١٧  خرداد  ١٣٩٠ -  ٧  ژوئن  ۲۰۱۱

کارگر کمونيست  ١٦٠

"دور کاری" یا دورریزی زنان
یک توطئه دیگر جمهوری اسلامی علیه زنان

یاشار سهندی

طرح کاهش ساعات کار زنان از ٤٤ به ٣٦ ساعت در هفته به گفته نمایندگان مجلس اسلامی سرمایه که از ٦ سال پیش مطرح بوده و به تصویب هم رسیده بود به شکست انجامیده است. کارشناسان این حکومت دوباره دور هم نشستند و عقلهایشان را روی هم ریختند و طرح جدیدی ارائه کردند که ظاهرا زنان در خانه می‌نشینند و حقوق شان را هم میگیرند و کانون خانواده را هم گرم نگه میدارند و به دولت نیز یاری میرسانند! البته این طرح ظاهرا وسیعتر است، فقط زنان را شامل نمی‌شود اما زنان در اولویت اول هستند. "خانم‌ها همیشه مقدمند" بخصوص در تحقیر و سرکوب آنها تا بقیه جامعه حساب کار دستشان بیاید. طرح جدید "دورکاری" نام دارد. یعنی از دور شما کارتان را میکنید و بیرون نمی‌آئید تا دولت مجبور نشود یک وقت خدای ناکرده هزینه ایاب و ذهاب یا هزینه برق و آب وگاز و تلفن و نهار... و غیره ذالک بپردازد. خزانه دولت همیشه برای این جور هزینه‌ها خالی است اما فقط در یک قلم ٧٦٠ میلیارد تومان ناقابل را برای حوزه علمیه در نظر میگیرند واین گویا بسیار ضروری است تا مبادا یک وقت طلاب حواسشان به مال دنیا پرت شود! اما چرا طرح مزبور به شکست کشیده شد، یا به قول نمایندگان اسلامی سرمایه "مسکوت" مانده؟ زیرا قرار بود که هزینه دولت کاهش یابد اما عملا مشاهده کردند که باید همان هزینه‌ها را صرف بکنند و شاید هم بیشتر، و همان حقوق را بپردازند. تازه معلوم نبوده زنان آن هشت ساعت اضافه را به کانون گرم خانواده اختصاص میدادند و یا از بیمار خویش در خانه نگهداری میکردند؛ و از کجا معلوم مثلا سینما نمی‌رفتند!
دولت جمهوری اسلامی مانند همه دولتهای سرمایه داری دیواری کوتاهتر از زنان گیر نمی‌آورد و اولین جائی که در نظر گرفته میشود که از هزینه‌ها بکاهند و سود سرمایه را بالا ببرند به سطح معیشت کارگران حمله میکنند و دم دست‌ترین آن بیکار کردن زنان است. برای اینکار اولا زنان را ایزوله میکنند که کارشان ضرورتی ندارد و در خانه بیشتر کارایی دارند و تا بعد بتوانند راحتر زنان را بیکار کنند و یا دستمزد کمتر به زنان پرداخت گردد. حکومت جمهوری اسلامی که جزو مشخصه‌هایش ضد زن بودن است در این زمینه بیداد میکند. کینه و عداوتی که این حکومت با زنان دارد در تاریخ بشری مثال زدنی است، همانقدر که نژاد پرستی در حکومت افریقای جنوبی در تاریخ ماندگار شد و لکه ننگ آن برای سرمایه داری ماند این حکومت اسلامی نیز این لکه ننگ ضد زن بودن را با افتخار با خود حمل میکند. سی ودوسال است که مدام نعره میزنند که زن جایش کنج خانه و رسیدن به فرزندان و تروخشک کردن شوهر، و تیمار بیمار در خانواده است که در این صورت بهشت زیر پایش قرار دارد. و این حکومت برای اینکه این بهشت را که خداوند وعده داده است عملی کند به هر خشونت که میشناخته و یا کشف کرده دست زده است تا شاید "جماعت نسوان" را خانه نشین کند. زن در "ایدئولوژی" این حکومت مکمل مرد است، هویتش را از مردش میگیرد. "منزل" و "بچه‌های" مرد تعریف میشود، "خانواده" مرد است و بالاتر از آن "ناموس" مرد است. زن به عنوان یک انسان مستقل که میتواند برای خودش تصمیم بگیرد برسمیت شناخته نمیشود، زنی که چنین حقی برای خودش قائل باشد القاب کثیف زیادی نصیبش میشود. این القاب به سوی زنان پرتاب میشود تا راحتر بتوانند آنانرا در کوچه و خیابان و سرکار سرکوب کنند و وادارشان کنند به هر مصیبتی تن دهند. کاهش ساعات کار زنان ابتدا به ساکن به نظر جالب می‌آید اما این از آن توطئه‌های فریبکارانه جمهوری اسلامی است که تازه وقتی دید که هزینه دارد و اعتراض زنان را در پی داشته از خیر آن گذشت. این حکومتی نیست که به بنی بشری خیری برساند. قصد این بود که به این بهانه زنان را بیشتر از آنچه که الان محروم هستند، محرومتر کنند. اما در تمام این سی و دو سال مبارزه بی امان زنان علیه این حکومت جاری بوده است و با وجود خشونت باور نکردنی این حکومت زنان سر کوتاه آمدن نداشته‌اند و ندارند و طرحهای اینچنینی تلاش مذبوحانه از سوی رژیم است.
