نکته اصلی
* جنگ دلار
* بهداشت و درمان در زیر خط فقر
محمدرضا پویا
جنگ دلار
هفته گذشته در پی نوسانات شدید ارزی، قیمت دلار و یورو افزایش
بیسابقهای یافت که در نتیجه ارزش ریال در برابر ارزهای خارجی به
پایینترین سطح خود رسید. سوال این است که علت افزایش قیمت ارزهای خارجی
چیست؟
یک: اقتصاد سرمایه داری در ایران به مرز ورشکستگی و فروپاشی رسیده است.
بسته شدن کارخانه و واحدهای تولیدی به اخبار یومیه تبدیل شده است،
بیکاری به نقطهای رسیده که دیگر از کنترل دولت و تمامی نهادهای
اقتصادی تصمیم گیرنده خارج شده است، بر متن بحران سیاسی عمیق جامعه،
سرمایه و بویژه سرمایه در بخش صنعت، برای سرمایه گذاری احساس امنیت
نمیکند. حتی در یک اقتصاد "متعارف" سرمایه داری، این دلایل موجب سقوط
ارزش پول خواهد شد، بطریق اولی در اقتصاد تحت حاکمیت جمهوری اسلامی به
علت بحران ساختاری سی ساله، سرعت و شدت سقوط ارزش پول دو چندان خواهد
بود. در چنین شرایطی برای جلوگیری از سقوط قدرت پول، نتنها سرمایه
داران و صاحبان سرمایه، بلکه حتی مردمیکه مختصر پس اندازی در بانکها
دارند، تلاش میکنند آنرا به ارزهای معتبرتر جهانی تبدیل نمایند تا
شاید از بی ارزش شدن موجودی خود جلوگیری نمایند. در چنین شرایطی معمولا
تقاضا برای ارزهای خارجی بالا میرود و لاجرم افزایش قیمت ارز را بدنبال
خواهد داشت.
دو: دولت احمدی نژاد با توجه به کسری چند هزار میلیاردی بودجه و با هدف
جمع آوری هر چه بیشتر نقدینگی، ارزش ریال در برابر دلار را عملا
"شناور" کرده است و به همین علت قیمت ارز جهشی بالا رفته است. تنها
منبع ارائه ارز خارجی بانک مرکزی است. افزایش قیمت دلار موجب جمع شدن
حجم بیشتری از نقدینگی در بانک مرکزی خواهد شد، تا بدینگونه به خیال
خودشان، بخشی از کسری بودجه امسال خود را جبران کنند. از جانب دیگر با
دو نرخی بودن قیمت دلار (نرخ رسمی ١١٠٠ تومان، نرخ بازار آزاد ١٥٠٠
تومان) دولت بابت فروش هر دلار ٤٠٠ تومان سود میکند. اگر به حجم فروش
ارز از جانب بانک مرکزی در همین یکماه اخیر توجه شود، مابه التفاوت
قیمت رسمی و قیمت آزاد دلار سر به هزاران میلیارد تومان میزند. این
سیکل به همین شکل ادامه خواهد داشت. یعنی ارزش ریال در برابر ارزهای
خارجی کمتر خواهد شد، هجوم برای خرید ارز ادامه خواهد داشت و در نتیجه
قیمت دلار و مابقی ارزها رو به افزایش خواهد گذاشت. اما سقوط ارزش ریال
در برابر ارزهای خارجی، موجب افزایش شدید تورم میشود و به یک جهش خانه
خراب کن قیمتها منجر خواهد شد، وضعیتی که فقر جامعه را عمیقتر و
گستردهتر خواهد نمود، و در کل دردی هم از دولت و کسری بودجه آن دوا
نمیکند.
سه: از یکطرف بانک مرکزی توانایی پاسخ به میزان بالای تقاضای ارز را
ندارد. دزدیهای کلان، هزینه های بالای رژیم اسلامی برای گروههای
تروریستی اسلامی، "گم" شدن میلیاردها دلار از منابع در آمدها، و اختصاص
میلیاردها دلار به بودجههای نظامی و دستگاههای سرکوب همگی موجب خالی
شدن "خزانه" شده است. عدم توانایی بانک مرکزی در برآورده نمودن تقاضای
ارز، خود موجب افزایش قیمت ارز خواهد شد. از جانب دیگر زمزمه تحریم
بانک مرکزی و در نتیجه مسدود شدن برخی از منابع در آمدهای ارزی، شوک
بزرگی را به اقتصاد جمهوری اسلامی وارد کرده است که اثرات روانی و
کوتاه مدت این شوک خود را در شدت گرفتن سرعت تورم و بی قدرتی هرچه
بیشتر ریال در برابر ارزهای خارجی نشان میدهد.
اما صرفنظر از سیاست انبساطی و انقباضی رژیم اسلامی در مورد دلار، ما
با یک فروپاشی اقتصادی روبرو هستیم. جمهوری اسلامی حتی در سطح فرمال و
تبلیغی هم ادعای "بهبود" این وضعیت را ندارد. دولت به بانکها بدهکار
است، وابستگان ریز و درشت جمهوری اسلامی هزاران میلیارد تومان تحت
عنوان وام از بانکها قرض گرفتهاند و هرگز آنرا پس ندادند. دزدیهای
میلیاردی در ساختار رژیم اسلامی نهادینه شده است، یک غارت و چپاول رسمی
و عیان است که روزانه و هر بار در دعواهای گانگسترهای اسلامی اخبارش
به گوش مردم میرسد. سرازیر شدن سرمایهها بطرف طلا و ارز خارجی، و سقوط
ریال حلقههای آخر این فروپاشی اقتصادی است. تا به وضع زندگی مردم
برمیگردد، صحبت از خط فقر بمعنای تلطیف کردن این شرایط است، رژیم
اسلامی زندگی مردم را به خط گرسنگی و مرگ رانده است. مردم برای رهایی
از این گرسنگی رسمی، راهی جز مقابله ندارند. بویژه جنبش کارگری در
اسفند ماه امسال، با تقاضای افزایش دستمزدها تا سطح دو میلیسون تومان،
میتواند مارش این اعتراض را بصدا در آورد.
