٢١  تیر  ١٣٩٠ -  ١٢   ژوئیه  ۲۰۱۱

کارگر کمونيست  ١٦٥

بخش دیگری از بیحقوقی کارگران قانونی میشود!

یاشار سهندی


چندین سال است جمهوری اسلامی دارد زور میزند یک ذره حق و حقوقی که برای کارگران در قانون کار کذایی شان در نظر گرفته شده است حذف کند. به هر دری میزنند تا شاید تتمه حقی که کارگر میتواند به استناد به آن شاید در دادگاهی کارش را پیش ببرد تمام شده تلقی شود. علی اکبر عیوضی نامی (یکی مانند محجوب و صادقی دشمن کارگران) مدعی است "فلسفه وجودی قانون كار حمایت از نیروی كار است"، اما به واقع قانون کار جمهوری اسلامی قانونی است که مبنای آن تسهیل استثمار کارگران است، این قانون هر حقی را هم برای کارگر در نظر گرفته باشد با هزار اما و اگر که بر سر اجرای عملی آن بوجود می آید همان هم ضایع میشود. وقتی در هیچ کجای این قانون کذایی صحبتی از قرارداد سفید امضا نشده است اما عملا در سطح وسیعی اجرا میشود و همه ارگانهای حقوقی این حکومت چشم شان را روی هم میگذارند که انگار نه انگار "بی قانونی" حاکم است آنگاه آن حق و حقوق در نظر گرفته شده چقدر بی معنا است. وقتی که تو روز روشن و با کمال بی رحمی پول بیمه از کارگر کسر میگردد و کارفرما به خودش اجازه میدهد که آنرا بالا بکشد و سابقه بیمه کارگر را ناقص کند و هیچ مقامی با وجود اطلاع از این موضوع خم به ابروی خودش نیاورد، اما وقت بازنشستگی ساعت و دقیقه کار یک کارگر را با دقت فراوان حساب میکنند و بعد نتیجه میگیرند دو سال و چند ماه مثلا کسری کار دارد و این مواقع همه مقامات یادشان می آید که قانون سفت و محکم است و شهرام وبهرام نمی شناسد، آنگاه مسخره بودن این قانون به چشم می آید. سالی سی روز طبق این قانون حق مرخصی استحقاقی کارگر است اما کارفرما در طول سال به هزار و یک بهانه اجازه نمی دهد که کارگر از این حق خود استفاده کند و آخر سال هم اعلام میکند "مرخصی سوخت!" و ادامه میدهد "میخواستی بروی مرخصی!" کدام مرجع قانونی به شکایت کارگر رسیدگی میکند که در عین حال کارگر کارش را بخاطرشکایت از دست ندهد؟ هیچ کجا نیست و خود کارگر هم به خاطر گروگان گرفته شدن زندگی اش از این "حق" میگذرد و مقام مسئول هم با وجدان راحت به زندگی اش ادامه میدهد. وقتی ماه می آید و میرود و از حقوق کارگر شش ماه و یکسال خبری نیست و هیچ کجا در قوانین موجود در نظر گرفته نشده و نمیشود که کارگر شکایت به کجا ببرد این قانون به درد زباله دانی میخورد و بس.

