١٠  آبان  ١٣٩٠ -  ١  نوامبر  ۲۰۱۱

کارگر کمونيست  ١٨١

جنبش ضد سرمایه داری اشغال وال استریت
پاسخی به كاظم علمداری

عباس گویا

نوشته کاظم علمداری تحت عنوان "جنبش وال استریت و چپ سنتی" یک نمونه تیپیک از برخورد محافل دست راستی اپوزیسیون ایرانی است که برای دفاع از سرمایه داری و دمکراسی سر از پا نمیشناسد. دست به تلاشی عجیب میزند تا بلکه چهره متعفن سرمایه داری و دمکراسی را بزک کند، سرمایه داری را یک نظام اذلی و ابدی معرفی کند و دمکراسی را نهایت خوشبختی انسان قالب کند. عبث! "استدلالات" علمداری در دفاع از سرمایه داری البته کهنه و پاخورده و تکراری است. حرفهایش درباره تعدیل این سیستم نیز تکراری است که مثل تمام موارد دیگر، وقتی جامعه در اعتراض به وضع موجود بحرکت درمیاید و نظم موجود را تهدید میکند، مدافعین نظام موجود به کمبودهائی اعتراف میکنند و برای تعدیل آن نسخه میدهند. جالب اینست که همت آقای علمداری برای جهت دادن نظرات بسوی دفاع از سرمایه داری به بهانه جنبش اشغال وال استریت صورت میگیرد. از آینده این جنبش و رادیکالتر شدن آن نگران است و تلاش میکند آنرا از محتوای ضد سرمایه داری اش خالی کند و آنرا بعنوان یک جنبش برای "اصلاحات" معرفی کند تا بلکه حداکثر چنین بشود. تمام آسمان ریسمان بهم بافتن‌های كاظم علمداری برای اینست كه بگوید هر کسی به ساحت سرمایه نزدیک شد و خواست حقش را از حلقوم سرمایه داری بیرون بکشد، با او مخالف است. اما دنیا دارد تغییر میکند. در چهارگوشه جهان، از میدان تحریر قاهره تا وال استریت، یک جنبش عظیمی بحرکت درآمده که علیرغم کمبودها و اشکالات زیاد آن سرمایه داری را هدف گرفته است. باید برای تقویت این جنبش و پیروزی آن تلاش کرد.
اینجا بطور مختصر به نکاتی از بحث علمداری پاسخ میدهم.

جنبش اشغال چه هدفی دارد؟
اولا "جنبش اشغال وال استریت" (نه "جنبش وال استریت"!) كه در سطح یك جنش سراسری با عنوان "اشغال" هم شناخته میشود(١) یک اهمیتش در شكل اعتراضی اشغال است. نادیده گرفتن خصلت اشغالی این جنبش بمعنای عدم درك شكل و مضمون این جنبش است. اشغال ضمن اینكه شكلی از بروز اعتراض اجتماعی را بیان میكند دارای یك محتوای ضد حكومتی و ضد سرمایه داریست. سنت اشغال كارخانجات از طرف كارگران بعنوان مثال٬ بمعنای تصرف قدرت در كارخانه است. قدرت چیزی نیست مگر توان كنترل. با اشغال یك كارخانه كارگران اعلام میكنند كه كنترل تولید را خود بدست میگیرند. اشغال وال استریت از اشغال میدان تحریر كه ادعای گرفتن قدرت بدست مردم را داشت الهام گرفته است. همانطور كه اشغال مركز شهر تل آویو در بولوار روتس شیلد٬ همانطور كه اشغال میدان پویترو د سول در مادرید اسپانیا از میدان آزادی (تحریر) قاهره الهام گرفته بودند. اشغال بلافاصله به آزادی گره میخورد. به بازپس گیری قدرت بدست مردم٬ به كنترل جامعه به اراده مستقیم مردم گره میخورد. جنبش اشغال مضمون خود را در شكل بروزش بیان كرده است٬ حذف دیكتاتوری سرمایه داری و برقرای جامعه آزاد و برابر كه با اراده مستقیم مردم اداره میشود.

تقابل با ماركسیسم تحت پوشش نقد "چپ سنتی"
در ثانی "چپ سنتی" علمداری بمعنای عام نقد سوسیالیستی سرمایه داری بكار رفته است٬ نه چپ سنتی كه در ادبیات ٣ دهه گذشته چپ در ایران بعنوان چپ غیر كارگری شناخته میشود. ایشان با سوسیالیسم برابری و آزادی خواه سر جنگ دارد. از كمونیسم ماركسی وحشت دارد.

