٢٨ شهریور ١٣٩١ - ١٨ سپتامبر  ٢٠١٢

کارگر کمونيست ٢٢٧

مروری بر تاریخچه اعتصابات کارگری در ایران (٨)

مرتضی فاتح

کودتای ٢٨ مرداد تا نخست وزیری امینی
در مراسم ٤ آبان ( جشن تولد سالیانه محمرضا شاه) سال ٣١ مخالفین شاه با دادن شعارهائی علیه سلطنت، در ورزشگاه امجدیه تهران با نیروهای نظامی درگیر شدند, در جریان این اعتراضات ده ها نفر دستگیر وتعدادی نیز زخمی شدند.در اواخر آبان ماه دولت با اعزام نیروهای نظامی به مناطق راه آهن تلاش نمود تا از اعتصاب کارگران راه آهن جلوگیری نماید.
نیمه دوم سال ٣١ اعتصابات کارگری گسترده ای به وقوع پیوست، همانگونه که گفته شد در سال ٣١ تنها در مراکز بزرگ صنعتی ٥٥ اعتصاب موفقیت آمیز صورت گرفت.دراین میان باید به اعتصاب کارگران راه آهن واعتصابات گسترده کارگران نساجیها در تبریز, اصفهان, چالوس, قم, کاشان, اهواز وهمچنین اعتصاب مهرماه معلمان در آبادان و کارگران راه آهن جنوب اشاره کرد. دامنه این اعتصابات از کارگران نفت در جنوب تا کارگران معادن در شمال وحتی کارگاههای چرم سازی در تبریز وهمدان را در بر می گیرد.
مطالبات اکثریت این اعتصابها, پرداخت دستمزدهای معوقه, افزایش دستمزدها, بازگشت به کار کارگران اخراجی وحق تشکل و آزادی کارگران زندانی بود ودر مواردی مانند اعتصابات سراسری ٣٠ تیر نیز با خواسته مشخص سیاسی, عزل قوام, همراه بود.
در سال ٣٢ با توجه به اینکه محمد مصدق اختیارات فراوانی را به دست آورده بود, تمام تلاش دولت وی در جهت مهار جنبش های اعتراضی وخصوصا جنبش کارگری بود. دراین سال به دلیل اختلافات و درگیری های متفاوت در هیئت حاکمه وآشفتگی اوضاع اقتصادی, کارگران در شرایط معیشتی بسیار دشواری قرار داشتند. میزان اعتصابات کارگری در این سال فقط تا پیش از کودتای نظامی به رقم ٧٧ اعتصاب گسترده میرسد.
وضعیت آشفته سیاسی واقتصادی در ماههای پایانی حکومت مصدق وهمچنین نارضایتی کارگران از اقدامات دولت مصدق، به طور مثال, قانون امنیت و اصلاح قانون انتخابات, غیر قانونی بودن تشکلهای کارگری وتشکلهای چپ و... باعث گردید کارگران هر چه بیشتر از دولت مصدق فاصله بگیرند.
در این میان جدا شدن تشکلها وشخصیت هایی از جبهه ملی، از جمله کسانی مانند بقائی وکاشانی به دلیل هراس از قدرت رو به رشد جنبش کارگری وحزب توده و ناتوانی دولت مصدق در سرکوب این نیروها, زمینه مساعدی را برای شاه و دربار از یکسو ودولت انگلستان وآمریکا از سوی دیگر, فراهم آورد تا با کودتای نظامی وسرکوب عریان بار دیگر حکومت در خطر افتاده سرمایه داران را نجات دهند.
مطابق معمول قربانیان اصلی این کودتا فعالین کارگری وچپ بودند. نگاهی به آمار دستگیر شدگان وتعلق طبقاتی وسیاسی آنان نشان میدهد که اکثریت دستگیر واعدام شدگان پس از کودتا از فعالین کارگری وچپ بوده اند ونه جبهه ملی ویا افراد نزدیک به این جریان.
تا جائی که به جنبش کارگری مربوط می شود این جنبش در فاصله سالهای فوق الذکر وتلاطم سیاسی واجتماعی این دوره, سخنگوی طبقاتی خود را به شکل متشکل ومتحزب در اختیار نداشت به همین دلیل بخش زیادی از قدرت تعرضی وگسترده این طبقه در جهت چانه زنی بین احزاب وجریانات غیر کارگری صرف میشد. اگر چه در این دوره گسترده ترین ونافذ ترین تشکلهای کارگری شکل گرفت وهدایت اعتصابات واعتراضات کارگران از این طریق سازماندهی میشد, اما اکثریت فعالین کارگری مستقل از سیاست های عمومی حزب توده ,از سیاست و عمل اجتماعی مستقلی برخوردار نبودند. در حقیقت طبقه کارگر در این جدالها از سوی نمایندگان طبقاتی خود در سطح سیاسی نمایندگی نشد.