جناب عیوضی عضو هیات مدیره كانون هماهنگی شوراهای اسلامی كار استان تهران خبر میدهد که وزارت کار بی خبر از همه در تدارک است که خیال خودش و کارگران را راحت کند و ٢٨ مورد به گفته ایشان مزایای کارگران را قطع کنند. ایشان از این ٢٨ مورد اشاره به مرخصی ها دارند که گویا میشود ٢٠ روز در سال (خوشا به سعادت کارفرمای ما!) و یا قطع مرخصی تشویقی برای فوت اقوام درجه یك كارگر، و افزایش ٤٠ درصدی مزد كارگران در نوبت كاری و شیفت كاری حذف شده، کارفرما دیگر چه میخواهد بگوید تا به ایشان تقدیم شود! عیوضی اما به حقی دیگر اشاره میکند که مشخص میکند که ایشان مشکل شان نه رفاه کارگر بلکه چیزی دیگر است؛ ایشان تاکید میکند "تشكلات كارگری در اخراج كارگران هیچ كاره شده اند!" کدام تشکل کارگری در اخراج کارگران دست دارد جز همین کانونهای ضد کارگری به نام شوراهای اسلامی، که ایشان عضو هیات مدیره کانون هماهنگی آن است؟ ایشان کارگران را فرا میخوانند که "اگر از حقوق صنفی خود دفاع نكنید در آینده نزدیك تمامی قانون كار به مسلخ خواهد رفت." ایشان کارگران را فرا میخوانند که از قانون کاری دفاع کنند که تماما سند بردگی کارگران است و خود ایشان مجری این قانون بودند و هستند. نگرانی ایشان بابت این است که قرار است تشکلی که ایشان عضو آن است دیگر به بازی گرفته نشود و گرنه نگران حق و حقوق کارگران نیست که توسط همین تشکل ایشان و با اتکا به همین قانون تا کنونی که همیشه در خدمت کارفرمایان بوده تسمه از گرده کارگران بکشند. ایشان نگران تشکلی است که رهبران آن با چاقو به جان نماینده واقعی کارگران می افتند و قصد دارند زبان نماینده را ببرند. ایشان نماینده تشکلی است که در جاسوسی کردن زبانزد است و تا توانسته نان کارگران را آجر کرده است و اکنون نیز در کمال وقاحت میگوید تشکلات کارگری در اخراج کارگران هیچ کاره شده اند! بگذارید در نگرانی خود بسوزد ما را بابت نگرانی ایشان غمی نیست. بگذارید باندهای حکومت همدیگر را له کنند این به نفع همه مردم است.

وزرات کار اما، فقط میخواهد به بیحقوقی کارگر رسمیت قانونی بخشد و دیگر هیچ. وظیفه ما کارگران نه دفاع از قانون کار جمهوری اسلامی بلکه نابودی حکومتی است که کارگر را در قانونش" کارپذیر" معرفی میکند تا بدین وسیله با همین نامگذاری ساده کارگر را پذیرنده استثمار معرفی کرده باشد. وظیفه ما نه دفاع از قانون بد در مقابل قانون بدتر؛ شیوه کذایی این حکومت تا دسته ای از مردم را بدنبال خود بکشاند، بقول ترانه سرا بین بد و بدتر چه حق انتخابی است! جمهوری اسلامی با این کارها مثلا میخواهد نشان بدهد که من کار خودم را میکنم به احدی هم جوابگو نیستم که مثلا هر صدائی را ساکت میکنیم. اما به واقع تشتت و پراکندگی این حکومت پوشیدنی نیست. این حکومت میخواهد مثلا نشان دهد که هنوز ظرفیت ضد کارگری اش بالاست و میتواند زمینه استثمار بیشتر را فراهم کند اما همه اینها آب در هاون کوفتن است. همه میدانند که بحران این حکومت دیگر از این حرفها گذشته که با لت و پار کردن چهار بند قانون کار رفع شود. خواسته کارگران بسیار فراتر و وسیعتر از این چهار تا بند قانون کار این حکومت است. چند سال پیش کارگران تابوت این قانون را در اول مه تشیع کردند. کارگران خیلی ساده وصریح خواستار قانونی هستند که کارگر انسان شمرده شود نه پذیرنده استثمار. قانون باید معیشت و منزلت کارگر را به رسمیت بشناسد تا انسانیت کارگر پایمال نشود. بیش و پیش از هر چیز قانون کار باید رفاه و خوشبختی کارگر را تضمین کند. قانون کار فعلی و قانون کار اصلاح شده رژیم هیچگاه چنین ظرفیتی نداشته و ندارد. این حکومت باید سرنگون شود تا همه خوشبختی و همه آزادی نصیب کارگران شود.*