٢٥ مهر ١٣٩١ -١٦ اکتبر  ٢٠١٢

کارگر کمونيست ٢٣١

طرح تغییر در قانون تامین اجتماعی، حمله به معیشت کارگران

شهلا دانشفر
به گزارش سایت خبری ایرنا، مرتضوی جنایتکار، متهم ردیف اول کهریزک و مدیر عامل سازمان تامین اجتماعی جمهوری اسلامی در نشستی با حضور رییس و اعضای هیات مدیره کانون کارکنان بازنشسته این سازمان، از تکمیل پیش نویس اولیه قانون جدید "تامین اجتماعی" ظرف دو هفته آینده خبر داد.
بنا به خبری در همین رابطه در سایت ایلنا یک دلیل مهم تغییرات در قانون تامین اجتماعی پیشی گرفتن هزینه‌های سازمان بر منابع آن و وضعیت نامطلوب اقتصادی کشور، قید شده است. همین گفته تا همین جا حاکی از تهاجمی دیگر به سطح زندگی و معیشت کارگران و اینبار اساسا کارگران بازنشسته است.
قانون تامین اجتماعی قانون بی تامینی و فلاکت کارگران
قانون تامین اجتماعی رژیم، قانون بی تامینی و فلاکت کارگران است. قانونی است که خود کارگران نه نقشی در تدوینش و نه در چگونگی اجرایش دارند. تورم هر روز افزایش می یابد ولی میزان مستمری پرداختی به کارگران بازنشسته هیچ تناسبی با این افزایش ندارد و سطح نازل آن به هیچوجه کفاف زندگیشان را مکیدهد. از جمله در سال گذشته حقوق بازنشستگان تنها ٦ درصد افزایش داشت و این خود یک موضوع اعتراض و تجمعات اعتراضی آنان بود. همچنین یک خواست دیگر آنان همسان سازی حقوق بازنشستگان با کارگران شاغل است، هر چند که دستمزد کارگران شاغل خود نیز چندین برابر زیر خط فقر است. طبق قانون تامین اجتماعی حق بیمه بازنشستگان بر اساس میانگین حقوق دو سال آخر آنها پرداخت میشود که مبلغ آن نهایتا چیزی حدود ٤٠٠ تا ٥٠٠ هزار تومان و یا کمی بیشتر است. بعلاوه اینکه اکثر هزینه‌های بیمه تامین اجتماعی بر دوش خود کارگران است. برای مثال در یک آزمایش ساده، اکثر هزینه انجام آزمایش بر عهده بیمه شده است و تازه برای برطرف کردن این نقایص از عناوینی همچون بیمه تکمیلی و... استفاده می‌شود که باز هم فشار و بار مالی آن بر روی کارگر بیمه شده می‌افتد. این وضعیت یک میلیون و ششصد هزار کارگر بازنشسته تحت پوشش تامین اجتماعی است. تازه اگر همین مستمری را هم بموقع به آنان پرداخت کنند. در آمارهای خودشان سخن از اینست که ٨٠ درصد بازنشستگان تامین اجتماعی زیر خط فقر زندگی میکنند. و بسیاری از آنها ناگزیر به اشتغال به كار در سنین كهولت و یا زندگی در كنار فرزندانشان هستند.
باز بنا بر آماری دیگر از خود جمهوری اسلامی جمعیتی حدود ٤٠ درصد از بازنشستگان كه اساسا كارگران كارگاههای كوچك، خانگی، كشاورزی، ساختمانی و طبعا زنان مسنی هستند كه تمام طول عمر جوانی خود را در خانه كار كرده‌اند، از هیچگونه حقوق بازنشستگی‌ای برخوردار نیستند. در نتیجه این بخش از کارگران بازنشسته پس از سالها کار کردن ناگزیر وابسته به فرزندان خود هستند و در فقر و تحقیر هر روزه روزگار میگذرانند.