کودتای ٢٨ مرداد پاسخ بخشی از طبقه حاکمه سرمایه دار در ایران بود به معضلاتی که جنبش کارگری وآزادیخواهانه جامعه در مسیر حرکت سرمایه به وجود آورده بود.
نقش دولت های آمریکا وانگلستان در ٢٨ مرداد از زاویه دیگری نیز باید بررسی شود که در اینجا به اختصار به آن اشاره میکنم.
در مورد انگلستان, مورد ایران, هم به لحاظ اقتصادی وهم به لحاظ منطقه ای از اهمیت ویژه ای برخوردار بود.
در جریان اعتصابات کارگران نفت جنوب در سالهای ٢٥ و٣٠ موجی از همبستگی در میان کارگران منطقه با کارگران ایرانی به راه افتاد. از هند تا عراق ومصر. چنانکه در یکی از گزارش های رسمی دولت انگلستان آمده است" ... اگر نگرش موجود در ایران به عربستان یا عراق سرایت کند,کل ساختار موجود به اضافه توان دفاعی ما دچار فرو پاشی خواهد شد". باید به خاطر داشت که در فاصله سالهای ٢٩ تا ٣٢ در کشورهای مصر وعراق ومراکش تظاهرات واعتراضات گسترده ای برعلیه سلطه انگلستان بر این کشورها, در جریان بود.
به لحاظ اقتصادی نیز از دست رفتن سلطه انگلستان بر منابع نفتی ایران ضربه اقتصادی جبران ناپذیری بر اقتصاد ومنافع منطقه ای بریتانیا محسوب میشد.
بنا به گفته" آبراهامیان" شرکت نفت ایران وانگلیس بزرگترین پالایشگاه جهان را در اختیار داشت... این شرکت همچنین برای خزانه داری بریتانیا ٢٤ ملیون پونددرآمد به صورت مالیات و٩٢ ملیون پوند ارز تامین میکرد,تامین ٨٥ درصد از سوخت مورد نیاز ناوگان نیروی دریائی بریتانیا را برعهده داشت وهمچنین ٧٥ درصد سود سالانه داشت که بخش عمده ای از آن در اختیار سهام دارانش در بریتانیا وهمچنین دیگر سرمایه گذاری ها ی نفتی در کویت, عراق واندونزی قرار می گرفت"
به نظر میرسد آمار ذکر شده در بالا برای توجیه کودتا ودخالت بریتانیا در ایران به اندازه کافی قانع کننده باشد.
کودتای ٢٨ مرداد شاه وارتش تا چندین ماه فضای رعب ووحشت ودستگیری فعالین اجتماعی را بر جامعه مستولی کرد. بخش زیادی از فعالین شناخته شده کارگری یا دستگیر وتبعید شدند ویا خود به مناطقی مهاجرت کردند که در آن مناطق شناخته شده نبودند. بسیاری از آنان تا سالها در زندان های مختلف محبوس بودند.
پس از کودتای ٢٨ مرداد به دلایلی که ذکر شد وفضای رعب ووحشتی که حکومت نظامی وارازل واوباش امثال بهبهانی وکاشانی در جهت سرکوب نیروهای چپ ایجاد کرده بودند, تشکل های کارگری عموما وفعالین کارگری از حوزه عمل محدودی برخوردار بودند. در بسیاری از صنایع, اخراج های گسترده ای صورت گرفت که دلایل آن علاوه بر اوضاع بحرانی اقتصاد, خارج کردن کارگران فعال وبا سابقه مبارزاتی ازمحیط های صنعتی بود. تنها در صنعت نفت بیش از نیمی از کارگران وکارمندان از کار اخراج شدندو با کم کردن حجم کارگران نفت دراین دوره در سالهای بعد استخدام کارگران در این صنعت با نظارت دستگاه های امنیتی صورت می گرفت.
