناخته شده، جنبش کارگری را مهار کنند. نفوذ در میان تشکل های کارگری و به سازش کشیدن فعالان و پیشروان آنها از جمله اقدامات سرکوبگرایانه سرمایه داران است. همچنین تقلیل یا انحراف مبارزۀ طبقاتی کارگران به محور مطالبات صرفا صنفی و سطحی از دیگر ترفند های سرمایه داران است. کارگران باید بیاموزند که فقط با تکیه بر نیروی خود و هم طبقه ای هایشان از استثمار آزاد می شوند و در این راه باید از همان ابتدا استقلال مالی داشته باشند. همین استقلال مالی از نهادهای سرمایه سالار و امپر یالیستی ضامن تداوم مبارزات جنبش کارگری و جلوگیری از نفوذ خطر فساد است. تشکل سیاسی کارگری! همانطور که گفتم مبارزۀ کارگری در قالب مبارزات صنفی خلاصه نمی شود. کارگران آگاه می دانند برای رفع نهایی استثمار و رهایی کل جامعه باید به ریشه های سرمایه داری حمله کرد.ابزار چنین حمله ای حزب سیاسی طبقه کارگر است. کارگران مبارز می دانند که حزب کارگری از طریق اتحاد فعالان و پیشروان آگاه طبقۀ کارگر، پشتیبانی توده های کارگر مبارز و متحد شدن تشکل های مستقل و سرمایه ستیز بیرون می آید. اتحاد عمل احزاب و سازمان های بیرون از گود مبارزه که هیچ نفوذی در جنبش کارگری ندارند نمی تواند به ایجاد حزب کارگری کمک کند. اتحاد یا انشعاب گروه های بی ربط به طبقۀ کارگر قادر نیست افقی برای ایجاد حزب کارگری بگشاید. متحدین طبقۀ کارگر در میان روشنفکران انقلابی مخالف سرمایه داری، دانشجویان، پرستاران، معلمان و همۀ فروشندگان نیروی کاروجود دارند.البته مهمترین مسئله برای طبقۀ کارگر این است که مبارزه طبقاتی وقتی می تواند به قدرت واقعی خود تکیه بزند که به نیروی تعیین کنندۀ خانواده های کارگری و بطور مشخص زنان استوار شود. بدون همراهی و همیاری زنان که بطور مستقیم(زنان کارگر) و غیر مستقیم(زنان خانه دار) با استثمار دست به گریبان هستند جنبش کارگری نمی تواند به اهداف خود دست یابد. حزب طبقۀ کارگر بایستی از بطن مبارزات و از درون جنبش رزمندۀ کارگری و عناصر سازماندهنده و تشکل یاب آن ساخته شود. احزابی که در مبارزات کارگری هیچ نقشی ندارند و با سکتاریزم خود در میان فعالان کارگری بذر تفرقه می افشانند نمی توانند داعیۀ رهبری طبقه کارگر داشته باشند. کارگران فقط با تکا به قدرت طبقاتی خود و به پشتوانۀ توان مبارزاتی و نیروی آشتی ناپذیرشان علیه سرمایه داری می توانند از قید و بند استثمار آزاد شوند محمد عبدی پور عضو کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری
***

اعتراضات كارگری

نماینده های کارگران تجمع کننده در مقابل مجلس در روز جهانی کارگر خطاب به نایب رئیس مجلس: وضعیتی که امروز بر کارگران ایران تحمیل شده است قابل دوام نیست و هیچ سرکوبی نمیتواند مانع اعتراضات کارگری به وضعیت فلاکتبار کنونی شود
اتحادیه آزاد کارگران ایران: بدنبال تجمع کارگری که از سوی هماهنگ کنندگان طومار اعتراضی و همکاران این طومار از کارخانه های مختلف به مناسبت روز جهانی کارگر در مقابل مجلس شورای اسلامی برگزار شد بدلیل تعطیل بودن مجلس در همانروز صورتجلسه ای با امضا نماینده های این کارگران و یکی از مشاورین مجلس شورای اسلامی در مورد مطالبات کارگران تنظیم شد و مقرر گردید پس از بازگشائی مجلس نماینده های کارگران تجمع کننده جهت رسیدگی به خواست هایشان به مجلس شورای اسلامی دعوت بشوند. بنا بر گزارشهای رسیده به اتحادیه آزاد کارگران ایران پیرو این توافق ظهر دیروز ٣١ اردیبهشت ماه، نماینده های این کارگران پروین محمدی، شاپور احسانی راد و اشرف بنائی به مجلس شورای اسلامی دعوت شدند و طی ملاقاتی با نایب رئیس اول مجلس مراتب اعتراض شدید خود را به حداقل مزد ناچیز کارگران و گرانی های سرسام آور اعلام داشتند. در این ملاقات اشرف بنائی یکی از نماینده های کارگران خطاب به ابوترابی اظهار داشت: شما بگویید ما چگونه با ٤٨٧ هزارتومان امرار معاش کنیم؟ در جامعه ای که شما ساختید با این مزد، چگونه شرافت و حیثت مان را حفظ کنیم؟ مگر این همه آسیبهای اجتماعی، فقر، بدبختی، تن فروشی، بیکاری، گرانی و تورم را نمی بینید؟ مگر حکومت و مجلس از اینهمه فلاکت و بدبختی خبر ندارند؟ شما به عنوان نماینده مردم تهران و نائب رئیس مجلس تاکنون چه اقدامی برای جلوگیری از این همه گرانی وتورم انجام داده اید و برای مشکلات اقتصادی و اجتماعی مردم کاری را پیش برده اید؟ ما زنان کارگر دیگر تحمل و صبرمان بسر آمده است ما مزدمان مطلقا کفاف زندگیمان را نمی دهد وهمین حالا باید مزدمان متناسب با تورم اضافه شود. در ادامه این دیدار پروین محمدی نیز اظهار داشت: آقای ابوترابی، سال پیش هم که ما با ٢٠ هزار امضای کارگران معترض نزد شما آمدیم، گفتید حق با کارگران است و مجلس هم نوا با کارگران و پیگر مطالبات آنهاست. اما ما تاکنون از مجلس هیچ اقدام عملی به نفع کارگران ندیده ایم. پس از آن دیدار ده هزار امضای دیگر تحویل دادیم و همین الان ده هزار امضای کارگری دیگری در دست مان است. چهل هزار کارگر در این مملکت خواهان افزایش حداقل مزد و پایان دادن به گرانی و تورم شده اند با اینحال برای رسیدگی عملی به خواستهای آنان هیچ کاری انجام نشده است. ٢٥ درصد حقوقی که شب عید اضافه شد با تورم همین یکی دو ماه اول سال دود شد و به هوا رفت. حال هم همین مجلس با تصویب افزایش ٣٨ درصدی حاملهای انرژی راه را برای افزایش چندین برابری هزینه های زندگی باز کرده است. پروین محمدی در ادامه خطاب به ابوترابی گفت: وزیر کار را به خاطر این همه بیکاری، اخراج، گرسنگی و دزدی از سفره های خالی کارگران استیضاح نمی کنید اما به خاطر اینکه جنگ قدرت دارید وی را بر سر انتصاب یک فرد برکنار می کنید. وزیر کار فعلی هم حاضر نیست جلسه ای را که برای واقعی کردن دستمزد کارگران وعده داده است برگزار کند و مجلس هم هیچ کاری انجام نمی دهد. حرف من این است وقتی قیمت سیب زمینی، روغن، برنج و همه کالاها آزاد میشود چرا نباید مزد کارگر واقعی باشد؟ چرا حقوق بازنشستگان طبق ماده ٩٦ تامین اجتماعی اضافه نمی شود؟ چرا همین ٢٥ درصد را به بازنشستگان پرداخت نمی کنند؟ چرا دست بازار را در غارت سفره های خالی کارگران و مردم کاملا باز گذاشته اید؟ ابوترابی در جواب گفت: ما حالا بودجه ای نداریم ولی شما حق دارید، کارگران حق دارند و باید مزدشان واقعی و متناسب با تورم باشد، مجلس هم باید بتواند به تدریج تورم را کنترل کند. مجلس در کوتاه مدت باید مشکلات معیشتی کارگران را حل کند و در بلند مدت باید زمینه گسترش تولید و اشتغالزایی را فراهم کند. شاپور احسانی راد یکی دیگر از نماینده های کارگران در پاسخ به ابوتربی اظهار داشت: امکان ندارد تورم به تدریج کنترل شود خود همین مجلس، همین چند روز پیش افزایش ٣٨ درصدی حاملهای انرژی را تصویب کرد آنوقت شما از کنترل تورم صحبت میکنید، کدام کنترل؟ تمام سیاستها و تصمیم گیریهای مجلس و دولت نشان میدهد که گرانی و تورم تشدید می شود اکنون هم اکثر کارخانجات دچار تعطیلی یا ورشکستگی شده اند و یا با ٣٠ تا ٤٠ درصد ظرفیت خود کار میکنند و هر روزه کارگران اخراج میشوند، حقوق ها را دیر می پردازند، در بسیاری از شرکتها حقوق زیر حداقل مزد مصوب را به کارگران پرداخت می کنند، کارگران حق برپائی تشکلهای خود را ندارند و کارفرمایان هر طوریکه دلشان بخواهد با کارگران رفتار میکنند. شاپور احسانی راد در ادامه صحبتهای خود گفت: سوبسید کالاهای اساسی را قطع کرده اید و هر روز بیش از پیش دارید این را تشدید میکنید. اما دستمزد کارگران عملا ثابت مانده است، شما سوبسید سود کارفرمایان را با حداقل مزد ناچیزی که به تصویب رسیده است عملا دارید از سفره های خالی کارگران به سرمایه داران پرداخت میکنید و... در طول این دیدار با صحبتهای بسیار صریحی که از سوی نماینده های کارگران صورت گرفت نایب رئیس مجلس پاسخ قانع کننده ای برای نماینده های کارگران نداشت و در طول صحبتهای آنان سکوت کرده بود. وی در پایان این جلسه اظهار داشت: من در مجلس شورای اسلامی یک رای هستم با اینحال تلاش خواهم کرد همه این صحبتها را به دیگر نمایندگان منتقل کنم. در پایان این دیدار نماینده های کارگران با هشدار به دولت و مجلس اعلام کردند: وضعیتی که امروز بر کارگران ایران تحمیل شده است قابل دوام نیست و هیچ سرکوبی نمیتواند مانع اعتراضات کارگری به وضعیت فلاکتبار کنونی شود. اتحادیه آزاد کارگران ایران – اول خرداد ماه ١٣٩٢
***
تجمع كارگران نساجی سیمین در اعتراض به بخشنامه جدید مشاغل سخت
جمعی از كارگران كارخانه نساجی سیمین اصفهان، صبح امروز یکشنبه در اعتراض به محروم شدن از مزایای قانون بازنشستگی مشاغل سخت و زیان‌آور در مقابل سازمان تامین اجتماعی تهران تجمع كردند.
به گزارش خبرنگار ایلنا، این كارگران كه در كارخانه نساجی سیمین اصفهان با شرایط سخت و زیان آور اشتغال دارند، خواهان بازنشستگی پیش از موعد در چارچوب قانون مشاغل سخت و زیان آور هستند.
گفته می‌شود دلیل تجمع امروز این كارگران مخالفت سازمان تامین اجتماعی با بازنشستگی پیش از موعد این كارگران بوده است.
به گفته «اصغر برشان» دبیر اجرایی خانه كارگر استان اصفهان هم اكنون حداقل یكصد كارگر كارخانه نساجی سیمین اصفهان دارای شرایط استفاده از قانون بازنشستگی مشاغل سخت و زیان آور هستند.
وی افزود: با این حال سازمان تامین اجتماعی در تازه‌ترین بخشنامه مربوط به اجرای قانون بازنشستگی مشاغل سخت و زیان آور شرایطی را تعیین كرده است كه به موجب آن بازنشستگی كارگران نساجی سیمین منتفی شده است.
به گفته برشان در بخشنامه جدید سازمان تامین اجتماعی آمده است كه كارگران مشمول قانون مشاغل سخت و زیان آور برای استفاده از مزایای بازنشستگی پیش از موعد نباید در سوابق كاری خود دارای وقفه باشند