قانون تامین اجتماعی رژیم را باید همچون قانون کار و دیگر قوانینش به زباله دان تاریخ پرتاب کرد. واقعیت اینست که سطح زندگی کارگران و مردم ایران را هیچکدام از این قوانین رقم نمیزند، بلکه در یک مبارزه بی وقفه و دایمی است که باید حق و حقوق خود را از حلقوم این رژیم بیرون کشید. نکته مهم اینجاست که اکنون رژیم اسلامی تحت عنوان تغییر در قانون تامین اجتماعی تهاجم بیشتری را به سطح زندگی و معیشت کارگران بازنشسته در دستور گذاشته است. باید در مقابل این تهاجم ایستاد و آنرا همچون دیگر طرحهایش به شکست کشاند.
طرح تغییر در قانون تامین اجتماعی، طرح فلاکت بیشتر
به زغم سعید مرتضوی مدیریت جلاد و نیز "کارشناسان اقتصادی " تامین اجتماعی همین پولی هم که امروز به کارگران بازنشسته پرداخت میشود، اضافی است و استدلالشان اینست که تورم بالا در چند سال اخیر باعث شده است که میزان پرداخت این سازمان به بازنشستگان در سال‌های اخیر به طور ناگهانی از "حد معمول" افزایش پیدا کند. حد معمول نیز برای این جانیان، گرسنگی مطلق و تباهی خانوادهای کارگری است. اینها در واقع میخواهند با تغییر در قانون تامین اجتماعی سطح دستمزد این کارگران را از همین حدی که امروز هست پایینتر بیاورند.
بر اساس قانون تامین اجتماعی از ٣٣ درصد حق بیمه و بیمه بیكاری، ٧ درصد بر عهده کارگران، ٢٣ درصد بر عهده کارفرمایان و ٣ درصد نیز بر عهده دولت است. بدین ترتیب هر ماهه ٧ درصد از حقوق کارگران به صندوق بازنشستگی واریز میگردد تا هر گاه که به سن بازنشستگی رسیدند، چندرقازی به آنها پرداخت شود. اکنون می بینیم که بعد از سالها این پولها به سرمایه کلانی در دست تامین اجتماعی تبدیل شده است. بطوریکه هم اکنون این سازمان به یک بنگاه رده بالای بزرگ سرمایه داری رژیم اسلامی تبدیل شده است. داستان دزدی بزرگی که در سال گذشته از صندوق بازنشستگی بر ملا شد و به خبری جنجالی در درون حکومت و سطح جامعه تبدیل گردید، به روشنی پرده از روی این حقیقت و آنچه که در تامین اجتماعی میگذرد بر میدارد. در همان هنگام سلیمان جعفرزاده عضو کمیته تحقیق و تفحص از تامین اجتماعی مجلس اسلامی در گفتگویی با مهر از اختلاس یکهزار میلیارد تومانی در ١٥٠ شرکت زیرمجموعه سازمان بازنشستگی و شستا خبر داد. بعدا نیز هیئت رئیسه مجلس با سیاسی خواندن این پرونده، بخاطر ترس پخش ابعاد واقعی این دزدی ها و مدعی بودن بازنشستگان برای گرفتن حق و حقوقشان از یکسو و از سوی دیگر در دل دعواهای درونی حکومت، از ادامه تحقیق و تفحص در مورد این دزدی ها جلوگیری کرد. اما بعدا خودشان گفتند که اگر این کار تا ٦٠ روز دیگر ادامه پیدا میكرد، میتوانستند بیش از سه هزار میلیارد تومان اسناد و مدارك تخلف در این شركتها را اثبات كنند. همه اینها حاكی از اینست كه كل سرمایه های تامین اجتماعی که از جیب کارگران بیرون کشیده شده است، به شركتهای كوچك و بزرگی تبدیل شده است كه به تملك آقازاده ها و بستگان مختلف سران حكومت درآمده است.
اکنون که اینهمه پول را بالا کشیده اند، یک معضل این حضرات افزایش تعداد مستمری بگیران از ١،٢٥٦،٥٧٢ نفر در سال ٨١ به ٢،٢١٦،٦٠٧ نفر در سال ٩٠ است و به این نتیجه رسیده اند که پرداختی های تا کنونی به کارگران بازنشسته از حد "معمول" بالاتر بوده است و بنابراین باید قانونشان را تغییر دهند. بویژه در شرایطی که اقتصاد رژیم اسلامی به فروپاشی رسیده است و طبعا شرکتهای زیر پوشش این سازمان نیز با دست انداز روبرو شده اند، میخواهند با سرکیسه کردن بیشتر کارگران، مفری برای خود پیدا کنند.