جنبش اعتصابی کارگران اگر چه از نیمه دوم سال ٣٢ فروکش کرد اما علیرغم فضای سرکوب بعد از کودتا، در سال ٣٣ این جنبش مجددا با چند اعتصاب حضور خود را اعلام نمود. در این سال ٧ مورد اعتصاب کارگری در صنایع بزرگ گزارش شده است. عموم این اعتصابات بر سر دستمزد وخواست های رفاهی کارگران صورت گرفته است. اما مهمترین اعتصاب کارگری بلافاصله پس از کودتا، اعتصاب مجدد کارگران نفت در آبادان بر سر افزایش دستمزدها بود. کنسرسیوم تازه تاسیس نفت که نتیجه توافقات پس از کودتای شاه با بریتانیا وآمریکا بود, پس از اخراج های گسترده کارگران در سال ٣٢ احتمال اعتصابات کارگری در این بخش حیاتی از صنایع را تا مدتها منتفی شده میدانست. اما اعتصاب کارگران آبادان در مرداد سال ١٣٣٤بر سر افزایش دستمزدها وسایر خواسته های رفاهی, مجددا شروع اعتصابات کارگری در جنوب را اعلام کرد. این اعتصاب با موفقیت کارگران به پایان رسید و کنسرسیوم نفت با تقاضای افزایش دستمزد کارگران موافقت کرد. از سال ٣٤ در موارد پراکنده ای اعتصابات کارگری به طور عمومی گزارش شده است. از اعتصابات موردی کارگران نساجیها وراه آهن تا اعتصاب در کارخانه های کوچک. اما در تابستان سال ١٣٣٦ کارگران مناطق نفتی جنوب این بار در مسجدسلیمان وآغاجاری سلسله اعتصابای هائی را آغاز نمودند. این اعتصاب ها عموما بر سر مسئله دستمزدها وخواسته های رفاهی ودر برخی موارد مطالبه, به رسمیت شناسی حق اعتصاب وتشکل بود. اگر چه این اعتصاب ها متناوبا تا زمستان سال ١٣٣٦ ادامه داشت اما در مجموع دولت وکنسرسیوم خواسته های کارگران اعتصابی را نپذیر فتند ودولت با اعلام غیر قانونی بودن اعتصاب رهبران کارگری در این اعتصابها را دستگیر وتعدادی از کارگران را اخراج نمودند.
از دیگر اعتصابات کارگری که به لحاظ تعداد شرکت کنندگان درسال ٣٦ از اهمیت برخوردار بود اعتصاب گسترده کارگران کوره های آجرپزی تهران وکارگران معادن رباط کریم بود. کارگران کوره پزخانه ها در اعتراض به میزان اندک پرداختی کوره داران بابت تولید خشت وآجر به کارگران, وشرایط طاقت فرسای کار دست به اعتصاب زدند.
سال ١٣٣٧ با اعتصاب گسترده وسازماندهی شده رانندگان تاکسی آغاز شد. در ٢٣ فروردین این سال ١٢٠٠٠ راننده تاکسی دست به اعتصاب زدند. نمایندگان رانندگان به همراه تعدادی از رانندگان اعتصابی در مقابل مجلس در بهارستان دست به تجمع زدند که این نمایندگان توسط نیروهای امنیتی حکومت دستگیر شدند.
این اعتصاب یکی از مهمترین اعتصابات در سالهای بعد از کودتا بود.
اما در سال ١٣٣٧ اعتصابات متعدد دیگری نیز گزارش شده است از جمله اعتصاب کارگران کارخانه جات مختلف در اصفهان در اعتراض به شرایط دشوار کار ومعشیت است. اکثر این اعتصابات در اعتراض به سطح پائین دستمزدها, نداشتن خدمات رفاهی و ایمنی در محل کارو همچنین تعطیلی های اجباری بود که کارفرمایان با بهانه نرسیدن مواد خام به کارگران تحمیل میکردند.
در این سال باید همچنین به اعتصاب کارگران بخش حفاری ولوله گذاری در جزیره خارک اشاره کرد که در اعتراض به شرایط دشوار کار در این منطقه دست به اعتراض زدند. همچنین باید به اعتصاب موفقیت آمیز کارگران بندر شاهپور (امام فعلی) بر سر افزایش دستمزدها اشاره کرد. در این اعتصاب پنج روزه در بندر شاهپور کلیه کارگران بندر شرکت کرده بودند واین امر باعث عدم تخلیه کشتی ها در طول اعتصاب شده بود. همین امر باعث گردید کارفرمایان پس از ٥ روز با خواست افزایش دستمزد کارگران معادل ٢ تومان موافقت کنند.
در فروردین سال ١٣٣٨ کارگران ریسندگی ها در اصفهان در اعتراض به سطح پائین دستمزدها دست به اعتصاب زدند. اعتصاب کارگران که در ابتدا توسط کارفرمایان به شدت سرکوب گردید . علیرغم دستگیری وزخمی شدن تعدادی از اعتصابیون, کارفرمایان پس از ٦ روز ناچار به پذیرش درخواست کارگران مبنی بر افزایش دستمزدها شدند.