تجمع اعتراضی
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری طی گزارشی از برگزاری تجمع اعتراضی کارگران اخراجی کارخانه ایران خودرو در سنندج خبر داد. طبق گزارش مزبور روز سه شنبه ٣١ اردیبهشت ماه نمایندگی کارخانه ایران خودرو در سنندج (نمایندگی حیدری)، به دلیل واهی ورشکستگی کارخانه ٣٧ نفر از کارگران شاغل در این نمایندگی را که هر کدام بین ٢ تا ١٧ سال سابقه کار داشتند را از کار اخراج کرد. کارگران اخراجی در اعتراض به این عمل کارفرما، صبح روز چهارشنبه اول خردادماه در مقابل اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی سنندج تجمع کردند و خواهان بازگشت به کار شدند. نمایندگی ایران خودرو در سه راه شهرک نایسر سنندج واقع است.
***
علیرغم قول مدیران ایران خودرو به پرداخت سنوات ٤٠ تا ٤٥ روز، کارگران به مدیریت بی اعتمادند
دریافتی:در ادامه ی اعتراضات کارگران ایران خودرو، قرار بر آن بود که کارگران، تا انتشار " کارآمد" که بنا بود، قولهای مدیریت مبنی بر (پرداخت حق سنوات) سالیانه ٤٥ روز، برای کارگران در شرف بازنشستگی مکتوب شود، منتظر شوند. شنبه ٢١ اردیبهشت، نشریه ی " کارآمد" منتشر شد، اما نه از انتشار اعتراضات کارگری خبری بود و نه از قول و قرارهای مشعلچیان اثری. بعد از اعتراضات اولیه و اعتراض ٢٠٠ نفری، چند تجمع کوچکتر در کارخانه ی شمالی و کارگزینی کل صورت گرفت. مشعلچیان، یکی از مدیران منابع انسانی کارخانه، در گفتگو با معترضان، گفته بود، فرمهای پرداختی سالی یک ماه برای بازنشستگی تعویض شده و پرداختی ها مانند سال قبل، بین٤٠ تا ٤٥ روز می باشد. یکشنبه ٢٩ اردیبهشت، بار دیگر، حدود ٢٠٠ تا ٣٠٠ نفر، در کارخانه ی شمالی، مجاور دفتر نجم الدین، تجمع کردند. تعدادی از پرسنل حراست، به میان کارگران آمدند و یکی از حراستی ها در سخنرانی برای جمعیت، همان سخنان کلیشه ای را تکرار کرد؛ که ما با شما موافق هستیم، شرایط را درک کنید، بهانه به دست کسی ندهید و تجمع نکنید. بالاخره با اصرار حراستی ها قرار شد که چند نماینده به دفتر مشعلچیان بروند، بعضی از کارگران مخالف رفتن بودند و میگفتند، همینجا تجمع کنیم و متفرق نشویم، (بالاخره) حدود ١٠ کارگر به دفتر مشعلچیان رفتند. از قرار در دفتر به کارگران گفته شده که خبر اعتراض شما در سایتها منتشر شده است. مشعلچیان بار دیگر تاکید کرد که پرداختی ها از ٤٠ تا ٤٥ روز می باشد، اما به هیچ عنوان حاضر نشده است که این توافق را کتبا به اطلاع برساند. چنین به نظر می رسد، که این دور از مبارزات با روحیه ی اعتراض بالای کارگران و با ترس و عقب نشینی مدیریت تمام شده است. اما کارگران نگران هستند که مبادا مدیریت قول خود را زیر پا بگذارد، و یا در فرصت بعدی روزهای پرداختی را کم کند. همه منتظر رفتار مدیریت هستند و آتش اعتراض هنوز روشن است.
***
تجمع کارگران کاشی گیلانا منجیل مقابل درب ورودی کارخانه ومسدودکردن جاده اصلی با آتش زدن لاستیک در اعتراض به عدم پرداخت ٩ماه حقوقشان
٢٨ اردیبهشت: کارگران شرکت کاشی گیلانا در اعتراض به عدم پرداخت حقوق نه ماهه خود و همچنین عدم تحقق وعده مسئولین مقابل درب ورودی کارخانه تجمع کردند. یکی از کارگران کارخانه کاشی گیلانا می گوید: عدم پرداخت حقوق معوقه کارگران علت اصلی تجمع کارگران مقابل کارخانه است. نماینده، فرماندار و مسئولان شهرستان قول داده‌اند که دو ماه بعد از عید کلیه حقوق‌های معوقه پرداخت شود اما تاکنون این وعده‌ها محقق نشده اند. کارفرما هیچ گونه مواد برای تولید کارخانه خریداری نمی‌کند و آنچه که تولید می شود استفاده از موادی است که در کارخانه بلا استفاده است. مسئولان شهرستان بارها برای رفع این مشکل قول دادند و اقای حکیمی نماینده رودبار هفته گذشته قول دادند که مشکل کارگران طی یک هفته رفع خواهد شد. کارگران کارخانه کاشی گیلانا حتی قادر به خرید یک نان نیستند. کارگران و بازنشستگان کارخانه که تعدادشان به ٢٥٠ نفر می رسد با چنین مشکلی مواجه هستند. از نیمه دوم سال ٨٩ مشکلات کارگری به علت سوء مدیریت در اداره کارخانه و به دنبال آن عدم پرداخت حقوق کارگران آغاز شد. عدم پرداخت، حقوق، دستمزد و معوقه و عدم پرداخت لیست بیمه، مشکلاتی حقوقی و معیشتی را برای کارگران این کارخانه به وجود آورد. تا کنون نشست‌های متعددی برای رفع این مشکل با حضور مسئولان برگزار شده است اما مدیریت کارخانه به عنوان نماینده حقیقی و حقوقی و با دارا بودن بیش از ٥٠ درصد از سهام کارخانه اما تا کنون تعهدات خود را عملی نکرده است. کارگران کارخانه کاشی گیلانا طی سالهای اخیر چندین بار جلوی کارخانه و فرمانداری تجمع کرده‌اند تا بتوانند مشکلاتی که با آن روبرو هستند را رفع کنند. برخی کارگران دختران دم‌بخت دارند، دارای دانشجو هستند که عدم پرداخت حقوق طی٨ ماه شرایط معشیتی آنان را به وضعیت بجرانی رسانده است. کسی به داد کارگران کارخانه کاشی گیلانا نمی‌رسد. برخی کارگران می‌گویند در خانه نون نداریم، بچه ام از دانشگاه اخراج شده کی باید به داد کارگران برسد. اینکه کارگران جلوی درب کارخانه که در حاشیه جاده اصلی قرار گرفته است تجمع کنند و لاستیک آتش بزنند باعث ناراحتی کارگران است، این تجمع ها در اعتراض به مدیریت کارخانه و بی‌توجهی به رفع مشکلات است. برخی کارگران هم که خود را معرفی نکردند در خصوص مشکلات کارگرانی گفتند که بیمار سرطانی دارند، حتی کرایه رفت و آمد به کارخانه را ندارند و جلوی زن و بچه شرمنده هستند. کارگران این کارخانه در ادامه اعتراض خود مدتی جاده ارتباط رشت – قزوین را مسدود نمودند که با حضور فرمانده نیروی انتظامی رودبار این مسیر بازگشایی شد. فرمانده نیروی انتظامی و بخشدار مرکزی رودبار در ادامه با حضور در جمع کارگران و شنیدن مشکلات، آنان را به آرامش دعوت نمودند و به این تجمع پایان دادند. به گزارش وبلاگ دردنامه های یک خبرنگار،عارفی یکی از کارگران کاشی گیلانا با بیان اینکه تاکنون حقوق ٩ ماه را دریافت نکرده است، گفت: شرکت کاشی گیلانا معوقات زیادی داشته و مسئولین این شرکت اصلاً به فکر کارخانه و کارگران زحمت کش این کارخانه نیستند. نه تنها حقوق دریافت نمی کنیم، بلکه از لحاظ بیمه هم بلاتکلیف هستیم. تمام آهن آلات شرکت را به بهانه پرداخت کردن حقوق و معوقات فروختند و مبلغی به کارگران پرداخت نکردند. اگر این شرکت با این وضع مدیریت شود، نمی توان به ادامه حیاتش امیدوار بود. همه مسئولین از بحران شرکت کاشی گیلانا مطلع هستند، اما هیچ واکنشی نشان نمی دهند. مقصودی یکی دیگر از کارگران کاشی گیلانا با ابراز گله مندی از مسئولین شرکت، اظهار داشت: به طور قانونی فرودین ماه ٩١، ٢٠ سال خدمت من در این شرکت به پایان می رسید، اما در این ٢٠ سال خدمت، فقط سه روز کسری داشتم. بابت سه روز کسری تاکنون بلاتکلیف هستم و امثال من در این شرکت زیاد هستند، که با این مشکل دست و پنجه نرم می کنند. بیش از ٧ ماه معوقات حقوق دارم. مشکلات در این شرکت زیاد است، اما چه کسی پاسخگوست؟ یکی از بانوان شاغل در شرکت کاشی گیلانا نیز با بیان اینکه شرکت با کمبود مواد اولیه روبه رو می باشد، اذعان کرد: مسئولین شرکت حتی مواد اولیه شرکت را نیز تهیه نمی کنند، اگر مواد اولیه در شرکت باشد، کارگران با همین وضع نابه سامان اقتصادی، چرخه تولید را راه می اندازند. اکنون نه تنها مواد اولیه نیست، بلکه برق شرکت هم به علت پرداخت نشدن هزینه ی برق، قطع شده است. کارگران شرکت کاشی گیلانا با جان و دل کار می کنند و وجدان کاری دارند، اما مسئولین شرکت هیچ وقت رضایت کارگر را جلب نکرده و نمی کنند. یکی دیگر از کارگران کاشی گیلانا که خودش را معرفی نکرد، گفت: در این آشفته بازار گرانی و تورم، که اجناس به صورت موشکی بالا می رود، چطور می توان ٩ ماه بدون دریافت حقوق زندگی کرد؟ از مسئولین شهرستان می خواهیم که مسئله شرکت کاشی گیلانا را جدی گرفته و در صدد رفع آن باشند. یکی دیگر از کارگران کاشی گیلانا نیز گفت: ما چیز خاصی از مسئولین شرکت نمی خواهیم، فقط خواستار حق و حقوق مان هستیم. مسئولین فقط وعده وعید می دهند. یکی دیگر از کارگران که به شدت از وضع موجود ناراضی بود، اظهار داشت: بیش از ٧ ماه حقوق دریافت نکرده ایم. با دست خالی چطور پاسخگوی نیازهای خانواده باشیم. هر کدام در خانواده حداقل یک دانشجو، محصل، حتی بیمار و.... داریم، وقتی حقوقی دریافت نکرده چطور می توانیم از مخارج آنها برآییم. برپایه این گزارش،کارگران کاشی گیلانا منجیل برای چندمین بار به منظور خواستار حقوق خود، در جلوی شرکت کاشی گیلانا گرد هم جمع شده و با آتش زدن چند حلقه لاستیک اعتراض خود را نسبت به بی عدالتی در شرکت کاشی گیلانا نشان دادند. همین کارگران زحمتکش چند ماه قبل نیز به همین منظور در جلوی اداره کار شهرستان رودبار تجمع نموده و حتی با مسئولین شهرستان نیز ملاقات نمودند، اما تنها چیزی که از آن روز به یادگار ماند، وعده وعیدهای مسئولین ذیربط بود.
***
تجمع اعتراضی کارگران سد بنیر
٣٠ اردیبهشت: بر اساس گزارش دریافتی دیروز یکشنبه ٢٩ اردیبهشت ماه کارگران شاغل در سد بنیر در اعتراض به عدم پرداخت ٤ ماه حقوق معوقه و نیز عیدی و پاداش سال گذشته خود از ساعت ٩ تا ١١ صبح در مقابل دفتر شرکت استراتوس پیمانکار این سد تجمع کردند و خواهان دریافت مطالبات خود شدند. لازم به ذکر است که سد بنیر در ٢٠ کیلومتری جاده سنندج – مریوان واقع شده که بیش از ٢٠٠ کارگر در دو شیفت در این پروژه مشغول به كار هستند. كمیته ی هماهنگی برای كمك به ایجاد تشكل های كارگری.

