١٤  تیر  ١٣٩٠ -  ٥   ژوئیه  ۲۰۱۱

کارگر کمونيست  ١٦٤

رضا رخشان جواب نمیدهد

شهلا دانشفر

رضا رخشان از اعضای هیات مدیره سندیكای نیشكر هفت تپه در نوشته‌ای تازه تحت عنوان "پاسخی به منتقدین" ظاهرا میخواهد جواب كسانی را بدهد كه نظرات راست ایشان را به نقد كشیده‌اند، اما در واقع پاسخی به نقدها نمیدهد و صرفا با دستمایه كردن دستاوردهای سندیكای نیشكر هفت تپه و كف زدن برای خود، به همان ادبیات ضد كمونیستی مرتجعین راست كه جمهوری اسلامی همواره استادش بوده است، متوسل میشود. یكباره بحث را به استالین و جنایاتش میكشاند، منتقدینش را خارج نشین و ضد سندیكا و آنتی سندیكالیسم و غیره خطاب میكند و با این تبلیغات عقب مانده و كهنه شده فكر میكند میتواند برای خود حقانیتی بخرد، بدون اینكه سراغ اصل موضوع برود. حرف من به ایشان اینست كه بسیار خوب شما در داخل و در میان كارگران و عضو سندیكای نیشكر هفت تپه و منقدین شما خارج نشین، اما این داخل بودن شما چه مجوزی به شما میدهد كه كنار حكومت اسلامی و سیاست اقتصادی احمدی نژاد و دولتش قرار بگیرید و عملا بلندگوی صندوق بین المللی پول در جنبش كارگری باشید؟ لطفا به این جواب دهید.

البته انتظار میرود كه ایشان متوجه باشند كه چرا كسانی مثل من و هزاران هزار ایرانی دیگر و ایضا کسانی که با نظرات سیاسی ایشان نزدیك هستند در خارج ساکن هستند.