در اردیبهشت ماه همین سال کارگران چاپخانه ها تقاضای افزایش ٥٠% دستمزدها را اعلام کردند. پس از عدم پذیرش این تقاضا از سوی کارفرمایان , کارگران چاپخانه ها تهدید به اعتصاب کردند وبا توافق طرفین به میزان ٢٥% به دستمزد کارگران اضافه گردید.
در٢٣ خرداد سال ١٣٣٨اعتصاب معروف کارگران کوره پزخانه ها آغاز گردید. در این زمان ٣٠ هزار نفر کارگران کوره پزخانه ها اعتصابی منظم ومتشکل را اعلام کردند. مطالبه اصلی این کارگران اعتصابی افزایش ٣٠ درصدی دستمزدها بود. اعتصاب یکپارچه وگسترده کارگران کوره پزخانه ها که به همراه خانواده هایشان به اعتراض پرداخته بودند, مستقیما شاه ودربار را آشفته کرد. بلافاصله پس از اعلام اعتصاب , کوره پزخانه ها توسط ارتش وسازمان امنیت وشهربانی محاصره شد. کارگران که حاضر نبودند به اعتصاب خود خاتمه دهند توسط نیروهای امنیتی ونیروهای نظامی به رگبار گلوله بسته شدند. در جریان سرکوب کارگران طبق گزارش های مختلف ٥٠ نفر کشته ودهها نفر زخمی شدند. در جریان سرکوب کارگران وخانواده هایشان دهها نفر از کارگران توسط شهربانی ونیروهای امنیتی دستگیر وروانه زندانها شدند.
اما حکومت محمدرضاشاه پهلوی علیرغم سرکوب وحشیانه کارگران کوره پزخانه ها ناچار شد به صورت ناقص بخشی از مطالبات کارگران اعتصابی را برآورده کند.
در خرداد این سال , ١٧٠٠ کارگر اعتصابی کارخانه وطن در اصفهان نیز که مانند کارگران کوره پزخانه ها در اعتراض به سطح دستمزدها اعتصاب کرده بودند, توسط نیروهای نظامی وامنیتی به گلوله بسته شدند. در جریان این سرکوب ١٠ نفر از کارگران اصفهان جان باختند ودهها نفر نیز زخمی ودستگیر شدند.
پس از سرکوب اعتصاب کارگران کارخانه وطن, بار دیگر کارگران در کارخانه های ریسندگی, شهرضا,پشمباف وشهناز در اصفهان دست به اعتصاب زدند. با وجود سرکوب خونین کارگران وطن واشغال کارخانه های اعتصابی توسط نیروهای نظامی وامنیتی حکومت پهلوی, کارگران این کارخانه ها متحدانه اعتصاب را ادامه دادند. پس از ٦ روز اعتصاب, کارفرمایان ناچار از پذیرش خواسته افزایش دستمزدها گردیدند.
اعتصاب مجددا در کارخانه شهناز با اعتراض کارگران زن بر سر دستمزد مصوب قانون کار آغاز گردید. کارگران اعتصابی که دستمزدی پائین تر از حداقل دستمزد تعیین شده در قانون کار دریافت میکردند(حداقل دستمزد برای زنان کارگر طبق قانون کار معادل ٢٥ ریال بود ولی کارفرمایان عموما به کارگران زن دستمزدی پائین تر از این پرداخت میکردند). همزمان سایر کارگران نیز در این کارخانه با مطالبه اجرای قانون کار به اعتصابیون پیوستند. این بار نیز نیروهای نظامی وامنیتی کارخانه را اشغال کردند وبا دستگیری ١٨ تن از کارگران واخراج ٨٠نفر این اعتصاب را سرکوب کردند.
از اعتصابات مهم سال ١٣٣٩ میتوان به اعتصاب کارگران ساختمانی سددز اشاره کرد که با مطالبه افزایش دستمزدها وکاهش ساعات کار دست به اعتراض زدند. در دی ماه سال ٣٩ در اثر انفجار در معدن شمشک ٢١ نفر از کارگران این معدن کشته شدند. این حادثه موجب اعتراض وتظاهرات کارگران خشمگین گردید.
در این سال همچنین کارگران کارخانه وطن با درخواست بازگشت به کار کارگران اخراجی, تعیین حداقل دستمزدها وافزایش دستمزد کارگران عیالوار ومرخصی سالیانه با حقوق, دست به اعتصاب زدند. علیرغم فشارهای نیروهای امنیتی این اعتصاب نیز با موفقیت کارگران به پایان رسید.
