٢  اسفند  ١٣٩٠ -  ٢١  فوریه  ٢٠١٢

کارگر کمونيست  ١٩٧

تونس یک سال پس از انقلاب
موجی از اعتصابات و خیزشها

خورخه مارتین (Jorge Martin)
مترجم: حبیب بکتاش


مقدمه مترجم
مشعل انقلاب در دست کارگران تونس
نوشته‌ای که ترجمه آن در اختیار شماست توسط خورخه مارتین نوشته شده و بتاریخ ٣٠ ژانویه ٢٠١٢ در سایت "در دفاع از مارکسیسم" بچاپ رسیده است.
یک سال پیش، خودسوزی جوان تحصیل کرده‌ای بنام محمد بوعزیزی، که از طریق دست فروشی گذران زندگی میکرد و تحت توهین و اجحاف پلیس قرار گرفته بود، جرقه یک انقلاب با شکوهی را زد که در عرض کمتر از یک ماه طومار دیکتاتور تونس، بن علی، را در هم پیچید و خود سرمنشاء انقلاب مصر و سایر انقلابات در منطقه شمال آفریقا و خاورمیانه گشت. بن علی رفت ولی ارتش کنترل امور را در دست گرفت و رژیم بن علی دوام یافت. شش ماه بعد از سقوط بن علی انتخابات مجلس موسسان صورت گرفت که در آن حزب اسلامی النهضه اکثریت کرسیها را از آن خود کرد و در همدستی با ارتش و لیبرالها کنترل کشور را در دست گرفت. برای اکثریت عظیم مردم تونس سقوط بن علی نتنها گشایشی در زندگی اقتصادی آنها ببار نیاورد، بلکه وضع آنها بدتر هم شد. همانطور که در مقاله خورخه مارتین ملاحظه خواهید کرد بیکاری افزایش یافت، قمیت اجناس رشد تصاعدی پیدا کرد و کارگران و اقشار زحمتکش به فقر و فلاکتی شدیدتر دچار شدند.
یک عامل اصلی در سقوط بن علی جنبش کارگری و علی الخصوص اتحادیه عمومی کارگری تونس بود. این اتحادیه یک سنت میلیتانت داشته و در تکوین شرایط انقلابی طی سالها مبارزه نقش داشته است. این بمیدان آمدن طبقه کارگر بود که زنگ پایان دیکتاتور منفور تونس را زد. در انقلاب بهمن ٥٧ ایران و در انقلاب ژانویه ٢٠١١ مصر هم به میدان آمدن طبقه کارگر اصلیترین فاکتور در شکست رژیم و فرار دیکتاتورها بودند. اعتراضات، تحصنها و اعتصابات کارگری تونس با فرار بن علی پایان نیافت. کارگرانی که برای نان، آزادی و کرامت انسانی بمیدان آمده بودند به تحرکات خود ادامه دادند و همانطورکه خورخه مارتین میگوید در عرض یک سال گذشته بیشتر از ٥٦٧ اعتصاب وجود داشته است. هیات حاکمه کنونی تونس، یعنی ائتلاف سه گانه اسلامیها، ارتش و لیبرالها اعتراضات و اعتصابات کارگری را عامل مشکلات و مسائل اقتصادی مردم قلمداد میکنند و تبلیغات شوم و سرکوبشان را علیه فعالین کارگری و اعتراضات آنها تشدید كرده‌اند. اما جوانان بیکار و کارگران به فلاکت کشیده شده تونس زیر بار این تبلیغات و تهدیدات نمیروند و پیگیرانه خواستار سهم خود از ثروتی که خود تولید میکنند هستند.