كاظم علمداری بخاطر اینكه خود او نمیخواهد عضوی از جنبش اشغال ضد سرمایه داری باشد منكر این خصیصه اصلی جنبش اشغال میشود- بهمین سادگی! جالب اینست که علمداری با اشاره به عناصر اصلی سیستم سرمایه داری که بانی تمام مصائب جامعه است از سرمایه داری دفاع و با سوسیالیسم مخالفت می‌كند! میگوید: "اساس سرمایه داری «مالکیت خصوصی»، «رقابت» و «سود بری» است. سوسیالیسم هم نتوانست این ویژگی‌ها را نادیده بگیرد". معلوم نیست که سوسیالیسم که باید همین "ویژگیها" را از بین ببرد چگونه آنها را نتوانسته نادیده بگیرد؟ اما اگر بقول علمداری "این جنبش با سرشتی رنگین کمان" فقط یك كاراكتر داشته باشد٬ اتفاقا اعتراضش به همین سودجویی٬ مالكیت خصوصی (بر ابزار تولید) و رقابت سرمایه است. نه تنها تمامی این "رنگین كمان" كه حتی سوپر میلیاردهایی مانند وارن بافت و جورج سوروس٬ كه ربطی به جنبش اشغال ندارند٬ از سر اینكه سود میبرند به نتیجه ازخود مالیات بگیری رسیده‌اند. در ثانی جنبش اشغال با نام جنبش ٩٩ درصدی هم خود را معرفی كرده است. جنبش ٩٩ درصدی‌ها دقیقا از زاویه تقابل با ١ درصد مالك خصوصی ثروت جامعه هویت ضد مالكیت خصوصی بر ابزار تولید را به پیشانی اش حك كرده است.

"کوتاه سخن این جنبش در پی بازسازی آمریکاست، نه تخریب آن." چرا؟ چون آقای علمداری میخواهد اینطور باشد! در دفاع ایشان از سرمایه داری باید گفت كه این دفاع بمانند اعتراض خروس بی محلی است كه نمیداند با این موجود تاریخا منقرض كه روی دستش باد كرده است چكار كند. ایشان حتی به سركوزی سه سال پیش هم شبیه نیست كه با عكس گرفتن با كاپیتال ماركس عملا اعتراف كرد كه دیكتاتوری سرمایه داری٬ خصوصا مدل دمكراسی آن٬ جواب ندارد. سركوزی اذعان كرد كه جواب را باید در "كلیشه تضاد كار و سرمایه" ماركس جست.

كارآكتر جنبش
علمداری برای جهت دادن به بحثش ابتدا كاراكتر این جنبش را "ضد فساد٬ ضد تبعیض و بی عدالتی و خشونت پرهیز" معرفی میكند. بسیار خوب٬ اجازه بدهید از همینجا شروع كنیم. اولا ریشه فساد٬ تبعیض٬ بی عدالتی و خشونت در همین نظام سرمایه داری است. این چهره امروز در بهترین مدل حكومت سرمایه داری٬ كه دمكراسی باشد، در فساد٬ تبعیض٬ بی عدالتی و خشونت غرق است چه رسد به سرمایه داری متوحش تری از نوع جمهوری اسلامی٬ مصر مبارك٬ لیبی قذافی٬ تونس بن علی٬ سوریه اسد٬ و شیوخ عربستان سعودی. در ثانی جنبش اشغال وال استریت بیان صریحی در رد سرمایه داری دارد٬ نه صرفا علیه بروزات فاسد٬ ناعادلانه٬ تبعیض آمیز و خشونت آلودش. بلکه همچنین ازجمله شعارهای این جنبش مانند "سرمایه داری را لغو كنید"٬ "سرمایه داری، جنایت سازمان یافته است"٬ "این جامعه کار نمیکند، بیایید جامعه دیگری بسازیم"٬ "جنگ با کارگران را متوقف کنید"٬ "جنگ طبقاتی" و دهها شعار و پلاكارد دیگر است كه بصراحت ضدیت خود با سرمایه داری را بیان میكند. ثالثا همانطور كه قبلا اشاره كردم شكل بروزجنبش اشغال همزمان و عینا ضدیت با فرم حكومتی سرمایه داری را همین امروز در جلو چشم ما٬ در شكل اراده مستقیم مردم از طریق مجامع عمومی در محلهای اشغالیش نشان میدهد.

