به حداقل دستمزد کمتر از ۵۰۰ هزار تومان در ماه برای سال ۱۳۸۵ مطلقا
رضایت ندهیم!
حسن صالحی
با نزدیک شدن پایان سال٬
بحث پیرامون افزایش حداقل دستمزد کارگران نیز بالا می گیرد چرا که
شورای عالی کار جمهوری اسلامی هر سال در چنین موقعی دستمزد پایه
کارگران را برای سال آتی تعیین می کند. سال گذشته حداقل دستمزد کارگران
۱۲۲ هزار تومان اعلام شد. این تصمیم بیشرمانه که از قضا با کمک پادوهای
رژیم٬
متشکل در شوراهای اسلامی و خانه کارگر٬
اتخاذ شد چنان کارگران را به خشم و اعتراض کشاند که در طول سال ۸۴ در
بسیاری از اعتراضات کارگری مطالبه افزایش دستمزد به دفعات مطرح شد.
امروز کسی نیست که نداند و یا به این اعتراف نکند که دستمزد پایه
کارگران حتی چندین برابر زیر خط فقر جمهوری اسلامی قرار دارد. اما نفس
اعتراف به اینکه دستمزد کارگران از سطح دستمزد بخور و نمیر هم خیلی
کمتر است چیزی را درمان نمی کند. این را به این خاطر می گوئیم که هر
سال در همین ماهها شوراهای اسلامی و خانه کارگریها٬
این بازوان جاسوسی و سركوب جمهوری اسلامی در میان کارگران٬
روضه خوانی راه می اندازند که دستمزد کارگران کم است. ولی زمانی که پای
تصمیم گیری مشخص در باره دستمزد کارگران در میان است٬
آنوقت حضرات از کارگران می خواهند به یک افزایش ناچیز دستمزدها راضی
شوند. کار و خاصیت اینها اصولا این است که هر جا نارضایتی بالا می گیرد
جلو بیفتند یا سرکوب و عربده کشی کنند و یا اگر زورشان نرسید خود را
همصدا با خواست کارگران نشان دهند تا بعد خاک به چشم کارگران بپاشند.
امسال البته برای اینکه صف کارگران برای افزایش دستمزد را شقه شقه کنند٬
کلک دیگری هم سوار کرده اند که اسمش را گذاشته اند تعیین حداقل دستمزد
بصورت منطقه ای! به این معنی که بسته به میزان هزینه زندگی در هر منطقه٬
دسستمزد پایه کارگران می تواند متفاوت باشد! به این بعدا باز می گردیم.
سئوال این است که با این دستمزدهای بسیار ناچیز که تازه خیلی وقتها
هم به موقع پرداخت نمی شود جه می توان کرد؟ چطور می شود همین امروز سطح
دستمزد کارگران را تا سطحی که با استانداردهای انسانی قابل قبول باشد
ارتقا داد؟ چگونه می شود در نحوه تعیین دستمزد توسط جمهوری اسلامی کاری
کرد که رای و حکم کارگر مهر خودش را با قاطعیت بکوبد؟
قبل از اینکه به پاسخ این سئوالات بپردازم باید به این موضوع اشاره
کنم که به نظر ما دستمزد کارگر باید از سوی خود كارگران تعیین شود و نه
از سوی دولت و یا نهادی مثل "شورای عالی کار" جمهوری اسلامی که مرکب از
سرمایه داران و دولت و یا نوکران حلقه بگوششان است! کارگر دقیقا مثل هر
فروشنده دیگری صاحب کالا است و همه جا رسم بر این است که فروشنده کالا
تعیین می کند قیمت کالایش چقدر است. هیچ فروشنده ای از خریدار نمی پرسد
که کالایی که را می خواهد بفروشد چقدر قیمت بزند! کالای کارگر نیروی
کار اوست و از قبل فروش نیروی کار است که زندگی اش را می چرخاند. از
همین رو این باید حق طبیعی کارگر باشد که بتواند در مورد دستمزدش تصمیم
بگیرد و بهای آن را تعیین کند. در سطح سراسری معنای این حرف این است که
می بایست این سازمانها و تشکلهای سراسری کارگران می بودند که در پایان
هر سال در مورد میزان حداقل دستمزد تصمیم می گرفتند و نه هیچ مرجع و
نهاد دیگری. جمهوری اسلامی سرمایه داران با سرکوب و زورگویی و محروم
کردن طبقه کارگر از تشکلهای خود این حق طبیعی را از کارگران گرفته و هر
ساله یکجانبه در مورد دستمزد و زندگی کارگران تصمیم می گیرد. این تصویر
باید عوض شود و روند اوضاع این امیدواری را ایجاد میكند كه با قدرت
یابی و سازمانیابی جنبش اعتراضی کارگران ما به این تصویر نزدیکتر شویم.