اینكه رضا رخشان و مدافعین او بعنوان مدافعین دو آتشه سندیكالیسم، ما و منتقدین خود را آنتی سندیكالیسم میخوانند، بیان كننده یك حقیقت و بیش از هر چیز یك قطب بندی آشكار در درون جنبش كارگری است و دلیل اینهمه خصومتگری در لحن و سخن اینها برای من شخصا روشن است. بله بطور واقعی امروز دو گرایش اصلی در جنبش كارگری وجود دارد. یكی گرایش سندیكالیستی راست است كه افقش رفرم در چارچوب جمهوری اسلامی است. كارگران را به بیعت با قانون اساسی و قانون كار جمهوری اسلامی فرامیخواند. دل به متعارف شدن حكومت و شكوفایی اقتصاد آن و پیاده شدن طرح‌های ریاضت اقتصادی احمدی نژاد بسته و در این مسیر امید به بهبود اوضاع كارگران و مردم را تبلیغ میکند. گرایش سیاسی‌ای كه روشن است و از جمله نمایندگان مجسمش هم کسانی چون رضا رخشان، مازیار گیلانی نژاد و محافل هوادارشان در خارج كشورند. كسانیكه عملا به بلندگوی صندوق بین المللی پول در جنبش كارگری تبدیل شده‌اند. دیگری گرایش چپ و رادیكال كه با جنبش شورایی تداعی میشود. گرایشی که اتكایش به مجمع عمومی به عنوان محلی برای متحد شدن و تصمیم گیری كارگر برای دخالت در سرنوشت خود است. گرایشی كه راه خلاصی کارگران از جهنم موجود را در رهایی از شر كل این حكومت با قانون اساسی، قانون كار و همه قوانین ارتجاعی اسلامی اش میداند. و من همین جا اذعان میكنم كه بله من آنتی "سندیكالیسم" هستم. چون "سندیكالیسم" بیش از اینكه بحث بر سر نوع معینی از سازمانیابی كارگران باشد، بحث بر سر پیشبرد سیاست معینی در جنبش كارگری است و بی جهت نیست كه كسانی چون بهمن شفیق و عباس فرد و غیره امروز بعنوان مدافعین دو آتشه سندیكالیسم، چنین خصمانه در مقابله با جنبش مجمع عمومی كارگری و چپ صف كشیده و قلم فرسایی میكنند. اینها ابتدا سیاست خود را معلوم كرده‌اند و بعد با چماق آنتی سندیكالیسم به جنگ چپ و رادیكالیسم برخاسته‌اند. چون بیش از اینكه دعوا بر سر چگونگی متحد كردن و متشكل كردن كارگران باشد، بحث همه اینها بر سر بردن سیاستهای راست و شكست طلبانه به درون جنبش كارگری است و از همین روست كه بحث از تشكل شروع میشود اما مستقیما به سیاست، اقتصاد و جمهوری اسلامی و به چپ و كمونیسم كشیده میشود. به عبارت روشنتر بحث بر سر سندیكالیسم یعنی بحث بر سر حفظ نظام موجود و بازی در چهارچوب قوانین موجود است. همان گرایشی كه گاه و بیگاه بروزاتش را در سندیكای شركت واحد هم دیده‌ایم و امروز در نیشكر هفت تپه از زبان رضا رخشان دارد خود را بیان میكند. كانون صنفی معلمان نیز یك نمونه بارز دیگرش است كه یک جناح در آن همواره همانند مانعی در مقابل مبارزات معلمان عمل كرده و با منحصر نگاه داشتن مبارزات آنان در چهارچوبه "ملاطفات" دولت و مجلس اسلامی و غیره، در عمل اعتراضات معلمان را به حالتی فرسایشی كشانده است. سیاستی كه عملا این تشكلها را به زائده دولت تبدیل كرده و در كنار شورای اسلامی و خانه كارگر جمهوری اسلامی قرار میدهد. برای همین است كه صمیمانه به رضا رخشان هشدار دادیم كه راهی كه میرود، به جای خطرناكی منتهی خواهد شد. همچنین خاطر نشان كردیم كه امروز در شرایطی كه جامعه چنین در التهاب مبارزه قرار دارد و مردم در جستجوی راهی برای خلاصی از شر این حكومتند، چنین سیاستهایی در میان كارگران و مردم جایی ندارد و با انزجار آنان روبرو خواهد شد. اكنون نیز با پاسخ رضا رخشان به منتقدین خود، باز بر روی نكاتی كه اشاره كردم پافشاری كرده و وظیفه خود میدانیم كه اجازه ندهیم كه چنین گرایشات راستی بتواند در مبارزات كارگری نقش بازدارنده خود را ایفا كند و هر كجا كه سردرآورد آنرا نقد و افشا كنیم.

بدین ترتیب روشن است كه اساسا بحث بر سر چیست. وگرنه تا آنجا كه به اشكال سازمانیابی توده‌ای كارگری برمیگردد، سیاست ما كاملا روشن است. ما همواره اعلام كرده‌ایم که متعلق به جنبش شورایی هستیم. آلترناتیو ما برای سازمانیابی كارگر، برپایی مجمع عمومی بعنوان نطفه شكل گیری شورا‌ها و دخالت مستقیم كارگر در سرنوشت خود است. اما در عین حال از هر خشتی كه كارگران برروی هم میگذارند تا صف خود را متشكل كنند، حمایت و پشتیبانی میكنیم. از جمله ما بارها گفته‌ایم و منصور حكمت در مباحثش در این رابطه به روشنی توضیح داده است كه ما از تلاشهای کارگران برای ایجاد سندیکا (درست مانند تلاشهایشان برای هر نوع تشکل یابی دیگر) دفاع میکنیم و به آن یاری میرسانیم. ما در اتحادیه‌های مستقل کارگری شرکت میکنیم و برای متحد كردن خط چپ و رادیكال و رهبری آن بر اتحادیه تلاش میكنیم. ما بر این تاکید کرده‌ایم و تاکید داریم که اتحادیه و هرتشکل کارگری با اتکا به مجمع عمومی کارگران است که میتواند نقش خودرا به عنوان یک تشکل واقعی کارگری ایفا کند. این خط و سیاست ماست و عملا هم همین را پیش برده‌ایم. یعنی از هر تجمع و تشکل کارگران فعالانه حمایت میکنیم و تلاش میکنیم که توده کارگران در آن نقش مستقیم و تعیین کننده ایفا کنند. در راستای همین سیاست بوده است كه بطور واقعی ما بنا به شواهد بسیار که فکر نمیکنم برای کسی قابل انکار و پرده پوشی باشد، مدافع جدی و فعال سندیكای واحد و سندیكای نیشكر هفت تپه بعنوان دستاوردها و پیشروی‌های جنبش كارگری در ایران بوده‌ایم. اینکه کسانی میخواهند موضع اصولی ما در نقد بوروکراسی اتحادیه‌ای و سندیکالیسم را به محملی برای بیرون کشیدن سیاست ضد سندیکائی تبدیل کنند، زیادی سبک و هووجنجالی و سطحی است که بتواند توجه آدم جدی‌ای را بخود جلب کند.

