نکته اصلی
- مسابقه قیمتها
- سیاست مالی در پناه اسلحه
محمدرضا پویا
مسابقه قیمتها
در دو هفته گذشته در پی افزایش سرسام آور قیمت دلار و یورو، قیمت
مواد غذایی سی و هشت در صد افزایش یافت. مجید علیداد، مدیرعامل اتحادیه
فرآوردههای لبنی میگوید که فرآوردههای لبنی ده درصد افزایش قیمت
داشته است و این سومین مرحله از افزایش قیمت محصولات لبنی از مهرماه
سال جاری تاکنون میباشد که در مجموع به سی و هشت در صد میرسد. شوک ناشی
از افزایش قیمت ارز، همه عرصههای اقتصادی را در نوردیده است که در
نتیجه موجب حذف هرچه بیشتر اقلام ضروری زندگی از سفره مردم شده است. چه
عواملی در بوجود آمدن این شرایط دخیلند و "مسابقه" قیمتها تا کجا ادامه
خواهد داشت؟
اقتصاد سرمایه داری در ایران به نقطه فروپاشی رسیده است. بنابر آمار
رسمی دولتی، در چند سال اخیر، نقدینگی کشور پنج برابر افزایش یافته و
به مرز ٦٧ هزار میلیارد تومان رسیده است. بخش اعظمی از نقدینگی در
جریان، اسکناسهای بی پشتوانهای هستند که رژیم اسلامی در مقاطع مختلف
اقدام به چاپ آن کرده است. سرازیر شدن اسکناسهای بی پشتوانه به بازار،
در یک چشم بر هم زدن قدرت خرید مردم و پول جاری را به یک هیچ بزرگ
تبدیل نمود. الیگارشی اسلامی، آقازادهها، وابستگان حکومتی و سران رژیم
که بخش اعظمی از ثروت جامعه را در دست داشتند، میلیاردها تومان اسکناس
بی ارزش را به دلار و یورو تبدیل و از کشور خارج ساختند. بزودی در
دعواهای حکومتی روشن شد که بانک مرکزی نتنها ذخیره ارزی ندارد، بلکه
ارز مازاد فروش نفت هم از صندوق خارج شده و خالی است. سقوط ارزش ریال
که سالهاست ادامه دارد، در پی شوک خطر تحریم بانک مرکزی سرعت یافت و طی
یک هفته قیمت دلار را تا دو هزار و سیصد تومان هم رساند. این تکانهای
شدید اقتصادی اثرات سنگینی بر سرعت یافتن افزایش قیمتها داشته است، تا
جاییکه برخی از سران حکومتی خطر "قحطی" در چند ماه آینده را پیش بینی
کردند. سقوط ارزش ریال و رکود سنگین در تولید، کل سرمایهها را بطرف
خرید ارز و طلا هدایت نمود که همین نتنها قیمت این دو را افزایش داد،
بلکه موجب سقوط هرچه بیشتر ارزش ریال گردید و نرخ تورم را افزایش داد.
شناور شدن قدرت خرید مردم و شوک روانی حاصل از آن مزیدی بر شدت یافتن
سرعت افزایش تورم گردیده و به یک "مسابقه" تمام عیار قیمتها شکل داده
است.
رژیم اسلامی با حاکم کردن یک بحران عظیم و بی چشم انداز اقتصادی بر
جامعه، ادامه حیات فیزیکی مردم را به یک غیر ممکن تبدیل ساخته است.
جمهوری اسلامی در یک قلم، ده میلیون نفر از مردم را از گرفتن همان چندر
غاز یارانهها هم محروم کرده است. اقلام بیشتری از مواد خوراکی یعنی
اولیهترین و پایهایترین مواد مورد نیاز برای زنده ماندن، به علت
افزایش قیمت از دسترس مردم خارج شده است. نوسانات ارزی و ریالی قیمت
برخی از داروهای ضروری را چنان افزایش داده است که خرید آنرا برای
خانواده کارگری غیر ممکن ساخته است. در کنار این شرایط، عدم پرداخت
دستمزدها عرصه زندگی را بر کارگران تنگ ساخته است. جنبش کارگری دیگر
نمیتواند بشکل محلی و یا رستهای به مقابله با این شرایط برخیزد. این
شرایط یک حرکت بزرگ و سراسری را طلب میکند.
