٨  فروردین  ١٣٩١ -  ٢٧  مارس  ٢٠١٢

کارگر کمونيست  ٢٠٢

اولین اول ماه مه در ایران

مرتضی فاتح


بنا به گفته بسیاری از فعالین کارگری و محققان تاریخ جنبش کارگری در ایران، کارگران ایران برای اولین بار در سال ١٣٠١ به شکلی مستقل و سازماندهی شده از سوی تشکلهای کارگری روز کارگر را در ١١ اردیبهشت برابر با اول ماه مه برگزار نموده اند.
اگرچه بنا به نوشته سید علی آذری در سال ١٢٩٩ در زمان قیام خیابانی در تبریز در ١١ اردیبهشت، هم به دلیل تجلیل از باسکروویل و هم گرامیداشت عید کارگران، مراسمی در محل جمعیت خیریه تبریز برگزار گردیده است، اما بنا بر نوشته رحیم رئیس نیا در کتاب "آخرین سنگر آزادی" این گاردن پارتی جنبه ویژه کارگری نداشته است. در این مراسم که احتمالا کارگران اقلیت ناچیزی بوده اند، یکی از اعضای حزب دموکرات در خصوص "تاریخچه روز اول ماه مه و معنی بین المللی این روز خجسته" سخنرانی کرده است.
به هر حال تمام شواهد حکایت از این دارد که اولین مراسم روز جهانی کارگر، توسط اتحادیه کارگران چاپخانه ها در ١١ اردیبهشت سال ١٣٠١ سازماندهی شده بود. طبق اعلامیه منتشره در نشریه "حقیقت" که بسیاری آن را ارگان "شورای مرکزی اتحادیه های کارگران ایران" می دانند، به تاریخ یازده اردیبهشت چنین آمده است:
"اتحادیه کارگران مطابع به سمع عموم کارگران می رساند، به موجب تصمیمی که به اکثریت آرا اتخاذ شده است، اول ماه مه، امروز ١١ ثور، به مناسبت عید کارگران با عموم کارگران عالم هم آواز و کارگران مطابع تعطیل نموده اند."
در این روز کارگران در مسجد سپهسالار مراسمی را برگزار نمودند. در این مراسم " کاوه" پیرامون اول ماه مه و نیاز کارگران به تشکیلات سخنرانی کرد و حسین سیاسی نیز در سخنرانی خود درباره اوضاع زندگی و معیشت دشوار کارگران و همچنین به بی خاصیت بودن قانون اساسی مشروطه در زندگی زحمتکشان اشاره می کند.
همزمان در مسجد شاه از سوی ارازل و اوباش مخالف روزنامه حقیقت و اتحادیه های کارگری، به سرکردگی محمد علی جزایری شوشتری که از مرتجعین معروف بازار در آن دوره بود، نیز تجمعی صورت می گیرد. در این مراسم که کارگرانی نیز در جهت مقابله با مرتجعین بازار در آن شرکت کرده بودند، از سخنرانی نمایندگان کارگران جلو گیری به عمل آمده و کارگران نیز با هو کردن مداوم، مانع از سخنرانی مرتجعین میگردند. در پایان این مراسم با بالا گرفتن تنشها میان حاضران در مراسم، درگیری ایجاد میشود وبنا به نوشته "حقیقت" "سید محمدعلی جزایری و پسر حاجی محمد تقی سفارتی(بنکدار) معروف الحال به سزای بی احترامی که به کارگران نموده اند، رسیده از طرف جمعیت کتک می خورند"
در همین سال یعنی اولین سال برگزاری جشن اول ماه مه از طرف کارگران و فعالین تشکلهای آن روزگار کارگران، نمایشی هم در سالن گراند هتل اجرا میشود. نمایشی که توسط کارگران انتخاب و تمرین شده بود از سوی مقامات حکومتی غیر قابل اجرا تشخیص داده میشود، اما دست اندرکاران نمایش بلافاصله نمایش دیگری را تهیه و اجرا می کنند. روایت نشریه حقیقت از این نمایش و پایان آن نیز جالب است: "... در بین نمایش استاد حسن سیاسی از طرف کارگران تبریک عید به حاضران گفته، بعد اسماعیل حروف چین نطق مختصری از طرف اتفاق جوانان ایراد نموده، تبریک عید اظهار کرد و نطق با غریو و فریادهای مرده باد اشراف پوسیده، نیست ونابود باد ظلم، زنده باد مساوات خاتمه پذیرفت" ( شماره ٧١ حقیقت ١٣ اردیبهشت ١٣٠١)
اگر چه روزنامه حقیقت به مدیریت محمد دهگان در اوایل تیرماه ١٣٠١ بوسیله حکومت رضاخانی تعطیل گردید، اما گزارشات مربوط به جشن اول ماه مه سال ١٣٠٢ یعنی دومین تعطیلی رسمی اول ماه مه بوسیله کارگران را در روزنامه " کار" میتوان پی گرفت که پس از توقیف روزنامه" حقیقت" اخبار و موضوعات کارگری را نشر میداد.
