٢٤ مرداد ١٣٩١ -١٤ آگوست  ٢٠١٢

کارگر کمونيست ٢٢٢

مروری بر تاریخچه اعتصابات کارگری در ایران (٤)

مرتضی فاتح

اعتصاب کارگران نفت تا آغاز جنگ دوم جهانی

یکی از تاریخی ترین و مهمترین اعتصابات کارگری پیش از سال ١٣١٠ اعتصاب کارگران نفت جنوب در شهر آبادان است.
کارگران نفت در سالهای١٢٩٩,١٣٠١ و١٣٠٢ در اعتراض به دستمزدها, بی مسکنی وتبعیض ها میان کارگران با ملیتهای مختلف و کارمندان انگلیسی و همچنین اخراج ها وبلک لیست شرکت نفت, اعتصاباب واعتراضاتی را سازمان داده بودند. اما هر بار توسط نیروهای پلیس جنوب وعشایر تحت فرمان شیخ خزعل ویا شهربانی سرکوب شده بودند. اما به هر حال در برخی موارد به شکل محدود خواسته ها ی آنان از طرف شرکت نفت انگلیس وایران پذیرفته شده بود.
زندگی در مناطق نفتی خوزستان از شرایط ویژه ومشقت باری برخوردار بود . کنترل ورود وخروج افراد ار مناطقی مانند آبادان, مسجدسلیمان و آغاجاری مانند نظارتی بود که بر ورود وخروج از اردو گاههای نظامی اعمال میشد. این شهرها به شکل اردوگاه های کار محصور در آمده بودند وبرای جلوگیری از ورود یا ارتباط گیری فعالین کارگری سایر بخش های کشور با کارگران شاغل در این مناطق، پلیس جنوب که تشکیلات نظامی انگلیسها درخوزستان بود به شدت از این مناطق حفاظت میکرد.
از سوی دیگر شرایط زندگی وامکانات رفاهی برای کارگران در این اردوگاهها مطلقا رقت آور بود.در ابتدای این نوشته به این موضوع اشاره گردید.
به هر حال در پی اعتراضات قبلی کارگران, در سال ١٣٠٦، اولین هسته های کارگری بوسیله کارگران با سابقه وهمچنین یوسف افتخاری که به عنوان سازمانده از طرف حزب کمونیست ایران به آبادان اعزام گردیده بود،در آبادان تشکیل گردید. سال ١٣٠٨ تشکیلات مخفی کارگران از طول وعرض گسترده ای در صنایع نفتی برخوردار بود. در اردیبهشت سال ١٣٠٨همزمان با مذاکرات سرجان کدمن در خصوص تمدید قرارداد نفت با حکومت وقت, تعدادی از اعضا "کلوپ کاوه" که متعلق به اعضا ی تشکل مخفی کارگران در آبادان بود, توسط شهربانی دستگیر ومتعاقبا تعداد بیشتری از این اعضا روانه زندان گردیدند. در همین زمان که کارگران درصدد برگزاری مراسم اول ماه مه نیز بودند, رهبری تشکیلات کارگران جنوب که بخشا توسط شهربانی دستگیر شده بودند, فضای اعتراضی را در آبادان مناسب تشخیص داده ودر ١٣ اردیبهشت ١٣٠٨ اعلام اعتصاب میکنند.
در این روز ١٤ هزار کارگر پالایشگاه آبادان دست از کار میکشند وبه اعتصاب میپیوندند.
اعتصابیون ١٧ خواسته را اعلام میدارند که شامل, آزادی کلیه دستگیر شدگان, افزایش حقوق متناسب با معیشت کارگران, مرخصی یکماهه با حقوق, تهیه مسکن برای کلیه کارگران, رعایت احترام وشان کارگران, لغو بلاک لیست, به رسمیت شناختن تشکل کارگری توسط شرکت نفت, جلوگیری از اخراج های بدون دلیل توسط انگلیسیها, تقلیل ساعت کار در تابستان و.....
بلافاصله پس از اعلام اعتصاب شهر آبادان تحت کنترل کارگران قرار گرفت. در این میان چون پلیس جنوب وشهربانی قادر به سرکوب اعتصابیون واداره اوضاع نبودند، کارگران حفاظت از شهر را به عهده گرفتند ونیروهای انگلیسی شهر آبادان را ترک کردند.
در اثر اعتصاب کارگران نفت جنوب, سرجان کدمن نیز بلافاصله ایران را ترک ومذاکرات مربوط به تمدید قرارداد خاتمه یافت.
در ١٦ اردیبهشت ناو جنگی سایکلمن به آبادان عزیمت نمود وهمزمان صدها نفر از نیروهای شهربانی خوزستان وارتش، شهر آبادان را محاصره وسپس کنترل شهر را به دست گرفتند.