ولی همین حالا متاسفانه قدرت کارگر اینقدر نیست که خودش در مورد
دستمزدش حرف اول و آخر را بزند ولی می شود کاری کرد که سنگینی اعتراض و
خواست کارگر در تعیین دستمزدهای سال ۱۳۸۵ بوضوح منعکس باشد و تاثیر
خودش را بگذارد. اما چگونه؟
۱- باید همه جا اعلام کرد که حداقل دستمزد کارگران نباید مطلقا از
۵۰۰ هزار تومان در ماه کمتر باشد. خواست ٥٠٠ هزار تومان به عنوان حداقل
دستمزد ماهانه در میان كارگران شركت واحد مطرح شده و مورد حمایت
آنهاست. همین میتواند مبنای نسبتا خوبی برای مبارزه برای افزایش دستمزد
در سال جاری باشد. لازم به توضیح است از حدود یک سال پیش طوماری در
میان کارگران دست به دست می گردد که خواست افزایش ۴۵۰ هزار تومانی را
مطرح می کند. تا به حال کارگران کارخانه ریسندگی و بافندگی کاشان٬
کارگران کارخانه کشتی سازی در بهشهر٬
کارگران ایران خودرو٬
کارگران کارخانه یخچال و فریزر سازی فیلور در تهران٬
کارگران نساجی شاهو سنندج٬
کارگران پتروشیمی در ماهشهر٬
کارگران پتروشیمی بییستون کرمانشاه٬
کارگران برق و فلزکار کرمانشاه و کارگران برخی دیگر از مراکز کارگری با
صدور قطعنامه و امضای طومار از این خواست پشتیبانی کرده اند. به همین
میزانی که این خواست در میان کارگران جا باز کرده٬
جماعت خانه کارگر و شورای اسلامی را تحت فشار قرار داده است. مثلا یکی
از اینها در پاکدشت بنام عباس سالاري در مصاحبه با خبرگزاری کار جمهوری
اسلامی به تاریخ ۷ دیماه از حداقل دستمزد ۴۰۰ هزار تومانی برای کارگران
تهرانی حرف زده است. ولی لازم است که کارگران با توجه به میزان تورم و
گرانی هر سال در رقم مورد نظر خود برای حداقل دستمزد تجدید نظر کنند.
در حال حاضر رقم ۵۰۰ هزار تومان در میان کارگران مطرح شده است و این
مطالبه ای است که اگر چه تمام نیازهای یک زندگی انسانی را تامین نمی
کند ولی می توان زیر پرچم آن بیشترین نیروی کارگران در مقابل دولت و
سرمایه داران بسیج کرد. بحث من بطور ساده این است که در فاصله باقی
مانده به تعیین دستمزدها برای سال ۱۳۸۵ خواست افزایش دستمزد به ۵۰۰
هزار تومان باید هر چه بیشتر در میان کارگران رواج یابد و با قدرت مطرح
شود. جا دارد که کارگران مراکز کلیدی مثل برق و آب و نفت و صنایع فولاد
و ذوب آهن و غیره پشت سر این خواست بیایند و با صدور قطعنامه و امضای
طومار از آن پشتیبانی کنند. امروز خوشبختانه با توجه به وجودرادیو
انترناسیونال و تلویزیون کانال جدید و رسانه ها و سایتهای اینترنتی
دیگر که خواست و مبارزه کارگران را منعکس می کنند٬
امکان همه گیر شدن این خواست بسیار بیشتر است. کافی است که کارگران نفت
خواست افزایش دستمزد حداقل به میزان ۵۰۰ هزار تومان را بدست بگیرند تا
در عرض چند ساعت همه از این موضوع با خبر شوند و کارگران دیگر نیز به
این جنبش ملحق گردند. از طرف دیگر جا دارد که این خواست در هر اعتراض و
مبارزه کارگری که جریان می یابد مطرح شود. مثلا همین مبارزه کارگران
شرکت واحد که هنوز هم ادامه دارد یکی از خواستهایش افزایش دستمزد است.
ولی کارگران باید تعیین کنند که وقتی که از افزایش دستمزد حرف می زنند
به کمتر از ۵۰۰ هزار تومان در ماه راضی نمی شوند. طرح خواست افزایش
دستمزد بدون تعیین رقم مشخص این افزایش٬
از برایی این خواست میكاهد. كارفرما یا دولت با هر افزایشی میتواند
میان كارگران تفرقه بیندازد و مبارزه آنها را به شكست بكشاند. سنت
تعیین رقم مشخص افزایش دستمزد یك سنت جا افتاده در میان كارگران بویژه
در كشورهای صنعتی است. این سنت را باید در ایران هم عمومیت داد.
