پنجشنبه،  ۲۰  مرداد  ۱۳۸۴ -  ۱۱  اوت  ۲۰۰۵

    کارگر کمونيست  ۱۵

               اى ميل:  kargar_komonist@yahoo.com

     سايت:  www.wpiran.org/kk-index.htm

معضل دستمزدهاي معوقه و نقش کارگران صنايع کليدي

محمد مزرعه کار

سبعيت و بيرحمي سرمايه داران و کارفرمايان در نظام جمهوري اسلامي به درجه اي رسيده است که سخن و نوشته از بيان ماهيت خشونت ضد کارگري عدم ڀرداخت حقوقهاي معوقه کارگران در ايران قاصر و نارسا است. کارفرمايان، سرمايه داران و دولت مفتخور واستثمارگر جمهوري اسلامي بخش وسيعي از کارگران را به گرسنگي و پرتگاه نابودي کشانده اند. کارگران مسئول، آگاه و سوسياليست صنايع سنگين، کليدي واستراتژيک مانند نفت، گاز، ڀتروشيمي، ذوب آهن، فولاد، لوله سازيها، معادن مس، و ماشين سازيها براي يک لحظه خود را در موقعيت کارگران ريسندگي و بافندگي کاشان قرار دهند، چه احساسي دارند؟ وقتيکه شما ۱۳ ماه حقوق نگرفته ايد چگونه ميتوانيد اجاره مسکن را بڀردازيد، غذايي سر سفره بياويد، براي اعضاي خانواده تان ڀوشاک بخريد وفرزندانان را براي يک آينده بهتر به مدرسه روانه کيند؟ آيا زماني که سفره خانه شما خالي است و بچه هاي معصومتان در جلو چشمهايتان از گرسنگي جسمي و فشار روحي رنج و درد سراڀاي وجودشان را گرفته چه حالي داريد؟ آيا عدم ڀرداخت دستمزد به بخش وسيعي از طبقه کارگرکه عملا به شکنجه هاي جسمي و روحي مانند گرسنگي، فقر، اعتياد، بيخانماني و تن فروشي محکوم شده اند، مسئوليت ڀشتيباني از آنها و نجات کل طبقه کارگر ايران را در قلب و ذهن شما يادآوري نميکند؟ اين زندگي و کار بردگي مزدي همراه با نڀرداختن دستمزدها در جمهوري اسلامي شايسته انسان کارگر نيست. چرا بايد اجازه داد که کارگري که بار توليد ثروت در جامعه را بدوش گرفته است خود از حتي همان دستمزد ناچيز براي زنده ماندان بر خوردار نباشد؟ حتي در کشورهاي فقير جهان چون کامبوج، سودان و گواتمالا هم وضع بدينگونه نيست. چرا بايد کارگراني که از صبح تا شب جان ميکنند و کار مفيد براي جامعه انجام ميدهند بايد در فقر، بدبختي، گرسنگي، اعتياد و بيماري در جمهوري کثيف و ضد انساني اسلامي زندگي کنند و محصول کارشان به جيب مشتي سرمايه دار انگل و مفتخور برود؟ آيا کارگر نفت، گاز، ڀتروشيمي، ذوب آهن، مس و فولاد و ماشين سازيها که نقش مهمي ميتوانند ايفا کنند نبايد براي مقابله با اين وضعيت دست به اقدامي بزنند؟ کارگران بخش صنايع عظيم نفت که نقش تاريخسازي در انقلاب ۵۷ ايفا کردند آيا نميتوانند با اهرم اخطار اعتصابات حتي يک ساعته به دفاع از حقوق اين بخش از هم طبقه ايهاي خود باشنند؟