خانم فاطمه آلیا نماینده مجلس اسلامی میگوید: با اجرای این گونه طرحها زن بیشتر در خانه است و به فرزندان و بیماران میرسد ( البته "شوهر" جای خود دارد!) و بدین گونه کانون خانواده را گرم نگه میدارد! در اینجا یک چیز از پیش فرض است که دولت اصلا و ابدا به فرزندان و بیماران نمی‌خواهد خدمات ارائه کند و جور اینکار را زن باید بدوش بکشد. گیرم که اینگونه باشد باید پرسید با کدام درآمد؟ فرزند و بیمار در خانواده هزینه دارد، با در آمدهای کنونی چگونه این امکان پذیر است؟ در این موارد دولت از خودش رفع مسئولیت میکند و به قول خانم آلیا نفقه زن سرجایش است! و فردای روزی اگر فرزند خانواده به اصطلاح "بزهکار" شود فورا میگویند: "مادر بالاسرش نبوده که به کار خلاف کشیده شده!" بیمار اگر به حال نزار بیفتد یکی میزند پشت دستش و میگوید: "یادش بخیرقدیم مردم عاطفه داشتند و شده از لقمه شب شان میزدند به بیمارشان میرسیدند!" یکی دیگر میگوید: "یک خانواده من میشناسم عروس خانواده مثل فرشته‌ها دور سر بیمار خانواده میچرخید اما الان چی؟ خانوم هفت ساعت جلو آینه مینشیند که چی....؟!" البته فکر نکنید این سخنان برخی مردم کوچه است بلکه بیست و چهار ساعت شبانه روز این افکار به مردم حقنه میشود. از آخوند بالا منبر بگیر تا صدا وسیما، مرد درویش را نشان میدهند که با شکم گرسنه پادشاه است و همه اینها زیر سر زن خوب فرمانبر و پارسا است. و مرد "مال اندوزی" را نشان میدهند که همه بدبختی عالم را یدک میکشد(!) چرا که زن "شیطان صفتی" درکنارش است و یا این را میخواهد و یا آنرا و باعث تباه شدن دنیا و آخرت مرد مال اندوز میگردد! از اینها که بگذریم، در این روزگار وانفسا که مردم به سختی و هر روز هم سخت‌تر از روز قبل میتوانند شکم خود را سیر نگه دارند، کافی است تعداد فرزند از یک به دو برسد و یک بیمار هم در خانواده باشد تا همگی به روز سیاه بیفتند. فقر که از در وارد شود فضیلت از پنجره بیرون انداخته میشود، و جمهوری اسلامی همه مصائب را میخواهد به گردن زنان بیندازند گویا چون زنان بیرون از خانه کار میکنند و مشکلات زیادی پیش می‌آید. هیچکدامشان نمی‌گویند این زن که بیرون از خانه کار میکند آیا حقوقش کفاف زندگی اش را میدهد؟ آیا این زن میتواند از مهد کودکی استفاده کند که خیالش آسوده باشد فرزندش بیمار نمیشود؟ و یا مجبور نباشد یک سوم حقوقش را بابت مهد کودک خرج کند تا خیالش راحت باشد که کودکش در امان است. این طرحها از مغز بیمار کسانی بیرون می‌آید که نقشه کشیده‌اند تا هر چه بیشتر حق زن را لگدمال کنند و مردم را استثمار کنند. این طرحها گوشه‌ای دیگر از حمله به زنان در پوشش حمایت از زنان است. این طرح مانند طرحهای دیگر این حکومت تدارک حمله دیگر به حقوق زنان است. باید خواستار این شد که ساعات کار کاهش یابد هم برای زنان وهم برای مردان و البته با در آمدی که رفاه خانواده را تضمین کند، نه اینکه یک نفر مجبور شود به جای ٤٤ ساعت در هفته تا دست کم ٧٤ ساعت در هفته کار کند و آخرش هم هشت اش گرو نه اش باشد. حالا که رژیم کاهش ساعات را مطرح میکند باید روی این موضوع پافشاری کرد که کار مساوی و حقوق مساوی زنان و مردان، ٣٠ ساعت کار در هفته برای همه کارکنان جامعه. باید مهد کودکهای مجهز با تمام امکانات در محیط کار فراهم باشد تا فرزندان کارگران بی دغدغه از رشد طبیعی برخوردار باشند. باید بیماران ما از تمام امکانات پزشکی برخوردار باشند تا کهن سالان ما خیالشان راحت باشد که جامعه آنها را مانند یک دستمال بی مصرف طرد نمی‌کند. اما این خواسته‌ها فقط با نیروی متحد کارگران اعم از زن و مرد میتواند مطرح شود.

