اضافه كاری بر ما تحمیل میشود
ناصر اصغری
یكی دیگر از مشكلاتی كه امروزه كارگران ایران با آن روبرو هستند، مسئله
اضافه كاری است. این اضافه كاری هم حاصل مستقیم دستمزدهای چندین برابر
پائینتر از خط فقری است كه جملگی مقامات رژیم هم به آن اعتراف كرده و
میكنند. در گزارشی كه یكی از مخاطبان نشریه كارگر كمونیست از گروه
مبنا پارس برای ما فرستاده است، میگوید كه ماهی ٨٠ ساعت اضافه كاری
میكند و تازه درآمدش به ٥٥٠ هزار در ماه میرسد. یعنی روزی حداقل ١٢
ساعت كار میكند و همه میدانیم كه ٥٥٠ هزار تومان در وضعیت بحرانی و
متورم اقتصادی امروز، یعنی هیچ! یكی از مبارزات مهم كارگران در قرن ١٩
در سطح جهان، كاهش ساعت كار از ١٢ و ١٠ ساعت كار به ٨ ساعت كار بود.
هیچ كارگری نیست كه متوجه مضرات این همه كار بر جسم خود و روابط
خانوادگی و لذت بردن از زندگی اش نباشد. كسی كه ١٢ ساعت كار میكند،
گرچه با هیچ درجه استراحتی به زندگی و شادابی نرمال برنمی گردد، اما
باید حداقل ١٢ ساعت هم استراحت كند كه بتواند وقتی پشت ماشینهای كهنه و
از دور خارج شده در جامعه ایران نشست كه دوباره بازتولید كند، دستش را
زیر آن ماشین جا نگذارد! اگر جنبش كارگری تا بحال درباره قطع اضافه
كاری و یا كاهش حد اضافه كاری چیزی نگفته و یا اصرار زیادی نكرده، كه
باید بكند، دلیلش این است كه فعلا جنگ و جدال بر سر خود دریافت دستمزد
برای كاری كه كارگر انجام داده و افزایش دستمزد تا حداقل خط فقر است؛
كه این هم باید تعرضیتر بشود! اینها موضوعات و مسائلی هستند كه باید
مرتب و دائم درباره آنها بگوئیم و به بحث و گفتگو بگذاریم تا به راه
حلی درست برسیم.
تقصیر اضافه كاران!
در روزنامه جام جم، مطلبی به قلم امین رحیمی تحت عنوان
"اضافهكاری، سوهان روح و جسم" چاپ شده كه در آن ظاهرا به مضرات اضافه
كاری پرداخته شده است. روح مطلب فوق در این چرخه دور میزند كه كسی كه
اضافه كاری میكند، خود این "سوهان روح و جسم" را به جان خریده و از
مضرات اضافه كاری مطلع نیست. میگوید: "نكته آخر هم اینكه حتیالامكان
اضافهكاری را به امری دائمی تبدیل نكنید." در نتیجه شروع به نصیحت
میكند و یافتههای پزشكی و علمی را به آنها گوشزد میكند كه "به تناوب
به بدن خود كش و قوس بدهید" كه بواسیر نگیرید! میگوید: "اضافهکاری
بخشی از فرهنگ کار و کسب درآمد در جوامع امروزی است. بسیاری از شاغلان،
کارمندان و کارگران به دلایل اقتصادی و برای کسب درآمد بیشتر و گاه بنا
به اقتضائات فنی و مدیریتی رنج اضافهکاری را برخود تحمیل میکنند."
این درست است كه كارگران باید به توصیههای پزشكی توجه كنند و اضافه
كاری را كم كنند، اما مگر اضافه كاری در كشوری كه نان شب فرزندان
كارگران را به گرو گرفتهاند، اختیاری است!؟ این بی انصافی از چه چیزی
سرچشمه میگیرد كه كسی بخواهد مقصر مشكلاتی را كه حكومت اسلامی بر این
جامعه تحمیل كرده است، خود كارگران بداند!؟ امین رحیمی میگوید: "از
همه مهمتر اینكه اگر با مواد یا دستگاههای خطرناك سروكار دارید حتما
نكات ایمنی را رعایت كنید. بخش بزرگی از حوادث كاری در ساعات
اضافهكاری و به دلیل بیدقتی ناشی از خستگی اتفاق میافتد." حوادث
ناشی از كار را هم میشود كاهش داد، اما باید راه درست آن را انتخاب
كرد. باید دستمزد كارگران را تا حدی افزایش داد كه كسی برای سیر كردن
شكم خانواده خود، خسته پشت دستگاههای خطرناك ننشیند. هیچگونه غور و
تفحص و پژوهشی هم نمیخواهد كه كسی این نكته بدیهی را متوجه شود. تعداد
انگشت شماری انسان را میتوان در یك جامعه پیدا كرد كه workaholic
(معتاد به كار) باشند، اما یك جامعه را دیگر نباید اینگونه سرزنش و
نصیحت كرد؛ مگر اینكه پشت این نصایح زشت و به ظاهر پزشكی، منافع
كارفرماها و دولتشان خوابیده باشد!
