٢١ شهریور ١٣٩١ -١١ سپتامبر  ٢٠١٢

کارگر کمونيست ٢٢٦

مروری بر تاریخچه اعتصابات کارگری در ایران (٧)

مرتضی فاتح

دولت محمد مصدق و جنبش کارگری
همانگونه که در بخش قبل گفته شد, پس از اعتصاب کارگران نفت و در گیری های گسترده در جنوب کشور در اردیبهشت سال ١٣٣٠ محمد مصدق از سوی مجلس به نخست وزیری برگزیده شد.
مصدق پس از نخست وزیری پست های اجرائی دولت خود را به همکارانش در جبهه ملی واگذار کرد.
جبهه ملی ائتلافی بود از تکنوکراتها و اشراف میانه حال وبازار. تبلور سیاسی این ائتلاف در سال های اول نخست وزیری مصدق همکاری واشتراک سیاسی مصدق با کسانی مانند , بقائی وملکی از یک سو وکسانی مانند کاشانی , از سوی دیگر بود. میزان دوری ونزدیکی این نیروها به یکدیگر ربط مستقیمی به میزان اختلافات هر طیف با دستگاه سلطنت ودربار داشت. اما آنچه که اعضای این جبهه را در کنار یکدیگر قرار داده بود, نفوذ وقدرت جنبش کارگری وچپ در مبارزه بر سر تغییر در ساختار اجتماعی, طی این سالها بود.
علیرغم اینکه جبهه ملی ومصدق با فشار اعتصابات سراسری کارگران وخصوصا کارگران جنوب وسازماندهی این اعتصابات توسط تشکل های کارگری ونیروهای چپ, به نخست وزیری رسیده بود, اما در تمام دوره ای که مصدق قدرت دولتی را در دست داشت قوانین ضد کارگری وکمونیستی از جمله قانون سیاه رضا شاهی که مستقیما بر ضد تشکل یابی وفعالین کارگری وفعالین چپ وکمونیست بود لغو نشد. در تمام دوره نخست وزیری مصدق ممنوعیت وغیر قانونی بودن تشکلهای کارگری واعتصابات کارگری توسط دولت اجرا میشد. موارد متعددی از دستگیریها واخراج فعالین در این دوره در مطبوعات منعکس شده است که دلیل این دستگیریها از سوی شهربانی "عضویت در احزاب وتشکلهای غیر قانونی" عنوان شده است. در مطبوعات وگزارشات این دوره به موارد متعددی از دستگیری فعالین به جرم داشتن اعلامیه های تحریک کننده اشاره شده است وبسیاری از فعالین کارگری به دلیل اقدام به راه اندازی اعتصاب از کار اخراج شده اند.
بخشی از جبهه ملی ، شامل کسانی مانند بقائی و نماینده ای به نام قنات آبادی که از سخنگویان کاشانی در مجلس به شمار می رفت, دائما در حال سازماندهی ارازل واوباش اطراف بازار وروحانیون در جهت سرکوب ورقابت با تشکلهای کارگری وچپ بودند. برخوردهای پیش آمده بعد از مراسم اول مه در تهران وزدوخوردهای این ارازل واوباش با کارگران از اولین تحرکات جدی بخشی از جبهه ملی بود در تقابل با نفوذ جریانات کارگری و چپ در جامعه.
در دوره صدارت محمد مصدق, از آنجا که ماشین سرکوب دولت بورژوازی دچار از هم گسیختگی وتقابل درونی بود, فضای اعتراضی در میان کارگران گسترش زیادی یافت . در این دوره تشکلهای کارگری واعتراضات کارگری حتی از دوره ١٣٢٠ تا ١٣٢٥ نیزگسترده تر وپر نفوذ تر بود.
به طور مثال, اگر بخواهیم اعتصابات کارگری را شاخص حضور کارگران در صحنه جدال اجتماعی قرار دهیم باید گفت: اعتصابات کارگری در حوزه کارخانه جات بزرگ صنعتی در سال ١٣٣٠بالغ بر ٣٢ اعتصاب و در سال ١٣٣١ بالغ بر ٥٥ اعتصاب ودر سال ١٣٣٢ در حدود٧٢ اعتصاب گزارش شده است. به این آمار اعتصاب سراسری تیر ماه ١٣٣١ وهمچنین اعتصاب سراسری سال ٣٢ در گرامیداشت قیام ٣٠ تیر را باید اضافه کرد.