این بحث ها و سخن گفتن از تغییر در قانون تامین اجتماعی به روشنی خبر از تدارک تهاجم دیگری از سوی رژیم به یکی از بخش های محروم و فقیر جامعه است. هدف این طرح مستمند کردن بیشتر جمعیت میلیونی کارگران بازنشسته و خانواده هایشان، نابسامانی بیشتر وضع بیمه درمانی این کارگران و تباهی بیشتر برای این بخش محروم جامعه است. اما کارگران این را نمی پذیرند.
طرح تغییر در قانون تامین اجتماعی را به شکست میکشانیم
بحران اقتصادی این رژیم بحرانی سیاسی است. امروز در متن فضای انفجاری جامعه و بالاگرفتن کشاکشهای درون حکومت، در متن تشدید انزوای رژیم اسلامی در سطحی بین المللی، اقتصاد جامعه به حد فروپاشی رسیده است. ما بارها اعلام کرده ایم که معضلات اقتصادی این رژیم راه حل اقتصادی ندارد. بطور مثال از محتوم بودن شکست طرحی چون طرح "هدفمند کردن یارانه ها" سخن گفتیم و امروز خودشان دارند رسما به شکستشان اذعان میکنند و مجلسشان نیز توقف اجرای مرحله دومش را نیز اعلام کرده است. سرنوشت طرحهای دیگری چون تغییر در قانون کار اسلامی و یا قانون تامین اجتماعی نیز چیزی جز این نخواهد بود. خصوصا اینکه فقر و فلاکت جامعه را به حد انفجار رسانده است. طومار ٢٠ هزار کارگر علیه فقر و فلاکت و با خواست افزایش دستمزدها، تجمعات اعتراض هر روزه کارگران بازنشسته ذوب آهن اصفهان، تجمعات اعتراضی مراکزی چون صنایع فلزی در تهران که در همین هفته شاهدش بودیم و مبارزه هر روزه کارگران در این کارخانه و آن کارخانه، یک صف بندی مهمی در مقابل رژیم اسلامی و تهاجمات هر روزه اش به زندگی و معیشت کل جامعه است.
طبعا تا آنجا که به مبارزه علیه تهاجم رژیم به زندگی کارگران تحت عنوان تغییر در طرح قانون تامین اجتماعی برمیگردد، بازنشستگان نیروی جلوی صف این اعتراض هستند. خصوصا اینکه در دو سال اخیر این کارگران با اعتراضات و با تجمعاتشان به سهم خود نقش مهمی در فضای اعتراضی جامعه داشته اند. از جمله روز ٢٩ آبان (٢٠ نوامبر) سال گذشته بیش از سه هزار كارگر که بیشترشان کارگران بازنشسته بودند در اعتراض به تهاجم رژیم اسلامی به زندگی و معیشت خود، تحت عنوان طرح تغییر در قانون كار ضد کارگریشان، در مقابل مجلس اسلامی تجمع كردند و با شعارهای مرگ بر سرمایه دار، تغییر قانون كار، والستریت ایران دست به اعتراض زدند. کارگران بازنشسته همچنین به اشکال مختلف و با بر پایی تجمعاتشان در مقابل تامین اجتماعی و مجلس اسلامی و غیره همواره حول مسایلی چون تعویق پرداخت دستمزدهایشان و یا اضافه کردن صرفا ٦ درصد به سطح نازل دستمزدهایشان و یا انتصاب جلاد مرتضوی به مدیریت سازمان تامین اجتماعی، دست به اعتراض زده اند. در این اعتراضات با شعار ها و با بیانیه هایشان خواستهای خود را اعلام کرده اند. اعلام کرده اند که هر ماه در مقابل دفتر تامین اجتماعی جمع خواهند شد، مجمع عمومی خود را برپا خواهند کرد و آنرا به محل اتحاد و متشکل شدن خود تبدیل خواهند کرد. و بدین ترتیب در مقابل طرحهای ریاضتی رژیم ایستاده اند.