صف متحد کارگری زنانه و مردانه نیست!
برخی از دوستان در مقابل این یورش جدید رژیم ضمن آشکار ساختن نیت رژیم مطرح میکنند که "صف مستقل زنان در تشکلهای کارگری" باید برسمیت شناخته شود تا زنان به "حقوق حقه" خویش برسند. باید پرسید صف مستقل زنان از چی باید مستقل باشد؟ طرح این خواسته‌ها بیشتر از آنکه به اتحاد کارگران کمک کند به تفرقه در صفوف آنها دامن میزند. مگر تشکل "مستقل" کارگری اگر شکل گرفته باشد نباید وظیفه خود بداند که از حقوق همکاران زن حمایت کند و برای خواسته‌های آنان دست به مبارزه بزند؟ آیا خواسته ٣٠ ساعت کار در هفته خواسته زنان و مردان کارگر نمی‌تواند باشد؟ آیا حقوق پایه دومیلیون تومان خواسته زنان و مردان کارگر نمی‌تواند باشد؟ آیا داشتن مهد کودک خواسته مردان کارگر نمی‌تواند باشد؟ آیا حقوق برابر در همه زمینه‌ها خواسته کارگر زن و مرد نباید باشد؟ چرا از پیش فرض را بر این میگذاریم که برای زنان یک جبهه دیگر در داخل صفوف طبقه شان هست که باید آنرا فتح کنند؟ چرا صف مبارزه کارگران زنانه و مردانه میکنیم؟ چرا نباید فرض را بر این بگذاریم که در تشکل مستقل کارگری زنان و مردان هر دو به راحتی بپذیرند که به حمایت همدیگر احتیاج دارند و علاوه بر خواستهای مشترک باید با قاطعیت از خواستهای ویژه زنان حمایت بشود و برای آن مبارزه بکنند؟ چرا وقتی چنین تشکلی پا گرفته در آن تشکل زمینه تشتت و اختلاف را پیش آورد که زنان مستقل از مردان هستند؟ این پیشنهادات هر چند از سر خیرخواهی است اما نتیجه آن اختلاف افکنی در صفوف کارگران است. سندیکا یا هر تشکل دیگر اول حق مردان نیست تا بعد زنان صف مستقل در درون آن تشکیل دهند، این حق مسلم همه کارگران مستقل از جنسیت آنها است. دوستان مطرح کردند: "در شرایط نابسامانی که زنان کارگر ایران قرار دارند، بسیار حائز اهمیت است که آنان هرچه بیشتر پا به پای مردان برای کسب فعالیت‌های سندیکایی و اتحادیه‌ای مبارزه کنند. تشکیل صف مستقل زنان در تشکل‌های کارگری برای دستیابی به حقوق حقه زنان کارگر نیز از الزامات است" حقوق حقه زنان یک پایه نشکیل تشکل کارگری باید باشد نه اینکه تشکل کارگری بعدا یادش بیاید این از "الزمات" است. ابتدا به ساکن این حق باید برسمیت شناخته شود و مبنای شکل گیری یک تشکل کارگری باشد. اگر میخواهیم جلو سوء استفاده جمهوری اسلامی و کلا سرمایه از اختلاف افکنی میان زنان و مردان کارگر را بگیریم باید یاد بگیریم که مسائل طبقه کارگر زنانه و مردانه نیست. بی حقوقی زن در کل جامعه مسئله طبقه کارگر است و مبارزات این طبقه میتواند و باید این بی حقوقی را یکبار برای همیشه خاتمه دهد. بورژوازی همیشه یک درجه از بی حقوقی زنان را بدلیل زن بودن رسمیت میدهد، ما دیگر چرا این دیدگاه را صحه میگذاریم؟ این طبقه هیچ بی حقوقی را برای زنان برسمیت نمیشناسد و تشکلاتی که این طبقه سازمان میدهد یک عنصر مهم تشکیل شان باید این باشد که برای حقوق زنان مبارزه کنند. و واضح است که در متن این مبارزه باید با گرایشات مردسالارانه و کم توجهی به خواستها و مسائل ویژه زنان نیز باید با قاطعیت مبارزه کرد.*