اعتراض كارگری نمیتواند منتظر اجازه دولت بماند!
ناصر اصغری
جنبش كارگری هم در مبارزه بر سر مطالبات روزمره خود و هم در مبارزه
در باز كردن راهی برای پیشروی كل جامعه همچنان زنده و رو به پیش است.
این مبارزه اما گاه صریح و تند است و گاه پنهان و آهسته. گاه میشود آن
را با چشمان باز و یك نگاه ساده مشاهده كرد و فراز و فرودهای آن را
دید؛ و گاه باید در مشاهده خود دقیق شد كه آن فراز و فرودها را از
لابلای مسائل و وقایع دیگر دید. منتها مبارزه كارگری و جنبش كارگری
زمانی توجه جامعه را رساتر به خود جلب میكند كه اعتراضات كارگری هر
روزه شوند. اكنون وارد یك چنین مرحله و موقعیتی شدهایم كه خود حاصل
پروسه معینی است كه من در این نوشته قصد وارد شدن به آن پروسه را
ندارم. تعدادی از این اعتراضات در سطح علنی منعکس میشوند و تعدادی هم
اصلا گزارش نمیشوند و یا از سد سانسور نمیگذرند.
***
یكی از عرصههای مبارزه كارگران در ایران، جدال بر سر قانون كار و
تحمیل شرایط برده وار تحت عنوان "قانون كار" به كارگران بوده است. در
سالهای اخیر به مناسبت و به بهانه سالگرد تصویب قانون كار اسلامی، شاهد
اعتراضات كارگری رادیكالی بودهایم. امسال نیز با چنین موضوعی روبرو
بودیم. این نوشته به این موضوع نمیپردازد، اما با توجه به وجود یک نوع
نگاه و دید به مسئله "اعتراض" لازم است اشاره ای گذرا به مقوله اعتراض
كارگری و رابطه آن با دولت داشته باشیم. برای مثال، در یكی از خبرهای
مربوط به اعتراضات كارگری، یكی از كارگران كارخانه ایران تایر تهران
گفته بود كه "اگر دولت اجازه تجمع بدهد، تمامی كارگران كارخانه ما و
دیگر كارخانهها به خیابان میریزند." گزارش شده است كه این گفته در
رابطه با ارباب و رعیتیتر شدن "قانون كار" اسلامی ابراز شده است. از
همین كارگر نقل شده است كه: "همه چیز علیه كارگر است. سازمان تامین
اجتماعی بجای این كه طرفدار كارگر باشد كاملا طرفدار كارفرما است. مرتب
به یك بهانهای از كارگر كم میكند." ممکن است کارگری که این نکات را
مطرح کرده قصدش اشاره و تاکید بر سرکوب رژیم باشد که هر اعتراضی را
سرکوب میکند، اما بهرحال این گرایش وجود دارد که میخواهد اعتراض کارگر
را به کانال قوانین ببرد و کارگر را از اعتراض "غیر قانونی" منع کند.
این یک گرایش مخرب است و جریانات ضد کارگری خانه کارگر و شورای اسلامی
كار هم اگر نتوانند جلو اعتراض کارگری را بگیرند دائما درباره قانون و
چهاچوب قانونی موعظه میکنند. لازم است درباره اعتراض قانونی و
غیرقانونی و برخورد کارگر به آن به نکاتی اشاره کنم.
كارگران و اعتراض كارگری
اعتراض كارگری نمیتواند با تأیید دولت صورت بگیرد. منظورم از این
تأیید هم قانونی و هم غیرقانونی است. دولت كه با تار عنكبوتش، با ارتش
و پلیس و دانشگاه و وزارتخانهها و دادگاهها و غیره و غیره، جامعه و از
جمله كارگران را زیر سیطره خود دارد، نمیتواند در موقعیتی باشد كه
كارگران و جنبش كارگری منتظر تأیید آن برای شروع اعتراض باشند. اعتراض
كارگری هم میتواند "قانونی" باشد و هم غیرقانونی. اینجا به هر دوی این
موارد به اختصار میپردازم.