اخراج و بیكارسازی

اخراج کارگران ایران خودرو در سنندج
١خرداد: بر اساس گزارش رسیده روز سه‌شنبه ٣١ اردیبهشت ماه نمایندگی کارخانه ایران خودرو در سنندج (نمایندگی حیدری)، به دلیل واهی ورشکستگی کارخانه ٣٧ نفر از کارگران شاغل در این نمایندگی را که هر کدام میانگین ١٧-٢ سال سابقه کار داشتند از کار اخراج کرد. کارگران اخراجی این نماینده در اعتراض به این عمل کارفرما، صبح روز اول خردادماه در مقابل اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی شهرستان سنندج تجمع کردند و خواهان بازگشت به کار شدند. لازم به ذکر است که نمایندگی ایران خودرو در سه راه شهرک نایسر سنندج واقع شده است. کمیته‌ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری
***
بیکارشدن ٣٠٠کارگروراننده درپی تعطیلی بازارچه مرزی "گمشاد" در سیستان و بلوچستان
١ خرداد: با وجود گره خوردن معاش تعدادی از مردم مرزنشین با فعالیت در بازارچه های مرزی استان، نزدیک به ٢٠ روز است که بازارچه مرزی گمشاد واقع در شمال سیستان و بلوچستان به دلایل مختلفی که مردم کمبود همکاری مرزبانی را علت اصلی آن می‌دانند، تعطیل شده و نزدیک به ٣٠٠ نفر کارگر و راننده بیکار شده‌اند. بازارچه مرزی گمشاد یکی از دو بازارچه مرزی شمال سیستان و بلوچستان است که رابطه مستقیمی با اشتغال مردم این منطقه مرزی دارد، سکنه نوار مرزی شمال این استان با وجود خشکسالی های متوالی ١٤ سال گذشته، با مشکلات اقتصادی فراوانی مواجه بوده‌اند که این مشکلات عده ای را ناگزیر به مهاجرت کرده است. با وجود فعالیت بازارچه مرزی گمشاد از سال ٨٦ تا کنون زمینه اشتغال مستقیم و غیر مستقیم تعداد زیادی از مردم بخش قرقری شهرستان هیرمند در این بازارچه فراهم شده و عده زیادی رنج طوفان‌های شن و خشکسالی‌های متوالی را تحمل و زندگی خود را که برخی آن را طاقت فرسا می‌دانند، ادامه دادند تا اینکه درحال حاضر، متاسفانه نزدیک به ٢٠ روز است که این بازارچه به دلایل مختلفی که مردم علت آن را کمبود همکاری نیروهای مرزبانی با تجار می‌دانند، تعطیل است.

ویژه دستگیری و اعتراضات علیه دستگیری فعالین كارگری

اطلاعیه ی شماره ی ٥٢– وضع جسمانی رضا شهابی مجددا و پس از بازگشت به زندان رو به وخامت است!
بنا بر خبرهای رسیده وضعیت جسمانی رضا شهابی پس از احضار مجدد به زندان به این شرح است:
حدود ٢٠ روز است که درد شدیدی در ناحیه کمر احساس می کند و این درد به پای چپ او هم سرایت می کند به حدی که حتا نشستن، خوابیدن و راه رفتن عادی هم برایش بسیار دشوار شده است؛ درمان او تنها خلاصه شده است به هفته ی یک عدد آمپول دگزامتازون و ب١٢- ب کمپلکس! گردن و بازوی چپ او هم به شدت درد می کند. این همه در حالی است که بیش از ٢٠ روز است درخواست متخصص جراح مغز و اعصاب کرده است اما تا کنون خبری نشده و هنگامی که برای پیگیری مراجعه می کند در جواب می شنود: "درخواست کنندگان جراح مغز و اعصاب به حد نصاب نرسیده، ما که نمی توانیم هر لحظه شما بخواهید دکتر فراهم کنیم"!
از موارد بالا که بگذریم، دندانهای فک بالای رضا که موقتا ترمیم و به دلیل احضار به زندان به صورت موقتی روکش شده بود، باعث سر درد و چشم دردهای شدیدی شده است. طی پیگیری خانواده ی رضا شهابی به جهت تکمیل ترمیم دندان هایش، قرار بود ٢٨ اردیبهشت به دندانپزشکی اعزام شود اما به دلیل مخالفت دادستان (به این بهانه که مرخصی طولانی مدت داشته است) این امر انجام نشد!
کمیته دفاع از رضا شهابی ضمن اعتراض شدید به عدم رسیدگی به مشکلات حاد جسمی رضا شهابی که توان ادامه حبس را از او سلب کرده است، خواستار رسیدگی سریع و فوری به وضعیت این عضو سندیکا و هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران است.
کمیته ی دفاع از رضا شهابی- ٦ خرداد ١٣٩٢
شماره تلفن سخنگوی کمیته دفاع از رضا شهابی، آقای محمود صالحی: ٠٩٣٥٧٣٥٣٤١٢

