شنبه ٤ دي ١٣٨٩ -٢٥ دسامبر ٢٠١٠

    کارگر کمونيست  ١٤٠

        اىميل: kargar_komonist@yahoo.com

 سايت:  http://www.wpiran.org/00-k-komonist/kk-index.htm

نا امني محيط كار جنايت عليه كارگران است

شرايط و محیط های کار در ایران، قاتل جان کارگران است و اوج رذالت و سودپرستی و بیرحمی بورژوازی و دولت اسلامی اش را مقابل چشم همگان قرار میدهد. سالانه دهها هزار سانحه دلخراش در محیط های ناامن کار در ایران رخ میدهد، هزاران نفر جان خود را از دست میدهند و هزاران نفر تا آخر عمر معلول میشوند یا به انواع بیماری های خطرناک مبتلا میشوند و توان کار کردن را از دست میدهند و یا توسط کارفرمایان از کار اخراج میشوند. بیماری سل، انواع آرتروز، بیماری های استخوانی و عضلانی، بیماری های پوستی و سرطان از جمله بیماری های رایج در محیط های کار در ایران است. فقدان حداقل آموزش، حداقل امکانات ایمنی، حداقل بهداشت در محیط های کار از یکطرف و از طرف دیگر ساعات کار طولانی برای کارگران ، تغذیه بسیار ناکافی و خستگی مفرط که تمرکز را هنگام کار بشدت پائین میاورد، مدام دارد از كارگران قرباني ميگيرد. بعلاوه بیحقوقی کارگران در ایجاد تشکل های خود، ناامنی کامل شغلی و ترس هرروزه از اخراج، به کارفرمایان امکان حداکثر سودجوئی را میدهد. هرچه بیکاری و ناامنی شغلی و فلاکت کارگران بیشتر میشود، به همان اندازه هم محیط های کار ناامن تر میشود و میزان سوانح کار و تعداد قربانیان محیط ناامن کار، تصاعدی افزایش می یابد. اين در واقع خود بخشي از سياست سودآوري سرمايه در ايران است. در نظامی که جمهوری اسلامی به مردم تحمیل کرده، جان کارگر چنان بی ارزش است که حتی اسامی کارگرانی که جان خود را در محل کار از دست میدهند، نه توسط کارفرما و نه رسانه های دولتی و رسمی جائی اعلام نمیشود. معمولا گفته میشود پنج نفر جان خود را از دست دادند .اما اين كارگران و جان آنها اینقدر ارزش ندارند که مشخصاتشان و عکسشان در رسانه های دولتی يا جاي ديگري اعلام شود. حتي مراسم بزرگداشتی که توسط خانواده ها و سایر کارگران برگزار میشود اگر هم توسط نهادهاي حكومتي مقابل آنها مانع تراشي نشود (در بسياري موارد خانواده ها را تهديد ميكنند كه مراسم را محدود و بي سر وصدا بگيرند)، توسط این رسانه ها جائی اعلام نميشود. آمارهای قابل اتکائی هم در مورد شمار قربانيان و معلولين در جايي منتشر نمیشود.

کودکان یکی از قربانیان اصلی ناامنی مراکز کار بویژه در کارگاههای کوچک هستند که نه بهداشتی دارد، نه کوچکترین توجهی به امنیت محیط کار شان میشود و نه آموزشی در کار است و نه گزارشی از آنها منتشر میشود. نیمی از کارگران قالیبافی ها و گلیم بافی ها دختران زیر ١٦ سال هستند که بعضا روزی ١٢ تا ١٦ ساعت کار میکنند. به اینها باید توهین های هرروزه، تنبیهات و سوء استفاده های جنسی کارفرمایان از کودکان را نیز اضافه کرد که بخش جدائی ناپذیر این بیحقوقی ها است. با چنین اوصافی میتوان فهمید که چگونه کودکانی که باید مشغول تحصیل و ورزش و لذت بردن از زندگی خود باشند، چگونه از همان کودکی حقوق اوليه شان پايمال ميشود، سلامتی و رشد طبیعی خود را از دست میدهند، پرپر میشوند و زندگی شان نابود می گردد.