١) اعتراض "قانونی" كارگران در چهارچوب قوانینی است كه جنبش كارگری در
چهارچوب قوانین جاری كشور و معمولا توسط تشكلهای تودهای خود ـ و در
قریب به اتفاق موارد اتحادیهها ـ به آنها تن دادهاند. این موضوع،
منتها اینچنین سیاه و سفید هم نیست. قوانین جاری مملكت و بخصوص آنجا كه
به رابطه بین كارگر و كارفرما مربوط است، حاصل یك جنگ و جدال طولانی و
در شرایط و تناسب قوای خاصی تدوین و تصویب شدهاند. اینجا عمدا این
قانون را در گیومه آورده ام تا بر این موضوع تأكید بگذارم كه آن
قوانینی كه كارگران باید در چهارچوب آنها اعتراضات خود را بنمایش
بگذارند، به كارگران تحمیل شدهاند. اتحادیه های موجود كه عموما در یك
جدال درازمدت و بدنبال سركوبهای خونین فعالین کارگری کمونیست جنبش
كارگری ایجاد شدند و صاحب رأی كارگران شدهاند، در دسته بندیهای بین
جناحهای مختلف طبقه حاكم، بخش كارگری گرایش سوسیال دمكراسی این طبقه
حاکم هستند. این سركوب خونین، طبقه کارگر و جنبش كارگری ای كه كل سهمش
از تولید را میخواست سركوب كرد و فعالین سوسیالیست و كمونیست این جنبش
را برای مدتهای مدیدی حاشیهای كرد.* جنبش كارگری هم در یك چنین
موقعیتی، با فشار و وزنه دائمی خود سعی كرده هر چه بیشتر قوانین را به
نفع خود سنگین نگه دارد. اما هر زمانی كه اعتراضات كارگری از چهارچوب
قوانین مزبور عبور كرده مورد سركوب خونین قرار گرفته و آنجا كه مسئولین
تشكلهای تودهای كارگران هم توان كنترل پتانسیل بنیانكن جنبش كارگری
را از دست دادهاند و یا به هر دلیلی از كنترلشان خارج شده است، خود
این مسئولین یا كنار گذاشته شدهاند و یا با مجازات و جرائم سنگینی
روبرو شدهاند. نكتهای كه اینجا قابل توجه است این است كه از نظر دولت
اعتراض كارگری نه تنها فقط در چهارچوب قوانین نوشته شده اداری حق دارند
راه بیافتند و نه خارج قانون، بلكه مجالس، دادگاههای مختلف و
پارلمانهای مملكت میتوانند در همه موارد وارد عرصه شده و با آوردن
بهانههائی چون موقعیت كشور و موقعیتی احتمالیای كه كشور با وقوع
اعتصاب به آن وارد میشود، قوانینی اضطراری وضع كنند و از هرگونه
اعتصاب و اعتراضی جلوگیری كنند. مسئولین تشكلهای كارگری هم، از آنجا
كه "شهروندان مطیع قانون" هستند، تنها با نق زدنهای مجاز به همه قوانین
و از جمله قوانین اضطراری گردن میگذارند.
این اعتراض "قانونی" در یك سطح عمومی و كلاسیك آن است. تا جایی كه به
جمهوری اسلامی مربوط است، چنین بحثی اصولا بی مورد است. در چهارچوب
قوانین اسلامی كارگر نه تنها حق اعتصاب ندارد، بلكه حق ایجاد هیچگونه
تشكلی را هم ندارد. در نتیجه اگر كسی انتظار اجازه تجمع و اعتراض
كارگری اینچنینی از دولت جمهوری اسلامی را دارد، ول معطل است. از نظر
رهبران جمهوری اسلامی به سادگی "اقتصاد مال خر است" و "اعتصاب حرام
است". قوانین اسلامی در رابطه با كارگر در همین دو عبارت و اصطلاح
كوتاه خلاصه شده است.
٢) اعتراض غیرقانونی كارگران هم در چهارچوب همان قوانین جاری مملكت
است. منتها قانون یا صریحا و یا با تبصره و شرط و شروط اقتصادی و
اسلامی و ملی و غیره، اعتصاب و اعتراض كارگری را ممنوع میكند و
كارگران باید از زور سمباته خود استفاده كرده و اعتراض سازمان بدهند كه
در چنین مواقعی گاها از عناصر رژیمی میشنویم كه حسین شان هم كارگر است
و پیغمبرشان بوسه بر دستان كارگران میزند! در این باره احتیاج به
توضیح زیادی نیست.
اما آنچه كه از نقل قول اول این نوشته میخواهم نتیجه بگیرم این است كه
اگر منظور از "دولت اجازه اعتراض به كارگران نمیدهد" این است كه سركوب
میكند، دقیقا این همان معضلی است كه جنبش كارگری در ایران و در یك
سطحی در كل جهان با آن روبرو است و باید برایش راه حلی بیابد. اگر در
جائی مثل تركیه و یا سوئد و هند كارگران با سیاست هویچ و چماق طرف
بودهاند، در ایران با سیاست چماق و چماق و باز هم چماق طرف هستند. در
نتیجه كارگر قبل از اینكه با اطلاعات و حراست و شورای اسلامی كار و
غیره روبرو باشد، میداند كه با چه چیزی طرف است و چكار باید بكند.
كارگر و فعال كارگریای كه با یك چنین معضلی روبروست، ابتدا به
اعتراضات پراكنده كارگری و درجه سازمانیابی ضعیف این اعتراضات نگاه
میكند و با برداشتن گامی به عقب، به اعتراضات قویتر بعدی میاندیشد.
قبلا هم گفتهایم كه اگر اعتراضات پراكنده امروز جمهوری اسلامی را تا
نتیجه مطلوبی كه كارگران در نظر داشتند عقب نرانده، باید سریعا به فكر
این بود كه با كارخانه و كارگاه بغل دستی اعتراض مشترك سازمان داد.