احضار تیمور امجدی از بازداشت شدگان روز کارگر
١خرداد: طبق گزارشات رسیده «تیمور امجدی» فعال کارگری و از بازداشت شدگان ١١ اردیبهشت، روز جهانی کارگر، جهت ارائه‌ی آخرین دفاعیات خود به شعبه‌ی ٤ دادیاری سنندج احضار شد. «اقدام علیه امنیت ملی به نفع گروه‌های ضد انقلاب و عضویت در آنها»، «حمل پلاکارد در روز کارگر در خیابان غفور» و «سر دادن شعارهای براندازانه علیه حکومت ایران»، اتهامات وارده به «تیمور امجدی» بوده که وی آنها را بی‌پایه و اساس خوانده و از برگزاری مراسم روز جهانی کارگر دفاع نموده و آن را حق تمام کارگران جهان دانسته و همچنین بیان نموده که این روز مختص به هیچ حزب و گروه خاصی نیست و متعلق به تمامی کارگران جهان است . کمیته‌ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری
***
آخرین دفاعیات غالب حسینی از فعالین کارگری
٢٩ اردیبهشت: «غالب حسینی» جهت آخرین دفاعیات خود در شعبه ی ٤ بازپرسی دادگاه انقلاب سنندج حاضر شد. وی ضمن رد اتهام واهی وابستگی به احزاب خارج از کشور از فعالیت خود در کمیته‌ی هماهنگی دفاع نموده و بر عضویت خود در کمیته‌ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری پای‌ فشاری کرد. کمیته ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری، ضمن محکوم کردن اتهامات وارده بر فعالین کارگری، خواهان رفع اتهام از آنان و آزادی فوری و بدون قید و شرط تمامی فعالین کارگری دربند و زندانیان سیاسی می‌باشد.
کمیته‌ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری-٢٩ اردیبهشت ١٣٩٢
***
آزادی حامد محمودی‌نژاد با قید وثیقه
٢٩ اردیبهشت: به گزارش رسیده امروز یکشنبه ٢٩ اردیبهشت حامد محمودی نژاد فعال کارگری و عضو کمیته‌ی هماهنگی پس از ١٧ روز بازداشت در اداره ی اطلاعات، با قید وثیقه ی ٥٠ میلیون تومانی از زندان مرکزی سنندج آزاد شد . نام‌برده مدتی قبل در تاریخ ١٩ فروردین با وثیقه آزاد شده بود، اما در تاریخ ١٢ اردیبهشت به همراه جلیل محمدی بار دیگر بازداشت شد. کمیته‌ی هماهنگی ضمن تبریک آزادی حامد محمودی‌نژاد خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط جلیل محمدی دیگر عضو بازداشتی خود و همچنین تمامی کارگران و فعالین کارگری دربند و زندانیان سیاسی است.

