کشتارگاهی بنام محیط كار
یاشار سهندی
سالانه ٢/٢ میلیون نفر كارگر در سراسر جهان در حین كار می میرند
بهنر بگوییم کشته میشوند. به همین سادگی. مقتولین نه در جنگی برای كشور
گشایی یا مغلوب كردن رقیبی٬ بلكه در تلاش برای دست یابی به نانی برای
گذران روزمره خویش به قتل رسیده اند.
این آمار کشتار ٢/٢ میلیون نفر در سال بر اساس گزارش ILO است،
سازمانی دست پخت دولتهای سرمایه داری. آقای « جوکا تاکلا» مدیر برنامه
کار ایمنی ILO حقایق دهشتناکی را در رابطه با این گزارش بیان می کند:
«بنابر بر برآورد ILO روزانه حداقل 5 هزار نفر در سراسر جهان در اثر
حوادث یا بیماریهای شغلی جان میبازند. اما این روند در حال افزایش است.
بنابر آخرین آمارهای ما در مورد جوادث و بیماریها، سالانه ٢/٢ میلیون
نفر در سراسر جهان به علت حوادث شغلی جان میبازند، این میزان نشان
دهنده ١٠ درصد افزایش در مقایسه با آماری است که در گزارش خود با
شانزدهمین کنگره جهانی بهداشت و ایمنی شغلی در وین در سال ٢٠٠٢ ارائه
کردیم.»
او اضافه میكند « تقریباٌ به طور قطع می توان گفت این امارها گوشه ای
از حوادث را منعکس میکند. بنا بر برآوردهای ما تقریباٌ ٢٧٠ میلیون
حادثه غیر مرگبار شغلی هر کدام سالانه منجر به از دست رفتن بیش از سه
روز کاری می شود، همچنین ١٦٠ میلیون نفر دچار بیماریهای شغلی می شوند.»
« بسیاری از کارگران بیکار توانایی خود را برای ادامه اشتغال از دست
داده اند. گرچه میزان معلولیت آنها به اندازه ای نیست که شایسته(!؟)
دریافت بیمه معلولیت یا غرامت باشند هر چند از دست رفتن توانایی کار
این افراد ممکن است آن قدر زیاد باشد که امکان اشتغال مجدد آنها را به
شدت کاهش دهد. به طور مثال ، یک کارگر ساختمانی که دیگر جسم او توانایی
حمل بارهای معمولی را ندارد یا یک نقاش که به علت استشمام ذرات شیمیایی
رنگ ها دچار آسم و یا حساسیت شده است، امکان اشتغال برایش به سختی میسر
است. پژوهش جدیدی نشان می دهد که از هر سه کارگر ساختمانی فقط یک نفر
به سن طبیعی بازنشستگی می رسد. دو نفر دیگر مجبورند از مستمری از کار
افتادگی استفاده کنند.»
« رسانه ها مرتب میگویند سالانه ٥٠٠ هزار نفر در اثر جنگ و درگیرها جان
میبازند، اما آنها به بیش از ٢ میلیون نفر که در سال بر اثر حوادث شغلی
جان میدهند توجه چندانی نمی کنند. البته از سایر قربانیانی که از عواقب
حوادث شغلی رنج میبرند اصلا نامی به میان نمی آید.» ( به نقل از هفته
نامه آتیه- 8 آذر)
نه تفنگی در کار است نه بمبی، نه توپخانه یا خمپاره، اما جنگی
مرگبار در جریان است. جنگی نابرابر بر سر جان انسانها برای رسیدن به
هدف نهایی، سود. جنگی که با گروگان گرفتن زندگی انسانها آنها را وادار
میکنند تن به جان فرساترین، خطرناکترین کارها بدهند. این جنگ یک قانون
میشناسد، فتح سودهای هرچه بیشتر. این جنگ قانونش دستیابی به سود است و
برای آن هیچ محدودیتی قائل نیستند. جنگی که یک طرف همه جور امکانات
دارد و طرف دیگر آن یک امکان دارد که آن را هم باید در اختیار طرف
مقابل بگذارد: نیروی کار! سلاحی که قرار است حداقل دارنده آن را از
گرسنگی برهاند با همان یک قانون مقدس صاحبش را به مسلخ گاه می برد.
