١٠ مرداد ١٣٩١ - ٣١ ژوئیه  ٢٠١٢

کارگر کمونيست ٢٢٠

اعتصابات کارگری از انقلاب مشروطه تا جنگ جهانی اول(٢)

مرتضی فاتح

در فاصله زمانی سال های ١٩٠٦ تا ١٩٠٧ موارد متفاوتی از اعتصابات کارگری در موسسه لیانازوو، همچنین باربران انزلی ذکر گردیده است که عموما بر سر دستمزد و مطالبات رفاهی بوده است. اما یکی از وجوه مهم اعتصابات در موسسه لیانازوو و یا صنایع جنگلی خوشتاریا در شمال ایران همبستگی میان کارگران ایرانی و روس در این اعتصابات بوده است.
در همین دوره میتوان به اعتصاب تلگراف چیان تبریز جهت دریافت حقوق معوقه شان در دی ماه ١٢٨٥ اشاره کرد.
همچنین در سال ١٢٨٦ کارگران چاپخانه دولتی در اعتراض به ضرب و شتم یکی از کارگران در این چاپخانه توسط اعتمادالسلطنه یعنی رئیس چاپخانه، دست به اعتصاب زدند.
در این سال باید از اعتصاب مجدد تلگرافچیان بر سر افزایش دستمزد و اعتراض به توهین و خشونت مدیران با کارکنان یاد کرد. بنابه روایتی با تشکیل اتحادیه کارگران برق در کارخانه برق امین الضرب توسط حیدر عمواغلی در مرداد سال ١٢٨٦، کارگران این نیروگاه برق دست به یک اعتصاب سه روزه زدند. بنا به نوشته روزنامه حبل المتین در همان سال خواسته های کارگران نیروگاه برق امین الضرب عبارت بوده است از: اختصاص یک روز تعطیل در هفته، پرداخت مبلغی به عنوان هزینه لباس کار و همچنین ایجاد صندوقی که وظیفه تامین بهداشت کارگران و پرداخت مبلغی، به خانواده کارگرانی که در حین کار دچار سانحه میگردند. همچنین این صندوق، پرداخت دستمزد کارگران در طول دوره بیماری رانیز بر عهده داشته باشد.
در مورد نقش حیدرخان در این اعتصاب و یا ایجاد تشکل کارگری در این رشته فقط در برخی اسناد و یا خاطرات اشاره شده است. اما در همان زمان وی در این کارخانه مشغول به کار بوده است.
از دیگر اعتصابات این سال باید به اعتصاب کارگران و کارمندان واگن های حمل و نقل شهری تهران، در مرداد ١٢٨٦ اشاره کرد. اعتصابیون درخواست پرداخت دستمزد در روزهای تعطیل را داشتند، و "همچنانکه در همه جای دیگر دنیا نیز مرسوم است" به آنان نیز مزد روزهای تعطیل پرداخت گردد. در مورد این اعتصاب جنبه مهم همین اشاره اعتصابیون به "جاهای دیگر دنیا" است. این اشاره نشان میدهد که اعتصابیون و یا حداقل سازماندهندگان این اعتصاب با شرایط همکارانشان در جاهای دیگر دنیا آشنائی داشته اند و این امر نمایانگر اهمیت فضای سیاسی جامعه در میزان رشد آگاهی طبقاتی کارگران است.
همچنین باید به اعتصاب ١٢٨٧ کارگران دباغ در تبریز اشاره کرد. این اعتصاب که از سوی گروه سوسیال دموکرات تبریز هدایت و سازماندهی شده بود با خواسته هائی مانند افزایش دستمزد، استخدام و اخراج کارگران با موافقت کارگران، بهبود شرایط بهداشتی محل کار، ...، پرداخت مزد زمان اعتصاب، عدم اخراج کارگران اعتصابی و کلا خودداری از هرگونه اخراج، پس از ٣ روز با به دست آوردن بخش هائی ازاین خواسته ها به پایان رسید. این اعتصاب از نمونه های موفق سازمان دهی اعتصابات کارگری، توسط سوسیالستهای متشکل در این دوره است.