نا امنی محیط كار

فریدون شهبازی کارگر کارخانه چرم سازی قورق بر اثر برق گرفتگی جان باخت
٥خرداد: اتحادیه آزاد کارگران ایران: روز جمعه سوم خرداد ماه فریدون شهبازی کارگر کارخانه چرم سازی قورق در حین کار دچار برق گرفتگی شد و پس از انتقال به بیمارستان توحید سنندج جان باخت. این کارخانه در نزدیکی روستای قورق منطقه کامیاران قرار دارد و مالکیت آن قبلا متعلق به بنیاد مستضعفان بوده است که با اجرای اصل ٤٤ قانون اساسی، به بخش خصوصی واگذار شد. کارخانه چرم سازی قورق ٢٠ کارگر دارد و آنان مدت شش ماه است دستمزدهای خود را دریافت نکرده اند. این در حالی است که کارفرمای این کارخانه از بیمه کردن کارگران نیز سرباز میزند. فریدون شهبازی در حالی حین کار دچار برق گرفتگی شد و جان باخت که لیست بیمه اش رد نشده بود و همچون دیگر کارگران این کارخانه از شش ماه پیش دستمزد خود را دریافت نکرده بود وی ٢٥ سال سن داشت و دارای یک فرزند بود که از بیش از یکسال پیش در این کارخانه مشغول کار شده بود. اتحادیه آزاد کارگران ایران با ابراز تاسف عمیق از جان باختن فریدون شهبازی، این ضایعه جانگداز را به خانواده و همکاران وی تسلیت میگوید و بر گسترش و تعمیق مبارزات سراسری کارگران ایران به عنوان تنها راه حل برای پایان دادن به وضعیت مصیبت بار کنونی که سوانح ناشی از کار و مرگ هر روزه کارگران یکی از ابعاد غیر قابل جبران آن است تاکید میکند.
***
برق، جوشکار را به کام مرگ برد
٤خرداد: جوشکاری که در حال کار روی یک اسکلت ساختمانی در بولوار ٧ تیرمشهد بود بر اثر برق گرفتگی جان سپرد. این در حالی بود که به دلیل رعد و برق و بارندگی راننده جرثقیل و یک نفر دیگر نیز مجروح شدند.
***
اسامی قربانیان حادثه سایت دفن زباله برمشور شیراز اعلام شد
اسامی هفت قربانی حادثه سایت دفن زباله شیراز پس از كشف آخرین جسد اعلام شد. بر این اساس در این حادثه هفت نفر جان خود را از دست دادند كه اسامی آنها به شرح ذیل است: ١-حسین بهمن پور از كارمندان سایت دفن زباله ٢- پرویز بهمن پور از كارمندان سایت دفن زباله ٣- مهندس محمدرضا جنتی از كارشناسان ارشد فضای سبز شیراز ٤- مهندس كریم نوربخش از كارشناسان ارشد فضای سبز شیراز ٥- حسین بهروز از آتش نشانان شیراز ٦- عبدالله فولادی از آتش نشانان شیراز ٧- موسی رحیمی از كارمندان سایت دفن زباله. «ظهر چهارشنبه سایت دفن زباله برمشور شیراز دچار حریق شد و آتش نشانان و دیگر عوامل شهرداری شیراز برای اطفای حریق به محل آتش سوزی مراجعه کرده بودند. حین اطفای حریق زباله ها زیر پای آتش نشانان خالی شد و به ته حفره ای به عمق ٣٠ متر افتادند و حدود ٤٠ هزار تن زباله نیز برروی آنان ریخت. درساعات اولیه این حادثه اعلام شد که افراد گرفتار شده در زباله ١٢ نفر بودند که همان ابتدای امر شش نفر زنده از زیر آوار پیدا شد. از روز چهارشنبه نیز تاکنون جسد پنج نفر از آوار زباله بیرون کشیده شد اما احتمال می رود هنوز سه جسد دیگر در کوهی از زباله مدفون باشد. عملیات تجسس اجساد بدون وقفه در حال انجام است و حتی دستگاه های مخصوصی نیز از جنوب کشور برای تجسس در اعماق ارسال شده است.بولدوزرها نیز در حال کنار زدن زباله ها برای رسیدن به اجساد هستند».
اخباری درباره وضعیت کارگران جان باخته، مفقودومجروح حادثه سایت بازیافت زباله شهرداری شیراز
جمعیت هلال احمر شهرستان شیراز ساعت ١٤و٣٥دقیقه : براثر ریزش آوار در سایت بازیافت زباله شهرداری شیراز ، واقع در برمشور ( کیلومتر ١٠ محور شیراز فسا ) متاسفانه تعدادی از نیروهای مرکز بازیافت و اتش نشانی زیر انبوهی از زباله گرفتار شدند که تاکنون آمار دقیقی از تعداد مجروحان و یا کشته شدگان این حادثه دردسترس نمی باشد .
ایسنا ساعت ١٤و٤٥دقیقه: سخنگوی سازمان امداد و نجات جمعیت هلال‌احمر از عملیات ١٢ امدادگر برای نجات جان ٣٨ محبوس‌ شده در ریزش‌آوار سایت بازیافت شیراز خبرداد. حسین درخشان در تشریح جزئیات عملیات ریزش‌آوار در سایت بازیافت زباله، گفت: وقوع یک فقره حادثه ریزش‌آوار در ساعت ١٢:١٠ امروز از طریق آتش‌نشانی شیراز به مرکز فوریت‌های ١٤٧ اعلام شد. وی با بیان اینکه با توجه به نحوه گزارش دریافتی، بلافاصله چهار تیم عملیاتی به محل حادثه اعزام شد، گفت: امدادگران با حضور در صحنه حادثه دریافتند که سایت بازیافت زباله «برمشور» شیراز که در محور شیراز به فساء قبل از گردنه گل‌چهره قرار دارد، ریزش کرده است. سخنگوی سازمان امداد و نجات جمعیت هلال‌احمر با بیان اینکه طبق گزارش‌های دریافتی غیررسمی٣٠ کارگر و هشت تن از عوامل آتش‌نشانی در زیرآوار محبوس شده‌اند، گفت: سایت بازیافت زباله متعلق به شهرداری بوده که در حال حاضر عملیات برای نجات این افراد ادامه دارد. وی با بیان اینکه با تلاش چند ساعته امدادگران ١٠ تن از محبوس‌شدگان این آوار نجات یافتند و اقدامات برای نجات دیگر محبوس‌شدگان ادامه دارد به ایسنا گفت: تمامی نجات‌یافتگان برای انتقال به مراکز درمان تحویل تکنیسین‌های اورژانس شدند. باشگاه خبرنگاران ساعت١٥و١٢دقیقه: ٣٠کارگر و ٨ آتش نشان، زیر آوار سایت بازیافت. رئیس سازمان امداد و نجات جمعیت هلال احمر کشور گفت: بر اثر آوار در سایت باز یافت زباله بر مشور در شیراز ٣٠ کارگر و ٨ آتش نشان زیر آوار ماندند. محمود مظفر با اعلام این خبر گفت: این حادثه در ساعت ١٢:١٠ دقیقه روز چهارشنبه از طریق اطلاع رسانی آتش نشانی مورد امداد گری هلال احمر قرار گرفت. وی با اشاره به اینکه این اتفاق در محور شیراز فسا قبل از گردنه گلچهره سایت بازیافت زباله شهرداری بوده افزود: تعداد افراد گزارش شده در زیر آوار ٤٠ نفر به طور غیر رسمی و ٨ آتش نشان گزارش شده که تا بدین لحظه ٥نفر از آنان توسط تیم امداد و نجات از زیر آوار بیرون کشیده شدند. مظهر در ادامه گفت: همچنین ٤ تیم، ١٢ نفره برای امداد رسانی ها اعزام، که یک تیم آنشت( زنده یاب) به همراه سگ های جست وجو گر برای کمک به افراد محبوس در زیر آوار اعزام گردیدند . وی در خاتمه اظهار داشت: با توجه به اینکه علت ریزش هنوز معلوم نیست، افراد نجات یافته از زیر آوار تحویل اورژانس به مرکز درمانی منتقل شدند. فارس١٧و١٦دقیقه: گرفتار شدن ٦ تا ٧ کارگر خدماتی شهرداری زیر انبوهی از زباله در مرکز بازیافت زباله شیراز بعد از ظهر امروز شش تا هفت کارگر خدماتی شهرداری شیراز در اثر ریزش کوهی از زباله زیر آوار مانده‌اند که تلاش برای نجات آنان ادامه دارد. خاموش کردن انبوهی از زباله‌ها که بعد از ظهر امروز دچار حریق شده و در محل دفن زباله‌های این شهر واقع در برمشور در حال سوختن بود، در حین انجام وظیفه با ریزش کوهی عظیم از زباله زیر آوار مانده‌اند.
از این تعداد، تاکنون چهار نفر نجات یافته‌اند و تلاش برای نجات سایران، دو امدادگر آتش‌نشانی، دو نیروی فضای سبز شهرداری، دو کارگر پسماند و یک نفر نیز از کارگران خدماتی، همچنان ادامه دارد. مدیرعامل سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی شهرداری شیراز در حاشیه امدادرسانی به کارگران گرفتار شده زیر آوار، اظهار داشت: این عملیات امداد و نجات حدود شش ساعت است که ادامه دارد. رامین طالبی افزود: ریزش زباله‌ها در یک گودال به عمق ٣٠ متر صورت گرفته که همین امر کار امداد و نجات را دشوار کرده است. وی گفت: ممکن است این عملیات تا دو روز ادامه یابد. مدیرعامل سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی شهرداری شیراز اضافه کرد: تلاش برای نجات این کارگران تا حصول نتیجه بی‌وقفه ادامه می‌یابد. جمعیت هلال احمر شهرستان شیراز ساعت١٧و٢٢دقیقه: بر اساس آخرین آمار بدست آمده تعداد ٥ نفر از محبوس شدگان توسط عوامل امدادی رهاسازی شده و به مرکز درمانی انتقال یافتند که از این تعداد ٢ نفر اتش نشان و ٣ نفر دیگر کارگران شهرداری بودند .
همچنین ٧ نفر دیگر از نیروهای اتش نشانی و شهرداری همچنان زیر آوار زباله ها حبس شده اند که عوامل آتش نشانی و هلال احمر مشغول امداد رسانی به آنها می باشند. ایسنا ساعت ١٧و٤١دقیقه: مدیرکل روابط عمومی و ارتباطات مردمی جمعیت هلال احمر با اعلام آمار رسمی تعداد نجات‌یافتگان حادثه ریزش‌آواردر سایت بازیافت شیراز گفت: در این حادثه از مجموع ١١ فرد گرفتار در آوار، تاکنون چهار تن نجات یافته‌اند. پویا حاجیان در این باره گفت: دو آتش‌نشان و دو کارگر شهرداری که در این آوار محبوس شده بودند، توسط امدادگران نجات پیدا کردند. به گفته وی، در حال حاضر هفت تن در زیر آوار محبوس هستند و تلاش برای نجات این محبوس ‌شدگان ادامه دارد. ده‌بزرگی مسئول روابط عمومی مرکز فوریت‌های پزشکی استان فارس با تاکید براینکه شش مصدوم تا زمان تحویل به بیمارستان زنده بوده‌اند، گفت: چهار مصدوم که از زیرآوار بیرون آورده شدند و دو مصدوم دیگر که در محیط سایت دچار مسمومیت با گازهای ناشی از سوختن زباله شدند، به بیمارستان شهیدرجایی منتقل شده‌اند. مهر٢٣و١٥دقیقه: امید برای زنده ماندن مفقودین سایت دفن زباله شیراز همچنان وجود دارد مدیرکل حوزه شهرداری شیراز گفت: امید برای زنده خارج شدن مفقودین سایت زباله برمشور شیراز همچنان وجود دارد. سیروس پاک فطرت شامگاه چهارشنبه در سایت برمشور گفت: تمامی امکانات ما برای نجات مفقودین سایت برمشور به کارگیری شده و ما امیدواریم بتوانیم این افراد را زنده از زیر زباله ها خارج کنیم. وی تاکید کرد: البته باید به این موضوع توجه داشت که وجود زباله ها کار را برای گروههای امداد و کمک رسان مشکل کرده و از طرفی دیگر نگرانی ما حجم بالا و سنگین زباله ها بر روی مفقودین است.
مدیرکل حوزه شهردار شیراز با بیان اینکه در خصوص تعداد مفقودین اختلاف نظری وجود دارد، گفت: کسانی که مفقود شده اند ٦ یا ٧ نفر هستند اما تا این لحظه نتوانستیم عدد دقیق را مشخص کنیم. پاک فطرت یادآور شد: ساعت ١١.٥٣ دقیقه از وقوع حریق از سایت زباله های برم شور مطلع شدیم و به دلیل حضور آتش نشانی در خود سایت نیروهای اطفای حریق به منطقه سریعا اعزام شدند اما پس از دقایقی به دلیل رانش زباله ها تعدادی در درون زباله دفن شدند و متاسفانه تا این لحظه هیچکدام از مفقودین پیدا نشده اند. مهر٢٣و٢١دقیقه مدیر كل مدیریت بحران استانداری فارس گفت: دستگاه های مخصوص برای جستجو در اعماق زیاد از بوشهر و هرمزگان به منظور كشف افراد گرفتار در سایت زباله شیراز به این منطقه اعزام می شوند. حسن فیاض پور با بیان اینكه عملیات جستجو برای كشف اجساد ادامه دارد، گفت: در حال حاضر با وجود اینكه نزدیك به ١٢ ساعت از وقوع این حادثه در سایت زباله شیراز می گذرد همچنان عملیات جستجو ادامه دارد. وی از این حادثه به عنوان یك حادثه نادر یاد كرد و افزود: در حال حاضر این حادثه فقط سه بار در جهان رخ داده كه یك بار در آمریكا، یك بار در كشوری دیگر و هم اكنون در شیراز به وقوع پیوسته است. مدیر كل مدیریت بحران استانداری فارس از بكار گیری دستگاه های زنده یاب برای این عملیات خبر داد و گفت: با وجود استفاده از دستگاه های زنده یاب از جمله سگ اما به دلیل بوی تعفن زیاد امكان كشف افراد وجود ندارد. فیاض پور در بخش دیگری از سخنان خود از درخواست اعزام دستگاه های مربوط از نیروی دریایی بوشهر و هرمزگان خبر داد و اظهار داشت: در این راستا قرار است كه این دستگاه ها كه برای جستجو در اعماق زیاد به كار می روند از این استانها به شیراز اعزام شود. وی گفت: با توجه به عمق زیاد رانش زباله امكان جستجو در اعماق زیاد با لودر و بلدوزر وجود ندارد اما با ارسال این دستگاه ها جستجو در تمام اعماق راحت تر می شود.
***
جان باختن ٣کارگر مجتمع معدنی گل‌گهردرحادثه تصادف
١ خرداد: دو کامیون برای مجتمع صنعتی گل‌گهر آب حمل می‌کردند که در کیلومتر ١٥ این محور تانکری که به سمت گل‌گهر در حرکت بود به علت انحراف به چپ به تانکر مقابل برخورد و پنج سرنشین آن که سه نفر کارگران مجتمع گل‌گهر بودند، جان باختند.
***
مصدومیت شدیدکارگر ٢٠ ساله بدنبال سقوط در چاهک آسانسور ساختمان در حال ساخت
سقوط بالابر ویژه حمل مصالح در یک ساختمان درحال احداث، در ٣٥ متری گلستان خیابان ایران زمین شمالی، کوچه بهشت دوم ،کارگر ٢٠ ساله ای را روانه بیمارستان کرد. این کارگر ٢٠ ساله افغانی برای رفتن به طبقات، سوار این بالابر شده بود که سقوط ناگهانی این وسیله از طبقه پنجم به انتهای چاهک موجب مصدومیت شدید وی شد به طوری که در اثر این حادثه کاملا بی هوش شد.
***
مرگ كارگر ساختمانی
قم: ٣١ اردبهشت: ازمرگ یک کارگرساختمانی درمحدوده جنت آباد. یک کارگر ساختمانی بنام هاشم،هنگام کار بر روی نمای یک ساختمان از بالای داربست سقوط بر روی یک خودرو سقوط کرد ودردم جان سپرد.
***
سقوط جوشکار از ارتفاع
مشهد: ٣١ اردیبهشت: جوشکاری که در حال ساخت اسکلت آسانسوری در خیابان امام رضابود از ارتفاع ٤ متری سقوط کرد.
***
سقوط مرگبار کارگر جوان به چاله آسانسور
٢٨اردیبهشت: شهرك قدس: کارگر جوانی٣٠ ساله بنام "محمد. گ" از طبقه پنجم یك ساختمان در حال ساخت به داخل چاله آسانسور سقوط كرد و در دم جان سپرد.
***
ریزش مواد مذاب جان كارگر کارخانه ذوب فلزات فجر سمنان را گرفت
٣٠ اردیبهشت: ،سرریز شدن مواد مذاب در کارخانه تازه تاسیس ذوب فلزات فجر سمنان، باعث کشته شدن یک کارگر شد. این حادثه كه به كشته شدن كارگری به نام «مهدی تالشی» انجامید، در تاریخ عصر روز پنجشنبه ٢٦ اردیبهشت‌ماه به دلیل انباشت مواد مذاب داخل كوره ذوب فلزات و سپس سرریز شدن این مواد رخ داده است. همكاران كارگر جان باخته كه شاهد حادثه بوده‌اند گفتند: مهدی تالشی با مشاهده سرریز شدن مواد مذاب قصد فرار داشته است اما بدلیل از دست دادن تعادل بر روی مواد مذاب می‌افتد و جانش را از دست می‌دهد.
***
ریزش ساختمان در حال تخریب بر سر ٤ کارگر
٣٠ اردیبهشت: ریزش آوار بر سر چهار کارگر در شرق تهران واقع در خیابان نبرد جنوبی، خیابان مسلم. کارگران مشغول تخریب دو ساختمان دو طبقه مسکونی در مجاورت یکدیگر بودند که ناگهان بخش های از ساختمان ریزش کرده و سبب محبوس شدن چهار تن در زیر آوار شده است.