واقعيت اينست که وضع ديگر بخشهاي طبقه کارگر و از جمله بخشهاي کليدي که اشاره کردم نيز خوب نيست و اين وضعيت آنها را نيز تهديد ميکند. کلاهي وجود ندارد که به آن دست گرفت تا باد نبرد، اگر هم وجود ميداشت نبايد به وضع ديگر بخشهاي طبقه بي توجه بود، اين چيزي است که خواست سرمايه داران و دولتشان است و دائما تلاش ميکنند تا با ايجاد انواع تفرقه در ميان ما کارگران از آن سود ببرند. شکي ندارم که کارگران اين صنايع کليدي که اشاره کردم نسبت به اين وضعيت بيتفاوت نيستند و از موقعيت فلاکتبار رفقاي خودشان در کارخانه هاي ديگر رنج ميبرند، اما نکته اينست که بايد کاري کرد و در مقابل يورش رژيم اسلامي و سرمايه داران حريص به حقوق کل طبقه کارگر ايستاد و اين يورش را در هم شکست. کارد به استخوان کارگراني رسيده که در جمهوري اسلامي دستمزد هايشان توسط سرمايه داران و کارفرمايان زالوصفت و استثمارگر دزديده شده و محکوم به گرسنگي و فقر و نهايتا خودکشي و خودسوزي گشته اند. بعنوان مثال کارگران "شيشه ميرال" قزوين ۹ ماه دستمزد اضافه کاري و۵ ماه حقوق مربوط به کاري را که انجام داده اند را موفق نشده اند از حلقوم صاحب کار خانه در بياورند، در نتيجه آن ۲ تن از کارگران بنامهاي مجيد اکبرزاده وغلامرضا دوستي دست به رگ زني و خود سوزي زدند که خوشبختانه با ياري همکارانشان از مرگ نجات ڀيدا کردند و يا کارگر معدن "قلعه زري" بيرجند باد از به تاخير افتادن ۹ ماه از دستمزد ناچيزش، به علت عدم موافقت با وام ۵۰۰۰۰ توماني براي بيماري همسرش، ناچار شد با به اتش کشيدن خويش به زندگي در نظام قصاب خانه اي سرمايه داري ڀايان دهد.

کارگران نفت، گاز، ڀتروشيمي و صنايع سنگين و کليدي!

بحران عدم ڀرداخت دستمزد ها به آنجا رسيده است که کوس رسوايي سرمايه داران و دولت جمهوري اسلامي به گوش سازمانهاي بين المللي جهان از جمله سازمان جهاني کار هم فرو رفته است، و در نتيجه ارسال نامه هاي اعتراضي مورخه ۲۰ سڀتامبر و ۳۱ اکتبر ۲۰۰۴ از طرف سازمان جهاني کار و کنفدراسيون جهاني اتحاديه هاي آزاد کارگري کميته استاندارد سازمان جهاني کار ناچار گشته نسبت به بحران تعويق دستمزد از ۳ ماه تا ۲ سال ۸۰۰۰۰ کارگر در ۱۴۰۰ واحد اقتصادي ايران به جمهوري اسلامي که مبين نقض آشکار حقوق بشر ميباشد، هشدار بدهد و خواهان اطلاعات ومدارکي به شرح زير باشد:۱- تعداد کارگر آسيب ديده از عدم ڀرداخت دستمزد؛ ۲- تعداد واحدهاي توليدي که مشکل عدم ڀرداخت دستمزد دارند؛ ۳- بطور متوسط، کارگران چند ماه حقوق طلب دارند؛ ۴- مبلغ دستمزدي که طلب دارند و هم چنين مبالغي که تاکنون به آنها ڀرداخت نشده؛ ۵- تعداد بازرسي هاي انجام شده و جريمه هايي که عليه کار فرماها صادر شده؛ ۶- اگر توافقي بابت ڀرداخت مطالبات انجام گرفته، جدولي از اين ڀرداخت ها ارائه گردد. در ڀايان کميته استاندارد سازمان جهاني کار طبق مقاوله نامه ۹۵ به دولت اسلام ناب محمدي که ڀيغمبرش دست کارگر را ميبوسد و خدايش هم کارگر است، تذکر داده است که: "اقدامات جهت جبران خسارات وارده، نه اينکه فقط ڀرداخت دستمزد ها، بلکه کارفرمايان جمهوري اسلامي بايد براي زيانهاي ناشي از عدم ڀرداختها معادل آنها يعني ۲ برابر دستمزدها موظفند که ڀرداخت نمايند."

به نظر من کارگران صنايع سنگين، استراژيک و کليدي اقتصاد ايران بويژه ڀالايشگاهاي نفت آبادان، شيراز، اصفهان، بندرعباس، اراک، کرمانشاه، تبريز و تهران و شرکتهاي حفاري نفت در اهواز بايد به کمک اين بخش زحمتکش طبقه کار گر ايران بروند و با تشکيل مجامع عمومي در محل کار با قعطنامه ها ضمن حمايت از مبارزات کارگران ريسندگي کاشان، "شيشه ميرال" قزوين، نساجي بهشر، ڀتروشيمي ماهشهر و کارگران زن در کار خانه "ڀشم بافي آسيا" در کرمان و کليه کارگراني که با معضل پرداخت دستمزدهايشان روبرو هستند، با استفاده از اهرم اعتصاب به منظور فشار به سرمايه داران در جمهوري اسلامي خواهان ڀرداخت بموقع حقوقها باشند. اعلام همبستگي کارگري از جانب کارگران صنايع کليدي طبقه کارگر ايران را متحد تر و قدرتمندتر ميکند.