در سال ١٢٨٦ روزنامه حبل المتین توسط حکومت توقیف گردید. به همین سبب اعتصاب گسترده ای از سوی کارگران چاپخانه ها و کتاب داران و روزنامه نگاران آغاز گردید. در طی این اعتصاب گسترده که یک هفته به طول انجامید، دولت فقط از روزنامه حبل المتین رفع توقیف نمود. این اعتصاب گسترده باعث گردید تا فعالین کارگری همچون محمد پروانه پس از صدور فرمان مشروطه، به همراهی گروهی از کارگران چاپخانه ها، نخستین اتحادیه گسترده کارگران چاپ را پایه گذاری نمایند. در اهمیت این تشکل همین بس که همزمان و تا سالها پس از آن ، نسلی از کارگران آگاه و عموما سوسیالیست، هدایت تشکل یابی و اعتراضات کارگری را بر عهده گرفتند. تشکیل اتحادیه کارگران چاپ در سال ١٩٠٦ در حقیقت پایه گذاری اولین تشکل کارگری به معنای امروزی در بحبوبه انقلاب مشروطه بود که در جای خود به آن خواهیم پرداخت.
تا به اینجا گفتگو بر سر اعتصابات کارگری و شرایط زیستی کارگران در پیش و هنگام انقلاب مشروطه بوده است. اما کارگران در همین زمان، در انقلاب مشروطه نقش اساسی داشته اند. این تاثیر را از دو زاویه میتوان بررسی کرد. اول از نقش تشکلهای هدایت کننده این انقلاب که کارگران و خصوصا کارگران مهاجر و رهبران چپ و سوسیالیست در آنها نقش موثری داشته اند، مانند اجتماعیون-عامیون و تشکیلات همت. و از سوی دیگر نقش تعیین کننده کارگران در حضور فیزیکی و نظامی به عنوان مجاهد و یا فدائی در شکل گیری و رزمندگی این انقلاب. در اینجا به نقش احزاب چپ و حضور رهبران سوسیالیست در هدایت اولیه این انقلاب نمی پردازم، چراکه خود موضوع مستقل و بحث برانگیزی است. اما حضور موثر و سازمان یافته کارگران در جریان نبردهای مشروطه همواره از سوی مورخان رسمی پرده پوشی شده است؛ و چنین نمایش داده شده است که این انقلاب اساسا ربطی به مبارزه طبقات و سیطره مناسبات طبقاتی جدید نداشته است. به هرحال، در جریان انقلاب مشروطه بخش های زیادی از کارگران مهاجر در روسیه تزاری که تحت تاثیر کار آگاهگرانه حزب سوسیال دمکرات کارگری روسیه پس از انقلاب ١٩٠٥ آن کشور، در تشکلهای متفاوت متشکل شده بودند، توسط بخش هائی از انقلابیون قفقاز مسلح شده و شرایط اعزام آنان به ایران فراهم گردید. نیروهائی که تحت نام عمومی مجاهدین قفقاز در جریان انقلاب مشروطه از آنها نام برده میشود عموما کارگران مهاجری بودند که شرایط را برای دخالت در سرنوشت خویش مناسب تشخیص داده بودند. در این زمینه جعفر پیشه وری در"تاریخچه حزب عدالت" تصویر روشنی در این زمینه ارئه میدهد: "همان دهقانان فراری، همان بیچارگانی که از ظلم و بیدادگری ارباب، از عدم امنیت مالی و جانی، آب و خاک اجدادی خود را ترک کرده، در کشور همسایه به پست ترین و سخت ترین کارها تن میدادند، در اثر محیط آزاد، مخصوصا در کوران شدید انقلاب ١٩٠٥ روسیه، بیدار شده و با معلومات سیاسی و تجربیات تشکیلاتی، حتی در استعمال اسلحه و بمب و رولور، طوری مهارت به هم زده بودند، که به محض شنیدن صدای جنبش مشروطه خواهی از کار دست کشیده، با تشکیل دسته های منظم، گروه گروه از سرحدات مختلف عبور نموده، و به نیروهای مجاهدین محلی ملحق گردیدند. این دسته که به غلط به مجاهدین قفقاز معروف شد، به استثنائ گرجیها و چند نفر از ترک های تفلیس و بادکوبه و قره‌داغ، به طور کلی از کارگران ایرانی قفقاز و ترکستان و حاجی ترخان تشکیل گردیده و علاوه بر حس شدید میهن پرستی، آرمان و آرمان اجتماعی و طبقاتی نسبتا روشن و سنجیده تری، به هم راه آورده بودند. این نبرد سخت و پر مخاطره و پر از زد و خورد برای آنها، یک مانور بسیار بزرگ و یک آزمایش بسیار مفید و میدان تجربه وسیعی بود، که میتوان گفت، حزب عدالت روی آن پایه گرفته و بالا آمده است."