حقوق و دستمزدهای پرداخت نشده

کارگران کارخانه آزمایش فارس یکسال است که حقوق نگرفته اند
٣٠ اردیبهشت: ادامه بیکاری وعدم دریافت یکسال حقوق ٢٠٠٠ کارگر کارخانه آزمایش وشگردهای صاحبان کارخانه برای دریافت وام میلیاردی وبه تعطیلی کشاندن کارخانه بمنظور بفروش رساندن خط تولید وزمین میلیاردی کارخانه. شرکت آزمایش که دو هزار کارگر داشت، واگذار شده است و بعد از واگذاری گردانندگان آن را تعطیل کرده‌اند، شرکت را در گروی بانک گذاشته‌اند و با وام میلیاردی از کشور فرار کرده‌اند. کارگران این شرکت یک سال است که حقوق نگرفته‌اند و حالا افرادی که خود را مباشران صاحبان کارخانه معرفی می‌کنند، خط تولیدهای کارخانه را به عنوان آهن قراضه به حراج گذاشته‌اند تا زمین میلیاردی این کارخانه را هم به فروشند.
***
توطئه كارفرما
سنندج: دو تن از مهندسان یک شرکت ساختمانی در سنندح علاوه بر عدم پرداخت دستمزد کارگران اقدام به تهدید آنان نموده اند. مهندسان این شرکت ساختمانی وقتی با اعتراض کارگران نسبت به عدم پرداخت دستمزدهای معوقه خود مواجه شدند، آنان را تهدید نمودند که در صورت ادامه اعتراض اقدام به پرونده سازی علیه کارگران معترض خواهند نمود.

دزدی و اخازی از کارگران و كارمندان

تاسیس تعاونی بدون اطلاع ٢٥٠٠ پرسنل شركت توزیع برق تهران
٤خرداد: جمعی از پرسنل شركت «توزیع برق تهران» در نامه‌ای به رئیس اداره تعاون تولید و توزیع شهرستان تهران از تخلف ٥ نفر از كارمندان مالی و اداری این شركت كه خود را موسس تعاونی «انرژی گستر توزیع برق تهران» معرفی می كنند خبر داده اند. در ابتدای این نامه كه توسط بیش از ١٠٠ نفر از كاركنان شركت توزیع برق تهران امضا شده است، آمده است: ٥ نفر از كارمندان شركت توزیع برق تهران كه از مسئولین مالی و اداری شركت هستند بدون اطلاع و هماهنگی با ٢٥٠٠ نفر پرسنل دیگر شركت، خود را موسس تعاونی انرژی گستر توزیع برق تهران معرفی و در تاریخ ١٨ مردادماه سال گذشته به تاسیس تعاونی به شماره درخواست ١٧٢٧٩٥٨ اقدام كرده اند. كاركنان معترض در ادامه با اشاره به برگزاری «پنهانی» مجمع عمومی تعاونی و انتخاب اعضای هیات مدیره در تاریخ ٢٦ مهر ماه سال ٩١، آورده اند: اگر مجمع عمومی به صورت قانونی برگزار شده است اطلاعیه تاریخ ١٥ اردیبهشت ماه سال جاری به شماره ٢/٣٢٥٦ به چه معناست؟ اطلاعیه فوق از سوی موسسان تعاونی انرژی گستر توزیع برق تهران به معاونت های ستاد راهبردی، مدیران دفاتر مستقل، معاونت های هماهنگی و نظارت و مدیریت مناطق برق ارسال شده و از آنان خواسته است تا فرم های عضویت در تعاونی كه به اطلاعیه پیوست شده اند توسط پرسنل تكمیل و پس از امضا برای اقدام بعدی عودت داده شود. به گفته ی پرسنل شركت توزیع برق تهران، اطلاعیه‌ی مذكور بعد از حدود ٩ ماه با اعمال نفوذ مسئولان و سوء استفاده از موقعیت شغلی با سربرگ شركت توزیع برق صادر شده است. كاركنان معترض در انتهای نامه، هیات مدیره‌ی تعاونی انرژی گستر توزیع برق تهران را «فاقد وجاهت قانونی» معرفی كرده اند.

بازنسشتگان

با گذشت دو ماه از سال از اعمال افزایش حقوق بازنشستگان خبری نیست
دزدی آشکار از حقوق حدود یک میلیون و هشتصد هزار نفر مستمری بگیر سازمان تامین اجتماعی! اتحادیه آزاد کارگران ایران: پس از افزایش ٢٥ درصدی حقوق بازنشستگان و مستمری بگیران سازمان تامین اجتماعی، از آنجا که طبق ادعای این سازمان حقوق فروردین ماه نیمی از آنان پرداخت شده بود آقای خبازها رئیس کانون بازنشستگان کشور به جای نمایندگی بازنشسته ها، طی مصاحبه هایی از سوی تامین اجتماعی وعده داد حقوق اردیبهشت ماه بر اساس اعمال ٢٥ درصد افزایش حقوق محاسبه خواهد شد و مابه التفاوت حقوق فروردین ماه همراه با آن پرداخت خواهد شد. اما طولی نکشید که آقای خبازها بار دیگر طی مصاحبه ای وعده سر خرمن دیگری را برای اعمال افزایش حقوق بازنشسته ها داد و اعلام کرد از پایان خرداد ماه افزایش ٢٥ درصدی حقوق بازنشسته ها اعمال خواهد شد اما با رسیدن به روزهای پایانی اردیبهشت ماه سعید مرتضوی طی مصاحبه ای با برخی روزنامه ها اعلام کرد امسال نیز مطابق سال گذشته ٢٥ درصد افزایش حقوق بازنشستگان اعمال و پرداخت خواهد گردید. لازم به یاد آوری است سازمان تامین اجتماعی هر ساله با متوسط تاخیر ٥ ماهه ای اقدام به اعمال مصوبه افزایش حقوق مستمری بگیران میکند و مبلغ چندین ماه تاخیر در افزایش حقوق آنان را در طول سال بصورت اقساط به آنان پرداخت میکند. بدین ترتیب و در نتیجه چنین اقدامی از سوی سازمان تامین اجتماعی هر ساله صدها میلیارد تومان حقوق بازنشسته ها و مستمری بگیران سازمان تامین اجتماعی در اختیار این سازمان باقی می ماند. برای نشان دادن ابعاد این دزدی آشکار از حقوق بازنشستگان و مستمری بگیران سازمان تامین اجتماعی که در بدترین شرایط مشغول زندگی هستند کافی است تا ٢٥ درصد افزایش امسال حقوق هر مستمری بگیر را در مدت ٥ ماه محاسبه کنیم و آنرا ضربدر یک میلیون و هشتصد هزار نفر آمار تقریبی مستمری بگیران در سراسر کشور کنیم.(آمار مستمری بگیران سازمان تامین اجتماعی در سال ١٣٨٢، ١٣٦٢٣٢٣ نفر بوده است) بر این اساس چنانچه متوسط حقوق ماهیانه همه بازنشستگان و مستمری بگیران سازمان تامین اجتماعی را ٦٠٠ هزار تومان در نظر بگیریم، در این صورت در ماه اول مبلغ ٢٧٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠ تومان از حقوق بازنشستگان و مستمری بگیران در جیب سازمان تامین اجتماعی می ماند و به ترتیب این مبلغ در ماههای بعدی به ارقام نجومی تری میرسد: ماه دوم: ٥٤٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠ تومان – ماه سوم: ٨١٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠ تومان – ماه چهارم: ١٠٨٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠ تومان – ماه پنجم: ١٣٥٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠ بعبارتی در پایان ماه پنجم امسال در نتیجه عدم پرداخت ٢٥ درصد افزایش حقوق بازنشستگان و مستمری بگیران، سرمایه ای بالغ بر هزار و سیصد و پنجاه میلیارد تومان از سفره های خالی میلیونها بازنشسته و مستمری بگیر به جیب صندوق سازمان تامین اجتماعی و چپاول گران آن سرازیر میشود و چنانچه باز پرداخت این مبلغ را که بصورت اقساطی به مستمری بگیران در طول ماههای باقی مانده سال پرداخت میشود را در نظر بگیریم آنوقت سرمایه متوسطی در حدود هشتصد و ده میلیارد تومان به صورت ماهیانه از حقوق بازنشستگان و مستمری بگیران به جیب سازمان تامین اجتماعی و چپاول گران آن سرازیر میشود و اگر سود این پول را نیز به حساب آوریم آنوقت چپاول از حقوق ناچیز و بخور و نمیر میلیونها بازنشسته و مستمری بگیر سازمان تامین اجتماعی سر به فلک میزند. اتحادیه آزاد کارگران ایران – ٣١ اردیبهشت ماه ١٣٩٢
***
پروین محمدی : دلیلی برای تاخیر در پرداخت مستمری بازنشستگان وجود ندارد
٣١ اردیبهشت: یك فعال مستقل كارگری گفت: برای كارگران بازنشسته تاخیر سازمان تامین اجتماعی در پرداخت مابه التفاوت مستمری‌ به اندازه تحمیل بیمه تكمیلی درناك و غیر قابل تحمل است. «پروین محمدی» با اعلام این مطلب گفت: متاسفانه كانون بازنشستگان و مستمری بگیران تامین اجتماعی از رسالت اصلی خود باز مانده به بلندگوی تبلیغاتی مدیران سازمان تبدیل شده است. وی با یادآوری اینكه رسالت اصلی كانون بازنشستگان و مستمری بگیران تامین اجتماعی دفاع از حقوق كارگران بازنشسته و از كار افتاده است، گفت: متاسفانه مسئولان این نهاد صنفی دفاع از حقوق موكلان خود را فراموش كرده‌اند. این فعال صنفی كارگری با بیان اینكه در سالهای اخیر همواره مسئولان سازمان تامین اجتماعی با تاخیر نسبت به افزایش مستمری بیمه شدگان بازنشسته و از كار افتاده اقدام كرده‌اند گفت: مسئولان تامین اجتماعی نه تنها بابت این تاخیر خسارتی نپرداخته‌اند كه حتی مبلغ مربوط به به مابه التفاوت را بصورت قسطی پرداخت كرده‌اند. به گفته محمدی مسئولان سازمان تامین اجتماعی در كنار این اهمال و تاخیر از چند سال گذشته بدعت جدیدی را بنا نهادند و با نقض مواد ٩٦ و ١١١ قانون تامین اجتماعی، مبلغ مستمری ها را بدون توجه به مصوبه دستمزدهای شورای عالی كار افزایش دادند. این فعال كارگری گفت: با این حال با وجود آنكه سازمان تامین اجتماعی در نخستین روزهای امسال از افزایش ٢٥ درصدی مستمری‌ها خبر داد اما باز هم به بهانه شائبه تبلیغاتی اعمال افزایش به تابستان موكول شد. وی یادآور شد: هرچند در سالهای ٩١ و ٩٢ سازمان تامین اجتماعی برای تبلیغات سیاسی دوباره مستمری‌ها را بر اساس مواد ٩٦ و ١١١ قانون تامین اجتماعی و برابر با حداقل مزد مصوب شورایعالی كار تعیین كرده است اما همچنان تاخیر در پرداخت مستمری‌ها ادامه دارد. این فعال صنفی كارگری گفت: این وضعیت در حالی ادامه دارد كه مسئولان دولتی این سازمان كنترل منابع و اموال سازمان را در اختیار گرفته‌اند و حتی سال گذشته اعلام كردند كه با ذخیره سازی منابع هیچ مشكلی برای افزایش و پرداخت مستمری‌ها ندارند. منبع:ایلنا