روزی ٥ هزار نفر قربانی میشوند.
آقای "جوکا تاکلا" گله میکند که چرا رسانه ها از این کشتار روزانه هیچ
نمی گویند. ایشان خوب میداند که وظیفه رسانه ها این نیست که کثافت این
جامعه را بر ملا سازند. بلکه آنها وظیفه شان زیبا جلوه دادن این جهنم
است. وظیفه آنها پروراندن اصل تنازع بقا در جامعه انسانی است. این
رسانه ها پرپر میزنند که بدانند که بن لادن در مخفیگاهش چگونه دیالیز
میشود. خودشان را میکشند که سیر تا پیاز مثلا زندگی "ایمن الظواهری" و
"جرج بوش" را دربیاورند، میمیرند که تونی بلر عطسه کند تا ایشان
تفسیرها بکنند که ازنظر نظم نوین جهانی این چه معنا دارد. منتظرند
احمدی نژاد بلاهت خودش را به نمایش بگذارد تا ٧٠ میلیون نفر دیگر را
تحقیر کنند.
مرگ میلیونی کارگران چه اهمیتی دارد؟ سوژه خبری مناسبی برای رسانه های
رسمی نیست. تیراژشان را بالا نمیبرد. بیننده شان را زیاد نمیكند. پول
زیادی نصیبشان نمیكند. اینجا هم منطق همان منطق سود است كه حكم میراند.
چیزی که برای این رسانه های نان به نرخ روز خور اهمیت ندارد جان
انسانها است آن هم انسانهای درجه چندم جامعه. اگر همین امروز شارون سرش
بگذارد زمین و جان به جان آفرین تسلیم کند کاغذها نفله میکنند، و تا از
جیک و پوک یک «بولدزر» نابود کننده انسانهای بی خانمان سر در نیاورند
آرام نمیگیرند. اما جان و زندگی کارگران شهرداری چه اهمیتی دارد وقتی
هر شب تا خرخره در میان آشغالها غرقند تا برای فلان سرمایه دار که به
دنبال «طلای کثیف» است آشغالها را تفکیک کند؟ جان کارگر چاه کن چه
ارزشی دارد وقتی زیر خروارها خاک دفن میشود. چرا که فلان سرمایه دار
نمی خواهد از دستگاههای مخصوص این کار استفاده کند، برایش نمی صرفد.
زندگی یک کارگر ساختمانی کی ارزش داشته؟ هنوز که هنوز است به عنوان بد
وبیراه عنوان شغلش را به رخ همدیگر میکشند. برای تربیت فرندانشان تهدید
میکنند که اگر میخواهی عمله نشوی درس بخوان. جان هزاران انسان در
اردوگاه کار اجباری عسلویه که محکوم به مرگ شدند چه ارزشی دارد؟ جان
کارگران چینی که هفته ای نیست در عمق معادن دفن نشوند برای کی ارزش
دارد؟ یا آن میلیونها انسان در سراسر کره زمین که بی نام و نشان در لای
چرخ جامعه سرمایه داری له میشوند برای جنابان صاحب سرمایه و رسانه
هایشان کی ارزش داشته و دارد؟
اما ILO از تهیه این گزارشها یک هدف بیشتر ندارد. به قول "جوکا
تاکلا" این سازمان میخواهد به سرمایه داران «کوته نظر» حالی کند كه
هزینه بیشتر برای بهداشت سود آوری بیشتر. تا به ایشان بفهماند که هر
حادثه کاری برابر از دست رفتن سه روز کاری است.
نظام سرمایه داری برای رسیدن به سود بیشتر از هیچ جنایتی فروگذار
نمیکند. این رقابت بین سرمایه داران برای سود بیشتر است که محیطهای کار
را به کشتارگاه کارگران تبدیل کرده است. اگر مثلا در اروپا و آمریکا
این كشتار ها به نسبت کمتر است به لطف مبارزات خود کارگران است نه تمدن
یا انسان دوستی سرمایه داران در این كشورها. همین سرمایه داران اروپایی
و آمریکایی وقتی به لطف سیاستهای گلوبالیزاسیون به كشورهای "درحال
توسعه" راه پیدا میكنند تا آنجا كه میتوانند بیرحمانه ترین سیاستها را
در قبال كارگران پیاده میكنند. حتی از استثمار بیرحمانه كودكان هفت هشت
ساله دریغ نمیكنند.
