۱۹ بهمن ۱۳۸۹ -  ۸  فوريه  ۲۰۱۱     

    کارگر کمونيست  ۱۴۳

    kargar.komonist@gmail.com  

    http://www.wpiran.org/00-k-komonist/kk-index.htm


لغو کار مزدی پیشکش، انقلاب مردم را تخطئه نکنید!

یاشار سهندی

در یکماه گذشته چهره جهان از نظر سیاسی با وقوع انقلاب تونس و موج انقلابی که در کشورهای منطقه خاورمیانه پا گرفته و بخصوص اکنون در مصر به شدت و حدت فراوان انقلابی در جریان است اساسا تغییر یافته است. دیگر دنیا تنها جای جولان تروریستها دولتی و غیر دولتی نیست و آنها نیستند که سرنوشت دنیا را تعیین میکنند، اکنون توده مردم قدرت خویش را به رخ "بزرگان" میکشند. مقاومت تحسین برانگیز مردم قاهره در مقابل وحشی بازی دولت حاکم رنگ از رخسار همه حکام دیکتاتور در منطقه پرانده است. ومردم منطقه به هیجان آمده اند که میتوانند کاری کنند و با شوق فراوان وقایع تونس و مصر را دنبال میکنند و در هر کشورمنطقه خاورمیانه که تظاهرات پا گرفته به کمتر از رفتن دیکتاتورهای حاکم از کشور رضایت نمی دهند، مانند آنچه در تونس اتفاق افتاد. آنچه در منطقه خاورمیانه دارد به وقوع میپیوندند تاثیر شگرفی بر "زندگی و کار و پیکار" طبقه کارگر چه در تونس و مصر و چه در کل منطقه و کشور ایران دارد. در دنیای امروز که تحولات به مدد رسانه های مدرن پیش چشم کل مردم دنیا به وقوع می پیوندند این امر را شدنی کرده که هرگونه تحولاتی میتواند نه تنها زندگی و کار و پیکار یک کشور واحد بلکه در کل جهان تغییرات ایجا نماید.
این اما یک سوی قضیه است. سوی دیگر آن باز کسانی هستند که وسط میپرند و شروع میکنند به زعم خود غلط گیری کردن و تا نمره صفر به طبقه کارگر ندهند راضی نمیشوند! "فعالین جنبش لغو کارمزدی" (نگران عنوان دهان پرکن محفل شان نشوید!) یک بیانیه دادند و نشان دادند نباید از فرار دیکتاتور تونس خوشحال بود چون که هنوز طبقه کارگر دیده نشده است! (بدبخت طبقه ای که فعال آن که میخواهد کارمزدی را مثلا لغو کند از فرار یک دیکتاتور آنهم بوسیله انقلاب خوشحال نیست). ظاهرا درست نیست توصیفی را که میخواهم بکار ببرم در یک مجادله سیاسی بکار برد، اما باید بگویم "حال آدم را بهم میزنند" و حقیقتا هیچ توصیف دیگر نمیتوان بکار برد. این محفل که نهایتا برخلاف عنوان محفل شان با نظراتشان خواهان ادامه کارمزدی هستند نه لغو آن همیشه و همه جا پریدند وسط و گفتند "من میدونم نمیشه!" اکنون در تونس مردم موفق شدند که در گام اول انقلابشان دیکتاتور حاکم بر کشور را که بیست و سه سال به خشن ترین روشها حاکم بوده است را فراری دهند و ایشان در همان اول بیانیه خود تاکید دارند که: "آنچه در تونس روی داده است، به رغم تمامی وجوه قوت و تمایزات چشمگیر مترقیانه ای که در قیاس با رویدادهای حال و گذشته درون بسیاری کشورها دارد، هنوز هم هیچ پرتوی از وقوع هیچ تغییری در شرائط واقعی کار و زندگی و پیکار ۷ میلیون نفوس توده های طبقه کارگر این کشور ساطع نمی کند." شما خواننده این سطور بگوئید واقعا انقلاب تونس "هیچ پرتوی از وقوع هیچ تغییری در شرائط واقعی کار و زندگی و پیکار ۷ میلیون نفوس توده های طبقه کارگر این کشور ساطع" نکرده است. اینگونه اظهار نظر نه از سر بی مبالاتی یا دانش کم یا هر چیز دیگر تحت این عناوین نیست بلکه نشان از تخطئه مبارزات انقلابی مردم است و این تنها از کسانی بر می آید که به نوعی خواهان حفظ این نظام هستند، گیرم که گلو پاره کنند که ضد سرمایه داری هستند. چطور ممکن است در کشوری انقلابی به وقوع بپیوندند و هیچ تغییری در وضعیت طبقه کارگر پیدا نشود؟ فقط در یک صورت ممکن است و آن این است که در صف بورژوازی ایستاده باشی و کارت این باشد که نشان دهی در هنوز بر همان پاشنه میچرخد و از دست تو کارگر کاری برنمی آید. و این فقط در خیال کسانی ممکن است که فکر میکنند همه چیز را در "خشت خام" دیده اند نه در آینه صاف(!) و گویا تا ایشان نگویند زمان تغییرات فرا رسیده است همه چیز کشک است و بیهوده است و آنزمان هیچگاه فرا نخواهد رسید.