در این نوشته خواننده با اعتصابات و اعتراضاتی که طی ماه ژانویه صورت گرفته‌اند در جزئیات آنها آشنا میشود. البته طی بیست روزی که از نگارش این مقاله میگذرد اعتصابات بیشتری صورت گرفته و فراخوان اعتصابات بزرگی داده شده است. گزارش فراخوان اعتصاب ٣٥٠٠٠ کارگر پیمانکار برای ٢٥ ژانویه در شماره‌های پیشین کارگر کمونیست به حضور خوانندگان ارائه شد. مردم روستای مكتر رئیس جمهور تونس، منصف مرزوکی، را مجبور کردند که پنجم فوریه از این روستا دیدن بکند و به خواستهای آنها گوش بدهد. کارگران شهرداریهای تونس فراخوان یک اعتصاب سراسری چهار روزه از ٢٠ تا ٢٣ فوریه را داده‌اند. این اعتصاب مورد پشتیبانی اتحادیه عمومی کارگری تونس هست و کارگران به سطح دستمزدها و پیمانکاری اعتراض دارند.
رادیکالیسم طبقه کارگر و پیگیری آنها در مبارزاتشان و اصرار آنها برای بهبود فوری شرایط کار و زندگی خود یک پدیده امیدوار کننده است. این نشان میدهد که انقلاب تونس پایان نیافته است و نیروهای سه گانه اسلامیها و ارتش و لیبرالها نمیتوانند با خیال راحت به غارت و چپاول مردم بپردازند. ادامه اعتراضات و اعتصابات کارگری و مبارزه برای سرنگونی بقایای رژیم بن علی در تونس و مبارک درمصر نشانگر این است که اگر چه نقشه‌ها و توطئه‌های طبقه سرمایه دار داخلی و خارجی توانسته است روند انقلاب را تا درجه زیادی کند کرده و از پیشروی آن جلوگیری کند، ولی آتش انقلاب هنوز در اعماق جامعه، در طبقه کارگر و اقشار زحمکتش و جوانان زبانه میکشد و این پتانسیل را دارد که برج و باروی حاکمان دزد و استثمارگر سرمایه را در امواج خشم و نفرت خود بسوزاند و به گورستان تاریخ بسپارد.
خورخه مارتین بدرستی انگشت بر روی مسئله کلیدی مردم تونس میگذارد و آن اینکه خواستهای اقتصادی مردم از خواستهای سیاسی و اجتماعی آنها جدا نیست و تنها راه حل واقعی مردم تونس برای مسائل فوری و مبرم آنها سرنگونی کامل بقایای نظام بن علی و سرنگونی نظام سرمایه داری هست. البته این را هم باید اضافه کرد که برای سرنگونی بقایای رژیم بن علی و نظام سرمایه داری، مردم تونس نیاز فوری و مبرم به یک حزب سیاسی دارند که خواستها و منافع آنها را در کشمکشهای سیاسی نمایندگی بکند، افق و چشم انداز روشنی در برابر طبقه کارگر و اقشار زحمتکش و جوانان قرار دهد و آنها را بر سر خواستهای مشخص متحد و سازماندهی کند، دشمنان انقلاب و مردم را افشا و از میدان بدر کند، و استراتژی سرنگونی حکومت سرمایه داران و برپایی یک جامعه مبتنی بر آزادی و برابری کامل انسانها را در اختیار مردم قرار دهد. مردم تونس پیش و بیش از هر چیز احتیاج به یک حزب کمونیستی دارند.
حبیب بكتاش
١٩ فوریه ٢٠١٢
***

تونس یک سال پس از انقلاب
موجی از اعتصابات و خیزشها

یک سال پس از سرنگونی انقلابی بن علی، تونس با موجی از اعتصابات، خیزشهای منطقه‌ای، تحصنها، و انواع اعتراضات مواجه است. برای صدها هزار کارگر و جوان تونسی، که شجاعانه گلوله‌های دیکتاتوری را به مبارزه طلبیدند تا کار و کرامت انسانی بدست آورند، چیزی بطور اساسی تغییر نکرده است.
این درست است که دیکتاتور رفته است، اما سیستمی که بهترین جوانهای تونس را به یک آینده آکنده از بیکاری و مهاجرت محکوم میکند هنوز سر جای خود است. حقیقت این است که برای بیشتر مردم تونس اوضاع بدتر شده است.