پافشاری کارگران هفت تپه بر مجمع عمومی

اما یك بحث مهم دیگر من با رضا رخشان دستاوردهای سندیكای نیشكر هفت تپه است. رضا رخشان راست میگوید، تشكیل سندیكای نیشكر هفت تپه یك دستاورد بزرگ نه تنها برای كارگران این مركز مهم كارگری با ٥٠٠٠ كارگر بلكه برای کل جنبش كارگری بود. اما اجازه بدهید كه قبل از هر بحثی من هم نگاهی هر چند كوتاه به دستاوردهای كارگران نیشكر هفت تپه داشته باشم و به ایشان و به دوستان ضد مجمع عمومی او یادآوری کنم که بدون مجمع عمومی، سندیکای هفته تپه امکان وجود نداشت. و این را کارگران خود در بیانیه شان تاکید کرده‌اند.

همانطور كه اشاره كردم سندیكای نیشكر هفت تپه یك دستاورد جنبش كارگری در ایران است. ما این را همان هنگام كه این سندیكا شكل گرفت نوشتیم و در تلویزیون كانال جدید نیز در مورد آن برنامه‌های متعدد داشتیم و كوشیدیم گفتمان وسیعی بر سر اهمیت و جایگاه مبارزات كارگران نیشكر هفت تپه و جلب همبستگی وسیع كارگری با خواستها و مبارزات این كارگران شكل دهیم. اما بطور واقعی اگر ٥٠٠٠ كارگر نیشكر هفت تپه مدام در میدان نبودند، اگر تجمعات دائم و پی در پی این كارگران نبود، اگر اشكال پیشرفته و رادیكال مبارزاتشان نبود، كارگران نیشكر هفت تپه امروز سندیكای خود را نداشتند و امروز دیگر نمیشد سخنی از دستاوردهای این كارگران در میان باشد. اتفاقا یك ركن مهم مبارزات كارگران نیشكر هفت تپه متكی بودن مبارزاتشان به تشكیل مجامع عمومی شان و تصمیم گیری متحد آنان در این مجامع بود. ابزار مهمی كه كارگران و رهبرانشان كاملا بر آن واقف بودند و در بیانیه ٦ ماده‌ای خود در مهر ماه ٨٦ دقیقا به اهمیت این مساله اشاره کردند. در این بیانیه بر جایگاه و اهمیت مجمع عمومی بعنوان محلی برای متشكل شدن خود تاکید گذاشته و در بند دوم این بیانیه اینطور مینویسند: ما هر پنجشنبه ساعت ١ تا ٢ عصر جمع میشویم و در مورد شرایط کار خودمان تصمیم میگیریم. و مجمع عمومی خودمان را تشکیل میدهیم. مجمع عمومی تشکل واقعی ما کارگرانست. ما تشکیل سندیکا را حق خود می‌شماریم.(متن كامل این بیانیه ضمیمه است).