این نیروها بلافاصله خانه های کارگران را محاصره ونزدیک به ٣٠٠ نفر از کارگران را دستگیر کردند. کارگران زندانی و برخی از خانواده های آنان را به اهواز منتقل ودر آنجا زندانی نمودند. همچنین تعدادی از کارگران مسجدسلیمان نیز دستگیر واز آنجا اخراج گردیدند.
اعتصاب کارگران آبادان بوسیله نیروهای نظامی ارتش ایران وانگلیس با قساوت درهم شکسته شد. بسیاری از رهبران کارگران دستگیر وبه زندان افتادند واز مناطق نفتی نیز اخراج گردیدند. کسانی مانند یوسف افتخاری, علی امید ورحیم همداد تا سقوط رضا شاه در زندانهای مختلف محبوس شدند.
با پایان یافتن سرکوب کارگران در مناطق نفتی خوزستان کمپانی نفت که از پتانسیل بالای اعتراضی در این مناطق آگاه شده بود، اقدام به پذیرش ناقص برخی از خواسته های اعتصابیون کرد. از جمله آن میتوان به ساختن مسکن برای کارگران, افزایش حقوق ها, کمرنگ شدن تبعیض ها, رسیدگی به وضعیت بهداشتی کارگران و تاسیس بیمارستان, بازگشت به کار بلاک لیستها و پرداخت غرامت به زخمیها ومصدومین, ... اشاره کرد.
اهمیت اعتصاب ١٣٠٨ کارگران نفت علاوه بر تاثیرات مستقیمی که بر زندگی کارگران خوزستان داشت, از جنبه بین المللی نیز حائز اهمیت بود. عکس العمل هراسان دولت وجراید بریتانیا به این اعتصاب وگزارش روزانه از,وضعیت شهر آبادان ومناطق نفتی خوزستان در روزنامه های معتبر بریتانیا , نشان هراس صاحبان کمپانی نفت انگلیس وایران از این اعتصاب بود. از سوی دیگر بخشی از کارگران منطقه وجهان به حمایت از کارگران اعتصابی پرداختند. میتوان گفت این اولین اعتصاب کارگران ایران بود که اهمیت جهانی به خود گرفت وبه قول روزنامه مصری، شروع تزلزل در موقعیت کمپانی نفت انگلیس در منطقه و بیدار کننده ملل شرق بود . تیتر گزارش ویژه تایمز در ٨ مه ١٩٢٩ از آبادان چنین بود" تحریکات سرخ در ایران"و روزنامه دیلی اکسپرس در تاریخ سه شنبه ٧ مه در گزارشی با عنوان "ناو جنگی بریتانیا به نجات میرود" گزارشی از وضعیت شهر آبادان میدهد.
به هر حال با هر وسیله ممکن اعتصاب کارگران در هم شکسته شدوبا اقدامات امنیتی ومحدودیت های بسیاری برای بازگشت یا ورود فعالین کارگری به خوزستان واخراج گسترده رهبران اعتصاب تشکیلات کارگران نفت در هم شکسته شد .علیرغم تلاش های بعدی این تشکیلات نتوانست مجددا به دوره پر جنب وجوش پیش از اعتصاب برگردد. اما اثرات پردامنه این تشکیلات وتجربیاتی که کارگران در دوره ایجاد تشکل واعتصاب , کسب کرده بودند تبدیل به بخشی ازتجربه و حافظه تاریخی کارگران جنوب شد. در این اعتصاب آنچه از منظر کارگران حائز بیشترین اهمیت است, نقش فعالین کارگری متحزب و مرتبط با تشکیلات فراگیر طبقه کارگر در این دوران است. فعالین و سازماندهندگان تشکیلات مخفی کارگران نفت مستقیما از اعضا ومرتبطین با حزب کمونیست ایران بودند. کسانی مانند یوسف افتخاری ورحیم همداد از فعالین اصلی این مبارزات، پس از اتمام دوره دانشکده کوتو (دانشگاه کمونیستی زحمتکشان شرق )اساسا از سوی حزب ماموریت ایجاد تشکیلات برای کارگران نفت جنوب را پیدا کرده بودند و کسانی نیز مانند علی امید وپیغمبر زاده نیز از طریق حوزه های تشکیلاتی در ارتباط با حزب بوده اند. همین ارتباط واستفاده از آخرین دستاوردهای اجتماعی کارگران جهان در ایجاد تشکیلات کارگری، در محیط های پادگانی مانند خوزستان آن دوره , باعث گردید تا در نهایت مخفی کاری فعالین بتوانند تشکیلاتی گسترده از کارگران در خوزستان ایجاد کنند. در یکی از گزارشها به لندن به تعداد ٣٠ هسته کارگری در آبادان که هر هسته حدودا ١٠٠ نفر را هدایت میکند و چند هسته در اهواز ومسجد سلیمان اشاره شده است. همچنین در این گزارش به ارتباط نزدیک تشکیلات کارگران نفت با کارمندان, معلمان, کسبه وحتی برخی از تجار خوزستان اشاره میکند. از خصوصیات دیگر این اعتصاب، دخالت موثر وحداکثری خانواده های کارگران در تشکیلات واعتصاب بود. اعتصاب کارگران نفت در آبادان تا به امروز نیز یکی از الگوهای عملی جنبش کارگری چه برای عموم کارگران وچه برای فعالین ورهبران عملی طبقه کارگر است.
