جانباختن ٥ كارگر در پتروشيمي عسلويه، جنايتي ديگر
رها نيكو
توليد در جهت سود بيشتر (شعار محوري حکومت سرمايه داري) بار ديگر جان 5
نفر از کارگران بيگناه را در مجتمع پتروشيمي عسلويه گرفت.
در تاريخ ٣١ مرداد مسير انتفال آمين در واحد آمونياک پتروشيمي غدير
دچار نشت گرديد. مسئولين تنها به دليل جلوگيري از توقف توليد و بوجود
آمدن خلل در چرخه سود آوري، بدون توجه به خطر انفجار و انجام تست ضخامت
سنجي، محل نشت را با وصله كاري مسدود كردند. اما انجام اين كار به علت
پوسيدگي خط انتقال، موجب بيشتر شدن نشت و توقف عمليات ترميم شد. همه
مشاهدات خطر را نزديكتر ميكرد. با اينحال بارديگر مسئولين مربوطه به
جاي متوقف کردن (shut down) واحد و تخليه لوله، براي اينكه مبادا لحظه
اي در سودآوريشان وقفه ايجاد شود، اقدام به اضافه کردن وصله بزرگتري
روي وصله قبلي کردند. ولي اولين تماس سنگ براي برداشتن وصله قبلي موجب
بازشدن کامل محل نشت و خروج مواد آميني و سپس خروج گاز هيدروژن با فشار
بسيار بالا شد. در نتيجه انفجار شديد ناشي از خروج گاز هيدروژن، باعث
کشته شدن ٥ نفر از کارگران و مجروحيت يک تن ديگر گرديد. قبل از هر سخني
جانباختن اين كارگران را به خانواده هايشان و به كارگران پتروشيمي
عسلويه تسليت ميگويم. جانباختن ٥ كارگر در پتروشيمي عسلويه بار ديگر از
روي جنايت عظيمي كه هر روزه در محيط هاي كار بوقوع مي افتد و بخاطر
سودجويي سرمايه داران و دولتشان كارگران قرباني ميشوند، پرده بر
ميدارد.
اين نخستين بار نيست که مناسبات جامعه سرمايه داري که شالوده آن بر
سودآوري به هر قيمت استوار است، چنين فجايعي را به بار مي آورد.
اما نكته قابل توجه در آنچه در پتروشيمي عسلويه اتفاق افتاد، اينست كه
بعد از انفجار و کشته شدن کارگران تعميرات، به جاي درخواست پاسخگويي
نسبت به اقدامات جنايتكارانه مسئولين، با شايع کردن اين مسئله در ميان
كارگران که چرا از کارکنان واحد بهره برداري کسي در ميان کشته شدگان
نيست، سعي شد كه افکار كارگران را از توجه به مسئله اصلي و اينكه با
وقوع هر كدام از اين اتفاقات كه تحت عنوان سوانح ناشي از كار صورت
ميگيرد، قتلي صورت گرفته است و مسئولين آن بايد مورد پيگرد قرار گيرد،
منحرف شود. در حاليكه در اين اتفاق ٥ كارگر، ٥ انسان، جان خود را از
دست داده اند. و اينكه اين ٥ كارگر قرباني، كارگر بخش تعميرات بوده است
يا بهره برداري تفاوتي در موضوع ايجاد نميكند. آنهايي که در اين حادثه
جانشان را از دست داده اند پيش از اينکه کارگر باشند، انسان بوده اند.
انسانهايي که به خاطر زنده ماندن مجبور به فروش نيروي کار خود شده اند
و به راه افتادن چنان شايعاتي بيش از بيش نشانگر اينست كه تحت نظام
استثمار گرانه سرمايه داري كه شاخص همه چيز سود است، چگونه كارگر از
خود بيگانه ميشود كه حتي انسان بودن خود را زيرفشار اين مناسبات
ستمگرانه فراموش ميكند. اين ها همه نشانگر اين حقيقت است كه چگونه دامن
زدن به قوم گرايي، ملي گرايي و ايجاد تقسيم بنديهاي نامربوطي چون کارگر
رسمي، پيماني، قراردادي و... در خدمت متفرق كردن كارگران و پرده كشيدن
بر روي منافع مشترك آنها در رهايي از شر جهنم سرمايه داري است. در خدمت
دور كردن انسانها از انسانيت و حقوق جهان شمول انسانهاست. حقوقي انساني
كه مرز و رنگ و جنسيت نمي شناسد.
مساله به روشني اينست كه در پتروشيمي عسلويه ٥ كارگر كه نان آور
خانواده هايشان بوده اند، جان باخته اند و اين موضوعي بود كه بايد
موضوع اعتراض كل كارگران قرار ميگرفت. در اين نوشته سخن من رو به
كارگران پتروشيمي عسلويه و همه كارگران است. موضوعي كه در پتروشيمي
عسلويه اتفاق افتاد به نظرم براي همه ما كارگران هشدار دهنده است. در
برابر قتلي كه صورت گرفته بود و جانباختن ٥ كارگر در انفجاري كه روي
داد، آن شايعات را به راه انداختند تا صف متحد اعتراض ما كارگران را در
مجتمع بزرگي چون پتروشيمي عسلويه، در هم شكنند. چون ميدانستند اگر
مهندسي افكار نكنند يك چنين اتفاق ناگواري آنهم در شرايطي كه كارگران
زير فشار هر روزه معيشت و گراني و بيحقوقي دارند له ميشوند، ميتواند
جرقه اي باشد براي به انفجار كشيدن اعتراض كارگران.
نبايد اجازه داد كه محيط هاي كار چنين به قتلگاه كارگران تبديل شود.
بايد ياد ٥ كارگر جانباخته در اين پتروشيمي را گرامي داشت و به همراه
خانواده هايشان اين اتفاق ناگوار را به اعتراض عليه سودجويي و جنايت
اين جانيان تبديل كرد. بايد بخواهيم كه بازماندگان اين كارگران زير
پوشش تامين اجتماعي قرار گيرند و بتوانند از زندگي اي انساني برخوردار
شوند. بايد خواستار ايمن شدن فوري محيط كارمان شويم. اجازه ندهيم به
همين سادگي سرنوشت زندگيمان به خاطر سودآوري بيشتر استثمارگران به خطر
بيفتد.
سرمايه داري منشآ همه مصائب و بد بختي است، مرگ بر سرمايه داري. جمهوري
اسلامي يكي از وحشي ترين حكومت هاي سرمايه داري جهان است، راه نجات ما
خلاصي از شر اين حكومت و برقرار حكومتي انساني است. رها نيکو
|