بدین ترتیب است كه سندیكای نیشكر هفت تپه، این ستاد رزمنده كارگران هفت تپه، با گرفتن قدرت خود از مجمع عمومی و حضور كارگران در میدان شكل میگیرد. و تمام قدرت و پیشروی‌هایش آنجاهاییست كه توانسته است كارگر را به میدان بیاورد، اعتراض كارگران را به سطح جامعه بكشاند و حمایت مردم را جلب نماید و گامی جلو‌تر بردارد. این داستان واقعی شكل گیری سندیكای نیشكر هفت تپه و رسیدن كارگران این مركز كارگری به همه آن دستاوردهاییست كه رضا رخشان از آنها نام میبرد. در یك كلام میخواهم بگویم كه كارگران هفت تپه این دستاوردها را با قدرت اتحاد و مبارزاتشان كسب كردند و بس. مبارزاتی هر روزه و فشرده كه فعالینش از جمله خود رضا رخشان بارها و بارها در جریان آن دستگیر و زندانی شدند. از كار اخراج شدند و هنوز هم پرونده‌های قضایی آنها باز است و همچون چماقی بر روی سرشان قرار گرفته است. اتفاقا سرگذشت سندیكای واحد نیز جدا از چنین جدال با شكوهی نیست. در شركت واحد مجمع عمومی چند هزار نفره كارگران بود كه باعث شد سندیكایشان را برپا كنند و چیزی كه امروز به كارگران شركت واحد و سندیكایشان جایگاه و اعتباری داده است، اعتصاب با شكوه این كارگران در سال ٨٤ و جمع شدن ٥ هزار نفر از این كارگران در قرار گاه شش در كوران اعتصاباتشان بود كه همه سرها را به طرف این كارگران برگرداند. این تجربیات صحت گفته منصور حكمت در مصاحبه تاریخی‌ای كه در سال ٦٦ بر سر تشكلهای توده‌ای داشت را تاكید میگذارد كه مینویسد: "همین امروز مبارزات جاری کارگری نه توسط اتحادیه‌هائی که قانونیت بورژوایی را پذیرفته‌اند، بلکه به یمن کارگرانی پیش میرود که آماده‌اند پایشان را از محدوده امکانات قانونی مبارزه (که در ایران بسیار ناچیز است) بیرون بگذارند و برخلاف دستور دولت و جلوی چشم عمال سرکوب او، بطور غیر قانونی مجمع عمومی تشکیل بدهند، بطور غیر قانونی اعتصاب کنند، تظاهرات کنند و غیره. اگر کسی پیدا بشود که به روشی غیر از این، یعنی به طریق "قانونی"، اتحادیه‌ای تشکیل بدهد که از نظر دولت حق داشته باشد قانونا اعتصاب کند، قانون کار را نپذیرد و کارگران را علیه آن بسیج کند، در انجمن‌های اسلامی را ببندد و شوراهای اسلامی را جارو کند و به رهبران کارگری میدان فعالیت بدهد، ما اولین کسانی خواهیم بود که دست او را بفشاریم! مسئله اینست که خود چنین اتحادیه قانونی‌ای را هم باید به زور به دولت تحمیل کرد. استبداد آنقدر سیاه و سنگین است که هر اعتراض کارگری غیرقانونی است. در این شرایط تنها آن جنبشی با واقعیات سازگار است که قادر باشد مبارزه بهرحال موجود و غیرقانونی کارگران را رهبری کند، سازماندهی کند و متحد نماید. جنبشی که بتواند حقوق پایه‌ای کارگران را به بورژوازی و قانون بورژوازی تحمیل کند. این جنبش، جنبش شورائی است، جنبش مجامع عمومی است، و نه جنبشی که نقطه عزیمت خود را رسمیت قانونی از پیشی خود توسط دول مستبد موجود قرار داده باشد. جنبش تریدیونیونی به درجه‌ای ثبات در قانونیت بورژوایی و درجه‌ای از اجازه عمل قانونی احتیاج دارد که در ایران بندرت فراهم بوده است و امروز کمتر از همیشه وجود دارد." و در همان نوشته ادامه میدهد و مینویسد: "هر سندیکالیستی که بخواهد قدری واقع بین و لاجرم قدری رادیکال باشد، این را میفهمد که حتی ایجاد سندیکاها مستلزم یک مبارزه وسیع "غیر قانونی" کارگران است که سازمان خودش را میخواهد."