بهداشت و درمان در زیر خط فقر
"شهابالدین صدر، رییس سازمان نظام پزشكی كشور در همایش اقتصاد
سلامت؛ چالشها و چشماندازها با تاكید بر اینكه «یك و نیم میلیون
ایرانی در معرض هزینههای فاجعهبار سلامت زیر خط فقر میروند و
مجبورند خانه و اسباب زندگی خود را هم بفروشند»، از سهم ٥٧درصدی مردم
در پرداخت هزینههای درمانی خبر داد. چالش هزینههای درمان و سهم بالای
مردم از پرداخت این هزینهها در طول چند سال اخیر در شرایطی است كه
اجرای قانون هدفمندی یارانهها بیش از پیش بر میزان این هزینهها
افزوده است. به طوریكه اجرای قانون هدفمندی یارانهها، معرفی
تعرفههای درمانی غیرواقعی و عدم تخصیص سهم ١٠درصدی وزارت بهداشت از
محل هدفمندی یارانهها و سهمیلیارد دلار درآمدهای نفتی به این
وزارتخانه كار را به جایی رسانده است كه هزینههای درمانی در سال ٩٠ تا
سقف ٤٠درصد افزایش داشته است".
در چند ماه گذشته بارها بیمارانی که توانایی پرداخت هزینههای سرسام
آور بیمارستانها را نداشتند، در بیابان و کنار جادهها به حال خود رها
شدند. اخراج بیماران از بیمارستانها به علت نداشتن پول، سمبل بی حقوقی
مردم در داشتن حق برخورداری از درمان و بهداشت جامعه است. سپردن سلامتی
مردم به دست سود و زیان بازار سرمایه، موجب شده است که این اولیهترین
حق انسان، یعنی سلامتی و درمان، از دسترس میلیونها نفر خارج و در لیست
تقاضایهای "لوکس" قرار گیرد. کار بجایی رسیده است که کاربدستان رژیم
هم اذعان میکنند که مردم برای تامین سلامتی ، مجبور به فروش اثاثیه
زندگی خود میشوند. اما این تنها بخش کوچکی از یک تراژدی بزرگ است. دولت
سالیانه میلیاردها تومان را به اسم حق بیمه، از دستمزد ناچیز کارگر کسر
میکند و در عوضش دفترچهای بدست کارگر میدهد که هیچ جا اعتبار ندارد.
شهروند جامعه را در مثلث دولت، شرکت بیمه، و بیمارستان، سرگردان
کردهاند. دولت از حقوق کارگر حق بیمه کسر میکند، اما این پول ظاهرا
هرگز بدست شرکتهای بیمه نمیرسد و به همین علت است که دولت صدها
میلیارد تومان به شرکتهای بیمه بدهکار است. از جانب دیگر بخش وسیعی از
بیمارستانها و نهادهای درمانی بدست بخش خصوصی سپرده شده است که این به
معنای آن است که مریضی و درمان مردم باید برای صاحبان سرمایه تولید سود
کند، و لذا افزایش قیمتها و تورم بالا نیز پایش به بیمارستانها هم
کشیده میشود. این پروسه به آنجا منتهی میشود که شرکت بیمه برای حفظ
میزان سود خود، سالیانه اقلام بیشتری از پروسه درمان را از لیست بیمه
خارج میکند و عملا دفترچه بیمه به ورق پاره بی اعتباری تبدیل میشود که
جایی خریداری ندارد. در انتها مردم میمانند و غول غیر قابل مهار افزایش
قیمت پروسه درمان که توانایی پرداخت آنرا ندارند. رها کردن بیماران در
گوشه خیابان، انتهای پروسهای است که درمان و سلامتی را به یک تراژدی
بزرگ برای میلیونها خانواده تبدیل کرده است. این سر راستترین و
بیواسطهترین تصویر از حکم توحش سرمایه داری است که به شهروند جامعه
اعلام میکند که به میزان پول و سرمایه ات حق زنده ماندن داری. در
بسیاری از کشورها، مردم حق داشتن سلامتی و بهداشت را به دولتها تحمیل
کردهاند و دیگر مردم نسبتا دلهره پرداخت پول بیمارستان و دکتر را
ندارند. اما در ایران، دزدان و گانگسترهای اسلامی سلامتی مردم را به
گروگان گرفتهاند. عدهای از مفتخوران اسلامی در راس شرکتهای بیمه و
بیمارستانهای خصوصی سالیانه هزاران میلیارد تومان پول مردم را به جیب
میزنند و در قبالش مردم را از داشتن حق سلامتی محروم میکنند. پایین
آمدن سطح بهداشت جامعه، افزایش مرگ و میر، پایین آمدن سن مرگ، و بحران
دائمی در تامین دارو از نتایج اولیه اعمال جنایتکارانه رژیم اسلامی در
محروم کردن مردم در برخورداری از حق درمان و بهداشت است. در فردای
سرنگونی جانیان اسلامی، باید کل پروسه درمان و بهداشت را برای کلیه
شهروندان جامعه، مجانی اعلام کرد. سلامتی مردم را باید در همان ضرب اول
از بازار سرمایه خارج و در دسترس همگان قرار داد.*
|