در ماههای پایانی سال ٣٩ انتخابات مجلس بیستم به دلیل اعتراضات اجتماعی به پروسه رای گیری وانتخاب نمایندگان , منحل گردید ودر اسفند ماه همان سال انتخابات مجددا برگزارگردید وعمر کوتاه این دوره مجلس از ٢ اسفند سال ١٣٣٩ آغاز شد. در جریان اعتراض به انتخابات مجلس تعدادی از دانش آموزان ودانشجویان وفعالین اجتماعی دستگیر شدند. در بخش هائی از مراکز صنعتی جنوب, تهران, تبریز واصفهان, کارگران در اعتراض به این دستگیریها به اعتصابات یکروزه ای دست زدند.
با آغاز سال ١٣٤٠ دهه پر التهاب٤٠ شمسی آغاز گردید ابتدای این سال مانند سراسراین دهه, شروع پر جنب وجوشی داشت.
این سال از سالهای پر از افت و خیز جنبش اعتصابی کارگران ومزدبگیران پس از کودتای ٢٨ مرداد است.
در فروردین این سال کارگران کارخانه های نخ تاب وشهناز با مطالبه افزایش دستمزدها وبازگشت به کار کارگران اخراجی ودر اعتراض به سطح معیشت دست به اعتصاب زدند. در اردیبهشت ماه کارگران نفت در مسجدسلیمان در اعتراض به عدم تعیین سطح دستمزدها دست به اعتصاب زدند. رانندگان شرکت نفت در حوزه های نفتی نیز در همبستگی با کارگران مسجدسلیمان , اقدام به تظاهرات کردند و همچنین طی قطعنامه ای خواهان تعیین حداقل دستمزد ها شدند. کارگران کارخانه تعطیل شده فارس در اعتراض به بیکار سازی وپرداخت دستمزدهای معوقه وپرداخت دستمزد ماههای تعطیل در برابر استانداری در شیراز دست به تجع و تظاهرات زدند. کارگران نساجی در رشت که در حدود یکماه بود بیکار شده بودند در مرکز شهر رشت دست به تحصن زدند.
در خرداد ماه بار دیگر کارگران نساجی های اصفهان با مطالبه پرداخت دستمزدهای معوقه دست به اعتصاب زدند. در شهریور ماه این سال آتش نشانها و کارگران نظافتی شهر لنگرود اعتصاب کردند. خواسته اعتصابیون تعیین ٨ ساعت کار روزانه وتعطیلی یکروز در هفته بود. در مهر ماه کارگران در منجیل دست به اعتصاب زدند. در آبان ماه نمایندگان کارگران بیکار در مقابل نخست وزیری تجمع کردند. در دیماه کارگران بیکار ضمن راهپیمائی با حمل پلاکاردهائی در مقابل نخست وزیری دست به تجمع زدند وخواهان رسیدگی به وضع خود شدند. همزمان کارگران اخراجی کنسرسیوم نفت در مقابل کارگزینی شرکت نفت دست به تظاهرات وتجمع زدند.
در دی ماه همچنین کارگران بیکار در بندر معشور(ماهشهر) که بالغ بر ٣٠٠٠ نفر میشدند با برگزاری تظاهرات خواستار رسیدگی به مشکلات آنان و اشتغال شدند. این کارگران در طول تظاهرات با حمل پلاکاردهائی از مردم میخواستند تا به آنها ملحق شوند. در همین ماه کارگران حریر بافی اصفهان به دلیل بی توجهی کارفرما به خواسته های آنان دست از کار کشیدند. به همه این اعتصابها باید اعتصاب نانوائیها, اعتصاب اردیبهشت ماه معلمان, اعتصاب اخطاری کارکنان سازمان آب, اعتصاب کارمندان پست وتلگراف وتلفن تهران, تهدید به اعتصاب کارمندان بانکها و همچنین تهدید به اعتصاب کارگران نفت ورانندگان اتوبوس شهری در تهران اشاره کرد.
سال ١٣٤١ با ادامه اعتراضات سال ٤٠ و چندین مورد اعتصاب در کارخانه های متوسط وکارگران کشاورزی آغاز گردید در تیرماه این سال بار دیگر ٢٥ هزار کارگر کوره پزخانه ها با درخواست پرداخت دستمزدهای معوقه, بیمه کارگران و اجرای قانون کار در کوره پزخانه ها دست به اعتصاب زدند.