دعوا براي غارت بيشتر
ياشار سهندي
غارت گري يک شيوه روتين در امر "تمشيت امور" در جمهوري اسلامي است.
يک نمونه کوچک آن ماجراي دانشگاه آزاد بود که ديديم چگونه باندهاي
مختلف رژيم براي تسلط بر آن که منبع عظيمي از ثروت را توليد ميکند آبرو
و حيثيت همديگر را پيش چشم همه بردند تا آنجا که "آقا"ي شان دادش در
آمد که اين موضوع "ملال انگيز" را پايان دهند. مورد ديگر "سازمان تامين
اجتماعي" است که دارد بي سرو صدا صورت ميگيرد.سازمان تامين اجتماعي
سازماني است دولتي ( البته اگر به روايت کارشناسان شوراهاي اسلامي توجه
نکنيد که سعي ميکنند اين سازمان را "غير دولتي" جلوه دهند. بگذريم که
دولتي باشد يا خصوصي فرقي در موضوع بحث ما نميکند. قضيه از اين قرار
است که دولت بابت اين سازمان يک ريال هم هزينه نمي کند. تنها کارش وقت
گذاشتن براي تعيين مديرعامل و گذراندن قوانيني است که هرچه بيشتر به
کمک اين سازمان تسمه از گرده کارگران بکشند. اما در عوض تا ميتواند اين
ثروت را به يغما ميبرد. اين سازمان با پول کارگران پا گرفته است و به
يکي از عظيم ترين شرکتهاي سودآور تبديل شده است که ساليان بسياري است
که از اين منبع به خود دولت قرض داده ميشود، بدون آنکه برگشتي تو کار
باشد. اين شرکت عظيم به نام "شستا" معروف است.
ماهيانه ٣٠ درصد از حقوق کارگران بابت "حق بيمه" کسر ميگردد وبه
صندوق اين سازمان واريز ميشود. قرار بوده که در قبال اين کسري، خدمات
پزشکي و بازنشستگي و بيمه بيکاري کارگران پرداخت گردد. اما از هيچ يك
از اين خدمات عملا خبري نيست. خدمات پزشکي که ارائه ميشود در حد صفر
است. يک مثال بزنم: حداقل اينکه شما نزد يک دکتر برويد و درد تان را
بيان کنيد و او معاينات اوليه را به جا آورد ١٠ دقيقه اي بايد طول
بکشد. اما اولين اقدام دکتر در درمانگاههاي تامين اجتماعي، گرفتن
دفترچه از شما است و هنوز شما شروع نکرديد که از بيماريتان بگوييد، او
دارو را نوشته است و اگر اصرار کنيد که دکتر حداقل فشار خون شما را
بگيرد، اينکار را با اکراه انجام ميدهد و اطميناني هم به دقت كارش نيست
. تازه اين به شرطي است که متلک هم نشنويد که اودکتر است يا شما! از
لحظه ورود تا خروج شما از نزد دکتر، به زور ٢ دقيقه ميشود. براي يک
بيماري سرماخوردگي شديد اگر نزد دکتر خصوصي برويد مطمئنا يک کيسه
پلاستيکي دارو براي شما مي نويسد،از جيبش که خرج نميکند! اما در تامين
اجتماعي نهايتا يک برگ دارو آنتي بوتيک مي نويسد، چون دولت پول مفت
ندارد که دور بريزد. يعني بايد بدن قوي داشته باشيد که با همان دارو
بيماري تان رفع شود و گر نه بيماري مزمن ميشود. بيماري که لازم است
بستري شود، با هزار اما و اگر دستور بستري شدن او صادر ميگردد و بسرعت
ترخيص ميشود. چون باز هم شما داريد از جيب دولت خرج ميکنيد! اين روش
درمان نه صرفا از بد طينتي دکترهاي مشغول به کار در اين سازمان، بلكه
بخشنامه دولتي است كه گفته شده در بيت المال مسلمين صرفه جويي شود و
اين اسم شرعي دادن به اين کمترين خدمات پرشكي به كارگر است. آنهم در
قبال كسر درصد بزرگي از حقوق کارگران بابت تامين اجتماعي. به نظرم همين
يك مثال كافي است كه حرفم را گفته باشم. در همين نشريه با جزيياتي
بيشتر بارها به اين مسايل اشاره شده است .