روزنامه کار به سردبیری رئیس اتحادیه معلمین یعنی ابوالفضل لسانی منتشر می گردید. در سال ١٣٠٢ نیز کارگران در مناطقی جشن اول ماه مه را برگزار نمودند. بنا بر نوشته روزنامه حقیت شماره ٢٢ به تاریخ ١٤ اردیبهشت ١٣٠٢ کارگران چاپخانه ها در میدان توپخانه تجمع و دو تن از فعالان کارگری در این مراسم سخنرانی نمود ه اند. در همین روز اتحادیه مرکزی از حکومت نظامی تقاضای صدورمجوز برگزاری جشن اول ماه مه را می کند که به دلیل مخالفت حکومت نظامی از برگزاری این جشن جلوگیری به عمل می آید.
در تبریز نیز سفارت دولت شوروی اقدام به برگزاری جشن اول ماه مه می کند. طبق گزارش روزنامه حقیقت در این مراسم "عده ای از اهالی و روسای ادارات دعوت نموده..." در سفارت شوروی در تهران نیز جشنی به مناسبت روز کارگر برگزار گردید.
همچنین در روزنامه حقیقت به تاریخ ١١ اردیبهشت همین سال متن زیر به چشم می خورد: "تقدیر و تشکر"
امروز کارگران مطابع طهران به مناسبت عید اول ماه مه اعتصاب نمودند. ما این اقدام مجدانه کارگران مطابع را که در حقیقت قائدین ومبرزین نهضت سوسیالیزم در ایران هستند و در این روز عید صدای خودشان را به گوش رفقای بین المللی خود می رسانند، تقدیس نموده، به ایشان و به توسط آنها به تمام کارگران ایران تبریک خودمان را می گوییم. زنده باد کارگران ایران. پاینده باد اول ماه مه"
در تاریخ ١٤ اردیبهشت نیز در این روزنامه گزارش کوتاهی از برگزاری جشن اول ماه مه در میدان توپخانه انتشار یافته است.
پس از استقرار حکومت رضا شاه و سرکوب فعالین کارگری و دستگیری و پیگرد فعالین حزب کمونیست در این دوره، روز کارگر عموما در محافل خصوصی و به شکل غیر رسمی برگزار میشد. در سال ١٣٠٦ تشکلهای مخفی حزب کمونیست ایران مجددا از نو سازماندهی شده و تلاش در ایجاد و احیای مجدد تشکلهای علنی کارگران نمودند. اگرچه در این سال مرتضی حجازی رئیس شورای مرکزی اتحادیه های کارگری به دست حکومت رضا شاه و تحت شکنجه های شهربانی به قتل رسید، اما سال ١٣٠٧ درتهران وبسیاری از مناطق صنعتی جشن اول ماه مه برگزار گردید. این روز که با گردهم آئی های کارگری همراه بود پیشاپیش از سوی حزب کمونیست ایران فراخوان داده شده بود.
بنا بر نوشته "ستاره سرخ" ارگان حزب کمونیست ایران در این روز تجمعات کارگری بیشتر رنگ و بوی سیاسی داشت و خواسته های مطرح شده در قطعنامه های کارگران عبارت از "آزادی اعتصاب، آزادی تجمعات، ٨ ساغت کار روزانه، ممنوعیت کار کودکان"، بود.
