٢٣  اسفند  ١٣٩٠ -  ١٣  مارس  ٢٠١٢

کارگر کمونيست  ٢٠٠

مجمع عمومی، ضامن پیشروی و پیروزی کارگران!

مصاحبه با شهلا دانشفر
درباره "قطعنامه در مورد جنبش کارگری و جایگاه مجمع عمومی"


کارگر کمونیست: یکی از قطعنامه های مصوب کنگره هشتم حزب قطعنامه در مورد جنبش کارگری و جایگاه مجمع عمومی است. تاکیدات اساسی این قطعنامه روی چه نکاتی است؟

شهلا دانشفر: قطعنامه در مورد جنبش کارگری و جایگاه مجمع عمومی تاکیدی دوباره بر جایگاه و اهمیت مجمع عمومی در سازمانیابی توده ای کارگری است. هدف این قطعنامه جلوی چشم گذاشتن ظرفیت و کارآیی مجامع عمومی کارگری بعنوان ظرفی برای سازمانیابی توده ای و ابزار و اهرم قدرتمند تر کردن جنبش کارگری در شرایط متحول سیاسی امروز است. همانطور که در قطعنامه آمده است، این قطعنامه در عین حال یک پاسخ سیاسی فوری به شرایط امروز جنبش کارگری و اوضاع جامعه ایران است. خصوصا یک خاصیت مهم مجمع عمومی کارگری که آنرا نسبت به هر شکل دیگری از سازمانیابی کارگری متمایز میکند، در میدان نگاهداشتن توده كارگر و اعمال اراده مستقیم خود كارگران است. با این شكل از سازمانیابی، كارگران با قدرت بیشتری میتوانند مبارزاتشان را به جلو ببرند، منظما در مورد شرایط مبارزه خود به بحث و تصمیم گیری بنشینند و حول خواستهای مشتركی اعتراضاتشان را سازمان داده و پیگیر مطالباتشان باشند. همچنین تجربه نشان داده است که مجمع عمومی به کارگران امکان بمراتب بیشتری میدهد که بتوانند با قدرت زیاد تری تهاجمات رژیم اسلامی را به زندگی و معیشت خود و در واقع كل جامعه عقب برانند، جلوی سركوبگری های رژیم بایستند، نیروهای سركوبگر حكومت مثل حراست و بسیج و غیره را از كارخانجات بیرون انداخته و دست شوراهای اسلامی را از سر مبارزاتشان كوتاه كنند. در یک کلام اتکای جدی کارگران به مجمع عمومی باعث میشود که کارگران در موقعیت قدرتمند تری برای ایفای نقش سیاسی در سطح جامعه قرار گیرند. در عین حال اگر استراتژیك تر نگاه كنیم، با برپایی جنبش قدرتمند مجامع عمومی در سطحی سراسری و با تبدیل آنها به نهادهایی منظم و دائمی كه مرتب تشكیل میشوند و محل تصمیم گیری توده كارگر هستند، شرایط برای شكل گیری شوراهای كارگری در سطحی سراسری و اعمال اراده مستقیم كارگران فراهم تر میشود. بنابراین اینها همه به روشنی ضرورت فوری سیاسی به میدان آمدن برای به پا كردن چنین جنبشی گسترده و سراسری را نشان داده و اینها همه تاكیدات مهم قطعنامه هستند.

کارگر کمونیست: با توجه به اینکه مجمع عمومی یک بحث و سیاست همیشگی حزب ما بوده و همچنین بخش عمده ای از مبارزات کارگری در ایران به مجمع عمومی متکی است لطفا فاکتورهای جدید و مهمی که این قطعنامه را ضروری کرده توضیح بدهید.