بسیار لازم و ضروری است که در هر اجتماع و اعتراض کارگری – به هر دلیل
که صورت می گیرد- این خواست مطرح شود. این میزان حساسیت و پیگیری
کارگران را نشان می دهد. این یک فضای اعتراضی وسیع و گسترده را می سازد
که حتی زمانیکه نماینده واقعی کارگران از سر میز مذاکره برای تعیین
دستمزد حذف شده اما سایه و سنگینی آن کاملا حس می شود. اینطور است که
مهر اراده کارگر بر تصمیم شورای عالی کار کوبیده می شود.
۲- لازم است که برای اتخاذ هر تصمیم و اقدامی در باره دستمزدها در
سال ۸۵ ۱۳به مجمع عمومی کارگران متکی شد. برای صدور قطعنامه و تهیه
طومار باید کارگران کارخانه و محل کار را صدا زد و دسته جمعی در این
مورد تصمیم گرفت. کارگران باید در امور کوچک تا بزرگ بر اراده و تصمیم
جمعی خود متکی باشند. مجمع عمومی ظرفی است که می تواند این اراده جمعی
کارگران را تامین کند. دولت و کارفرمایان بسادگی قادر نیستند جلوی
اجتماع کارگران را بگیرند. برای اینکه تحرک وسیعتری را برای افزایش
دستمزدها در سطح کارخانجات و مراکز کارگری دامن زد باید هئیتی را از
طرف مجمع عمومی کارخانه به کارخانجات دیگر فرستاد و کارگران مراکز دیگر
را نیز به این کار تشویق کرد. تشکیل این مجامع عمومی در عین حال یک
ضربه محکم به شوراهای اسلامی کار است که وظیفه ای جز جاسوسی و سرکوب و
مهار کارگران در دستور ندارند. همچنین مهم است که موفقیتهای اخیر جنبش
کارگری در زمینه سازمانیابی که به ایجاد چندین تشکل و از جمله کمیته
پیگیری انجامیده به پشتوانه محکمی برای پیشبرد کمپین افزایش ٥٠۰
هزارتومانی حداقل دستمزدها تبدیل شود.
۳- به نظر من اگر در فرصت کوتاهی که باقی مانده خوب عمل کنیم و موفق
به همه گیر شدن خواست افزایش حداقل دستمزد تا سطح ۵۰۰ هزارتومان و
همچنین به حرکت در آوردن مجامع عمومی کارگری به این منظور شویم٬
می شود برخی اقدامات کاری دیگر را هم در دستور کار گذاشت. این اقدام
کارگری می تواند اعتصاب کوتاه مدت و هشداری در چند مرکز مهم کارگری و
یا همه مراکز کارگری باشد. جنبش کارگری این اقدام را به یاد کارگران
جانباخته مس خاتون آباد که توسط جمهوری اسلامی به قتل رسیدند٬
انجام داده است که با اقبال عمومی کاگران نیز روبرو شد. چرا نباید همین
تجربه را برای خواست افزایش دستمزد مطرح کرد؟ زمان این اقدام را خود
فعالین کارگری می توانند تعیین کنند. شاید اواسط و یا اواخر بهمن برای
عملی کردن این اقدام مناسب باشد٬
چرا که معمولا میزان حداقل دستمزدها در ماه اسفند اعلام می گردد. یک
اعتصاب کارگری کوتاه مدت تحت این عنوان که " به کمتر از ۵۰۰ هزار تومان
در ماه راضی نمی شویم" یک هشدار جدی به جمهوری اسلامی و سرمایه داران
خواهد بود. دولت و کارفرمایان حساب کارشان را خواهند کرد و متوجه
خواهند شد که اگر افزایش دستمزد ناچیزی را تصویب کنند چه موجی از
اعتراض و اعتصاب در انتظار آنها خواهد بود. باید به گوش این جماعت کرد
که کارگران حاضر نیستند که برای بهبود سطح دستمزدها بیش از این صبر
کنند و وعده پوچ و تو خالی بشنوند. کاسه صبر و تحمل ما مدتهاست که
لبریز شده است و دیگر حاضر نیستیم کسی به ما وعده سر خرمن بدهد. همین
امروز دستمزدها باید تا سطح ۵۰۰ هزار تومان در ماه افزایش پیدا کند و
اعتصاب هشداری نیز باید عزم و ارداه کارگران برای رسیدگی فوری به این
خواست را نمایندگی کند.