من با این توضیحات میخواهم تاكید كنم كه چیزی كه امروز به اسم سندیكای واحد و سندیكای نیشكر هفت تپه شكل گرفته است، نه در دل سنت سندیكالیسم و كار قانونی و خط راست و شكست طلبانه‌ای كه امروز رضا رخشان و یارانش بلندگوی آن بوده‌اند، بلكه در دل یك جدال جانانه و جمع شدنها و جنگیدنها شكل گرفته است. و امروز چیزی كه این تشكلها را میتواند به سرازیری بیندازد نقش بازدارنده گرایشات راست و سازشكار است كه مهم است با هوشیاری نقد و افشایشان كنیم و همه کارگران و از جمله خود آنها که این خط را دارند را متوجه زیانهای این خط برای جنبش کارگری بنماییم.

اتفاقا تجربه سندیکای شرکت واحد نیز دقیقا این را نشان میدهد که تا زمانی که مبارزات کارگران با اتکا به تجمع و اتحاد توده کارگران جریان می‌یابد، هم پایه سندیکا بطور واقعی گذاشته میشود و هم صدای کارگران در سطح بین المللی و در سطح ایران انعکاسی وسیع می‌یابد. اما زمانی که این مبارزات به كریدور‌های قانونی كشیده میشود، تجمع و اتحاد کارگران جایگاه خودرا در مبارزه آنها از دست میدهد و نتیجه این میشود که کارگران مرتبا بین مراجع مختلف دولتی پاسكاری میشوند، مبارزاتشان پس زده میشود. اكنون هم عاملی كه میتواند به اعتبار این تشكل‌ها بطور جدی لطمه بزند و باعث دور شدن كارگران و كل جامعه از این تشكل‌ها شود، همان خطی است كه كارگر را به گردآمدن حول قانون اساسی جمهوری اسلامی فرامیخواند. همان خطی است كه متاسفانه امروز رضا رخشان دارد آنرا نمایندگی میكند و كارگر را به تمکین به وضع موجود و لبیك گفتن به طرحهای ریاضت اقتصادی دولت سوق میدهد. تمام تلاش من همین است، كه سرانجام محتوم این خط شكست طلبانه را روشن كنم و به رضا رخشان به عنوان یك فعال كارگری بقبولانم كه راهی كه میروید به جای خوشی نمی‌انجامد.

متن بیانیه ٦ ماده‌ای كارگران نیشكر هفت تپه در مهر ٨٦ را جهت یادآوری دوستان اینجا ضمیمه میکنم:

بیانیه کارگران نیشکر هفت تپه

برکناری مدیر طرح نیشکر هفت تپه یک پیروزی دیگر برای ما کارگران

امروز ٢٤ مهر مطلع شدیم که مدیریت طرح نیشکر هفت تپه آقای شفیعی برکنار شدند. برکناری مدیریت یک خواست ما کارگران بود و این را یک موفقیت دیگر برای خود میدانیم.

ما به مدیریت جدید آقای مطیعی اعلام میکنیم که کماکان بر خواستهای خود پافشاری میکنیم. خواستهای ما عبارتند از:

١- شورای اسلامی را مانع تشکل خود میدانیم. ما در انتخابات شورای اسلامی شرکت نمیکنیم و شورای اسلامی باید منحل شود.

٢- ما هر پنجشنبه ساعت ١ تا ٢ عصر جمع میشویم و در مورد شرایط کار خودمان تصمیم میگیریم. و مجمع عمومی خودمان را تشکیل میدهیم. مجمع عمومی تشکل واقعی ما کارگرانست. ما تشکیل سندیکا را حق خود می‌شماریم.

٣- ما خواهان انعقاد قرارداد با همه کارگران قراردادی وبازگشت آنها به کار هستیم.

٤- ما خواهان پرداخت فوری همه طلبهایمان بابد پاداش و بن هستیم

٥- ما خواهان اجرای طرح طبقه بندی مشاغل هستیم

٦- ما خواهان برشمردن کار ما بعنوان کار سخت و زیان آور هستیم.

ما تا رسیدن به خواستهایمان به اعتراضات خود ادامه میدهیم و از مدیریت جدید میخواهیم به خواستهای ما فورا پاسخ دهد.

کارگران نیشکر هفت تپه

٢٤ مهر ٨٦