خشونت ذاتی پلیس نتیجه منطقی بی عدالتی و تبعیض سرمایه داری
علمداری خشم خود از سوسیالسیم را بزعم خود با حمله به "ضعیفترین حلقه" سوسیالیستها آغاز میكند:
" اگر نیروهای آنارشیست در غرب آن را به خشونت نکشند بی شک می‌تواند نتایج مثبتی در پی داشته باشد."
خشونت همزاد سرمایه داری است. نمیتوان نظم "تو كار كن و زجر بكش تا من سود و لذت ببرم" را با هیچ منطقی به كسی قالب كرد. در بهترین مدل حكومتی دیكتاتوری سرمایه٬ یعنی در دمكراسی٬ باید برای این زورگریی در روز روشن٬ مجلس درست كرد، دولت درست كرد٬ قانون نوشت تا اینكه خشونت پلیس سركوبگر را در برقرای نظم و قانون زور توجیه كرد. دیكتاتوری سرمایه داری با فسادش، با تبعیض طبقاتی اش، با بی عدالتی اش٬ با نژاد پرستیش٬ با مذهبش٬ با ملی گراییش و با دمكراسیش بطور سیستماك و روتین بر علیه ٩٩ درصد جامعه خشونت می‌كند. خشونت پلیس بدلیل خشونت ذاتی نظم و قانون زورگوی دیكتاتوری سرمایه داری٬ خشونتی ذاتی است. صرف موجودیت پلیس در نظام دیكتاتوری سرمایه یعنی اعمال خشونت. اما از نظر ایشان اگر دو نفر كه معلوم هم نیست فرستاده خود پلیس باشند یا نه دو تا سنگ به فروشگاه وال مارت و سیتی بانك پرتاب كنند یا نهایتا خودروهای پلیس را به آتش بكشند اسمش میشود خشونت!! این عوامفریبی‌های رسانه‌های غربی اگر در یك روز آفتابی بود و خیابانها خلوت بود ممكن بود كسی را فریب دهد. اما امروز كه میلیونها نفر مستقیما در خیابانها و میادین اشغالی در جدال با سرمایه داری هستند٬ درست نتیجه عكس خود را پیدا كرده است. آخرین مورد آن اسكات اولسن است. در حالیكه او روی سنگفرش خیابان از ضربات اولیه پلیس از حال رفته بود٬ پلیس به طرف جمعی كه میخواستند امداد اولیه‌ای به او برسانند گاز اشك آور پرتاب كرد. این توحش پلیس٬ ناشی از یك خشونت ذاتی است. عكس العمل مردم به این توحش پلیس شركت چندین هزار نفره در روزهای بعد در اعتراضات ٩٩ درصدی‌ها در اوكلاند بود.

علمداری "فراموش میكند" كه آنارشیستها یكی از پایه‌های اصلی براه اندازی جنبش "خشونت پرهیز" اشغال وال استریت بوده اند٬ شكل تصمیم گیری مجمع عمومی ابتكار آنها بوده است. (٢) دیوید گریبر٬ آنارشیست ٥٠ ساله٬ در شرح سازماندهی اشغال وال استریت بعینه غلبه یك سیاست ضد حكومتی٬ ضد تمام احزاب و جناحهای حاكم را بیان میكند. در جلسه‌ای كه بمنظور مقدمات اعتراضات در تابستان گذشته فراخوان داده شده بود و متشكل از چندین گروه سوسیالیستی٬ اتحادیه‌ای و ضد امپریالیستی بود٬ آنارشیستها به این دلیل از نظر سیاسی دست بالا را گرفتند كه با كلیت دم و دستگاه حاكمه مخالفت كردند. خصلت ضد اتوریته‌ای آنارشیستها در جنبش اشغال وال استریت اتفاقا از جنس شیشه شكستن‌هایشان نبود. اتفاقا سیاسی بود و اتقاقا موضع درستی بود. موضعگیری مشخص سیاسی آنها٬ كه مخالف با كل احزاب حاكم بجای نقش گروه فشار روی حزب دمكرات را پیشنهاد میكرد بسرعت مقبول سازمانها و افراد دیگر شركت كننده در جلسه شد. حاكمیت این خط از طریق اصرار بر شكل تصمیم گیری مجمع عموی از طرف آنارشیستها بود.

علمداری باز هم "فراموش" میكند كه تاكنون بیش از ٢ هزار نفر از معترضین جنبش اشغال وال استریت بدون هیچ دلیلی توسط پلیس دستگیر شده‌اند.(٣) او خشونت عملا اعمال شده پلیس را كه توسط لیبرالهای آمریكا با خشونت نیروهای سركوبگر جمهوری اسلامی٬ لیبی٬ مصر و سوریه مقایسه شده است "نادیده" میگیرد(٤). "خانه نشین" شدن جنبش را نه از سر سركوبهای جاری و خشن و متوحش پلیس بلكه از احتمال "خشونت" آتی آنارشیستها میداند.