آزادیهای فرمال دموکراتیک، با وجود اهمیتشان، نه شغلی و نه نانی برای اقشار فقیر تونس ببار نیاورده است. از شروع انقلاب تونس، بیکاری از ٦٠٠٠٠٠ به ٨٥٠٠٠٠ در یک کشور ١١ میلیونی جهش یافته است. بلحاظ درصد، بیکاری از ١٤ درصد به ٢٠ درصد افزایش یافته است. در مناطق فقیر که انقلاب شروع شد، بیکاری تا حد ٤٠ درصد و یا ٥٠ درصد میرسد.
بیکاری تنها نوک کوه یخ بسیاری از مسائل اجتماعی هست. یک فعال اتحادیه‌ای از قفصه دلایل احساس ناامیدی رشد یابنده را چنین توضیح میدهد: "از زمان سقوط بن علی، حتی یک تک قدم هم برای کنترل افزایش سریع قیمتها برداشته نشده است، بخصوص قیمت نان و دارو، و همینطور برای کاهش نابرابریهای منطقه‌ای و تهیه شغل کاری صورت نگرفته است."
در الردیف، یک دژ محکم انقلاب در حوزه معدن قفصه، ٦٢ درصد از فارغ التحصیلاین بیکار هستند. توده‌های مردم در اینجا گرد آمدند تا ٥ ژانویه، سالگرد خیزش سال ٢٠٠٨، را که پیش درآمد انقلاب بود جشن بگیرند. آنها هنوز در حال مبارزه هستند، همانطور که در تمام شهرهای ناحیه معدن فسفات قفصه چنین است، جایی که تمام حیات اقتصادی حول شرکت فسفات قفصه (سی. پی. گی) و گروه شیمیایی تونس (گی.سی.تی) متمرکز است.
مراسم بزرگداشت در دفتر مرکزی اتحادیه کارگری عمومی تونس (یو.گی.تی.تی) صورت گرفت. ادنان حاجی، یکی از رهبران اتحادیه که در سال ٢٠٠٨ زندانی شده بود، یک سخنرانی آتشین ایراد کرد: "بی پاسخ گذاشتن حتی یکی از خواستهای مشروع ما نمیتواند موضوعیت داشته باشد! دولت جدید هیچ انتخاب دیگری ندارد، آنها باید به حرفهای ما گوش فرا دهند! مردم الردیف! شما اولین قدم را در این انقلاب تونس برداشتید! وقت آن است که شما میوه آن سالهای خشک، سخت و غمناک رنج و فقر را بچینید!" کسانی که گرد آمده بودند سخنرانی او را با فریاد حمایت "وفاداریم، وفادار به خون جانباختگان!" پاسخ دادند.
هنوز در الردیف بقایای وضعیت قدرت دوگانه‌ای که در جریان انقلاب بوجود آمد وجود دارند، شرایطی که شهردار محلی از شهر فرار کرد و کارگران خودشان اداره امور را بدست گرفتند. هنوز یک شهردار محلی وجود ندارد، اما مردم خودشان تمام امور ضروری جامعه را سازمان میدهند.
برای آرام کردن هزاران جوان بیکار در منطقه، دو شرکت دولتی، سی.پی.گی و گی.سی.تی، ایجاد ٣٠٠٠ شغل جدید را اعلام کرده‌اند. در حالیکه اولین نتایج پروسه انتصاب منتشر میشد، در آخر ماه نوامبر، شورشها در بیشتر شهرهای حوزه معدنی شروع شدند. هیچ کس از شیوه‌های انتصاب راضی نبود. تقاضاهایی که باید ارجحیت داده میشدند (متقاضیانی که خانواده داشتند، فرزندان معدنچیان بازنشسته، کسانی که کفایتهای دانشگاهی لازم را داشتند) پذیرفته نشده بودند. برای بسیاری از مردم، این همانی بود که در رژیم گذشته صورت میگرفت.