آنچه که از این اعتصاب میتوان دریافت اهمیت تشکیلات و کار متشکل وهمدل فعالین کارگری در سازمانی منظبط وبا برنامه است.تمامی این اعتصاب واثرات تعیین کتتده آن در وضعیت معیشتی واجتماعی کارگران, نتیجه کار متشکل کارگران در یک دوره زمانی نسبتا کوتاه است. دوره ای که شرایط کار وزیست وامنیتی کارگران به مراتب از دوره های بعدی تا به امروز دشوار تر بوده است.
از دیگر اعتصابات با اهمیت در سال ١٣١٠ اعتصاب کارگران نساجی در اصفهان است. نوشته هائی در شرح وتحلیل این اعتصاب واهمیت آن را میتوان در نشریات "نهضت" و"ستاره سرخ" از انتشارات حزب کمونیست ایران یافت. از جمله گزارشی دقیق از این اعتصاب در شماره اردیبهشت نشریه"ستاره سرخ" وهمچنین تحلیل نقاط قوت وضعف این اعتصاب در نشریه "نهضت" به تاریخ ١٠ اسفند ١٣١٠. همچون اعتصاب کارگران آبادان، در کارخانه نساجی "وطن" در اصفهان نیز فعالین حزب کمونیست ایران، مانند"محمد تنها" و "نصرالله کامرانی" در این کارخانه با حدود ٥٠٠ کارگرکه از بزگترین کارخانه های نساجی بود, تشکیلات مخفی کارگران را تاسیس کردند. همانگونه که گفته شد یکی از آموزش های دانشگاه کوتو به فعالین کارگری ایجاد تشکیلات کارگری در شرایط اختناق وپلیسی در شرق بود. این تشکیلات ظرف مدت کوتاهی تعداد زیادی از کارگران ورهبران عملی در این کارخانه را به عضویت خود درآورد. کارگران این کارخانه به دلیل اینکه در گذشته هم اعتصاب واعتراضاتی داشتند به راحتی متشکل گردیدند.
شرایط کار در این کارخانه همانند سایر محیط های کاری در دوران "طلائی" رضاشاه پهلوی, به شدت غیر انسانی وطاقت فرسا بود. در اردیبهشت سال ١٣١٠ پس از برگزاری مراسم اول ماه مه , در اعتراض به کنترات جدید ارائه شده از سوی کارفرما , تشکیل کارگران، زمان را برای اعلام اعتصاب مناسب تشخیص داده ودر ١٥ اردیبهشت اعتصاب آغاز گردید. این کنترات جدید به این دلیل که بندهائی از آن به کارفرما اجازه میداد، حقوق ماه آخر کارگران مستعفی را پرداخت نکند ویا در صورت غیبت تا حقوق سه روز کارگر را به عنوان جریمه پرداخت نکند, وهمچنین طول روز کار تا ١٢ ساعت وشرایط بهداشتی ورفاهی کارخانه, مورد اعتراض کارگران بود. پس از اعلام اعتصاب کارگران و راهپیمائی اعتصابیون در مرکز اصفهان, کمیته اعتصاب تشکیل و کارگران اعتصابی ، ٨ نفر را به عنوان نماینده انتخاب کردند. درجریان مذاکرات ، نمایندگانکارگران، تعهد شفاهی کارفرما برای رسیدگی به خواسته های اعتصابیون را نپذیرفتند وبه اعتصاب ادامه دادند. تحت فشار آژان ها کارگران به کارخانه وسر کار بازگشته وراسا ،خواسته ٨ ساعت کار روزانه را اجراکردند وپس از ٨ ساعت کار در کارخانه محل کار را ترک کردند.
سرانجام کارفرما خواسته های کارگران را پذیرفته وخواسته هایی از قبیل, ٩ ساعت کار ,توقف تفتیش وتوهین به کارگران, ایجاد غذاخوری در کارخانه, افزایش ٢٠% دستمزدها, اختصاص یک ساعت برای استراحت وغذای کارگران وکن لم یکون شدن کنترات پیش گفته, متحقق گردید.