بدین ترتیب ما شاهد جنایت بزرگ و هرروزه و اعلام نشده ای علیه کارگران در محيط هاي كار هستیم که آمار قربانیانش بسیار بالا است. صدها هزار کارگرهر سال به بیماری های خطرناک مبتلا میشوند، طول عمرشان کاهش می یابد و تعداد نه چندان کمی جانشان را از دست میدهند. اخراج و بیکاری و فقر كمر شكن، یک معضل مهم دیگری است که دامن کارگری را که در این محیط ها بیمار و ناتوان میشود و یا به درجاتي معلول ميشود، ميگيرد. بعلاوه هيچ تاميني براي خانواده و بازماندگان كارگران قرباني شده وجود ندارد. نه کارفرما و نه دولت خود را موظف به تامین زندگی خانواده قربانيان نمی بینند. درمورد کارگرانی که در جریان کار نقص عضو پیدا میکنند و یا توان ادامه کار را از دست میدهند، نیز نه امکانات چندانی صرف معالجه آنها میشود و نه شامل بیمه بازنشستگی و بیمه تامین اجتماعی میشوند. تازه وقتی هم چیزی شامل حالشان میشود، رقمی بسیار پایین تر از حتی همان حداقل دستمزدی است که چندین برابر زیر خط فقر است.

يك جنگ اعلام نشده

تبديل محيط هاي كار به قتل گاه كارگران بيش از هر چيز زير پا گذاشته شدن اوليه ترين استانداردهاي انساني در اين جامعه را نشان ميدهد. با ايجاد اين وضعيت سرمايه داران و دولتشان در ایران دارند میگویند که ما در اين کشور کارى کرده ایم که جان آدم ارزش ندارد. بطور مثال مواد خطرناک و سمی که بکارگیری آنها در کشورهای دیگر ممنوع شده است را به راحتی در کارخانه های ایران مورد استفاده قرار میدهند. اين شرايط برده وار كار را به يمن محروم كردن كارگران از پايه اي ترين حقوقش برقرار كرده اند. دست کارگر را بسته اند، اعتصابش را ممنوع کرده اند، رهبرانش را دستگیر میکنند و او را از حق تشکل محروم میکنند تا امکان حداکثر سودجوئی را پیدا کنند. در واقع دولت به کمک نیروی سرکوب و زندان و قانون و غیره، دست کارفرما را باز گذاشته است که جان كارگر را بگيرد، خون كارگر را بمكد و هر بلائی خواست سر کارگر بیاورد. و البته خود دولت و ارگانهای سرکوبش بزرگترین کارفرما هستند.

ناامنی محیط کار البته مختص ایران نیست. به قول منصور حکمت، ناامنی محیط کار یک جنگ اعلام نشده در جهان است که به اندازه دو جنگ جهانى، فاشيسم هيتلرى، کوره هاى آدم سوزى، هيروشيما، جنگ ويتنام، جنگ ايران و عراق و غيره از طبقه کارگر قربانی میگیرد. اما تفاوت اینجا است که جنايتهاى بزرگى که در تاریخ شاهدش بوده ایم را همه می شناسند و از دست اندرکارانش بعنوان جنایتکاران بزرگ نام میبرند. فجایع دردناکي که مردم هم جانيان آنرا ميشناسند و هم قربانيانش را. اما يک جنگ اعلام نشده و يک جنايت در حال جريانى در متن جامعه سرمايه دارى هست که قربانيانش از نظر تعداد کمتر از اين نمونه هاى برجسته جنايت در تاريخ نيست. همانقدر آدم روانه گورستان ميکند، همانقدر آدم روانه بيمارستان ميکند، همانقدر خانه ها را از هم ميپاشاند، همانقدر شادى ها را به غصه و غم تبديل ميکند که در هرکدام از اين دوره هاى ننگ آور در تاريخ بشر شاهدش بوده ایم. اما فرقش در اين است که در اين مورد قاتلين و جانيان دارند کنار قربانيان خودشان قدم ميزنند و کسى نميتواند نشانشان بدهد و بگويد مسئول مرگ آن هزاران نفر انسانی که جان باختند، اين کسى است که اينجا دارد راه ميرود و يا اين نهاد معین است و اين موجودى است که تازه خودش را هم از بقيه جامعه معتبرتر و بالاتر ميداند. این جنایتی است که هر روزه در محیط های کار و بخاطر سودجویی یک مشت سرمایه دار و دولت های حامی شان شاهدش هستیم. قربانيان اين جنايت خيلى معلوم و مشخص اند. اين جنايت قربانيانى طبقاتى دارد. اينطور نيست که بمبى روى محله اى افتاده و عده اى جانشان را از دست داده اند. اين جنگى است عليه بخش مشخصى از جامعه. عليه طبقه کارگر.