صدها جوان در مدهیلا و مولارس به خیابانها ریختند. آنها سنگرهای آتشین بپا کردند، ماشینها و اتوبوسها را آتش زدند، و به ادارات شرکت فسفات و به مراکز پلیس حمله کردند. مسئولین دولتی بین ساعات ٧ شب و ٦ صبح درتمام محلات ایالت قفصه حکومت نظامی اعلام کردند.
دولت مجبور شد اعلام اسامی استخدامیها را به حالت تعلیق در آورد و قول داد به خواستهای بیکاران گوش دهد. شماری از بیکاران یک تحصن را شروع کردند.
بالاخره، در ٥ ژانویه، سه وزیر دولت از منطقه دیدن کردند. اما آنها از ملاقات تحصن کنندگان سرباز زدند. یکی از آنها، بیکار ٤٠ ساله و پدر سه فرزند، عمار قرسالله، که برای هفته‌ها جزو تحصن کنندگان بود، بنزین به روی خود ریخت و خود را آتش زد. او پس از چند روز درگذشت. سه شخص دیگر، یک زن و دو مرد، در جربه و صفاقس، به همین طریق خودکشی کردند. این یک علامت روشنی از ناامیدی هست که هزاران نفر در تونس با آن مواجه هستند، که یکسال پس از انقلابی که جرقه آن با عمل خودسوزی زده شد، انسانهای بیشتری مجبور میشوند همان عمل ناامیدانه را در پیش بگیرند تا توجه را به وضعیت اسفناک خود جلب کنند.
جنبش اعتراضی به کارگران کشاورزی گسترش یافت و آنها نیز به اعتصاب غذا در الردیف، در ٩ ژانویه، پیوستند. این یک پیشروی مهم است، بخاطر اینکه نشان میدهد چگونه بخشهای دیگر جامعه بطور غریزی جذب جنبش کارگری سازمانیافته میشوند و تحت رهبری آنها قرار میگیرند، که در این مورد خاص شاخه اتحادیه کارگری عمومی تونس است که یک سنت دیرپای انقلابی دارد. در یک جنبش دائما رشد یابنده، معدنچیان در ١٢ ژانویه به جنبش اعتراضی پیوستند، که برخی از آنها به صفوف اعتصابیون غذا نیز پیوستند. بدنبال فراخوان اتحادیه کارگری عمومی تونس برای یک اعتصاب عمومی، تمام الردیف در ١٧ ژانویه در حمایت از خواستهای جنبش به حالت تعطیل در آمد. معلمان مدارس ابتدائی و دبیرستان و دانش آموزان دبیرستان به این جنبش توده‌ای پیوستند.
رهبر محلی اتحادیه کارگری، عدنان حاجی، گفت: "کارگران تمام بخشها در الردیف خواستهای یکسانی درباره رفرم و دخالت دولت دارند". او همچنین میگوید که "اعتراض نتیجه سرخوردگی گسترده از بی توجهی دولت نسبت به نیازهای فوری جامعه است." او تهدید کرد که اگر خواستهای کارگران الردیف برآورده نشود، آنها "شرکت فسفات قفصه را خواهند بست و ممکن است که اعتراضات را تشدید کنند."
اینها حرفهای توخالی نبودند. بعد از یک آتش بس کوتاهی که آنها به دولت دادند تا فرصتی برای پاسخ به خواستهای آنها داشته باشد، جنبش اعتصابی دوباره شروع شد، که الردیف، ام لارایس، مدهیلا، و کاف اددور در بخش المتلوی را در برگرفت. جوانان بیکار در صف اول این حرکت قطارها را از حرکت باز میداشتند، و در مدهیلا با پلیس درگیر میشدند. ساختمان ایالتی در قفصه به تسخیر معترضان در آمده است و استاندار مجبور بود در یک هتل نزدیک آن پناه جوید.
