خط رفاه، خط قرمز کارگران
یاشار سهندی
میلیاردر معروف مسلمان حرف خود را پس گرفته و گفته: "من نگفتم ٦ ماه
دیگر قحطی میشود"، اسدالله عسگر اولادی تاکید کرده حرف ایشان بد تعبیر
شده، بعد یاد آور شد: "من هیچگاه نگفتهام که قحطی میآید بلکه گفتم
با اجرای قانون هدفمندی یارانهها تورم در کشور ایجاد میشود که این
تورم باید با سیاستهای درست مهار شود." خب الحمد الله دولت تصمیم
گرفته تسهیلات ویژه به امثال ایشان، که میلیاردری است که نماز شبش ترک
نمی شود، بدهد و در این راستا ارز را به قیمت پایین به ایشان عطا کنند
تا بدون دغدغه به کسب شان مشغول باشند که کاسب همیشه حبیب خدا بوده!
ایشان فرمودند با این تسهیلات ویژه مشکلات حل شده و خطر قحطی و تورم و
بدبختی برطرف شده!
از سوی دیگر شاهد بودیم که دولت در آخر هفته گذشته یادش آمد که دلار
گران است و سکه طلا قیمت کاذب دارد و دستور دادند که از اول هفته دلار
تک نرخی شود، یعنی هر یک دلار ١٢٢٦ تومان ارزش خواهد داشت. برای یک روز
قیمت دلار نسبت به ریال سقوط کرد و در بازار ١٧٠٠ تومان فروش آن بود و
١٦٠٠ تومان خرید آن ، و از روز شنبه سکه دوباره گران شد و دلار نایاب.
بهمین نسبت قیمته کالاها بیشتر شد. گوشت قرمز گران شده و به ١٨٠٠٠ هزار
تومان رسیده است، گوشت یخ زده که تا دو ماه پیش ٧ هزار تومان بود به
کیلوئی ١١٤٠٠ تومان رسیده است (یکی از دولتیان مدعی شده چون گوسفند به
عراق قاچاق میشود برای همین گوشت گوسفندی نایاب شده! هیچ بعید نیست خود
دولت تصمیم بگیرد گوشت گوسفند کیلوئی ٥٠ هزار تومان شود تا برای
قاچاقچیان نصرفد که دست به خطر بزنند، همانگونه که مدعی بودند که سوخت
در ایران ارزان است برای همین تانکر تانکر به کشور همسایه قاچاق
میشود!)؛ گوشت سفید (مرغ و ماهی) قیمت ندارد به این معنی که هیچ قیمتی
قید نمیگردد چون لحظه به لحظه بالا میرود. شیر دولتی که هم مقدار لیتر
آن کاهش یافته و هم درصد آب آن افزایش یافته ٢٣ درصد رسما گرانتر شده
است . میوه چنان گران شده که تقریبا به یک کالای لوکس تبدیل شده است.
این اقلام یادآوری شد تا خواننده خود بخواند حدیث مفصل از این مجمل.
