٢٢  آذر  ١٣٩٠ -  ١٣  دسامبر  ۲۰۱۱

کارگر کمونيست  ١٨٧

قتل در شرکت فولاد کاویان

یاشار سهندی


"حوضچه‌ای درشرکت فولاد کاویان وجود دارد که ٩ تن ازهمکاران ما را هرروزسه نفر به داخل آن می‌فرستند تا لجن‌هایی که باعث گرفتگی مسیردفع فاضلاب شده را بیرون بکشند. تمام وسائل وتجهیزاتی که به آنهاداده می‌شود چکمه و دستکش است. این افراد باید درعمق ٨ متر که ٣ متراول دهانه باز و بدون آب و لجن، و در ٥ متر بقیه لجن همراه روغن صنعتی و گازمتان است کار کنند. آنها اغلب هیچ اطلاعی از فشار و مقدار آب و لجن متراکم شده در سرتاسر لوله ندارند. لوله‌هائی که ازهمه شرکت جمع شده وبه این نقطه میرسد وهمچنین ازخطرمرگی که گازمتان میتواند برایشان ایجاد کند. به دستور و تهدید رئیس خدمات هرکس نخواهد کاری که آنها می‌گویند انجام دهد اخراجش می‌کنند و یک وانت بیکار جدید می‌آورند و جایگزین اخراجی‌ها می‌کنند. چند روز پیش بعد از تخلیه تمام لجن‌ها و روغن‌های درون حوضچه یکباره دهانه لوله ورودی به حوضچه با فشار گازمتان بازشد و نفر نشسته بنام سعیدخانی پور قبل از اینکه آب و لجن‌ها حوضچه را پرکند بدلیل گازگرفتگی هنگام فراراز داخل حوضچه بیهوش شده و به داخل حوضچه سقوط کرد و خفه شد. نفرسوم که در ورودی دهانه سه متری بود بیهوش شد و به اغما رفت. مقصراصلی سلسله مراتب شرکت فولاد کاویان است که برای کم کردن هزینه‌های شرکت و پرکردن جیب رسول سلیمی نمین که ٤ شرکت فولاد اهدائی دولت را با قیمت مفت صاحب شده است،‌ به این کار مبادرت دارد. یکی ازبستگان سعید خانی پور که درحال فیلم گرفتن با موبایل بود مورد سوال حراست قرار گرفت. حراستی‌ها گفتند فیلم می‌گیری و فردا می‌رود در اینترنت. او هم گفت: اینهمه کشتید و زدید عکس و فیلمش هم رفت توی اینترنت کسی کاری با شما کرد؟ با این جواب آنها تمام موبایل‌ها را جمع کردند. خواهش و التماس می‌کنم برای خوشحالی دل ما کارگران شرکت فولاد کاویان و به حکم انسانیت، علیرغم گذشت زمان به هرشکل که میتوانید این خبر را منتشر کنید"

آنجه که خواندید متن ایمیلی است که یکی از کارگران فولاد کاویان در اینترنت منتشر کرده است. حادثه در ١٥ تیر ماه گذشته اتفاق افتاده است که برخی از سایتها و خبرگزاریهای حکومتی آنرا در هفته اول شهریور منتشر کرده‌اند و البته مبنای خبرشان همین ایمیل بوده است. این ایمیل هنوز در اینترنت منتشر میشود چرا که با وجود اینکه ٥ ماه از حادثه گذشته است هنوز کسی به درد کارگران شرکت فولاد کاویان رسیدگی نکرده است. همان زمان یکی از مدیران این شرکت به نام "نعمت بخش" درمصاحبه با خبرگزاری مهر در عکس العمل به خبر مرگ ٢ نفر از کارگران در "حوضچه مرگ" بیان کرده "آنچه در این نامه گفته شده است غرض ورزی است" و اخراج کارگران را تکذیب کرده است و ایشان با وقاحتی که در همه کارفرمایان سراغ داریم تاکید کرده است: به کارگران ماسکهای معمولی داده شده بود، ولی ماسکهای ضدگاز نداشتند!" و ادامه دادند : "در ٥ سال گذشته، هیچ کارگری از شرکت به این دلیل اخراج نشده، آنهایی که استثنائا از کار اخراج شده‌اند، مسایل دیگری مانند مواد مخدر و یا سرقت داشته‌اند." احمدی نامی مسئول بخش خدمات شرکت فولاد کاویان گفته: در طول ٣٥ سال از راه اندازی شرکت، تنها دو سه مورد از این اتفاقات داشته‌ایم درحالی که در معادن و یا شرکتهای فولادسازی دیگر هر روز یک نفر کشته می‌شود!" پنج ماه گذشته است اما در این مدت نه کسی بازخواست شده است نه کسی خودش را اساسا جوابگو میداند. با وجود اعتراف یکی از مدیران که حتی از در اختیار گذاشتن ماسک ضد گاز به کارگران خودداری شده است کسی یقه مدیران این شرکت را نگرفته است که چرا اینکار صورت نگرفته است، این بماند همان زمان مدیر روابط عمومی این شرکت با بی شرمی تمام بیان کرده است: "این کارگران ایمنی را رعایت نکرده بودند و مقصر مرگ دو نفر در اتاقک تخلیه فاضلاب، خودشان هستند." مسئول بخش خدمات این شرکت طلبکار هم هست و انتظار دارد مدالی، دیپلم افتخاری، یک چیزی شبیه اینها به ایشان داده شود چون مدعی است در شرکتهای دیگر و معادن هر روز یک نفر کشته میشوند در فولاد کاویان به ادعای ایشان دو سه مورد در ٣٥ سال بوده است. همین مورد اخیر که منجر به قتل دو نفر هم شده اگر همکار مقتولین در اینترنت خبر را منتشر نمی‌کرد که اساسا این را هم کسی متوجه نمیشد و و به گفته یکی از مدیران اینهم از غرض ورزی بوده است، شاید اگر این پرونده همینجور ادامه پیدا کند کسی باید به این "مدیران محترم" خسارتی پرداخت کنند که چنین مورد سوال واقع شدند!