شهلا دانشفر: درست میگویید مجمع عمومی بحث و سیاست همیشگی حزب ما بوده است و یکی از شاخصهای شناخته شده جنبش کمونیسم کارگری است. اکنون هم اوضاع سیاسی ایران و هم تحولات جدیدی كه در جهان شاهدش هستیم، یک بار دیگر بر ظرفیتهای بسیار مثبت مجمع عمومی تاکید گذاشته و توجه به مجمع عمومی را بیشتر ساخته است و از همین رو شرایط مناسب تری برای پیش کشیدن مجمع عمومی و گسترش این جنبش فراهم شده است. قطعنامه تلاش دارد كه اهمیت و جایگاه مجمع عمومی بعنوان ظرف اعمال اراده مستقیم كارگران را در متن چنین اوضاعی توضیح دهد. طبعا نفس اینكه ما همیشه بر جایگاه مجامع عمومی كارگری تاكید كرده ایم و بخش عمده مبارزات كارگری در ایران نیز بر مجامع عمومی كارگری متكی بوده است، هم فاكتور مهمی در فراهم شدن زمینه های مساعد تری برای دامن زدن به این جنبش در سطحی سراسری است و هم علت اساسی قدرتگیری مبارزات كارگری و گسترش آن بوده است. از جمله همانطور كه بارها تاكید كرده ایم كارگران نیشكر هفت تپه بطور واقعی به قدرت تجمعات اعتراضی شان بود كه توانستند سندیكایشان را تشكیل دهند. همین كارگران در همان سال ٨٦ در كوران مبارزاتشان طی بیانیه ای ٦ ماده ای اعلام داشتند كه تشكیل مجمع عمومی را حق خود میدانند و میكوشند آنرا بصورتی منظم تشكیل دهند. همچنین در همان اعتراضات ما دیدیم كه ٥٠٠٠ كارگر نیشكر هفت تپه توانستند با تجمع اعتراضی قدرتمندشان حتی رییس حراست را از اطاقش و از كارخانه بیرون بیندازند. بدین ترتیب همین تجربه و یا تجربه كارگران كیان تایر كه با تشكیل مجمع عمومی خود و انتخاب نمایندگانشان اعلام كردند كه شورای اسلامی باید اطاق خود را به نمایندگان واقعی كارگران واگذار كند، نمونه هایی است كه نقش مجامع عمومی كارگران را در كوتاه كردن دست حراست و نیروهای سركوبگر از محیط های كار به روشنی نشان میدهد. یعنی مجمع عمومی وقتی که به یک سنت در کارخانه و مرکز کارگری تبدیل شود جای حراست و شورای اسلامی و تشکلات دست ساز دولتی بسار تنگ میشود. اما اجازه بدهید مشخص تر به سوال شما و اینكه فاكتورهای جدید و مهمی كه امروز این قطعنامه را ضروری كرده است كدامند، برگردم. در پاسخ به این مساله باید بگویم که سه فاكتور مهم در خود قطعنامه مورد تاکید قرار گرفته است. یكی اوضاع سیاسی ایران و وضعیت پر تلاظم جامعه و جنبش كارگری است كه جلوتر نیز به آن اشاره ای داشتم. ما وقتی به اوضاع جامعه و به وضع كارگران و اكثریت عظیم جامعه نگاه میكنیم، می بینیم كه فقر و گرسنگی ابعاد تكان دهنده ای به خود گرفته است. دستمزدها چندین برابر زیر خط فقر است و در كنار آن قیمت ها سرسام آور و روزانه افزایش یافته و زندگی بسیاری از مردم به حد تلاشی رسیده است. یك فلج اقتصادی تمام عیار است كه بار مستقیم آن بر دوش كارگران و مردم است. شرایطی كه حاكمیت تحت عناوین مختلف هدفمند كردن یارانه ها، تغییر قانون كار و غیره و غیره زندگی و معیشت مردم را مورد تهاجم هر روزه قرار داده و با این كار برای بقای دو روز بیشتر خود زمان میخرد. آمریكا و غرب نیز برای كشاندن رژیم اسلامی به پای میز مذاكره شان، بر فشار تحریم های اقتصادی خود افزوده و نتیجه آن گرانی بیشتر و فلاكت بیشتر برای مردم است. از جمله در همین مدت كارخانجات بسیاری به تعطیلی كشیده شده و هزاران كارگر از كار بیكار شده اند. معضل نپرداختن دستمزدها نیز كه سالهاست به پدیده ای عادی تبدیل شده است، اكنون ابعاد وسیعتر پیدا كرده است. و ما