در ضمن، در ١٣ ژانویه یک انفجار اجتماعی دیگر در روستای مكتر، با ١٢٠٠٠ جمعیت، در ایالت سلیانه، بوقوع پیوست. تحت شرایط وخیم اقتصادی، با نبود گاز، نبود آب جاری، نبود امکانات بهداشتی، مردم مكتر یک اعتصاب عمومی اعلام کردند که ابعاد یک شورش را بخود گرفت. آنها با درختهای بریده شده و لاستیك اتومبیل تمام راههای ورودی و خروجی را بستند. آیدد سلاما، یک معلم جوان زبان انگلیسی، گفت: "ما شورش میکنیم، بخاطر اینکه، بسیار ساده بگویم، شرایط غیرقابل تحمل است." این اعتراض، که قبل از اینکه یک توافق آتش بس با دولت ملی صورت بگیرد، شش روز بطول انجامید، همچنین به روستاهای دیگر در منطقه گسترش یافت، از جمله، كسری، سیدی بورویس، و بورادا، که طی آن بیکاران محلی جاده‌ها را بستند. حزب اسلامی النهضه ٤٠ درصد آرای انتخابات مجلس موسسان را در شهر مكتر از آن خود کرد. حالا ادارات آنها بسته شده‌اند، و کسی نمیداند نماینده محلی آنها کجاست و کسی هم اهمیتی به آن نمیدهد.
یک خیزش مشابه آن در سیدی ماخلوف، با ٢٤٠٠٠ نفر جمعیت، در ایالت مدنین در جنوب شرق، در روز ٢٣ ژانویه، اتفاق افتاد که یک اعتصاب عمومی فراخوان داده شده بود. یکبار دیگر، آنها خواستار توسعه اقتصادی، شغل، امکانات بهداشتی، و غیره هستند. مذاکرات با حاکم منطقه‌ای موفق نبودند و مردم تصمیم گرفتند او را در اداره نمایندگان محلی به گروگان بگیرند. همچنین در جندوبه، در شمال غرب، جوانان بیکار جاده‌ها را بستند، و همانطور در نفظه، در ایالت همسایه "بیجه". تاسیسات گاز انگلستان در ایالت صفاقس نیز توسط جوانان بیکار محلی خواهان شغل مسدود شده‌اند.
علاوه بر این جنبشهای اعتراضی محلی و منطقه‌ای، که در برخی موارد شکل شورش بخود گرفته‌اند، امواج اعتصابی که از سقوط بن علی به اینور کشور را بلرزه در آورده‌اند ادامه داشته‌اند و حتی شدیدتر هم شده‌اند.
کارگران جمع آوری آشغال در المرسی، یک شهر ساحلی نزدیک شهر تونس، یک محل توریستی معمول با طبقه متوسط، وارد سومین هفته اعتصاب خود شده‌اند. کارگران اداره بهداشت ملی نیز در مناطق تونس، مانوبا، بن آروس، و آریانا اعتصاب کرده‌اند. کارگران هواپیمایی ملی مدنی و کارگران فرودگاهها یک اعتصاب ٤٨ ساعته را شروع کرده‌اند که فرودگاههای تونس-کارتژ، جربه-زارزیس، و توزور-نافتا را در برمیگیرد، و به عدم استخدام کارگران پیمانی بعنوان کارگران دائم اعتراض دارند. کارگران میدان نفتی سیتپ‌ای‌ای بورما (اس.آی.تی.ای.پی –‌ای‌ای بورما) نیز حرکت اعتصابی خود را از ٢٣ ژانویه از سر گرفته‌اند.
اینها تنها برخی از اعتصابات هستند که از اول سال صورت گرفته‌اند. این موج عظیم اعتصابات که یک سال ادامه داشته است نشانگر اعتماد بنفس جدیدا بدست آمده کارگران بعد از جنبش انقلابی هست که به سقوط دیکتاتور منفور منجر شد. کارگران احساس قدرت میکنند و در موضع تعرضی هستند و خواهان عزل مدیران کهنه، دستمزدها و شرایط کار بهتر، پایان پیمانکاری، و غیره هستند. این وضعیت بخشا در کنگره اتحادیه کارگری عمومی تونس در ماه دسامبر منعکس است که یک رهبری جدید هماهنگ با فشار از پایین انتخاب کرد، که شامل یک سری رهبران ملیتانت از چپ اتحادیه‌های کارگری میشود.