به هر حال همانگونه که گفته شد در پیش و در جریان انقلاب مشروطه جنبش اعتصابی کارگران با خواسته های متفاوت در جریان بود. این دخالتگری اجتماعی تا آن حد پررنگ گردید که بخشی از کارگران پیشقراول متشکل و آزموده در فعالیتهای انقلابی سال ١٩٠٥ روسیه به صورت نیروئی تعیین کننده در جنگهای مشروطه شرکت کردند.
اما یکی از مهمترین این اتفاقات در میان کارگران همانگونه که قبلا نیز اشاره شد، تشکیل اولین تشکل منظم و مدرن کارگران چاپ بود که در طی این سالهای طوفانی تشکیل گردید. این تشکل که به همت محمد پروانه در سال ١٢٨٥ تشکیل گردید با خواسته های کاملا روشن و رادیکال توانست به سرعت اکثر کارگران چاپخانه را در خود جای دهد. این اتحادیه کارگری اگر چه در جریان دوره "استبداد صغیر" یعنی اوائل سال ١٢٨٧ تا سال سقوط محمدعلی شاه در ١٢٨٨، همانند سایر نهادهای اجتماعی برآمده از انقلاب مورد هجوم واقع گردید و مدتی ازعرصه فعالیت اجتماعی دور ماند، اما بلافاصله پس از سقوط محمدعلیشاه مجددا تشکیلات خود را ایجاد و اقدام به انتشار نشریه ای به نام "اتفاق کارگران" نمود. در باره این نشریه میتوان گفت که اولین نشریه کارگری است که توسط تشکلی مشخصا کارگری و متاثراز جنبش سوسیال دموکراسی، در صد سال پیش منتشر شد. خواسته های ١٤ گانه اتحادیه و همچنین ادبیات تحلیلی این نشریه نمایانگر آن است که این فعالین نه فقط با حقوق کارگران و قوانین کار در سایر ممالک آگاه بوده اند بلکه با خواست های جنبش های کارگری و همچنین ادبیات مارکسیستی نیز آشنائی مناسبی داشته اند. به هر حال چند شماره نشریه اتفاق کارگران سند جالبی در تاریخ جنبش کارگری است. البته در همین زمان در شهرهائی نظیر بندر انزلی، مشهد و تبریز نیز اشکالی از تشکل های کارگری به وجود آمد و مدتی فعال بودند اما در جریان سرکوب های پس از مشروطه آنها نیز سرکوب گردیدند.
به هر حال جنبش اعتصابی کارگران، چه بخشهای از کارگران در داخل و چه کارگران مهاجر، اگر چه در پیش از مشروطه در مقاطعی از تاریخ، خود را نشان میدهد، اما با شروع تب و تاب انقلابی در دوره مشروطه است که این جنبش بر روی پاهای خود می ایستد و فعالین سوسیالیست کارگری هدایت و سازماندهی کارگران در برپائی اعتصابات و شرکت کارگران در نبردهای دوره انقلاب را بر عهده میگیرند. به نظر میرسد اعلام هویت و حضور متعین طبقه کارگر و پذیرش بی چون و چرای آلترناتیو رادیکال و سوسیالیستی توسط رهبران و سازماندهندگان این طبقه و بخشا آحاد کارگران در این دوره، تمامی تاریخ آتی این طبقه را شکل داده است. دوره پر تلاطم مشروطه تا جنگ اول بین الملل به خوبی نشان میدهد که باز شدن کوچکترین حفره ای در اقتدار سیاسی و دستگاه سرکوب طبقات مسلط، چگونه میتواند برای جامعه فرصت تنفسی ایجاد کند و در این فرصت نیروهای رادیکال و سوسیالیست چگونه به سرعت تبدیل به سازماندهندگان و رهبران اجتماعی بخش های گسترده ای از جامعه میگردند. فرصت تاریخی که حداقل در تاریخ معاصر چند بار شاهد آن بوده ایم.
پس از سرکوب عمومی انقلاب و آشفتگی های دوران پس از مشروطه تا آغاز جنگ جهانی اول اعتصابات جسته و گریخته و اعتصابات پراکنده و متفرق در محیط های کارگری همچنان ادامه داشته است. اما آنچه که در این دوره بیش از هر چیز خود را به نمایش میگذارد زوال هر روزه حکومت استبدادی اشراف قجری است و ضرورت گذار جامعه از مناسبات اجتماعی و اقتصادی دوران فئودالیته و ورود به مناسبات مسلط عصر سرمایه داری است. در این دوره فروپاشی اقتدار سیاسی اشرافیت زمیندار نشانه ای از حاد شدن مجدد تخاصمات اجتماعی بر سر سهم طبقات در اداره جامعه است.