سرمایه داران برای رسیدن به سود بیشتر سیاست کاهش هزینه ها را اعمال
میکنند. واولین کارشان کم کردن و اصلا هزینه نکردن برای ایمنی کار است.
برای نمونه در همین ایران به جرات میتوانم ادعا كنم که نود درصد
کارگاههای تهران را بگردید جز چند تا چسب زخم هیچگونه وسیله کمک های
اولیه پیدا نخواهد شد. یا به همین گزارشها که از عسلویه می رسد توجه
کنید تا ببینید چه جنایت سازمان یافته ای در جریان است. یك اردوگاه كار
اجباری به مفهوم دقیق كلمه! همین شرایط استثمار بی حد و مرز است كه که
سرمایه اروپا و امریکا را شیفته مشرق زمین کرده است. *****
ظاهرا ILO از سر توجه به كارگران نگران این کشتارها شده است. اما
وقتی كمی دقت كنیم همین هم واقعیت ندارد. "جوکا تاکلا" مدیر ایمنی آی
ال او می گوید: در عمل با اتخاذ اقدامات مناسب و شناخته شده می توان از
بروز تمام این حوادث پیشگیری کرد. بسیاری از شرکتها و برخی دولت ها در
حال حاضر هدف کار بدون هیچ حادثه را پیش روی خود گذارده اند. اگر تمام
کشورهای عضو ILO بهترین راهبردها و رویه های پیشگیری کننده از حوادث را
به کار ببندند که این رهنمودها مشخص است به سهولت می توان از آنها مطلع
شد، آن وقت از مرگ 300 هزار نفر ( از کل 360هزار نفر) و بروز 200
میلیون حادثه ( از کل 270 میلیون حادثه) جلوگیری می شود. با توجه به
این مبالغی که بجای پرداخت غرامت (به حادثه دیدگان یا بازماندگانشان)
صرفه جویی میشود وسایر منافع اقتصادی، اصلا قابل مقایسه با هزینه بالا
بردن ایمنی نیست.» منظور ایشان اینست كه با بالابردن ایمنی سود بیشتری
از قبل كم كردن در غرامت نصیب سرمایه داران خواهد شد.
اما آیا واقعا کسی که به دنبال سود بیشتر است به عقلش نمیرسد که این
مبلغ را صرفه جویی کند و غرامت نپردازد؟ مساله در واقع "کوته بینی"
فلان سرمایه دار نیست. موضوع عمیق تر از اینهاست. تا وقتی جامعه براساس
بردگی مزدی بچرخد تا وقتی نظام حاكم بر جامعه سرمایه داری است٬ تا وقتی
هدف تولید کسب سود تعریف شود این دستگاه کشتار بی وقفه به کار خود
ادامه خواهد داد. بی هیچ رحم و شفقتی. و سازمانهایی مثل ILO نیز خود یك
پا و یك محور همین مناسبات و همین وضعیت موجودند. وقتی این سازمان به
طور نمونه جانیان جمهوری اسلامی را به عنوان نماینده کارگران ایران
میپذیرد نشان میدهد که در خدمت و تایید این کشتار است.
روشن است كه این ٢/٢ میلیون نفر قربانیان نظام حاكمند كه منطقی جز
سود و سود بیشتر ندارد. برای متوقف كردن این كشتار باید این نظام را از
كار انداخت. تا وقتی هدف جامعه تغییر نکند این بساط برپاست. هدف باید
بر طرف کردن نیازهای انسان باشد تا در اولین قدم و مهمترین قدم حفظ جان
انسانهای باشد که جامعه را برپا میدارند. باید هدف جامعه خود انسان
باشد، خوشبختی انسانها باشد تا این دستگاه کشتار خاموش گردد.
اما كارگران توانسته اند با مبارزات خود ترمزهای متعددی بر پای سرمایه
بزنند. در زمینه كشتار حین كار نیز باید فشار مبارزه خود كارگران را بر
گلوی سرمایه بیشتر كرد. هر تلاش و مبارزه بیشتر یعنی نجات جان شماری از
كارگران. باید هرروز و هرروز برای بالابردن ایمنی محیط های كار با
سرمایه داران جنگید.
|