در جمهوری اسلامی اگر کسی متهم به قتل شود، تا او را نکشند مقامات این حکومت آرام نمیگیرند. کافی است متهم به قتلی در پرونده‌ای شناسایی شود، به او مهلت هیچگونه دفاعی داده نخواهد شد. در اداره پلیس به شدت زیر شکنجه‌های وحشتناک است تا اعتراف کند و از سوی دیگر بلافاصله رسانه‌های این حکومت او را رسوای عالم میکنند و القابی مانند "خفاش شب" به او میدهند تا او هیچ راهی برای دفاع از متهم در جامعه باقی نماند. دادرسی هنوز به پایان رسیده و نرسیده متهم دادگاهی میشود و هنوز کیفر خواست کذایی خوانده نشده حکم صادر گردیده است. بیست روز مهلت قانونی برای اعتراض به رای دادگاه نمی‌گذارند به روز بیست یکم بکشد متهم در ملا عام به قتل میرسد. اما در مواردی مانند شرکت فولاد کاویان " یکی از مدیران" این شرکت رسما اعتراف کرده است در محلی که اشباع از گاز متان بوده از در اختیار گذاشتن ماسک ضد گاز امتناع ورزیدند و این یعنی عمدا کسی را به سوی مرگ کشاندن و این عملا اتفاق افتاده و دو نفر کارگر کشته شده‌اند اما ٥ ماه گذشته و مقامات این حکومت اصلا به روی خودشان نمی‌آورند که این دو نفر کشته شده‌اند، چرا که آن مدیران "محترم" از جنس خود مقامات رسمی حکومت هستند و هیچ وقت چاقو دسته خودش را نمی‌برد. قاتل در اینجا "شخص محترمی" است، مانند "بیجه" یک جوان نابود شده در گودالهای کوره پزخانه‌ها نیست که دست به قتل کودکان میزد و حکومت برای پوشاندن جنایت خودش نه به او و نه به جامعه فرصت داد که فکر کنند چه اتفاقی افتاد. قاتل اصلی در اینجا فی الواقع سود سرمایه است که این مقدس‌ترین چیزها در این دنیا است که حتی خود خدای "احد واحد" که در آسمانها برای خودش پرسه میزند به اندازه سود سرمایه قداست ندارد. اگر لازم باشد حکم خدا را زیر پا میگذارند و یا به قول خمینی احکام اسلام را تعطیل میکنند. سود سرمایه اما از چنان قداستی برخوردار است که تا کنون میلیون میلیون آدم در زندانها و میدانهای جنگ کشته شده‌اند و صد‌ها هزار انسان در کارخانجات به قتل رسیده‌اند چرا که برای یک لحظه نمی‌شده سود سرمایه را تعطیل کنند. این سود تعطیل بردار نیست. سود سرمایه نباید پائین بیاید، بنابراین دریغ کردن ماسک ضد گاز از کارگری که در فضائی کار میکنند که از گاز متان اشباع شده است "طبیعی" است چون به سود لطمه میزند. خیلی‌ها در این دنیا تاکنون به خاطر به خطر انداختن سود سرمایه بازداشت و محاکمه و زندانی و اعدام شده اند. اما انتظاری بس بیهوده خواهد بود که آن مدیر محترمی که برای حفظ قداست سود سرمایه از تهیه ماسک مخصوص ضد گاز امتناع کرده است توسط حکومتی به محاکمه کشیده شود که خود یکی از هارترین حکومتهای سرمایه است که نفس یک زندگی شاد را از مردم دریغ کرده است. تنها روزی این قتلهای محترمانه به پایان میرسد که سود سرمایه دیگر محترم نباشد.*