سیاست مالی در پناه اسلحه
در پی اعلام بانک مرکزی مبنی بر افزایش بیست و یک در صد سود بانکی،
قیمت دلار از ٢٣٠٠ به ١٨٠٠ تومان کاهش یافت. بانک مرکزی میگوید که دلار
تک نرخی شده است و باید به قیمت ١٢٣٦ تومان بفروش برسد و کسانیکه خارج
از این دستور العمل ارز خرید و فروش کنند دستگیر میشوند. در پی این
اعلام، خرید و فروش ارز در بازار متوقف شده است. ولی آیا سیاستهای مالی
"دستوری" میتواند اقتصاد از هم گسیخته جمهوری اسلامی را حتی برای چند
روزی هم که شده، سر و سامانی بدهد؟
اگر از باندهای حکومتی در مجلس بپذیریم که نرخ تورم در ایران سی و پنج
در صد است! آنگاه افزایش بیست و یک در صدی سود بانکی، به معنای این
خواهد بود که هر سال کل سپردههای بانکی چهارده در صد کاهش ارزش خواهند
داشت. سرمایه داری در زمان بحران، میزان سود بانکی را بالاتر از نرخ
تورم تعیین میکند (مثلا اگر نرخ تورم بیست در صد باشد، سود بانکی را
بیست و پنج در صد تعیین میکند) تا بدین شکل بتوانند نقدینگی در گردش را
بطرف بانکها هدایت کنند و در حلقه آخر این پروسه نرخ و سرعت تورم را
کاهش دهند. بر طبق همین فرمول ساده، افزایش بیست و یک درصدی سود بانکی،
نتنها نقدینگی را از بازار خارج نمیسازد، بلکه مشوقی خواهد شد تا
مابقی نقدینگیهای موجود در بانکها، بسرعت بطرف بازار ارز و طلا
سرازیر شوند و نرخ تورم را به نقطه غیر قابل محاسبه برساند. میزان ریال
در گردش به میزانی است که حتی اگرچند هزار میلیارد دلار سوبسید به
اقتصاد جمهوری اسلامی تزریق شود، در عرض بیست و چهار ساعت توسط نقدینگی
ریالی بلعیده خواهد شد. به همین علت بانک مرکزی اعلام کرده است که دلار
١٢٣٦ تومانی فقط برای موارد خاص بفروش میرسد. از جانب دیگر رژیم اسلامی
اوباشان تفنگدارش را به جان صرافان و فروشندههای جزء انداخته است و
اولتیماتوم داده است که دارندگان دلار "بی شناسنامه" و فروشندگان
"خاطی" را به اشد مجازات میرساند. از جانب دیگر تحریم بانک مرکزی بر
سقوط قیمت ریال و افزایش قیمت دلار اثر گذاشته است. رژیم اسلامی بسیاری
از منابع ارزی خود را بدین شکل از دست داده است. کل این معادلات، یکجا
بر افزایش هزینه زندگی مردم تاثیر گذاشته است. سیاست دستوری بانک مرکزی
نمیتواند سدی در مقابل این فروپاشی ایجاد نماید. قطعا در چند روز
آینده شاهد افزایش مجدد قیمت دلار و سقوط هرچه بیشتر ریال خواهیم بود.
بیکاری باز هم افزایش خواهد یافت، واحدهای تولیدی بیشتری ورشکسته
خواهند شد و فقر با شدت هرچه بیشتر بر زندگی مردم خیمه خواهد زد. این
شرایط به جدالهای مهم و بزرگی در جامعه شکل خواهد داد. هیچ جامعهای
داوطلبانه تسلیم این شرایط نخواهد شد.* |