این آمار فقط به مراکز مهم صنعتی محدود می شود به این آمارها باید تعداد زیادی از اعتصاب در مراکز کار وتولید کوچک وهمچنین تظاهرات واعتراضات گسترده خیابانی در پشتیبانی از اعتصابات کارگری را اضافه کرد. این میزان دخالتگری کارگران وتشکل های کارگری در روند سیاسی کشور تاثیر چشمگیر طبقه کارگر در این دوره را به نمایش می گذارد.
این اعتراضات مستقل از میزان دخالتگری در روند سیاسی کشور، مستقیما به وضغیت معیشتی ومشکلات اقتصادی کارگران وسایر مزد بگیران مربوط میشد.
درفاصله سالهای ١٣٢٩ تا ١٣٣٢ میزان تورم به شکل سرسام آوری رشد کرده بود. افزایش قیمت ها ودستمزدهای ثابت مانده کارگران, این طبقه اجتماعی را وادار به مبارزه روزانه برای حفظ معیشت وسطح زندگی میکرد. این اعتصابات در طول حاکمیت جبهه ملی به اشکال مختلف سرکوب واز سوی سخنگویان این جبهه تقبیح میشد. در این دوره اعتصابات کارگری از سوی رهبران جبهه ملی مترادف با خرابکاری اقتصادی بود ورشد جریانات رادیکال وسوسیالیستی درمیان کارگران زنگ خطری برای آنها به شمار می رفت. یکی از نمایندگان مجلس در این دوره پس از دسته بندی کارگران به سه گروه, کمونیستها , بی طرفها وطرفداران جبهه ملی به این نتیجه میرسد از آنجا که کمونیستها منافع کارگران را نمایندگی میکنند بی طرفها را نیز به صفوف خود جلب کرده اند ودر پایان نتیجه میگیرد" باید قبول کنیم... کمونیستها بی طرفها را رهبری می کنند ودر نتیجه اکثریت عظیم طبقه کارگر شهری را رهبری می کنند"(قنات آبادی)
علیرغم تلاش جبهه ملی برای رقابت با تشکلهای کارگری , این جبهه سیاسی هیچگاه نتوانست در میان فعالین وتشکلهای کارگری جایگاه قابل اعتنائی پیدا کند.
برگزاری مراسم اول ماه مه در اردیبهشت سال ١٣٣٠ نمایش قدرت مجدد کارگران پس از سال ١٣٢٥ بود.
مصدق که فقط چند روز پیش از آن در اثر اعتصاب کارگران نفت واعتصابات سراسری در پشتیبانی از کارگران جنوب توانسته بود پست نخست وزیری را به دست آورد, با وجود حکومت نظامی نه میخواست ونه میتوانست از برگزاری این مراسم جلوگیری کند. در شهرهای مختلف صدها هزار کارگر بار دیگر با برگزاری راه پیمائیها ومراسم مختلف قدرت اجتماعی خود را به نمایش گذاشتند.
علیرغم تلاش تشکلهای زرد حزب زحمتکشان وباند های مذهبی کاشانی, در این روز تشکلهای کارگری با اقتدار نیروی عظیم طبقه کارگر را به نمایش گذاردند.
مقابله با نیروهای چپ مطابق معمول با پیشگامی راست ها واطرافیان کاشانی وبقائی آغاز گردید.
در ١٤ تیر ماه از سوی انجمن حامی صلح دوچرخه سوارانی درتهران اقدام به برگزاری تور نمایشی دوچرخه سواری کردند. این اقدام با واکنش نیروهای بقائی – قنات آبادی مواجه شد واین حرکت دوچرخه سواران با خشونت توسط این گروه متوقف گردید. این اقدام موجب بروز درگیری جدی میان طرفداران انجمن که از سازمانهای طرفدار حزب توده بود و اوباش طرفدار کاشانی گردید.
در ٢٣ تیر ماه سال ١٣٣٠ همزمان با ورود هریمن به ایران, "جمعیت مبارزه با شرکتهای استعماری نفت در ایران" در گرامیداشت "شهدای خوزستان" یعنی کارگران ومردمی که در جریان اعتصاب فروردین ماه جنوب کشته شده بودند, علیرغم اطلاعیه های مکرر فرماندار نظامی تهران یعنی سرلشکر علوی مقدم, فراخوان به تظاهرات وتجمع در میدان بهارستان داد. مسیر این حرکت از میدان فردوسی به سمت میدان بهارستان بود وبا توجه به سابقه درگیری که در ١٤ تیرماه به وقوع پیوسته بود, نیروهای شهربانی برای حفاظت در اطراف حزب ایران وحزب زحمتکشان مستقر شده بود.