بدنه و سخنگویان جنبش
علمداری میگوید: "همانگونه که بارها سخنگویان غیررسمی جنبش وال استریت بیان داشته‌اند، این جنبش خودجوش نه ضد سرمایه داری و نه ضد آمریکایی است" اولا كدام سخنگویان غیر رسمی؟ این جنبش چیزی كه كم ندارد سخنگوی رسمی است.(٥) "سخنگویان غیر رسمی" اگر وجود خارجی داشته باشند احتمالا٬ با ارفاق بالایی به علمداری٬ همتایان او در مجلات تایمز و اكونومیست هستند. دوما "سخنگویان غیر رسمی" لابد شامل حال ژیژك و ریچارد ولف هم میشود(٦). آنها به جمع معترضین وال استریت بعنوان مدرس ضد سرمایه داری و كمونیست حاضر شده٬ هزاران نفر همراه با ولف و ژیژك در مقابل وال استریت گفتند سرمایه داری نابود باید گردد و نظام اقتصادی برابری طلبانه جای او را بگیرد. اگر اینها "شعار سوسیالیستی نیست" پس چیست؟ دریغ از یك فاكت یا یك استدلال خشك و خالی.
مدعی است: "تا به کنون نیروهای شرکت کننده در این جنبش به طور عمده قشرهای میانی، تحصیل کرده و نسل جوان عاصی از وضعیت پُرتبعیض و تناقض امروز جهان هستند." و " در تجمعات آنها کارگران نقشی ندارند ". در آمریكا دهها سازمان كارگری با این جنبش اعلام همبستگی كرده‌اند.(٧) از كی تا بحال هزاران هزار كارگری كه شرح حال زندگی خود را در اینترنت دست بدست كرده٬ خود را ٩٩ درصدی میخوانند٬ "قشرهای میانی" جامعه شده‌اند؟ (٨) در تظاهرات ١٥ اكتبر نزدیك به ١٠٠ هزار نفر كه بدنه اصلی آنها كارگران شاغل٬ از جمله اسكات اولسن٬ كارگران بیكار و كارگران اتحادیه‌ای در آمریكا بودند در آن شركت داشتند.

در انتها
جنبش عظیم٬ جهانی٬ و ضد سرمایه داری اشغال وال استریت٬ اثبات عینی نظر و جنبش ماركسیستی كارگران٬ كمونیسم كارگری٬ است. تخطیه جنبش ضد سرمایه داری اشغال وال استریت از طرف علمداری٬ همجنس همفكران سبزش در ایران است كه از خیزش ٦ دی ١٣٨٨ به وحشت افتادند٬ رسما علیه مردم اطلاعیه دادند٬ مقابله مردم با متوحشین سركوبگر جمهوری اسلامی را خشونت نامیدند٬ از به آتش كشیده شدن خودروهای بسیجی كه چند دقیقه پیش مردم را زیر چرخهایشان له كرده بودند دلشان بدرد آمد٬ و به توجیه خشونت سیستماتیك جمهوری اسلامی و ابزار سركوبش پرداختند. امروز ایشان٬ از موضع یك دست راستی٬ از موضع یك فریدمنیست از وحشت انقلابات و اعتراضات میلیونی مردم در سراسر دنیا٬ در ٨٠ كشور و بیش از ١٠٠٠ شهر(٩) كه علیه سرمایه داری٬ از هر نوع و مدلش بپا خواسته اند٬ به هذیان گویی افتاده است.
٢٩ اكتبر ٢٠١١

منابع:
(١)http://en.wikipedia.org/wiki/Occupy_Wall_Street
(٢)http://www.nakedcapitalism.com/2011/10/david-graeber-on-playing-by-the-rules-%E2%80%93-the-strange-success-of-occupy-wall-street.html
(٣)http://www.fireandreamitchell.com/2011/10/23/occupy-wall-street-everywhere-arrests-now-exceed-2000
(٤)http://www.youtube.com/watch?v=2TOK6dp6WC8
(٥) لیستی از سخنگویان رسمی جنبش اشغال وال استریت
News and logistics
http://OCCUPYWALLST.ORG/
General Assembly Updates
http://NYCGA.net/
Join occupations across America
http://OccupyTogether.org/
Reddit Page organizing tool
Facebook Event Page for facebookers:
https://www.facebook.com/event.php?eid=144937025580428
Tumblr for clippings and links
http://occupywallstreet.tumblr.com/
Livestream from the global revolution
http://www.livestream.com/globalrevolution
Antibanks for international actions
http://antibanks.takethesquare.net/
(٦)http://vimeo.com/30686717
http://www.youtube.com/watch?v=32ShKRjLN3M
(٧)http://wearethe99percent.tumblr.com/
(٨)http://occupywallst.org/article/occupywallstreet-union-march-foley-square-wall-str/
(٩)http://roarmag.org/2011/10/global-revolution-mass-protests-in-1000-cities-in-videos/?utm_source=twitterfeed&utm_medium=twitter&utm_campaign=Feed%3A+roarmag+%28Reflections+on+a+Revolution%29