شاهد این هستیم كه دستمزد كارگر را ماهها و بعضا حتی تا دو سال نپرداخته اند. اما در برابر این شرایط نه تنها استیصال را نمی بینیم، بلكه جامعه در حالتی انفجاری است. خصوصا انقلابات شمال آفریقا و جنبش جهانی ضد سرمایه داری دریچه های امید جدیدی به روی مردم و كارگران باز كرده است. بعد از سركوبهای سال ٨٨ نیز جنبش اعتراضی كارگری نقش مهمی در فعال نگاهداشتن فضای سیاسی جامعه داشته است. اعتراضاتی كه هر روز گسترده تر و به لحاظ خواستها رادیكالتر و تعرضی تر شده و دامنه اش به مراكز كلیدی كارگری كشیده شده است. نمونه آن اعتراضات گسترده كارگران پتروشیمی ماهشهر، تجمعات هر روزه كارگران مقابل مجلس اسلامی و فضای اعتراضی در مجتمع ذوب آهن اصفهان و مبارزات گسترده و هر روزه كارگری است. در چنین فضایی است كه كارگر از درون زندان بیانیه میدهد و صدای اعتراضش را به دستمزدهای زیر خط فقر بلند كرده و میگوید شورای عالی كار كارگران را نمایندگی نمیكند و دستمزد كارگران باید توسط نمایندگان منتخب مجمع عمومی خود كارگران تعیین شود و خواهان یك زندگی انسانی میشود. یا بطور مثال كارگر بیانیه میدهد و میگوید انتخابات رژیم ربطی به ما كارگران ندارد و شركت در آن تایید سیاستهای ضدكارگری و ضد انسانی حاكم است و دهها مثال دیگر از همین دست كه میتوان برشمرد. اینها همه حكایت از اوضاع سیاسی كاملا جدید و متفاوتی است و فضای فعال جنبش کارگری را منعکس میکند. در چنین شرایطی مجمع عمومی به عنوان محلی برای متحد شدن و برای اعمال اراده مستقیم كارگران جایگاه مهمتری پیدا میکند و مناسب ترین ابزاری است که به امر هم تنیدگی مبارزات و فراهم شدن زمینه برای اعتصابات سراسری كارگری کمک میکند. بنابراین همانطور كه در قطعنامه تاكید كرده ایم تشکیل مجامع عمومی كارگری و دامن زدن به این جنبش در سطحی سراسری و گسترده٬ یک گام حیاتی در سازمانیابی توده ای کارگران و ایفای نقش مستقیم و قدرتمند ﺁنان در اوضاع سیاسی متحول امروز است.
فاكتور جدید دیگر اوضاع جهانی امروز است. همانطور كه در قطعنامه تاكید شده است مبارزات و اعتراضات موسوم به "جنبش اشغال وال استریت" و همچنین انقلابات مصر و تونس که با اتکا به مجامع عمومی و تصمیم گیریهای مستقیم جمع های بزرگ و وسیع معترضین پیش رفته و پیش میرود٬ بطور گسترده ای توجه عمومی را به جایگاه مجامع عمومی جلب کرده و اهمیت و کارایی آن بعنوان شکل عملی و موثر اعمال اراده مستقیم توده ای در جامعه و در اوضاع سیاسی را بیش از پیش اثبات و جلوی چشم همگان گذارده است. به عبارتی روشنتر وقتی به جنبش جهانی علیه سرمایه داری نگاه میكنیم می بینیم كه امروز دیگر همه جا بحث بر سر اعمال اراده مستقیم در برابر نمایندگی نیابتی است. بحث بر سر مجمع عمومی و قدرت به دست ٩٩ درصدی هاست و با این گفتمان افق جدیدی در مبارزات مردم و قدرتیابی سیاسی در برابر جامعه باز شده است. انعكاس این گفتمان را به نوعی در ایران نیز می بینیم. نمونه اش روز ٢٩ آبان روز اعتراض به تهاجم رژیم به كارگران تحت عنوان تغییر در قانون كار بود و دیدیم سه هزار كارگر جمع شدند و با شعار مرگ بر سرمایه داری از والستریت ایران سخن گفتند. یا می بینیم كه بر سر جنبش والستریت و دستاوردهایش در میان كارگران بحث و گفتگو به راه می افتد، و این موضوع به گفتمان كارگران دربیانیه هایشان تبدیل میشود، تا جاییكه رژیم فعال كارگری را بازداشت و تهدید میكند كه اجازه ندارید به بحث بر سر والستریت ادامه دهید.