در خیابانهای منتهی به میدان نیز ارتش با استقرار کامیون های پر از سرباز وتانک در انتظار تظاهر کنندگان بود. بلافاصله پس از رسیدن تظاهر کنندگان به میدان بهارستان نیروهای شهربانی با گاز اشک آور وباتوم به تظاهرکنندگان حمله ور شدنداما با مقاومت ومقابله به مثل تظاهرکنندگان روبرو شدند. به دلیل ناتوانی نیروهای شهربانی, نیروهای ارتش وارد عمل شدند وباتانک و شلیک مستقیم گلوله به تظاهر کنندگان حمله کردند.
طبق آمار رسمی شهربانی در این درگیریها بیش از ٢٠ نفر کشته وصدها نفر مجروح شدند, اما بسیاری آمار کشته شدگان در این روز را بیش از ١٠٠ نفر اعلام کرده اند. اکثر کشته شدگان در این درگیریها کارگران کارخانه های مختلف بودند. یکی از فعالین کارگری آن دوره در خاطرات خود می گوید بسیاری از زخمیها, از هراس دستگیری توسط شهربانی به بیمارستانها مراجعه نکردند,در نتیجه برخی از آنها در خانه ها جان باختند. نیروهای شهربانی وامنیتی، بسیاری از زخمی ها را از بیمارستان روانه بازداشتگاه کردند. در جریان سرکوب تظاهرات اکثر فیلم ها وعکس هائی که خبرنگاران در جریان تظاهرات وسرکوب تظاهر کنندگان ضبط کرده بودند توسط شهربانی وارتش توقیف واز بین برده شد. همچنین در پی حوادث ٢٣ تیر ماه روزنامه "به سوی آینده" نیز توقیف شد.
این سرکوب ها تنها چند ماه پس از نخست وزیری محمد مصدق, نشانه عزم جزم جبهه ملی ودولت مصدق در سرکوب نیروهای چپ واعتراضات کارگری بود.
در طی سال ١٣٣٠ تعداد بسیار زیادی از انجمن ها وتشکلهای کارگری دفاتر رسمی خود را در مراکز شهرهای بزرگ دائر کردند. این مراکز تبدیل به مراکز تجمع وبحث وگفتگو در میان کارگران وفعالین مختلف اجتماعی بود . در چنین مراکزی گردهم آئیهای روزانه برقرار بود وکارگران وسایر فعالین اجتماعی از این طریق به امور مختلف رسیدگی میکردند. این مراکز علاوه بر محل گسترش سازمانیابی کارگران به محلی برای کلاس های سواد آموزی, مطالعات جمعی وگسترش فعالیت های هنری بود.
بسیاری از احزاب وافراد گرد آمده در جبهه ملی که تاریخا توان نفوذ در میان توده کارگران وسایر مزد بگیران شهری را نداشتند, با حمله به این مراکز,که موجب نفوذ هر چه بیشترنیروهای چپ وکارگری در جامعه میشد, سعی در سرکوب غیر رسمی ومحدود کردن دامنه گسترش این تشکلها داشتند.
از جمله حمله های متعدد ارازل واوباش گرد آمده دراطراف جبهه ملی وکاشانی, حمله به روزنامه ها ودفاتر تشکلهای کارگری در ١٤ آذرماه سال ١٣٣٠ بود.
در این روز تعداد زیادی از ارازل واوباش شناخته شده بازار وزورخانه ها با نام جعلی اتحادیه دانشجویان ودانش آموزان از مرکز شهر تهران با شعارهائی بر علیه جریانات چپ وبا حفاظت وپشتیبانی شهربانی اقدام به راهپیمائی کردند ودر مسیر خود تا بهارستان به دفاتر احزاب وتشکلهای کارگری وروزنامه های چپ وحتی تئاتر سعدی حمله کردند وموجب تخریب برخی از این محل ها واز بین بردن وسائل این روزنامه ها ونشریات شدند.
در طول سال ١٣٣٠ تظاهرات ودرگیری میان نیروهای چپ و تشکلهای کارگری ونیروهای شهربانی وحکومت نظامی وطرفداران بقائی وکاشانی که از شخصیت های اصلی موتلف با مصدق بودند, جریان داشت.
در جریان این درگیریهای گسترده سیاسی, اعتصابات کارگری نیز تبدیل به میدان زور آزمائی میان نیروهای اصلی صحنه سیاست در جامعه بود. بالا رفتن نرخ تورم وگرانی کالاهای اساسی یکی از عوامل اصلی تنگدستی کارگران بود و در چنین شرایطی کارفرمایان خصوصی ودولتی از افزایش دستمزد کارگران خودداری میکردند. با وجودیکه از اواسط سال ٣١ میزان نرخ سود در صنایع داخلی رشد چشمگیری داشت با این وجود در تمام این سالها کارفرمایان از افزایش دستمزد کارگران طفره میرفتند. پائین بودن دستمزد وسقوط سطح زندگی کارگران نسبت به دهه ٢٠ یکی از دلائل اصلی اعتصابات کارگری در سطحی فراگیر بود.