اما یکی از مهمترین و تاریخی ترین روزهای اول ماه مه، برگزاری مراسم ١١ اردیبهشت در سال ١٣٠٨ در آبادان بود. پس از احیای مجدد تشکلهای مخفی کارگران نفت در خوزستان طی سالهای ١٣٠٥ تا ١٣٠٨ برگزاری مراسم اول ماه مه در این روز منجر به اعتصاب کارگری فراگیر در این مناطق گردید. این اعتصاب که یکی از بزرگترین اعتصابات کارگران بخش صنعتی در کشورهای خاورمیانه بود، تاثیری مستقیم بر تضعیف قدر قدرتی دولت بریتانیا در این منطقه داشت.
همزمان با مذاکرات کدمن بر سر موضوع تمدید قرارداد نفت میان حکومت ایران وشرکت نفت انگلیس و ایران، تعدادی از فعالان کارگری شهر آبادان که در کلوپ کاوه این شهر که در حقیقت متعلق به تشکیلات مخفی کارگران بود، دستگیر شدند. فعالان کارگری که در تدارک برگزاری اول ماه مه بودند، از این فرصت برای تبدیل مراسم روز کارگر به فراخوان برای اعتصاب عمومی در اعتراض به دستگیری کارگران و مذاکرات نفت استفاده نمودند. نمایش خیابانی کارگران به مناسبت روز کارگر در این شهر تبدیل به اعلام اعتصاب عمومی گردید. با دخالت نیروهای نظامی این اعتراضات به خشونت کشیده شد. کارگران که عملا اداره شهر را به دست گرفته بودند خواهان آزادی کارگران زندانی ورسیدگی به خواسته های اعلام شده خود بودند. در این اعتراضات خواسته های اصلی کارگران عبارت بود از: آزادی کلیه دستگیر شدگان، افزایش حقوق متناسب با معیشت کارگران، مرخصی یکماهه با حقوق، تهیه مسکن برای کلیه کارگران، رعایت احترام وشان کارگران، لغو بلاک لیست، به رسمیت شناختن تشکل کارگری توسط شرکت، جلوگیری از اخراج های بدون دلیل توسط انگلیسیها، تقلیل ساعت کار در تابستان و...
با ادامه درگیریها وناتوانی نیروهای نظامی دولتی در سرکوب کارگران، نیروهای نظامی و ناو های جنگی انگلیسی شهر آبادان را محاصره کردند. پس از پایان در گیریها تعداد بسیار زیادی از فعالین کارگری و خانواده هایشان در مناطق مختلف خوزستان دستگیر شدند و از بازگشت مجدد برخی از آنان به خوزستان جلوگیری به عمل آمد. اگرچه حکومت نظامی و نیروهای نظامی انگلیسی توانستند اعتصاب کارگران را سرکوب نمایند اما بسیاری از خواسته های کارگران اعتصابی عملا توسط شرکت نفت ایران وانگلیس پذیرفته شد و به مرور اجرا گردید.
در سال ١٣١٠ نیز کارگران نساجی وطن در اصفهان روز کارگر را با تجمع در چهار باغ جشن گرفتند. در این مراسم یکی از مسائل اصلی مورد گفتگوی کارگران، قرارداد جدیدی بود که کارفرمایان کارخانه های نساجی در اصفهان به کارگران تحمیل کرده بودند. در جریان مراسم روزکارگر فعالین تشکلهای کارگری اعلام نمودند که از ١٥ اردیبهشت در اعتراض به این قرداد جدید دست به اعتصاب خواهند زد. روز کارگر سال ١٣١٠ در اصفهان همانند روز ١١ اردیبهشت سال ١٣٠٨ در آبادان، تبدیل به روزی برای اعتصابی ماندگار درتاریخ جنبش کارگری در اصفهان گردید. طی این اعتصاب خواسته های کارگران از قبیل، ٩ ساعت کار، توقف تفتیش و توهین به کارگران، ایجاد غذاخوری در کارخانه، افزایش ٢٠درصدی دستمزدها، اختصاص یک ساعت برای استراحت وغذای کارگران و کن لم یکون شدن کنترات پیش گفته، متحقق گردید.
از سازماندهنگان شناخته شده کارگری در این سالها که هدایت و سازماندهی روزهای کارگر و اعتصابات کارگری و هدایت تشکلهای کارگری را داشته اند باید از کسانی مانند، محمد دهگان، پیشه وری، مرتضی حجازی، علی شرقی، محمداسماعیلی(تنها)، یوسف افتخاری،... و تعداد زیادی از فعالین و کارگران شناخته نشده ای نام برد که در طول حکومت پهلوی اول در زندانهای رضاشاهی جان باختند.*