بخش دیگری از کارگران بازنشسته، بازنشستگان صنایع فولاد ذوب آهن اصفهان هستند که هم اکنون خبر ها حاکی از منتقل شدن آنها تحت پوشش تامین اجتماعی است. این کارگران در طول مبارزات دو ساله خود نمونه های خوبی از اتحاد و مبارزه را در مقابل کل جنبش کارگری و کل جامعه قرار داده اند و با تجمعات و اعتراضاتشان بطور واقعی بر فضای اعتراضی شهر اصفهان تاثیر گذاشته اند و هم اکنون نیز این اعتراضات ادامه دارد و یکی از کانون های داغ اعتراضات کارگری است.
همه این مبارزات شواهدیست بر اینکه با این نیرو و با این قدرت اتحاد میتوان نه تنها طرحهای حمله رژیم به زندگی و معیشت کارگران را به شکست کشاند، بلکه میتوان با خواستهای سراسری خود به جلو گام برداشت.
ما کارگران چه میگوییم؟
جمهوری اسلامی عامل فقر و فلاكت و بیكاری جوانان و همه مصائبی است كه امروز جامعه با آن دست بگریبان است. جانیان اسلامی به همین چندرقاز پولی که به کارگر بازنشسته تعلق میگیرد، چشم دوخته اند و برایش دارند طرح و برنامه میریزند. باید با اعتراضی گسترده، پاسخ گستاخی‌های مقامات تامین اجتماعی و دولت را داد و همه این طرحهایشان را که چیزی جز تعرض بیشتر به زندگی و معیشت ما مردم نیست، را به شکست کشاند.
بازنشستگی مكفی و انسانی برای همه بازنشستگان، بیمه بیكاری مكفی برای همه جوانان و افراد آماده بکار، افزایش فوری سطح دستمزدها، خواستهای فوری همه کارگران و همه مردم در مقابل گستاخی‌های حكومت است. باید همه افراد بالای ٥٥ سال از بیمه بازنشستگی دولتی و یک زندگی انسانی برخوردار باشند. بویژه خواست افزایش دستمزدها به عنوان مبنایی برای حق و حقوق بازنشستگان، خواست فوری این جمعیت میلیونی محروم جامعه نیز هست و باید باشد. اینجاست كه بیش از پیش پیوند منافع كارگران شاغل و بازنشسته را بر سر خواست افزایش دستمزدها میتوان دید. بنابراین اکنون که کارگران با طوماری ٢٠ هزار نفره بر سر خواست افزایش دستمزدها به میدان آمده اند، باید بازنشستگان نیز وسیعا به این حرکت اجتماعی مهم بپیوندند.
برخورداری از یک زندگی انسانی حق همه مردم است. باید همه مردم از مسکن، درمان و بهداشت مناسب و رایگان برخوردار باشند. باید اعلام کرد که در برابر افزایش چندین برابر قیمت‌ها دستمزدها نیز باید چندین برابر افزایش یابد، باید اعلام کرد كه زیر بار گرانی نمیرویم و زندگی انسانی حق مسلم ماست و خلاصه اینکه مبارزه متحد و سراسری ما و بیان صریح و روشن خواستهایمان پاسخ درخور جانیان دزد اسلامی است. اینها همه باید مضمون بیانیه های ما کارگران در برابر تعرض رژیم تحت عنوان تغییر در قانون تامین اجتماعی باشد.
در خاتمه همه سخنم اینست که تا وقتی جامعه و امورش به دست کارگزاران بورژوازی باشد در به روی همین پاشنه خواهد چرخید. سازمان تامین اجتماعی با این عنوان دهن پر کنی که دارد هدف همیشگی اش چیزی جز سودآوری بیشتر نبوده است. با وجود جمهوری اسلامی نه تنها از رفاه هیچ خبری نخواهد بود، بلكه فقر و فلاکت کارگران و کل جامعه هر روز بیشتر از روز گذشته تضمین میشود. برای رهایی از این وضعیت تنها یک راه در برابر ما قرار دارد، آنهم سرنگونی انقلابی این حکومت است و لاغیر. جمهوری اسلامی با همه قوانین و طرحهایشان باید برود این حرف همه کارگران و کل جامعه است.