همانگونه که گفته شد در سال ١٣٣٠ تنها در بخش مراکز بزرگ صنعتی یعنی در کارخانه هائی با بیش از ١٠٠ کارگر, تعداد ٣٢ اعتصاب ثبت شده است. به این اعتصابات باید تعداد بسیار زیادی از اعتصابات در مراکز کوچکتر کارگری وحتی اعتصاب شاگرد حجره هاو کارگاههای کفاشی در بازار را نیز اضافه کرد.
به موازات تثبیت قدرت جبهه ملی ودولت مصدق, وضعیت معیشت کارگران روز به روز سخت تر میشد.
در این دوره شورای متحده(ائتلاف سندیکاهای کارگری) همچنان نقش قابل توجه ای در اعتصابات کارگری داشت. تشکلهای زردی مانند" اسکی" از آنجا که بخشی از تلاش های طبقه مسلط برای نفوذ در جنبش کارگری بود عملا هیچ نقشی در جنبش کارگری نداشتند. تلاش های کسانی مانند بقائی وملکی نیز برای نفوذ در کارگران از آنجا که آنان از ارکان جبهه ملی بودند ثمری نداشت. هراس از جنبش کارگری تا به آنجا کشیده شد که کاشانی متحد اصلی محمد مصدق، بر علیه تشکلهای کارگری واحزاب چپ دست به تبلیغات وصدور فتوای های مذهبی زد.به همه این تلاش ها باید حمله لمپن های دور وبر آخوندها وشعبان بی مخ های جبهه ملی را به تشکلها, فعالین و کارگران اعتصابی , اضافه کرد..
در فروردین سال ١٣٣١ برای تقابل با اعتراضات کارگری وبه طور مشخص برای جلوگیری از برگزاری مراسم اول ماه مه، دولت مصدق حکومت نظامی را به مدت دو ماه تمدید کرد.
در روز جمعه ٨ فروردین ١٣٣١ کانون جوانان دمکرات فراخوان به تظاهرات داد، اما فرمانداری نظامی ااز صدور مجوزبرای راهپیمائی خودداری کرد، پس از اصرار کانون در برگزاری تجمع , شهربانی اجازه تجمع ایستاده در میدان فوزیه(امام حسین فعلی) را صادر کرد. در جریان این اعتراضات زمانی که تظاهر کنندگان به سمت دفتر کانون حرکت کردند, نیروهای شهربانی وحکومت نظامی به آنان حمله ور شدند. در جریان تیر اندازی واشغال دفتر کانون بنا به آمار شهربانی بیش از ٢٠٠ نفر زخمی و ٣ نفر کشته شدند. بنا به گزارش شهربانی وگزارش مطبوعات اکثریت دستگیر شدگان, زخمی ها وکشته ها از کارگران زن ومرد بوده اند.
بنا به گزارش های متفاوت مراکز امنیتی ومطبوعات, در بین سالهای ٣٠ تا ٣٢ اکثر شرکت کنندگان در تظاهرات نیروهای چپ را کارگران تشکیل میداده اند, به همین دلیل ذکر این وقایع ارتباط مستقیمی با جنبش اعتراضی کارگران در این سالها دارد.
سال ٣١ زمانی است که جنبش کارگری چه در عرصه مبارزات اعتصابی وچه در زمینه کشمکش های اجتماعی نقش تعیین کننده وبلامنازعی دارد. با وجود اداره امور دولت بوسیله مصدق و جبهه ملی، قوانین ضد کارگری وضد کمونیستی ١٣١٠ همچنان اجرا می شد. در مطبوعات این دوره روزانه میتوان به اخباری برخورد که خبر از دستگیری فعالین کارگری ویا کارگران اعتصابی میدهد. در این سالها از واژه خرابکار برای فعالین اجتماعی چپ وفعالین کارگری وسایر مزدبگیران استفاده میشود. واژه ای که حتی از طرف سران شناخته شده جبهه ملی در توصیف اعتصابات کارگری به کار میرفت. در دوره نخست وزیری مصدق فعالان چپ, کارگری, واعضای حزب توده با تکیه برقانون سال ١٣١٠ به دلیل عضویت در تشکلهای غیر قانونی وخرابکاری اقتصادی دستگیر وزندانی میشدند,با مراجعه به روزنامه ها ی این دوره میتوان به ابعاد و گستردگی این دستگیریها پی برد.