از سوی دیگر به آخر سال رسیدیم و مسئله افزایش دستمزدها در سال آینده
موضوع همه کارگران میشود. و امسال با توجه به گرانی شدید کالاهای اساسی
زندگی در طی همین چند ماه اخیر و با توجه به تحریم ها و گران شدن دلار،
بر شدت نگرانیهای کارگران افزوده است. کارگزاران حکومت آگاه از این
موضوع سعی دارند که اوضاع را در کنترل خود داشته باشند، میلیاردر
مسلمان میگوید من یک حرفی زدم که آنهم از سر نفهمی ام بود، کسی جدی
نگیرد! یکی از عوامل جمهوری اسلامی تاکید میکند: "تعیین دستمزد واقعی
باعث بیكاری كارگران خواهد شد!" فردی بنام سامانی پور در گفتگو با
ایلنا میگوید: "بخشی از صنایع در حال رکود هستند و قادر به پرداخت حقوق
افزایشی سال ٩١ کارگران نخواهند بود، در نتیجه ما شاهد افزایش بیکاری
کارگران در سال آینده خواهیم بود." یک اقتصاد دان دولتی در سایت
"بازتاب روز" زمینه چینی میکند که حقوق کارگران افزایش نیابد چون معتقد
است که تورم در سال زیر ١٣ درصد است! جمشید پژویان، رئیس شورای
رقابت(!) که سایت حکومتی ایشان را اقتصاددان دولتی معرفی کرده اضافه
کرده است: "در صورتیکه بهره وری افزایش یابد وضعیت درآمدی کارگران نیز
بهبود خواهد یافت، بنابراین این امر بستگی تام به خود کارگران دارد. وی
یادآور شد: متاسفانه کارگران ما توجهی به بهره وری کارشان ندارند
درحالیکه اگر بیشتر برروی این مسئله کار کنند قطعا شاهد شرایط مطلوب
تری خواهند بود. رئیس شورای رقابت در ادامه گفت: آنچه که کارگران به آن
توجه ندارند این است که اگر بهره وریشان افزایش یابد حقوق و دستمزد
آنان نیز بیشتر خواهد شد... جامعه کارگری کشور در ٥ دهک ابتدایی قرار
دارند که میزان افزایش هزینه هایشان در سال اول هدفمندی یارانه ها ٩
الی ١٠ درصد بیشتر نبوده است... و با صرفه جویی هایی که این قشر داشته
و یارانه نقدی که دریافت کرده است شرایط مطلوب تری نسبت به سالهای قبل
داشته است... ٤٥ درصد روستائیان با استفاده از یارانه نقدی و کاری که
داشته اند شرایط مطلوب تری برای زندگی آنان فراهم شده است و درآمد آنها
به اضافه یارانه ها بیشتر هم شده است... جامعه کارگری صرفه جو نیز می
باشد،... و به دلیل صرفه جویی در مصرف انرژی توانستند مبالغی را ذخیره
کنند. وی بازهم تاکید کرد: مسئله مهم اقتصاد کشور در حال حاضر تولید
است و تا زمانیکه ما نتوانیم نیروی انسانی کارامد بر سر کار بگذاریم
شرایط تغییری نخواهد کرد." یکی دیگر از خادمان سرمایه که عنوان "رئیس
هیات مدیره کانون عالی انجمنهای صنفی کارگری" را یدک میکشد به نام
"غلامرضا خادمی زاده" در گفتگو با ایلنا تاکید کرده است: "٤٣ درصد از
کارگران به صورت توافقی! زیر نرخ مصوب شورای عالی کار دستمزد دریافت
میکنند. همچنین کارگرانی که توسط شرکتهای پیمانکاری در واحدهای
تولیدی فعالیت می کنند ٣٠ تا ٣٥ درصد كمتر از نرخ مصوب شورای عالی کار
دستمزد دریافت می کنند." تازه بعد از این "توافق" کارگران که حاضرند
گرسنگی بکشند! ایشان مانند همه همپیالگی هایشان متذکر شدند: "نمایندگان
کارگری و کارفرمایی باید براساس تورم اعلامی بانک مرکزی برای تعیین
مصوبه مزدی به توافق برسند." تا آنجایی که ما خاطرمان است آمار بانک
مرکزی در مورد تورم همیشه از آنچه واقعا بوده پایینتر اعلام شده است،
البته هیچ توطئه ای در کار نیست بلکه به شیوه "اقتصاد دان دولتی" حساب
و کتاب میکنند برای همین یکدفعه متوجه میشوند کارگران یک چیزی هم پس
انداز کردند! و برای اینکه "نقدینگی سرگردان" زیاد نشود تورم را پایین
اعلام میکنند تا پول سرگردان در حساب کارفرما باقی بماند تا ایشان
بتواند در تولید سرمایه گذاری کند و اگر کارگران هم یک کمی دست
بجنبانند و در بهره کشی از خود کمک کنند و در جهت بهبود بهره وری نشان
دهند بسیار"کار آمد" هستند، امسال نه، اما چند سال دیگر شاید، احتمالا،
ایران هم بشود ترکیه، خدا را چه دیدید شاید شد ژاپن اسلامی. خب تازه آن
موقع اول بدبختی کارگران است..! آن روی دیگر آرزوها و ایده های
بورژوازی سیه روزی زندگی کارگران است.