رنجنامه كارگران

گزارش خراسان از رنج های پدران برای آسایش فرزندان
پدر که باشی، مهم نیست در درونت چه می گذرد، خسته ای یا این که مشکلات زندگی کمرت را خم کرده است.پدر که باشی نگاه یک خانواده به توست،تویی که فرزندان و خانواده ات تو را به سان کوه می دانند، آن گاه است که برای کوه بودن باید مقابل تمام سختی ها بایستی و کمر خم نکنی. بچه هایم نمی دانند کارگری می کنم! اگر مثل من باشی نمی گذاری دختر جوانت متوجه شود صبح ها برای کارگری به میدان می روی تا شاید کسی بیاید و تو را سرکار ببرد.» بغض لرزه بر صدایش می اندازد و می گوید: «یک سال پیش شرکتی که درآن کار می کردم تعدیل نیرو کرد و من هم بی کار شدم اما بچه هایم نمی دانند برای کار به سر میدان می آیم و کارگری می کنم.آخر می دانی دخترها درباره پدرشان تعصب دارند.اگر دخترم بفهمد با این سن و سال کار ساختمانی می کنم غصه می خورد.» نامش مرتضی است. چند سالی اگر بیمه اش را پرداخت کند بازنشسته می شود اما شرکت محل کارش عذرش را خواسته اند. حالا مجبور است برای گذران زندگی و تامین مخارج زندگی اش کارگری کند. می گوید: «به هر دری زدم تا کار پیدا کنم اما وقتی دیدم تمام درها بسته است بهتر دیدم کارگری کنم ولی شرمنده همسر و بچه هایم نباشم. آخر بچه ها که گناهی نکرده اند آنها آرزو دارند. این وظیفه من است که به عنوان پدر هر چه می خواهند برایشان فراهم کنم.» می گویم:کار ساختمانی و تخریب ساختمان برای شما که نزدیک ٦٠سال داری مشکل نیست؟ جوابم را این گونه می دهد: «وقتی یک خانواده نگاه شان به دست های توست دیگر سختی کار برایت معنا ندارد.باید کار کنی تا شرمنده شان نباشی.من سرپرست یک خانواده ام،پس سختی کار برایم معنی ندارد.» کلاج و ترمز گرفتن در این ترافیک برایم عذاب الیم است! میدان بهار شیراز پاتوق بعضی راننده های تاکسی است. نامش حاج آقا صالح است و ٢٠ سال است که بازنشسته شده و در طول همه این سال ها روی تاکسی کار می کند. می گوید: با این کمر درد و پادرد کلاج و ترمز گرفتن دراین ترافیک تهران برایم عذاب الیم است اما چه کنم اگر کار نکنم نمی توانم از پس هزینه های زندگی برآیم. با سه عروس و دو داماد و ٧تا نوه اگر کار نکنم باید در خانه ام را ببندم و با زنم کنج عزلت بنشینیم. می گویم بچه ها عصای دستت نیستند؟ کمکت نمی کنند؟ با چهره ای که لبخند از آن حذف نمی شود می گوید: «من پدر آنها هستم.اگر کمکی هم از دستم بربیاید برایشان انجام می دهم.من از آنها انتظاری ندارم. آنها مشکلات و زندگی خودشان را دارند حاضرم سختی بکشم ولی چراغ خانه ام روشن باشد. خدا هیچ پدری را شرمنده خانواده نکند یاد یکی از آشنایان می افتم.پیرمردی دوست داشتنی که با وجود سن زیاد و بیماری، برای تامین مخارج زندگی اش در یک شرکت خصوصی کار می کند.نامه می برد و اگر لازم شود کارنظافت هم انجام می دهد. به او سر می زنم. پیرمرد لاغر تر از گذشته شده است و دیگر شادابی قدیم را ندارد. وقتی کنارش می نشینی یک دنیا غم دارد و درد دل.از این که هنوز مستاجر است و حقوق بازنشستگی اش صرف اجاره خانه می شود. از این که فشار خون بالا دارد اما مجبور است برای تامین مخارج زندگی اش کار کند. نمی خواهد صحبت کند فقط می گوید:خدا هیچ پدری را شرمنده خانواده و بچه هایش نکند. دعای اطرافیان برای ما کافی است! کارمند است و با یک حقوق ثابت باید هم خرج و مخارج خانه را بدهد هم شهریه تحصیل دو فرزند دانشجویش را.هر دوهم دانشجوی دانشگاه آزاد هستند.وقتی پسرش در رشته پزشکی دانشگاه آزاد پذیرفته شد نمی دانست باید خوشحال باشد یا ناراحت.نمی دانست باید به پسرش تبریک بگوید یا این که صاف و پوست کنده بگوید نمی تواند از خرج تحصیلش بر بیاید.اما از بین این دو راه، راهی را انتخاب کرد که هر پدری انتخاب می کند.حالا پسرش سال سوم دانشگاه است و او بعد از ظهر ها تا پاسی از شب مسافرکشی می کند تا خرج تحصیل پسرش را تامین کند.می گوید نمی خواهم پیش همکلاسی هایش چیزی کم داشته باشد.وقتی دکتر شد دعای اطرافیان برای ما کافی است. دکترها کار کردن زیاد را برایش ممنوع کرده اند! سی سال پیش جانش را کف دستش گرفت و برای دفاع از کشورش راهی جبهه ها شد.یکی از پاهایش را هم،همانجا در خط مقدم جا گذاشت و با یک پا به خانه برگشت. دکترها کار کردن زیاد را برایش ممنوع کرده اند و گفته اند گازهای شیمیایی دوران جنگ ریه هایش را از کار انداخته است.حاج حمید اما از صبح تا شب کار می کند تا این بار هم سربلند باشد. کسی که از جنگ تحمیلی سربلند بیرون آمد حالا می جنگد تا خانواده اش چیزی کم نداشته باشند.همه اهل محل او را می شناسند، سوپردار مهربان محله که از صبح خروس خوان تا آخرین ساعت های شب چراغ مغازه اش روشن است و برای تامین مخارج زندگی اش تلاش می کند. پدر و پسر گل فروش! مرد گلفروش با پسرش سال هاست که مقابل دفتر روزنامه ،بین ماشین ها گل می فروشند. زودتر از ما سرکارش حاضر می شود و تا پاسی از شب هنوز با دسته های گل در دست بین ماشین ها به دنبال مشتری برای گل هایش است.سال هاست کسبه محل و کارمندان شرکت های این اطراف او را می شناسند و مشتری گل هایش هستند. می گوید:برادر شهید هستم ولی هیچ وقت نخواستم از نام برادرم به نان و نوایی برسم.از جنوبی ترین نقطه شهر گل ها را به دوش می کشم و برای فروش به این جا می آیم تا اجاره خانه و خرج ومخارج بچه ها را تامین کنم. همه آرزوی یک پدر! احمد هم یکی از پدرانی است که کارگر نانوایی است و برای تامین هزینه های زندگی خود و همسر و ٣ فرزندش، از صبح زود که هنوز هوا تاریک است در نانوایی مشغول کار می شود. این روزها هم که هوا رو به گرماست، شرایط کاری اش سخت شده است اما با این وجود خم به ابرو نمی آورد و خدا را شاکر است که سالم است و می تواند کار کند و شرمنده خانواده اش نباشد. می گوید: «همه سختی ها را تحمل می کنم اما دوست دارم فرزندانم در آینده برای خودشان کسی شوند و همچنین عاقبت به خیر . خوشحالم فرزندانم سالم و صالح هستند! هاشم آقا پدری است که با حقوق بازنشستگی اداره یک خانواده ٦ نفره را عهده دار است. معلولیتی دارد که به دلیل آن امکان ادامه کار در شغلی پس از بازنشستگی اش را ندارد و به همین خاطر ناراحت است. می گوید: اگر سالم بودم حداقل می توانستم حالا که فرزندانم بزرگ شده اند و تقریبا همه آنها در آستانه سن ازدواج هستند حمایت شان کنم اما با شرایط فعلی ام امکان این را ندارم اما به هر حال خوشحالم که فرزندانم سالم هستند و صالح.! خدارا شکر فعلا بیکار نیستم! غلامرضا کارگر ساختمانی است و اکنون مدتی است که در یک پروژه ساختمانی کارمی کند و با وجود دائم نبودن کارش خدا را شکر می کند که فعلاً بیکار نیست اما نگرانی همیشگی اش این است که مبادا روزی بی کار بماند و نتواند خرج همسر و ٣ فرزند و مادر پیرش را بدهد. با وجود این می گوید: خدا روزی رسان است و به خاطر مادر پیرم هم که شده دستم را می گیرد

اخبار بین المللی

ایرلند - تهدید معلمان به اعتصاب
به گزارش رویترز ٣ اتحادیه بزرگ که بیش از ٦٦ هزار معلم را نمایندگی‌میکنند، تهدید کرده اند که چنانچه دولت برنامه خود برای کاهش دستمزد‌ها را عملی‌بکند، دست به اعتصاب خواهند زد. ٩١ درصد از اعضأ اتحادیه‌ها در یک رای گیری به اعتصاب رای مثبت داده اند. دولت در نظر دارد بمنظور صرفه جوئی در هزینه ها، ٣٠٠ میلیون یورو را پس‌انداز بکند و دستمزد معلمان را به میزان ٧ درصد کاهش بدهد.