در اردیبهشت سال٣١ روز جهانی کارگر در شهر های بزرگ به شکل گسترده ای برگزار شد. صدها هزار نفر در تظاهرات های سازماندهی شده توسط تشکلهای کارگری وعلیرغم حکومت نظامی شرکت کردند.
با وجودی که دولت دو ماه حکومت نظامی را تمدید کرده بود اما چاره ای نداشت جز اینکه به برگزاری مراسم روز جهانی کارگر تن دهد به همین دلیل درپیامی، مصدق از کارگران خواست تا در مراسم ها وتظاهرات این روز آرامش را حفظ کنند.
پس ازبرگزاری انتخابات مجلس هفدهم مصدق از شاه تقاضای در اختیار گرفتن وزارت جنگ واز مجلسین(سنا وشورا) تقاضای اختیارات ویژه را نمود, شاه از واگذاری وزارت جنگ به مصدق خودداری کرد ومحمد مصدق علیرغم رای تمایل مجلس, از پذیرش پست نخست وزیری امتناع نمود. به این ترتیب بار دیگراحمد قوام از سوی شاه به نخست وزیری منصوب شد. این ماجرا زمینه ساز اعتراضات گسترده اجتماعی گردید. از ٢٦ تیرماه درگیریها وتظاهرات بر ضد قوام ودربار در مناطق مختلف کشور آغاز گردید. کارگران با اعتصاب عمومی به این اعتراضات پیوستند. در تهران رانندگان اتوبوسها وکارگران راه آهن ,در جنوب کارگران نفت وکارخانه های نساجی و.. در گیری واعتصاب عمومی از ٢٧ تیر ماه سراسر کشور را فراگرفت وتظاهرات ودرگیری با نیروهای نظامی کشته وزخمی های بسیاری را به جا گذاشت. ٣٠ تیر از سوی جبهه ملی وحزب توده فراخوان اعتصاب عمومی داده شد. تمام کشور در این روز به اعتصاب پیوستند. در تهران نیروهای نظامی با تانک راه مردمی را که به سوی مجلس در حرکت بودند سد کردند واین امر موجب شروع درگیریهائی شد که چند ساعت به درازا کشید. با عقب نشینی شاه واستعفای قوام پس از حوادث ٣٠ تیر مصدق مجددا پست نخست وزیری را به عهده گرفت وامتیازات درخواست شده را نیز به اختیاراتش افزود.
آنچه که در وقایع ٣٠ تیر برای ما اهمیت دارد حضور چشمگیر جنبش اعتصابی کارگران است. از میان آمار رسمی ٢٩ نفره کشته شدگان این وقایع در تهران ١٨ نفر از آنان کارگر ومزد بگیر بوده اند.
در سال ٣١ مصدق با تکیه بر اختیارات ویژه ای که از مجلس گرفته بود لایحه"قانون امنیت اجتماعی" را به اجرا گذاشت. مطابق این قانون اعتصابات ممنوع وسازمان دهندگان اعتصابات واعتراضات کارگری دستگیر وبه حبس وجریمه محکوم می شدند.در روزنامه اطلاعات به تاریخ ١ آبان ١٣٣١ در باره این قانون چنین گزارش شده"این قانون به وزارت خانه های دادگستری, دفاع ملی, کشور, دارائی و کار برای اجرا ابلاغ گردیده. به موجب این لایحه قانونی کسانی که کارگران وکارمندان مشمول قانون کار را به اعتصاب وعصیان واخلال در نظم وآرامش تحریک کنند بازداشت ومجازات خواهند شدو در برخی تاسیسات دولتی نیز اعتصاب مطلقا ممنوع گردیده است." همچنین در این سال مصدق با طرح لایحه" قانون انتخابات" ومحروم کردن عملی بیسوادان از حق رای تلاش نمود تا از راهیابی نمایندگان کارگران ونیروهای چپ به مجلس شورا جلوگیری نماید. همه این اقدامات به اضافه سرکوب مداوم تشکلها وفعالان کارگری وشرایط دشوار معیشتی باعث شده بود تا جامعه عرصه جدال بورژوازی تازه به قدرت رسیده که در دولت وجبهه ملی متحد شده بود از یکسو وبخش های زیادی از جامعه یعنی کارگران, معلمان وسایر مزدبگیران از دیگر سو باشد.
در سایه حکومت نظامی در این سال برخی از تشکلهای کارگری مانند سندیکای کارگران ساختمانی, سندیکای فلز کار ومکانیک وهمچنین سندیکای رانندگان از سوی نیروهای نظامی اشغال واز ادامه فعالیت آنها جلوگیری به عمل آمد.