حال در نظر بگيريد كه همه اين جنايات و اين خطرات در محيط هاي كار، محيطى که کارگر بخش اعظم زندگى اش را در اين جامعه در آن ميگذراند، دارد روي ميدهد و نفس زندگى کردن را براي كارگر مخاطره آميز كرده است.
محيطهاي کار بايد جاى امن و سالم و از نظر سلامتی و بهداشتی استاندارد قابل قبولی داشته باشد. بايد آخرين تكنيكها و دستاوردها و تجارب براي هرچه امن تر ساختن شرايط كار مورد استفاده قرار گيرد. کسی که چنین محیط ناامنی برای کارگران ایجاد کرده، شريک جرم قتل و جنايت وسيعى است که هر روز در محیط های کار جریان دارد. تخلف از قوانين ايمني محيط كار و سهل انگاري در تامين امنيت كارگران يك جنايت است و بايد جرم جنائي محسوب شود.

اما مي بينيم كه در عالم واقعي چنين نيست. چون رعايتش براي سرمايه داران صرف نميكند و از سوددهي شان مي كاهد. آنوقت در جايي مانند ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی كه كارگر از هرنوع حقوقی برای اعتراض و اعتصاب و متشکل شدن محروم است، اين ناامني واين خطر هر روزه جان و زندگي كارگر ابعاد متفاوتی میگیرد.

در مقابل این جنایت هر روزه باید ایستاد. بايد از نظر امنيت محيط کار بالاترين استانداردهاى بين المللى برقرار باشد.

كدام خواستها و كدام استانداردها؟

بخش عظیمی از همه این اتفاقاتی که در محیط های کار شاهدش هستیم و منجر به مرگ و صدمه زدن به سلامتی کارگر میشود، قابل اجتناب اند. یک محور مهم مبارزه کارگر در نظام سرمایه داری حول ایمنی محیط کار است. کارگر حق دارد برای ایمن تر کردن شرایط کارش تا جائی که علم و تکنولوژی اجازه میدهد، دست به مبارزه بزند، اعتصاب کند متشکل شود.

مطالبات زیر باید به پرچم مبارزه کارگران برای بهبود شرایط کار و ارتقاء ایمنی و بهداشت محیط کار به منظور جلوگیری از بروز حوادث محیط کار، و نیز جبران خسارت های ناشی از ناامنی تبدیل شود:

١- تضمين ايمنى و بهداشت محيط کار و تقليل مخاطرات کار به حداقل ممکن، بدون هيچ صرفه جويى، با استفاده از پيشرفته ترين تسهيلات و امکانات مورد استفاده در سطح جهان از جمله برخورداري محيط هاي كار از دستگاههاي تهويه كافي، مراكز درماني كشيك مجهز به آمبولانس و پرشك، امكانات بهداشتی حمام و دستشويي و غذاخوري با استاندارد بهداشتي بالا و غذاي مناسب.

٢- نظارت و معاينه پزشکى منظم در برابر مخاطرات و بيمارى هاى حرفه اى و ناشى از کار توسط مراجع پزشکى مستقل از کارفرما، به هزينه کارفرمايان و دولت.

٣- نظارت بر ایمنی محیط کار باید تماما زیر نظارت کارگران و تشکل ها و نمایندگان آنها باشد. این حق کارگران است که هیئتی از میان خود انتخاب کنند تا تمامی موارد ناامن و غیر بهداشتی را بررسی کنند و به کارگران گزارش بدهند.