ایتالیا - تظاهرات گسترده بر علیه سیاست ریاضت کشی‌اقتصادی
هزاران تن از مردم در رم پایتخت ایتالیا، شنبه١٨ مه‌(٢٨ اردیبهشت) در اعتراض به وضعیت فلاکت بار اقتصادی و بیکاری به خیابان ها ریختند و دست به برپایی تظاهرات زدند. تظاهرات کنندگان که از مخالفان سیاست های ریاضت اقتصادی و سیاست های تعدیلی دولت بودند، با حمل دست نوشته ها و تصاویر، اعتراض خود را به بیکاری گسترده نشان دادند. معترضان خواستار تجدید نظر انریکو لتا نخست وزیر ایتالیا در سیاست های تعدیلی و ریاضتی دولت شدند. مائوریتسیو لاندینی دبیر کل اتحادیه کارکنان و کارگران بخش صنعت ایتالیا در این تظاهرات می‌گوید: "اگر دولت می خواهد نقش مثبتی ایفا کند باید آنچه را که دولت های مونتی و برلوسکونی انجام دادند ، بشکند و بر سیاست های جدید تمرکز کند. من نمی دانم که دولت قادر به انجام این کار هست یا نه ولی این چیزی است که کشور به آن نیاز دارد و به همین دلیل است که ما امروز اینجا هستیم." آنا ماریا پاریجی، یک کارگر بیکارمی‌گوید: "دولت کارگرها رو بیچاره کرده، بسیاری از کار بیکار و خانه نشین شدند، کارگرهایی که حتی حقوق بازنشستگی ندارند.آنها امروز بیکار و نا امید هستند. موارد خودکشی بیش از پیش افزایش یافته. دولت باید صدای اعتراض ما را بشنود."

آمریکا - اعتراض به طرح تعطیلی‌مدارس در شیکاگو
صدها تن از جمله اولیا، دانش آموزان و آموزگاران با آمدن به خیابان‌های شیکاگو در امریکا، به طرح آموزش و پرورش محل برای تعطیلی مدارس دولتی اعتراض کردند. این تظاهرات که توسط اتحادیه معلمان شیکاگو سازماندهی شد، روز شنبه ١٨ مه‌(٢٨ اردیبهشت) آغاز شده و قرار است تا عصر دوشنبه ادامه داشته باشد. این اعتراضات بعد از این انجام شد که اداره منطقه مرکزی شیکاگو فهرستی از ٥٤ مدرسه ابتدایی و راهنمایی را منتشر کرد که تا قبل از سال آینده تحصیلی تعطیل خواهند شد. هیئت آموزش و پرورش شیکاگو قصد دارد در روزهای آتی در مورد تعطیلی این مدارس رای گیری کند. مقامات شهر می‌گویند، به منظور مقابله با کسری بودجه یک میلیارد دلاری، تعطیلی این مدارس لازم است. هزاران فعال، عضو اتحادیه، آموزگار، پدر و مادر و دانش آموز در ماه مارس نیز در تظاهرات مشابهی شرکت کردند. تعطیلی مدارس مذکور، بالاترین میزان تعطیلی مدارس ظرف یک سال در یکی از شهرهای امریکا را رقم خواهد زد. این طرح همچنین موجب خواهد شد که ٥٠ هزار دانش آموز مدارس خود را تغییر داده و در عین حال حرفه بیش از ١٠٠٠ معلم را تهدید می‌کند.

امارت متحده عربی‌- هزاران کارگر با خواست افزایش دستمزد دست از کار کشیدند
به گزارش گلف دیلی نیوز روز ١٩ مه‌(٢٩ اردیبهشت) هزاران کارگر شرکت پیمان کاری اربتک با خواست افزایش دستمزد دست به اعتصاب زده و در کمپ‌های محل زندگی‌‌شان باقی‌ماندند. این کارگران ساختمان سازی که در استخدام شرکت پیمان کاری اربتک هستند با دستمزدهای بسیار کم (١٦٠ تا ١٩٠ دلار در ماه) کار میکنند و کمپ‌های محل اقامتشان بسیار نامناسب و از حد آقل امکانات بهداشتی نیز برخوردار نیست. نماینده شرکت اربتک گفته است که آنها از نزدیک با مسئولین وزارت کار و پلیس امارت برای حل مشکل در تماس هستند. همچنین وزارت کار امارت گفته است که کمیته مدیریت بحران کارگری این وزارتخانه از نزدیک موضوع را تحت نظر دارد. این وزارتخانه می‌گوید بر طبق تحقیقات آنها شرکت اربتک، دستمزد کارگران را مطابق قرارداد امضا شده با آنها پرداخت می‌کند. کارگران اعلام کرده اند که به اعتراض خود برای دستمزد بیشتر ادامه خواهند داد.

کویت - کارگران شرکت نفت دست از کار کشیدند
به گزارش رویترز کارگران شرکت نفت دولتی در کویت از روز یکشنبه ١٩ مه‌(٢٩ اردیبهشت) با خواست افزایش دستمزد دست از کار کشیدند. بر اساس همین گزارش از مجموع ١٤٠٠ کارگر که در بخش‌های امنیت، آتش نشانی‌و بهداشت این شرکت دولتی کار میکنند، ١٠٠٠ تن‌در اعتصاب شرکت دارند. از مارس سال قبل که حکومت مجبور به افزایش ٢٥ در صدی دستمزد کارمندان دولت شد، کارگران بخش‌های دیگر نیز برای افزایش دستمزد خود دست به اقدام زده اند. کارگران گمرک و کارگران شرکت هواپیمایی کویت دو نمونه وسیع از اعتراضات کارگران در ماه‌های اخیر است.

سوئد - اعتراض جوانان و ادامه ناآرمی‌ها برای چهارمین شب متوالی‌
درگیری‌های شبانه در استکهلم، پایتخت سوئد وارد چهارمین روز خود شد. به گفته مسئولان انتظامی سوئد در زد و خوردهای شامگاه چهارشنبه ٢٢ مه (١ خرداد) دست‌کم یک مامور پلیس مجروح شد. گروهی از جوانان در شامگاه چهارشنبه با پرتاب سنگ، شیشه‌های خودروها را شکستند و برخی از آنها را به آتش کشیدند. بنا به خبرهای رسیده یک پاسگاه پلیس نیز به آتش کشیده شد، اما ماموران آتش‌نشانی به سرعت از گسترش حریق جلوگیری کردند. در شهر مالمو، در جنوب سوئد یعنی در جایی که مسابقات اروپایی آواز‌معروف به "یوروویژن" در هفته گذشته در آنجا برگزار شد شاهد ناآرامی بود و تعدادی خودرو نیز در این شهر طعمه حریق شد. فردریک راین‌فلد، نخست‌وزیر سوئد از جوانان معترض خواست که آرامش را حفظ کنند. ناآرامی‌های اخیر در سوئد در روز یک‌شنبه (١٩ مه) در هوسبی، منطقه‌ای در شمال شهر استکهلم آغاز شد. دلیل ناآرامی‌ها مرگ یک مرد ٦٩ ساله توسط ماموران پلیس عنوان شده است. پلیس سوئد اعلام کرد که فرد مقتول با قمه قصد حمله به ماموران را داشته و ماموران پلیس تنها برای حفاظت از جان خود مجبور به تیراندازی شده‌اند. جوانان معترض این عمل پلیس را "خشونت علیه خارجی‌تبارها" می‌دانند. در پی مرگ این مرد، شمار زیادی از جوانان در هوسبی به خیابان‌ها ریختند و با ماموران پلیس به زد و خورد پرداختند و خودروهای پارک‌شده را به آتش کشیدند. در سه روز گذشته این ناآرامی‌ها به مناطق جنوبی استکهلم نیز سرایت کرد. هوسبی یکی از محلات در حومه استکهلم است که تعداد زیادی آپارتمان‌های ارزان قیمت برای متقاضیان کم‌درآمد در دهه ٧٠ میلادی در آنجا ساخته شد. بنا به تخمین ‌مسئولان سوئدی ٨٠ درصد ساکنان این منطقه دارای پیشنه‌ی مهاجرت هستند. جمعیت هوسبی حدود ١٢ هزار نفر برآورد می‌شود. میزان بیکاری جوانان در هوسبی بسیار بالاتر از میانگین نرخ بیکاری در سوئد است. بنا به گفته مسئولان سوئدی این گروه‌های مهاجر بیش از دیگران از بیکاری و فقر رنج می‌برند. سوئد از سال ١٩٩٠ دست به کاهش کمک‌های دولتی برای همه شهروندان زد. بنا به ارزیابی سازمان توسعه و همکاری اقتصادی در اروپا (OECD) اختلاف طبقاتی در سوئد در دو دهه گذشته به سرعت افزایش یافته است.