میخواهم بگویم كه امروز مساله تشكیل مجامع عمومی كارگری و دامن زدن به این جنبش در سطحی سراسری آن مسیریست كه در آن بطور واقعی به نوعی میتوان گفت والستریت ایران شكل میگیرد. مسیری كه در آن كارگران میتوانند قدرتمند و متحد به میدان آیند و نه تنها خواستهای خود بلكه خواستهای كل جامعه را نمایندگی كنند. جالب اینجاست كه امروز بیش از هر وقت گفتمان تشكیل مجمع عمومی به گفتمان رهبران و فعالین كارگری در ایران تبدیل شده است. از جمله كارگران آنجا كه بیانیه میدهند و به دستمزدهای زیر خط فقر خود اعتراض میكنند، یا علیه تهاجم رژیم تحت عنوان تغییر قانون كار سخن میگویند، فورا به ابزار قدرت خود دست برده و اعلام میكنند كه حق خود میدانند كه مجامع عمومی شان را تشكیل دهند و اعتراضشان را به پیش برند. یا به "شورایعالی كار" رژیم اعتراض كرده و بر تعیین دستمزد توسط نمایندگان منتخب مجامع عمومی خویش تاکید میكنند. یك نمونه چنین بیانیه هایی ، بیانیه بخشی از كارگران بازنشسته در تهران بود كه در آن اعلام كردند هر ماه در مقابل تامین اجتماعی جمع خواهند شد و با انتخاب نمایندگانشان شواری موسس خود را تشكیل خواهند داد و برای انجام چنین كاری فراخوانی سراسری داده بودند. یا در مبارزات جاری كارگری امروز شاهد اشكال قوام یافته تری از تشكیل مجامع عمومی كارگری هستیم. درست است که مجمع عمومی هنوز شكل منظمی به خود نگرفته و اساسا هنگام مبارزه كارگران شكل میگیرد، اما خود كارگران آنرا مجمع عمومی میخوانند و تشكیلش را حق خود میدانند و در آن نمایندگان خود را انتخاب میكنند و هر گاه میخواهند حركتی را به جلو ببرند فورا فراخوانش را میدهند و آنرا برپا میكنند. نمونه های آن را در كیان تایر، صنایع فلزی، پتروشیمی ماهشهر و بسیاری از اعتراضات كارگری می بینید. در پتروشیمی ماهشهر كارگران با اتكا به مجامع عمومی شان، با اتكا به انتخاب نمایندگانشان در این مجامع و در ارتباط این نمایندگان در سطح مجتمع با یكدیگر توانستند اعتصاباتی هزاران نفره را به پیش ببرند و این تجربه ممكن بودن و عملی بودن تشكیل مجامع عمومی كارگری هم بعنوان ابزار سازمانیابی مبارزات كارگران و هم محلی برای تصمیم گیری و تشكلشان را به نمایش گذاشت. تجربه ایكه خود این كارگران باید به آن اتكا كنند و بر پایه آن مجامع عمومی منظم خود را شكل دهند و در سطح این مجتمع بزرگ هزاران نفره كارگری شوراهایشان را برپا كنند.
بنابراین زمینه بسیار مناسبی برای گسترش مجمع عمومی وجود دارد و بر این زمینه مناسبی كه امروز در میان كارگران و جنبش كارگری وجود دارد و بر زمینه مناسب موجود بین المللی میتوان جنبش سراسری و گسترده مجامع عمومی كارگری را شكل داد و این ممكن بودن و عملی بودن نیز یك فاكتور مهم و جدید دیگریست كه طرح این قطعنامه را ضروری میكند و از نظر من پاسخی روشن به معضل محرومیت كارگران از تشكل توده ای و سراسری اش است.

خلاصه كلام اینكه اینها همه مولفه های جدیدی است كه نشان میدهد طرح این قطعنامه کاملا مبرم و عاجل و حیاتی بوده است. قطعنامه ای كه بطور واقعی پاسخی سیاسی به اوضاع امروز جنبش كارگری برای برون رفت از وضعیت كنونی اش و برای قدرتیابی سیاسی آن است.

