٣١ مرداد ١٣٩١ -٢١ آگوست  ٢٠١٢

کارگر کمونيست ٢٢٣

همبستگی قدرت است (١)

ناصر اصغری

نگاهی به گزارش موقعیت جنبش كارگری چین
مركز "بولتن كارگری چین" (China Labour Bulletin) اكتبر سال ٢٠١١ گزارشی درباره موقعیت جنبش كارگری چین در سه سال منتهی به آن تاریخ، یعنی ٢٠٠٩ تا ٢٠١١، تحت عنوان "همبستگی قدرت است"، (Unity is Strength) منتشر كرده است. نگاهی گذرا و ترجمه آزاد از بخشهایی از این گزارش برای خواننده فارسی زبانی كه دائم از چین و كالاهای "بنجل" چینی و كارگر ارزان چینی می شنود، خالی از لطف نیست.
نهاد "بولتن كارگری چین" در معرفی خود در همان گزارش می نویسد CLB یك مركز غیردولتی است كه در سال ١٩٩٤ در هنگ كنگ تشكیل شده است. این نهاد از یك محفل تحقیقی و نظارتی كوچك به یك سازمان فعال با فعالین كارگری در مراكز مختلف چین تبدیل شده كه دفاع از حقوق كارگران در چین هدف اصلی آن است. هدف ما معرفی این نهاد نیست، بلكه دادن یك تصویر هر چند شاید نسبتا غیركامل از موقعیت جنبش كارگری و زندگی كارگران در چین است. در كنار مطالب و گزارشاتی كه تا كنون با آن برخورد كرده ام، CLB روی وضعیت كارگران و جنبش كارگری بیشتر كار كرده و انرژی زیادی به این موضوع اختصاص داده است.
***
این گزارش با اشاره به نقش سركوبگر "اتحادیه"های دست ساز دولت، به اعتصاب مهم كارگران كارخانه هوندا در نانهی (Nanhai) اشاره می كند و میگوید كه روز ٣١ مه ٢٠١٠ نزدیك به ٢٠٠ تن از اعضای این مترسك به این اعتصاب حمله می كنند و اعتصابیون را مورد ضرب و شتم قرار می دهند. این اعتصاب و حمله اوباشان مترسك دست ساز دولت، نقطه عطفی است در جنبش كارگری چین؛ بدین جهت كه واكنش كارگران به همدستی آشكار "اتحادیه"های كارگری با دولت، باعث عذرخواهی رسمی "اتحادیه" از كارگران اعتصابی شد و همچنین كارگران تا حدودی حق انتخاب نماینده را به دست آورند. یك خواست مهم دیگر كارگران در این اعتصاب افزایش ٣٥ درصدی دستمزد بود كه موفق به تحمیل آن به كارفرما شدند. اما اهمیت این اعتصاب در پیروزی آن بود. نتیجه این پیروزی اقدام كارگران تعداد زیادی از كارخانجات ماشین سازی و دیگر صنایع، به اعتصاباتی با مطالبات مشابه شد. گزارش با تأسف می نویسد: اما فعالین كارگری زیادی كه اعتصاب كارگران كارخانه هوندا نانهی را سازمان داده و رهبری كردند، بعد از مدت كوتاهی یا كارخانه مزبور را برای به دست آوردن مشاغل دیگری ترك كردند و یا دیگر پا جلو نگذاشتند و بقول گزارش، تجربه مهم این كارگران در مشغلات روزمره كارگران گم شد.
مقدمه این گزارش به اهمیت پیروزی این اعتصاب از زاویه تغییر و تحول در نگاه مقامات دولتی و نقشی را كه "اتحادیه"های كارگری دولتی برای خود تعریف كرده بودند اشاره می كند. این اعتصاب، مقامات ایالت گوانگدون (Guangdong) را كه پر جمعیت ترین و صنعتی ترین ایالت چین با جمعیتی بالغ بر ٨٠ میلیون ساكن ثابت و نزدیك به ٣٠ میلیون كارگر فصلی است، مجبور كرد كه قوانین خود را نسبت به نقش كارگران در نظارت بر شرایط كار و نقششان در تعیین دستمزد، تغییر بدهد.