اما اجازه بدهید که در آخر به پیشنهاد گروهی از شوراهای اسلامی برای
منطقه ای کردن دستمزد ها در سال ۱۳۸۵ اشاره کنیم. استدلال چنین است چون
تهران نسبت به شهرستانها برای زندگی کردن گرانتر است٬
کارگران تهرانی می بایست حداقل دستمزد بیشتری به نسبت کارگر شهرستانی
دریافت کنند. البته این پیشنهاد را تا کنون کسی جدی نگرفته است ولی
اشاره به آن از زاویه مبارزه کارگری بسیار مهم است. هدف از این پیشنهاد
خیلی ساده تلاش در ایجاد تفرقه در میان کارگران است. بخشی از خانه
کارگریها و شورای های اسلامی احتمالا به این پی برده اند که اینبار با
افزایش ناچیز دستمزد نمی توان اعتراض کارگران را خاموش کرد. راه چاره
در این دیده اند که کارگران را به جان هم بیاندازند و جنبش افزایش
دستمزد را تضعیف کنند. از نظر ما هر چه که به شقه شقه كردن کارگران
بیانجامد مضر است و باید با هوشیاری جلوی آن ایستاد. حرف کارگران در
مقابل این پیشنهادات ضد کارگری این است که کارگر در هر جا که باشد باید
از دستمزدی برخوردار گردد که یک زندگی با رفاه را برای او تامین کند.
فرقی نمی کند که در خرم آباد و ماهشهر باشد و یا در تهران و مشهد و
شیراز! دستمزد کارگران در هرکجا باید به آن میزان باشد که یک استاندارد
واحد٬
قابل قبول و انسانی زندگانی را برای کارگران فراهم آورد. بعلاوه حداقل
دستمزد یك امر سراسری است اما دستمزد واقعی كارگران طبق تعریف باید از
این حداقل بالاتر باشد. اگر تفاوتی در هزینه های زندگی در مناطق مختلف
وجود دارد٬
در خود دستتمزدهای كارگران است كه میتواند تجلی یابد و نه در حداقل
سراسری دستمزد.
رفقای کارگر٬
با مبارزه و تحرک کارگران شرکت واحد بار دیگر همه توجه ها به کارگران و
نقشی که این طبقه می تواند در تحولات آتی ایران داشته باشد جلب شده
است. در ارتباط با این اعتراضات موجی از ابراز همبستگی داخلی و بین
المللی با کارگران ایران براه افتاده است. جمهوری اسلامی بشدت زیر ضرب
و فشار قرار دارد. سازمانها و اتحادیه های کارگری در جهان یکی پس از
دیگری حکومت اسلامی را بخاطر نقض حقوق پایه ای کارگران بشدت محکوم می
کنند. در خود ایران دامنه اعتراضات کارگری ابعاد وسیعتری بخود گرفته
است و کارگران در همه جا حقوق مسلم خود را طلب می کنند. نظام حاکم بر
ایران یک نظام تولید کننده فقر٬
بدبختی٬
سرکوب و بی حقوقی انسان است. هیچ انسان و جامعه ای سزاور زندگی تحت
چنین نظام ارتجاعی و ضد بشری نیست. ما کارگران طبعا باید نیروی متحدمان
را برای تغییر این اوضاع بکار اندازیم. باید با عزم و اراده متحد خود
پایان عمر حاکمیت جانیان اسلامی بر ایران را اعلام کنیم. نگاهها به
کارگران و نیروی زیر و رو کننده طبقه ما دوخته شده است. حتی آنجا که ما
برای به کرسی نشاندن مطالبات اقتصادی خود به میدان می آئیم
٬ این فورا به یک مصاف سیاسی با جمهوری اسلامی تبدیل می
شود. علت در وجود رژیم سرکوب و خفقانی است که از هر عرض اندام کارگر
بخصوص اگر سراسری و با حمایت مردمی باشد٬
بشدت به هراس می افتد. مبارزه بر سر دستمزد یکی از آن عرصه های است که
در شرایط متحول امروز می تواند نقش مهمی در به میدان آورن سراسری نیروی
کارگران ایفاء کند. مبارزه بر سر دستمزد٬
مبارزه بر سر استانداردهای زندگی است. مبارزه ای است بر سر اینکه کارگر
چگونه زندگی باید داشته باشد. جمهوری اسلامی با تعیین یک دستمزد کمتر
از بخور و نمیر٬
به کارگر به عنوان یک انسان نگاه نمی کند. اما ما می گوئیم کارگر انسان
است. انسان است با تمام نیازها و توقعاتی که که انسان اجتماعی دارد؛
غذا٬
پوشاک٬
مسکن٬
بهداشت و فرهنگ٬
فراغت و تفریح٬
و دسترسی به همه آن نعمتها و خوشی هایی که یک جامعه در اختیار خود دارد
و می تواند داشته باشد. دستمزد کارگران باید بتواند این سطح از زندگی
را تامین کند. خواست و مطالبه افزایش ۵۰۰ هزار تومانی حداقل دستمزد
اولین قدم در این راه است. این مبارزه اگر پیروز شود جامعه ای را به
حرکت در خواهد آورد. شرایط و امکانات خوبی برای پیشبرد موفقیت آمیز این
مبارزه وجود دارد. باید دست به کار شد!
|