کارگر کمونیست: این قطعنامه بلحاظ عملی چه فعالیت و سیاستهای جدیدی را در دستور کار حزب میگذارد؟
شهلا دانشفر: طبعا باید نشست و دقیقا بررسی کرد که حزب در این راستا چه وظایفی در دستور دارد. اما بنظر من اولین كار بردن این گفتمان و زوایای جدید این بحث به میان فعالین و رهبران كارگری برای سازمان دادن تلاشی همه جانبه حول گسترش هرچه بیشتر جنبش مجامع عمومی كارگری در سطحی سراسری است. بعلاوه بازگو كردن تجربیات جهانی، جنبش والستریت و بازگو كردن تجربه خود كارگران در بخش های مختلف و نیز جلو چشم گذاشتن زمینه های عملی شكل دادن به جنبش مجامع عمومی در سطحی سراسری یك گام عملی دیگر در جلو بردن این امر است. همانطور كه بالاتر اشاره كردم به نظر من بسیاری از مراكز كارگری امروز با سنت برپایی منظم مجامع عمومی و اتکا به این ابزار فاصله زیادی ندارند. با گذاشتن افق روشنی در مقابل این كارگران می توان به این حركت شتاب داد. خصوصا هستند مراكزی كه بدلیل هر روزه بودن اعتراضات و مبارزاتشان، خود رژیم آنها را كانونهای بحران میخواند. مراكزی كه در آن كارگران بر سر خواستها و مبارزاتشان هر روزه تجمع و اجتماع دارند، در این اجتماعات و نشست ها بحث و تبادل نظر میكنند و با همین قدرت توانسته اند با رژیم درگیر شوند، جلوی بیكار سازیها و اخراجها را بگیرند، دستمزدهای پرداخت نشده شان را نقد كنند و غیره. از جمله این كارخانجات مخابرات راه دور، لوله سازی اهواز، نیشكر هفت تپه، و كارخانجات بسیاری در قزوین و در شهرهای مختلف است. كارگرانی كه بارها جاده بسته اند، دستگیر شده و با نیروی سركوبگر رژیم درگیر شده اند و این جنگ هر روزه آنها برای زندگی و معاششان است. بدین ترتیب جمع شدن و تصمیم گیری جمعی در دل مبارزات به نوعی به عادت هر روزه بسیاری از كارگران تبدیل شده است. تا جاییكه كارگر آگاهانه فراخوان به تجمع میدهد، بیانیه صادر میكند، با اس ام اس همكاران و كارگران دیگر را خبر میكند و بعضا چندین كارخانه با هم دست به اعتراضی همزمان میزنند. این ها همه لحظاتی پرشور از سازمانیابی مبارزات كارگری و جلو آمدن و قوام یافتن جنبش مجمع عمومی كارگری در شرایط کنونی است. لازمست اینرا هم اشاره كنم كه تشکلهایی که به همت خود کارگران و تحت نامهای مختلف شکل گرفته اند خود تا كنون نقش مهمی در شكل گیری و قوام یافتن جنبش مجمع عمومی داشته اند و امروز نیز ابزار مهمی برای تقویت و سراسری کردن این جنبش هستند.
خلاصه كلام اینكه این ها همه پیشروی های ما در این جنبش و سازمانیابی جنبش كارگری است و باید آنها را به سكوی پرشی برای گسترش این جنبش و ارتباط مراكز مختلف كارگری با هم و سراسری شدن جنبش مجامع عمومی كارگری تبدیل كنیم.
در هرحال در این مورد بحث بسیار است و باید مرتبا بر سر آن نوشت، انتقال تجربه كرد، سمینار ها و كنفرانس ها سازمان داد و با كارزاری قدرتمند به جنبش سراسری مجامع عمومی كارگری دامن زد. اینها همه كارهاییست كه قطعنامه جنبش كارگری مصوب كنگره حزب در دستور ما میگذارد.