٤- اعتصاب و برگزاری مجمع عمومی، حق بی چون و چرای کارگران است و کارگران به مجرد احساس ناامنی باید بتوانند دست از کار بکشند، تا ناامنی برطرف شود.

٥- بکارگیری مواد سمي و خطرناكي كه جان كارگر را به خطر مي اندازد و در كشورهاي پيشرفته جهاني استفاده از آنها در توليد ممنوع اعلام شده است٬ فورا متوقف گردد.

٦- كارفرماياني كه بخاطر سودجويي در مواردي كه سلامتي كارگر تهدید میشود، اقدام نكنند، مجرمند و بايد مورد پيگرد قرار گيرند.

كارگراني كه بخاطر عدم ايمني كار دچار بيماري و يا از كار افتادگي شده اند، بايد تامين داشته باشند و از جمله از حقوق زير برخوردار باشند:

١- بیمه کامل کارگران در مقابل صدمات و خسارات ناشى از کار، اعم از اينکه در محيط کار و يا خارج آن رخ دهد و بدون اينکه کارگر نيازى به اثبات قصور کارفرما و يا مديريت داشته باشد.
كارگران آسيب ديده در محيط كار باید با استاندارد بالاي پزشكي تحت پوشش درمان رایگان قرار گیرند و در دوره درمان از حقوق كامل برخوردار باشند.

٢- كارگراني كه در محيط كار دچار بيماري شده اند بايد از تسهيلاتي چون تغيير نوع كار و كاهش ساعت كار با پرداخت حقوق كامل برخوردار باشند و اخراج آنها اكيدا ممنوع باشد. اين كارگران بايد مادام كه بيمارند زير پوشش اين كمك ها و تسهيلات قرار داشته باشند.

٣- پرداخت حقوق کامل بازنشستگى به کارگرانى که در نتيجه صدمات ناشى از کار توانايى کار کردن را از دست ميدهند. همینطور پرداخت کامل حقوق بازنشستگی به خانواده کارگرانی که عضو خانواده خود را در محیط کار از دست میدهند.
این خواست عطف به ماسبق میشود یعنی شامل همه کارگران و خانواده های کارگرانی که در طول حاکمیت جمهوری اسلامی توانائی کار کردن و یا جان خود را از دست داده اند نیز میشود.

يك بخش از سوانح محيط كار منجر به مرگ كارگر ميشود در اين مورد بايد بر حق و حقوق زير تاكيد کنیم:

١- خانواده كارگراني كه به خاطر ناامنی محيط كار جان باخته اند، و نان آور خود را از دست داده اند، بايد تحت پوشش هميشگی تامين اجتماعي قرار گيرند و از يك زندگي انساني برخوردار باشند. بايد به اين خانواده ها مستمري ماهانه مكفي پرداخت شود.

٢- در صورت وقوع هر حادثه ای در محیط کار، تعداد قربانیان و مصدومین با مشخصات و عکس فورا باید رسما و علنا اعلام شود.

٣- عاملين كشتار در كارخانجات کارفرمایان و دولت حامی آنها هستند و بايد مورد پيگرد قرار گيرند.

٤- برگزاری مراسم ياد کارگران جانباخته بخاطر ناامنی محیط کار توسط کراگران به هزینه کارفرما
مبارزه براي ايمني محيط كار، يعني مبارزه براي زنده ماندن و سلامت جاني كارگر، يك روز هم نبايد در آن تعلل كرد. خصوصا اين موضوع در ايران بايد به مساله فوري و همين امروز كارگران تبديل شود.
مساله تامين ايمني محيط كار بسادگي به سود سرمايه داران گره ميخورد. سرمايه دار بخاطر سودجويي اش، آشكارا جنايت ميكند و محيط هاي كار هر روز بيشتر از كارگران قرباني ميگيرد و دولت نيز بنا به تعريف حافظ منافع اوست. ابعاد گسترده جنايت در محيط هاي كار بيش از هر چيز اوج توحش سرمايه داري را در مقابل ما قرار ميدهد. بايد به اين توحش پايان داد. *