هر سال، آخر سال بحث تعیین پایه دستمزدها، بحث داغ و تعیین کننده ای
است. نمایندگان بورژوازی پشت درهای بسته آنجا که جای هیچ شرم و خجالتی
نیست و مجبور نیستند به تعارف و کنایه منظورشان را بیان کنند و اساس
تصمیمات شان تضمین سود سرمایه است، تصمیم میگیرند که آنقدر به کارگر
سهم از ثروت اجتماع برسد که فقط زنده باشد و جان داشته باشد که فردا هم
بتواند کار کند و بسیار حواس شان است که مبادا تصمیمات شان کارگر را
"پر رو" سازد و سطح توقعات کارگر را بالا نبرد. زندگی ما کارگران حکایت
"سال به سال دریغ از پارسال" شده است، هر چند که اکنون سال نشده دریغ
ماه گذشته را میخوریم! این اما اصلا برای بورژوازی مهم نیست. در سطح
جهان شاهد هستیم که در طی سال گذشته تمام تصمیمات دولتهای بورژوازی همه
در جهت تضییع حقوق توده مردم، بخصوص کارگران بوده است. سیاستهای ریاضت
اقتصادی راه حل بورژوازی برای مقابله با بحران سرمایه داری است، اکنون
هر وقت تصمیم سازان در اروپا دور هم جمع میشوند نتیحه اش میشود بدبختی
بیشتر مردم. در ایران اما سی و دو سال است که زندگی ما مردم با بحران
عجین شده است. در چند ماه گذشته اما با توجه به تحریمهای وضع شده از
سوی دول غرب زندگی کارگران چندین پله بیشتر سقوط کرده است، با گران شدن
دلار حقوق ما کارگران به یکباره عملا نصف شده است. در چنین شرایطی
جمهوری اسلامی از زبان اقتصاددان دولتی، فلان عضو خانه کارگر جمهوری
اسلامی، یا رئیس فلان تشکیلات که پسوند کارگری را یدک میکشد پیشاپیش
دارد اعلام میکند که سال آینده از اضافه حقوق آنچنانی خبری نخواهد بود
و نهایتا خیلی دست و دل بازی کنند، مانند سالهای گذشته حول و حوش ١٠ تا
١٥ درصد افزایش حقوق اعلام خواهد شد.
ما کارگران نیز نباید ساکت باشیم، همانگونه که سالهای پیش ساکت نبودیم
و اعتراض خود را بیان کردیم. شاید آنها که جز آیه یاس خواندن و مبصر
بودن کار دیگر بلد نیستند ما کارگران را تحقیر کنند که این کارهایتان
چه ثمری دارد و بروید آگاهی تان را بالا ببرید! ما اما تجربه جنبش
تعیین دستمزد بر اساس خط رفاه را داشتیم در مقابل افزایش حقوق بر اساس
خط فقر که اساس محاسبات بورژوازی است. جنبش تعیین دستمزد بر اساس خط
رفاه را باید تقویت کرد. در گذشته این جنبش توانست طومار بلند بالائی
را با امضای هزاران کارگر جمع آوری کنند که خود نقطه عطفی در مبارزات
کارگران بود، سال گذشته کارگران در بیانیه شان خواستار افزایش حقوق بر
اساس خط رفاه شدند و قول دادند که نخواهند گذاشت که کارگر بیشتر از این
تحقیر شود و چنین بود که در سال جاری به شدت فعالین کارگری مورد آزار و
اذیت جانیان قرار گرفتند اما کارگران در سنندج توانستند با اتحاد شان
رهبران کارگری شان را از زندان بیرون بکشند. کارگران پتروشیمی ها در
مقابل تضییع حقوق همه جانبه کارگران ایستادگی کردند. اینها همه گوشه
هائی از جنبش تعیین دستمزد بر اساس خط رفاه است. امسال هم باید بر همین
مسئله تاکید داشت. بورژوازی هر مشکلی دارد بخودش مربوط است، برای کارگر
اما فقط زندگی اش مهم است که باید تامین شود. "تعیین دستمزدها بر اساس
خط رفاه" جواب ما کارگران به فلاکت است که بورژوازی به جامعه تحمیل
کرده است.خط رفاه، خط قرمز ما کارگران است و باید کاری کرد که بورژوازی
نتواند از آن عبور کند.*
|