ایشان یکبار دیگر در این بیانیه به بهانه انقلاب تونس به تخطئه و تحقیر جنبش انقلابی سال ۸۸ مردم ایران پرداختند و گفتند: "در ایران آتشفشان سرکش اعتراض قادر به حفاری راه واقعی خروج خود نشد، مسیر طغیان را از لابلای گسل های شکسته قدرت سیاسی سرمایه جستجو نمود، ظرفیت مساعد برای ذوب بنای دولت اسلامی سرمایه داری را با خود حمل نمی کرد و در همان مراحل آغازین احتراق، با ریختن به باتلاق پرتعفن حفاری شده، توسط دار و دسته اصلاح طلبان روز و دیروز بورژوازی، تمامی شانس پیش تاختن را از دست داد. در آنجا همه چیز از همان آغاز بوی شکست می داد.... و هیچ شعار واقعی و انسانی هیچ کارگری در هیچ کجا و در دل هیچ اعتراض وسیع خیابانی فریاد نشد." واقعا کدام وجدان شریفی به خود اجازه میدهد که وقایع سال ۸۸ را اینگونه به لجن کشد مگر اینکه این وجدان در خدمت استثمارگران باشد؟ ایشان لطف فرمودند و گفتند "در تونس وضع بسیار بهتر از این بود." چون گویا به زعم ایشان در تونس مردم وضعیت بهتر را آرزو میکردند و در ایران نه!؟ در تونس مردم نان را بدست گرفته بودند و در ایران گویا مردم از سر شکم سیری تو خیابان "یا حسین میرحسین" میگفتند و "هیچ شعار واقعی و انسانی " شنیده نشده است! آدمی که بخواهد خودش را به کر بودن بزند شما دم در گوشش هم شیپور بزنی نمی شنود، چرا که مجبور است خودش را ...هم بزند! ایشان فرمودند دلایل سقوط دیکتاتور تونس را هر که هر چه گفته بیهوده گفته و ایشان جواب را در آستین دارند. ایشان اما چه میگویند: هیچی! باور نمی کنید بیانیه ایشان را بخوانید. این بماند در کمال تعجب شاهد هستید که این جنبش کمونیستی و کارگری در ایران است که باید جواب پس بدهد چرا انقلاب ۵۷ شکست خورد و گویا انقلاب تونس شبیه انقلاب ۵۷ ایران است! آنهم نه از جنبه شور و شوق و پیگیری توده مردم برای یک دنیای یهتر بلکه برای تاکید که سر این انقلاب نیز به سنگ خواهد خورد مانند انقلاب ۵۷ ایران! نه آنکه آن انقلاب را به خشن ترین روشهای ممکن سرکوب کردند. ایشان علاوه بر این تاکید دارند چون طبقه کارگر تونس تجربه طبقه کارگر ایران را از سر نگذرانده به همین دلیل با همان شدت سرکوب نگشته است! و در ایران هم البته تقصیر حزب توده و مشی چریکی بوده و بعدها رفرمیسم چپ و راست دلیل شکست طبقه کارگر بوده و برای خالی نبودن عریضه دولتهای دیکتاتوری حاکم در ایران به اضافه امپریالیسم در سرکوب طبقه کارگر دست داشتند. معلوم نیست با وجود عملکرد "فاجعه بار حزب توده" و بعد جریانات دیگر که ظاهرا مثل بختک روی جنبش کارگری ایران افتادند چرا دولتهای بورژوازی خودشان را بدنام کردند و دیکتاتوری را حاکم کردند؟! ( باید تاکید کنم عملکرد "فاجعه بار حزب توده" هر چه بود دست کمی از عملکرد فاجعه بار این محافل ندارند. آن حزب قرار نبود که طبقه کارگر برای انقلاب سوسیالیستی سازمان دهد و نکرد، و البته در عوض خاک در چشم توده کارگر پاشید اما عملکرد این محافل تلاشی غیر از این هم نیست.) ایشان خب که انقلاب تونس را از چشم من "کارگر ایرانی" انداختند و آب پاکی روی دست همگان ریختند که امیدی به تغییر نیست تازه راه حل هم ارائه میدهند! راه حل شان مانند عنوان محفل شان فقط دهان پر کن است. ایشان تضمین دادند اگر طبقه کارگر تونس "افق محو سرمایه داری را در پیش روی خود باز کنند" و در "سنگر توفنده پیکار شورایی ضد کار مزدی" مبارزه کنند، شاید، اما، احتمالا، امیدی باشد و گر نه هیچی به هیچی! یکی نیست به ایشان بگوید: وقتی که انقلابی (ایشان دهانشان را آلوده به کلمه انقلا ب نمی کنند) را دنیا را تکان داده است شما مدعی هستید که هیچ تغییری در زندگی و کار و پیکار کارگران ایجاد نکرده است این دیگر چه توقعی است که طبقه کارگر تاثیر گذار در آن باشد. ما را گرفتید یا خودتان را سرکار گذاشتید؟
این محفل نمونه ای از بی عملی و بی افقی و ناامیدی کسانی است که از پیش تصمیم شان را گرفتند که هر چه که مربوطه به مبارزات طبقه کارگر میشود با ادعاهای که فقط خودشان را فریب میدهد تخطئه کنند. ما از سوئی با ادعاهای کذایی جمهوری اسلامی روبرو هستیم که سعی دارد برای فریب و ترساندن مردم و سرکوب بیشتر انقلاب تونس و مصر را به حساب جنبش کثیف اسلامی بزند و از سوی دیگر با کسانی مانند این دوستان(!) روبرو هستیم که منکر هرگونه اقدام و فعالیت توده مردم و بالطبع طبقه کارگر نه تنها ایران بلکه هر کشوری هستند. آیا واقعا این افق دید و این اقدامات "افق محو سرمایه داری را در پیش روی" کسی باز میکند یا کوششی است در جهت بستن دریچه امید که این افق را محور مبارزه ضد سرمایه داری خویش ساخته است؟ همه کوششهای این محفل معین تلاشی فراوان در جهت کور کردن روزنه امید کارگران است، اما اگر حزب توده موفق شد و اگر حکومتهای بورژوازی موفق شدند اینها نیز میتوانند!