کارگر کمونیست: مجامع عمومی کنونی معمولا محدود به زمان اعتصاب یا یک مبارزه کارگری است. بنظر شما چه موانعی در مقابل منظم شدن مجامع عمومی وجود دارد و چگونه میشود بر آنها فائق آمد؟
شهلا دانشفر: همانطور كه اشاره كردم ما امروز در یك قدمی شكل گیری مجامع عمومی منظم كارگری هستیم. باید موانع را شناخت و كنار زد و این قدم را برداشت. طبعا اولین مانع بر سر منظم شدن مجامع عمومی منظم كارگری سركوبگری های رژیم و مورد حمله قرار دادن هر گونه تجمع و تشكل كارگری است. اما در عین حال به قدرت همین اجتماعات هر روزه ای كه كارگران در مبارزات جاری خود شكل میدهند و بعضا در مراكزی به امری هر روزه تبدیل شده است، میتوان تشكیل منظم مجامع عمومی كارگری را نیز تحمیل كرد و برایش مبارزه كرد. امری كه حیاتی است و كارگر را در موقعیت بسیار قدرتمندتری در اعتراض و مبارزه اش قرار میدهد. طبعا سركوب رژیم صرفا بصورت حمله به تجمعات كارگران عمل نمیكند. بلكه در كنار آن جمهوری اسلامی مستقیما نیروهای سركوبگر خود از جمله حراست و بسیج و شوراهای اسلامی را در محیط های كار مستقر كرده است. این نیز یك مانع مستقیم بر سر جمع شدن کارگران و تشكیل منظم مجامع عمومی كارگری در محیط های كار است. نمونه بارزش ایران خودرو است كه بصورت یك پادگان در آمده است. بنابراین باید این مانع را كنار زد و با برپایی اجتماعات كارگری برای بیرون انداختن این نیروها از كارخانه ها به مبارزه برخاست. مانع دیگر شقه شقه كردن محیط های كار و متفرق كردن بخش های مختلف كارگری از یكدیگر و سپردن هر بخش به یك پیمانكار است. در این رابطه نیز مبارزات كارگران پتروشیمی ماهشهر نشان داد كه با كشاندن مبارزه به بیرون از شركت و در سطح مجتمع میتوان این مانع را كنار زد و حول خواستی سراسری مجتمعی هزاران نفره را كه درد واحدی دارند به حركت درآورد. تجربه ارزنده ای كه نه تنها برای خود این كارگران بلكه برای مراكزی چون ایران خودرو ، ذوب آهن و دیگر پتروشیمی ها و كارگران نفت راه نشان میدهد.
بعلاوه نمونه ای چون بازنشستگان و فراخوانشان به برپایی مجمع عمومی منظم در مقابل تامین اجتماعی خود یك راه كار مهم در مقابل بخش های مختلفی از كارگران گذاشت. به این معنی که كارگران بازنشسته كه زیر یك سقف نیستند محلی چون تامین اجتماعی را بعنوان محل گرد آمدن و تشكیل مجمع عمومی خود تعریف كردند. عینا همین كار را معلمان میتوانند انجام دهند و برای برپایی اجتماعات خود در مقابل مراكز آموزش و پرورش جمع شوند. یا كارگران شركت واحد میتوانند قرار گاه های مختلف شركت را به محل تجمعاتشان تبدیل كنند. همانطور كه در اعتصابات سال ٨٤ خود چنین كردند. به این معنی میتوان از تجربیات بخش های مختلف كارگری راهكارهای مختلف را آموخت و راه های متشكل شدن و جمع شدن را پیدا كرد. چطور كه امروز می بینیم مقابل مجلس اسلامی خود به محلی برای جمع شدن كارگران از كارخانجات و حتی از شهرهای مختلف تبدیل شده است، جایی كه میتواند والستریت ایران باشد.
نكته دیگری كه به عنوان راهكار میخواهم تاكید كنم، تثبیت دستاوردهای تا كنونی مان است. بطور مثال كارگران پتروشیمی ماهشهر در طول مبارزات یكساله خود پیشروی بسیاری داشته اند و با این مبارزات نقش مهمی در جنبش كارگری پیدا كرده اند. این پیشروی ها را باید تثبیت كرد. امروز این كارگران در موقعیت بسیار مساعدتری برای مبارزه برای تحمیل مجامع عمومی منظم خود قرار دارند. بویژه مراكز كلیدی كارگری جایگاه تعیین كننده ای در پیشروی جنبش مجامع عمومی كارگری و قدرتیابی جنبش كارگری دارند. تصور كنید اگر هزاران كارگر پتروشیمی ماهشهر، با قدرت اعتراض و مبارزه شان بتوانند مجامع عمومی كارگری را بعنوان محلی برای تصمیم گیری و پیش برد مبارزاتشان تحمیل كنند، و از طریق نمایندگان منتخب خود در سطح كل مجتمع متحد و همبسته عمل كنند، چه قدرت عظیمی از مبارزه به میدان خواهد آمد. همانطور كه اشاره كردم مبارزات یكساله اخیر این كارگران این زمینه را فراهم كرده است. بر بستر این زمینه میتوان به تدارك چنین حركتی رفت. و چنین اتفاقی تاثیر تعیین كننده ای بر روی كل جنبش كارگری و تغییر توازن قوای سیاسی جامعه و شكل گیری چنین جنبشی در سطح سراسری خواهد داشت.*