باید روز بعد از اعتراض، مجمع عمومی فراخوان داد و در باره گامهای
مؤثرتر بعدی بحث و گفتگو كرد. باید رهبران كارگری در همه سطوح، دست در
دست هم گذاشته و نقشه عملهای مشخص و كارسازی جلوی جنبش كارگری بگذارند.
فعالین كارگری در كارخانه A حتما باید سراغ كارگران اعتصابی كارخانه B
بروند و خود را با فعالین كارگری آن كارخانه مرتبط كنند. از تجارب
همدیگر استفاده كنند و پیام همبستگی كارگران كارخانه خود را به آنها
برسانند. اعتصابات قدرتمند و سراسری فقط اینجوری به وقوع میپیوندند.
فعالین كارگری پتروشیمی تبریز در رابطه با خبر احتمال بیكاری بیش از ٥
هزار كارگر كارخانه ایرانخودرو در تبریز چه عكس العملی از خود نشان
داده و چه اقدامات مشخصی در دستور گذاشتهاند، چه تبادل نظراتی شده
است. كارگران اعتصابی فضای سبز آبادان چه ارتباطی با كارگران قراردادی
پالایشگاه آبادان داشتهاند. خاتون آباد درد همه جامعه است، كارگران و
فعالین كارگری چگونه میتوانند از آن استفاده كنند و خود را برای
نبردهای مهمتر و سازمانیافته تری آماده كنند. آیا فعالین كارگری، چه در
كارخانه و چه در بیرون از كارخانجات، سالگرد این واقعه را دور هم جمع
میشوند و تجاربشان را روی هم میگذارند و درباره تجارب خود و راه
حلهای احتمالی بحث و گفتگو میكنند؟ این شیوه جاری در تمام دنیا، از
آمریكا و كانادا تا تركیه و مصر است. و درست از همین سر هم شاهد بودیم
كه جنبش كارگری مصر توانست خود را سازمان بدهد و ضربه كاری بر پیكره
پوسیده حكومت مبارك وارد كند. حكومتی كه درجه پوسیدگی آن به اندازه
پوسیدگی جمهوری اسلامی نبود!
اگر كسی انتظار دارد كه در جمهوری اسلامی میتواند اعتراض، و آنهم
اعتراض غیرقانونی بكند و جمهوری اسلامی هم اجازه میدهد و سركوب
نمیكند، او هم ول معطل است. اما نمیشود وارد یك جنگی هم شد كه انتظار
سركوب هست، اما از گام بعدی مطمئن نبود و راه حلی برای آن هم نداشت! در
نتیجه كسی كه وارد این جدال میشود و انتظار دارد كه از این جدال
موفقتر بیرون آید، باید بسیج نیرو كند و این فقط از طریق متصل كردن
اعتراضات هم اكنون جاری كارگری صورت میگیرد كه به وفور شاهد آن هستیم.
دولت سرمایه دارها طرفدار سرمایه دارهاست
در هیچ كجای دنیا دولتی را نمیتوان پیدا كرد كه طرفدار سرمایه
دارها نباشد. چه آنجا كه مستقیما مثل مبارك و بن علی و جمهوری اسلامی
میلیارد میلیارد از كارگران و مردم تهی دست میچاپند و به حسابهای خود
میریزند، و چه آنجائی كه حافظ قوانینی هستند كه در همه آنها،
بلااستثناء مالكیت خصوصی بر وسائل تولید مقدس است.
در نقل قول ابتدای این نوشته آورده بودیم كه: "همه چیز علیه كارگر است.
سازمان تامین اجتماعی بجای این كه طرفدار كارگر باشد كاملا طرفدار
كارفرما است. مرتب به یك بهانهای از كارگر كم میكند." دقیقا همینطور
است. سازمان و وزارتخانههای دولتی كاملا طرفدار كارفرماها هستند؛ برای
اینكه خود دولت بزرگترین كارفرماست و یا ناف مسئولین بلندپایه دولتی با
هزار و یك رشته مرئی و نامرئی به كارفرماها وصل است. كارگری كه این را
میداند و هر روز هم به یك بهانهای شاهد حمله به سطح معیشت خود و
خانواده اش هست، تنها كاری كه میتواند و باید بكند اینست که بلادرنگ
بفکر بسیج نیرو باشد که جنگش را با دولت و کل رژیم به سرانجام برساند.
نمیتوان منتظر فرشته نجات بود. راه میانبری هم نیست. اگر بخواهیم از
شر جمهوری اسلامی خلاص شویم، این تنها راه است. باید متحد شد و
اعتراضات غیرقانونی را با قدرت تمام به پیش برد.
==========
توضیح
* خوانندگان علاقمند و كنجكاو در همین رابطه را به دو نوشته
"تشکلهای تودهای طبقه کارگر" از منصور حكمت و "اتحادیهها و انقلاب
صنعتی دوم" از ناصر اصغری مراجعه میدهم.
٤ دسامبر ٢٠١١ |