جمهوری اسلامی و وضعیت موجود
واضح است كه جمهوری اسلامی بانی وضعیت فعلی در جامعه است. موقعیت
معیشتی كارگران در این جامعه هر روز از روز پیش بد و بدتر میشود. قیمت
دلار در آن جامعه در عرض یكماه از ٩٠٠ تومان به ٢١٠٠ تومان افزایش
مییابد! دوا و دارو كمیاب و یا توسط عوامل رژیم و پولدارها احتكار
میشود و قشر فقیرتر آن جامعه حتی از داشتن درمان اولیه هم محروم
میشود! خبر ورشكستگی از كارگاه و كارخانه عبور كرده و اكنون
بیمارستانها را هم شامل شده است. كرور كرور كارگری كه ماههاست حقوق و
مزایائی دریافت نكردهاند، اخراج و بیكار میشوند. هزاران و دهها هزار
كارگری را كه واجد شرایط بازنشستگی شدهاند، با كارشكنی از بازنشستگی
آنها جلوگیری میشود. و هنوز با وقاحت اعلام میكنند كه خودشان بی
تقصیرند و مسئولیتی در قبال ایجاد شغل و آینده انسانهای آن جامعه
ندارند!
اخیرا یكی از مراكز چپاول رژیم به نام "مرکز پژوهشهای مجلس" در گزارشی
"یکی از دلایل رشد بیکاری در میان جوانان را چند شغلی بودن گروههای سنی
بالاتر" عنوان کرده است. یعنی كسی كه در آن جامعه ٣٠ سال كار كرده، به
دلخواه خود نه تنها بازنشسته نشده، بلكه دارای بیش از یك شغل است و این
موضوع باعث رشد بیكاری در میان جوانان شده است! فقط یك عده آدم
جنایتكار میتوانند اینقدر وقیح باشند كه این چنین در روز روشن به چشم
یك جامعه فقرزده و به فلاكت كشیده شده زل بزند و دروغ بگویند و آن هم
اینكه بخواهند مقصر این وضعیت را قشری از كارگران بدانند كه زندگی از
آنها سلب شده و بار چپاول آخوندهای میلیاردر را بر دوش كشیده اند!
گزارش این مركز دزدی و سرگردنه گیری در ادامه میگوید: "شاغلین فعال در
بازار کار ساعات بیشتری به کار پرداخته و لذا کار را جایگزین اوقات
فراغت کردهاند." اینها یا معنای اوقات فراغت را نمیدانند و یا هم
اینكه به همین زمختی دروغگو و وقیحاند كه این آخری بیشتر وصف حالشان
است. به كار اجباری بعد از حداقل ٨ ساعت كار، به امید اینكه شكم
فرزندانشان را سیر كنند و چانه زدن معلم و كارگر با مسافرین، ساعاتی
طولانی با ماشین شخصی و یا دست فروشی كنار خیابان و غیره، بعد از پایان
كار رسمی را اوقات فراغت اسم گذاشته اند! واقعیت اما این است كه حربه
تفرقه بین كارگران جوان بیكار و كارگران مسنتر هم مشكل جمهوری اسلامی
را حل نخواهد كرد. اگر عربدههای تفرقه افكنانه و راسیستی بر علیه
كارگران مهاجر افغانستانی كه بانی بیكاری در ایران معرفی شدند، توانست
رژیم را نجات دهد، این یكی هم كارآ خواهد بود. اما همه میدانیم كه مرض
این رژیم فقط تشدید شده است.
مقصر این زندگی غیرانسانی واضح است كه جمهوری اسلامی است و همه هم این
را میدانند. نكتهای را كه باز هم همه میدانند این است كه به این
وضعیت باید پایان داده شود و جمهوری اسلامی به زیر كشیده شود. این
احتیاج به متشكل و متحد شدن دارد.*
٣٠ ژانویه ٢٠١٢
|