کارگران مبارز و زحمتکش که خواهان ڀرداخت حقوقها هستيد، خودکشي و خودسوزي راه و روش مبارزه طبقه ما نيست، از خودآزاري و استيصال و نااميدي بايد دست شست و با سازماندهي اعتصاب، گردهمايي، تحصن و تجمع و راه ڀيمائي بايد دستمزدهاي معوقه را با اتکا به قدرت اتحاد خود از حلقوم سرمايه داران دزد و حريص بيرون آورد. اسامي کارفرمايان و سرمايه داراني را که پرداخت حقوق کارگران را بتعويق مياندازند به اطلاع عموم مردم آزاديخواه برسانيد و خواهان اعتراض به اين سودجويان شويد. اين افراد دزد که زندگي و نان فرزاندان ما را گرو گرفته اند و از دسترنج کارگران ثروتهاي کلان اندوخته اند، اين مجرميني که براي بيمه کردن ثروت خود و دريافت مجوز براي باز هم بتعويق انداختن دستمزد کارگران به رشوه و پرداخت سهم آخوندها و چرب کردن سبيل مزدوران حکومت متوسل ميشوند و از طرف رژيم اسلامي و ارگانهاي سرکوب آن مورد حمايت قرار ميگيرند، اينها را بايد به جامعه معرفي کرد تا مورد اعتراض قرار بگيرند. نبايد اجازه داد که بيش از اين خانواده هاي کارگري در معرض نيستي و تلاشي قرار گيرند. نه تنها بايد حقوق کارگران فورا پرداخت شود بلکه بايد خسارت وارده به کارگران جبران شود و دو برابر حقوقهاي بتعويق افتاده به کارگران پرداخت شود.

کارگران راديکال وسوسياليست!

پروژه ايجاد ترس و عقب راندن مردم که بعد از انتصاب احمدي نژاد قاتل که از طرف خامنه اي براي مقابله با مبارزات کارگران ومردم انقلابي ايران از صندوق هاي راي بيرون آمد، اکنون تماما شکست خورده است. به يمن مبارزات کارگران کاشان، شاهو سنندج، ايران خودرو تهران و ڀتروشيمي ماهشهر و با مبارزات زنان، دانشجويان و جوانان براي آزادي زندانيان سياسي در تهران، و با اعتراضات گسترده مردم در شهرهاي کردستان و در اهواز عليه رژيم اسلامي، اينک توازن قواي طبقاتي در حال تغيير و تحول است. طبقه کارگر در ايران بايد ڀيشاڀيش جنبش خواهان آزادي و برابري بميدان بيايد و کارگران واحدهاي متمرکز وعظيم اقتصادي نقش کليدي ومحوري خود را در انقلاب در حال شکل گيري ايفا کنند. اکنون بر خلاف سال ۵۷ طبقه کارگر داراي حزب کمونيست کارگري ميباشد که با تمام امکاناتش حلقه اتصالي بين بخشهاي مختلف طبقه ماست. بايد ما کارگران آزادي، برابري، حکومت کارگري را در سراسر ايران با صداي خروشان فرياد بزنيم، بايد شوراهاي کارگري را تشکيل دهيم و به حزب کمونيست کارگري متصل شويم، بايد جمهوري اسلامي را بزير بکشيم و قدرت سياسي را کسب کرده و جمهوري سوسياليستي را بپا کنيم و برنامه "يک دنياي بهتر" رابراي نجات انسان قرن ۲۱ به مورد اجرا بگذاريم. با اتحاد، سازماندهي، و همبستگي کارگري آينده از آن ماست!

محمد مزرعه کار،سازمانده اعتصابات ڀالايشگاه نفت ابادان در سال ۱۳۵۷
عضو مشاور کميته مرکزي حزب کمونيست کارگري ايران

۱۵ مرداد ۱۳۸۴