در سال ٢٠١١، ٥٦٧ اعتصاب وجود داشت که در آن ١٤٠٠٠٠ کارگر از ٣٤٠ شرکت متفاوت شرکت کردند. تعداد اعتصابات ١٢٢ درصد نسبت به سال ٢٠١٠ افزایش داشت و تعداد روزهای اعتصاب ٣١٤ درصد افزایش داشت.
انتخابات مجلس موسسان و استقرار یک دولت ائتلافی سه گانه قادر به توقف اعتصابات نشده است. همانطور که ما در یک مقاله قبلی توضیح داده‌ایم، پیروزی حزب راست اسلامی النهضه در آن انتخابات چرخش به راست را در توده‌هایی که انقلاب کرده بودند نمایندگی نمیکرد. این انتخابات بیشتر نماینگر نبود یک آلترناتیو جدی بود که به مسائل اجتماعی و اقتصادی بپردازد که اکثریت تونسیها را تحت تاثیر قرار میدهد.
در ٢٣ دسامبر، رئیس جمهور جدید، منصف مرزوکی، یک درخواست عمومی کرد مبنی بر اینکه یک آتش بس اجتماعی شش ماهه به دولت داده شود. این سخنرانی در جلسه سازمان کارفرمایان یو.تی.سی.آ ایراد شد و هدف آن اطمینان دادن به آنها و سرمایه گذاران خارجی بود. اما کارگران در شرایطی نیستند که منتظر باشند. وزیر امور اجتماعی هشدار داد که اعتصابات و اعتراضات تنها شرایط اقتصادی را وخیمتر خواهند کرد و تهدید کرد که "تمام قدرت قانون" را علیه معترضین بکار خواهد گرفت. قبلا هم پلیس برای پایان بخشیدن به تحصن در تاسیسات گاز انگلستان در صفاقس بکار گرفته شده است.
دولت و رسانه‌های بورژوازی کمپین تبلیغاتی علیه اعتراضات و اعتصابات را شروع کرده‌اند و اعتصاب کنندگان را مسئول تمام مسائل اقتصادی جلوه میدهند، و بحثشان این است که تصمیم ١٧٠ شرکت خارجی برای تعطیل کار خود نتیجه مستقیم این جنبشهاست. اما، همان کارگران و جوانانی که زندگی خود را به خطر انداختند و دهها جانباخته را در مبارزه علیه رژیم ظاهرا قدرتمند بن علی قربانی کردند، با تهدیدهای این دولت ضعیف میدان را خالی نخواهند کرد.
یک میلیتانت اتحادیه کارگری در قفصه، عمار امروسیا، شرایط را اینگونه جمعبندی میکند: "بن علی شاید افتاده باشد، اما سیستم او هنوز سر جایش هست، و اگر امور به این شکل پیش بروند، یک انقلاب دوم صورت خواهد گرفت."
کل وضعیتی که در طی سال گذشته در تونس انکشاف یافته است تاییدی هست بر موضعی که مارکسیستها موقع شروع انقلاب از آن دفاع میکردند: خواستهای اجتماعی و اقتصادی مردم را نمیشود از خواستهای دموکراتیک آنها جدا کرد و هیچکدام از اینها در محدوده نظام سرمایه داری بدست نمی‌آید.
بدبختانه کسی در آن زمان از این دیدگاه دفاع نمیکرد. وقت آنست که پیشروترین فعالین انقلابی کارگری و جوانان نتایج لازم را بگیرند. تنها راه حل نیازهای فوری توده‌های تونس سرنگونی کامل باقی مانده‌های نظام بن علی، یعنی، سرنگونی خود نظام سرمایه داری هست.
٣٠ ژانویه ٢٠١٢