افزایش روزافزون اعتصابات كارگری در چین و برخورد محتاطانه دولت چین به تحركات جنبش كارگری این كشور، اما چیزی نیست كه مختص گزارشات CLB باشد. در چند سال اخیر، از یکطرف شاهد انعكاس وسیعتر اخبار اعتصابات كارگری بوده ایم و از جانب دیگر مقامات دولت چین برای ایجاد محدودیت در پخش اخبار دنبال راه و چاه در نشریات، مجلات و سایتهای مهم جهان، از جمله اكونومیست، USA Today، رویترز، یورونیوز، گاردین، نیویورك تایمز، لوموند و غیره بوده اند. گزارش CLB تعداد اعتصاباتی كه در مطبوعات داخلی و خارجی انعكاس یافته اند را ٧٠ عدد می خواند و این ٧٠ اعتصاب را از اعتصابات مهمی كه تأثیر آنها محسوس بوده، می داند. برای مفسرین سیاسی چپ، چین اكنون یك قطب مهم سیاسی ـ اقتصادی در جهان است که بحران اقتصادی چند سال گذشته كه غرب را سردرگم كرده است، چین را آنچنان در بر نگرفته است. این تحولات می تواند كل دنیا را وارد فاز سیاسی مهمی بكند.
***
فصل اول این گزارش كه درباره پیشینه سیاسی و اجتماعی ـ اقتصادی جنبش كارگری است، با نقل قولی از یكی از مفسرین سیاسی به نام Bao Pu شروع می شود: "تا چند سال پیش، دولت چین هنوز بر این باور بود كه توسعه اقتصادی به آن وقت كافی خواهد داد كه در مورد رفرمهای اجتماعی و سیاسی تدابیر لازم برای آینده ببینند." حداقل از نظر این مفسر، چنین به نظر می رسد كه دولت چنین منتظر یك نوع مهدی موعود نوع چینی است. اقتصاد چین كه هر گوشه از این جهان را به تسخیر خود در آورده برای نیروی عظیم كارگرانی كه به مناطق صنعتی مهاجرت كرده، همچنانكه بالاتر نیز به آن اشاره شد، مانند استانی مثل گوانگدان که از ١١١ میلیون جمعیت، ٣٠ میلیون آن كارگر فصلی مهاجر است، هیچ برنامه كنكرتی برای آینده در نظر ندارد. انشاالله گربه است!
گزارش می گوید كه در سه سال گذشته، جنبش كارگری چین گامهای بلندی به جلو برداشته است. منتها حداقل در اوایل این فصل از گزارش، چیزی از مبارزات كارگران نگفته و صرفا به شل كردن سر كیسه از جانب دولت اشاره می كند. در این باره می گوید كه دولت چین در دوره بحران مالی ای كه جهان غرب را در خود فرو برد، برنامه هایی برای بالا بردن دستمزد كارگران كه قدرت خرید آنها را بالا ببرد، در پیش گرفت. در اول ماه ژوئن ٢٠١٠، لی ككیانگ (Li Keqiang)، معاون نخست وزیر چین، در مقاله ای در نشریه تئوریك حزب كمونیست چین، بدنبال حقیقت، می نویسد: "كلید گسترش تقاضای داخلی، بالا بردن ظرفیت مردم برای مصرف است، كه خود مستلزم بازسازی توزیع درآمد و افزایش سطح درآمد آنهایی است كه درآمدشان پائین تر است." گزارش می نویسد كه بسیاری از ایالتهای چین، حتی خیلی پیش از مقاله مزبور، شروع به افزایش حداقل دستمزد كارگران كرده بودند؛ كه قبل از این پروسه افزایش دستمزد، از سال ٢٠٠٨ تا سال ٢٠١٠ و با دستور و تأكید دولت هیچگونه افزایشی در دستمزدها ایجاد نشده بود. تا پایان سال ٢٠١٠، تمام ایالتها و شهرداریهای چین حداقل دستمزد را بطور متوسط ٢٣ درصد افزایش داده بودند. پروسه افزایش دستمزدها تا اواسط سال ٢٠١١ و بقول این گزارش تا سطح چشمگیری ادامه می یابد.
گرچه تورم در سال ٢٠٠٩ و تا نیمه اول ٢٠١٠ افزایش نیافت، اما قدرت خرید كارگران در نیمه دوم سال ٢٠١٠ نسبت به یكسال قبل شروع به تنزل كرد. این تنزل در ژوئن ٢٠١١ به ٦.٤ درصد رسید. و این رقم در سه سال قبل از آن بیشترین رقم بوده است. قیمت غذا و دیگر مایحتاج اولیه با سرعت افزایش یافت كه تأثیر افزایش دستمزدهای به دست آمده را به سرعت از بین برد. در ماه ژوئن ٢٠١١ گوشت خوك، كه اصلی ترین گوشت خانوار چینی است، ٥٠ درصد افزایش یافت.
ادامه دارد
٢٠ اوت ٢٠١٢