در اثنای اعتصاب در اثر آزار وفشار پلیس بر کارگران دستگیر شده , برخی از آنان اقرار به وجود تشکیلات مخفی کارگری در کارخانه نمودند به همین دلیل برخی از دستگیر شدگان تا مدتی در زندان به سر برده وبرخی نیز مجبور به ترک محل گردیدند.
از افراد برجسته این تشکل باید از محمد تنها ونصرالله کامرانی نام برد. محمد تنها بعدا برای احیای تشکیلات کارگران نفت به آبادان عزیمت نمود، اما سرانجام دستگیر ودر زندان قصر جان باخت و نصرالله کامرانی نیز به دلیل تعقیب پلیس رضاشاهی به روسیه گریخت.
به دلیل گسترش اعتراضات کارگری وتشکل یابی وسیع کارگران توسط فعالین کارگری وحزب کمونیست ایران، حکومت رضا شاه پس از اعتصاب کارگران اصفهان, لایحه ای را توسط مجلس تصویب کرد. طبق این لایحه هر کس که تشکلی ایجاد کند یا به تشکیلاتی بپیوندد که مخالف با رژیم سلطنتی باشد ویا به ترویج افکار کمونیستی بپردازد, دستگیر وبه ٣ تا ١٠ سال زندان محکوم خواهد شد. این قانون مبنای کار پلیس و دستگاه امنیتی حکومت پهلوی در برخورد به فعالین کارگری ومخالفین حکومت رضا شاه قرار گرفت. با تکیه بر این لایحه بسیاری از کادرهای حزب وفعالین ورهبران عملی کارگران دستگیر وروانه زندانها گردیدندو بسیاری از آنان به انحای گوناگون یا سالها در زندان بودند ویا به قتل رسیدند.
در این سالها موارد متعددی از اعتصابات وتشکلها ولیست پر تعدادی از فعالین وارگانیزاتورهای کارگری را میتوان ارائه دادکه حضور هریک ازآنها باعث شکل گیری تشکلی یا اعتصابی موفق میگردید. اکثریت قریب به اتفاق این رهبران عملی در جریان انقلاب مشروطه وانقلاب ١٩٠٥ و١٩١٧ روسیه تبدیل به رهبرانی آگاه , پراتیسین ومورد اعتماد کارگران گردیدند. به همین دلیل نقش تعیین کننده شرایط تاریخی وموازنه طبقاتی در سطح جهانی میان بورژوازی وطبقه کارگر را در آن دوره را نباید از نظر دور داشت.. در این سالها حضور اجتماعی حزب کمونیست ایران ودخالتگری این حزب در مسائل گوناگون جامعه ، نقشی به مراتب مهمتر از حرکات پراکنده کارگران در جنبش کارگری دارد.
این نقش تا امروزنیز به فعالین کارگری راه را نشان میدهد. در سایه تحزب وگرد آمدن کارگران در زیر پرچم تشکل فراگیر طبقاتی شان, بورژوازی نیزدر برخورد به جنبش کارگری ناچار است که محدودیتهای خود را بپذیرد. به هر حال به نظر من وجود حزبی که فعالین ورهبران آن به معتمدان ومراجع طبقاتی کارگران تبدیل شده اند, نقشی تعیین کننده در پیشرویهای جنبش کارگری دارد.
از سال ١٣١٠ تا سال ١٣٢٠ موارد متعددی از اعتصابات کارگری گزارش شده است, اما قدرت ونیروی اعتراضی این اعتصابات هیچگاه به اندازه اعتراضات پیش از سال ١٣١٠ نبوده است. ازجمله این اعتصابها میتوان به اعتصاب ٨ روزه کارگران ساختمانی در راه آهن نوشهر, تدارک مجدد اعتصاب در مناطق نفتی جنوب,.. اشاره کرد.
از میان فعالین وسازماندهندگان این دوره باید از کسانی مانند, محمود دهگان, محمد تنها, شکراله نساج(مانی), مرتضی حجازی, حسین بنا, کیمرام, لسانی, فروزش, محمد آخوندزاده, علی شرقی , محمد انزابی, پور رحمتی, حسین شوقی, علی امید, یوسف افتخاری, حسابی, دهزاد,... و صدها رهبر عملی کارگری که سازماندهندگان اعتصابات کارگری بودند یاد کرد.
اکثریت این فعالین یا در زندانهای رضاشاهی به قتل رسیدند ویا به نقاط دورافتاده تبعید ویا از سر اجبار مجبور به مهاجرت گردیدند.