اما بگذاريد كمي هم از خدمات بازنشستگي بگويم. شما به عنوان يک
کارگر حداقل سي سال تمام ماهانه سي درصد از حقوق تان را پرداخت کرديد
که "در زمان کهن سالي" مثلا دست تان به جايي بند باشد. اما وقت مراجعه
براي حساب و کتاب، تازه متوجه ميشويد که سي سال سابقه چند سال کسري
دارد و بايد هنوز مثلا سه سالي جان بکنيد تا موقع بازنشستگي شما فرا
رسد. ممکن است هزار و يک بامبول ديگر نيز به نام قوانين جديد سوار کنند
که تا ميشود اين امر را به تعويق اندازند. تازه وقتي هم كه شاملت
ميشود، بايد با خط فقر دست و پنجه نرم كني.
بيمه بيكاري نيز داستان خود را دارد. آنچيزي که به نام "بيمه
بيکاري" تعريف شده است، اولين شرطش اين است كه يکسال کامل يک جا مشغول
به کار باشيد. حال اگر صد سال هم سابقه کار داشته باشيد، ولي سال آخري
به اندازه يک روز سابقه کاري در يک شرکت پيمانکاري کسري داشته باشيد،
اين بيمه به شما تعلق نمي گيرد و تازه اگر هم همه چيز مطابقت داشت تازه
در تمام طول عمرکارگري تان فقط يکبار شانس استفاده از اين بيمه را
داريد كه آنهم نهايتا براي ١٨ ماه است. بعدش شما را حواله ميدهند به
خدا که " خودش روزي رسان است!" . اين وضع تامين اجتماعي است و در مقابل
شما شاهديد که چطور مثلا يکي مثل محصولي که يکي از غارتگران به نام
است، در راس اين سازمان دارد ثروت آنرا را بالا ميکشد. بي شک خدا روزي
ايشان را چنين مقرر کرده است! يک عمر هر ماه مبلغي از حقوق تان کسر شده
است، به اين اميد که يک روزي اگر گذرتان به همان درمانگاه تامين
اجتماعي افتاد پولي بابت همان ويزيت دو دقيقه اي از شما نگيرند، اما
سازمان تامين اجتماعي در حال تدارک ديدن اين موضوع است که "فرانشيز" از
بيمه شدگان دريافت کند. به زبان بشري يعني اينکه پول شما را بالا
کشيدند و سودهاي هنگفت ميبرند و حالا حتي بابت آن ويزيت دو دقيقه اي هم
شما بايد پول پرداخت کنيد. به دليل شان توجه کنيد، تا باور كنيد كه با
چه مردمان پستي روبرو هستيد. ميگويند براي اينکه جلو مراجعات مکرر براي
يک بيماري گرفته شود، اينکار لازم است! بهانه اي ديگري پيدا نکردند!
ايشان انتظار دارند با اين شيوه ويزيت کردن و آنگونه دارو توصيه کردن،
بيمار برود و پشت سرش را هم نگاه نکند. اين بهانه ها را مي آورند تا
فردا وروديه به درمانگاه را نيز از بيمه شده طلب کنند. اين چپاول بي
نهايت است.
اين اما تمام ماجرا نيست. صادق محصولي به عنوان وزير رفاه (!؟) دستش
باز است که هر چه ميتواند با اين سرمايه کارگران بازي کند. سازمان
تامين اجتماعي تحت پوشش وزارت رفاه ( بخوانيد وزارت توسعه فقر) اين
حکومت قرار دارد و وزير آن هم "صادق محصولي" است. قبلا اين سازمان زير
نظر وزارت کار بوده است، و وزارت کار جمهوري اسلامي آنقدر رسوا است که
احتياج به معرفي کردن ندارد. به گفته باند مخالف اين شخص با تعويض
مديران و انتصاب مديران مورد نظر خودش، در يک حرکت براي اينکه نشان دهد
که با کي طرف هستند، رئيس اين سازمان را چون مورد نظرش نبوده بلافاصله
برکنار کرده است. از سوي ديگر اساسنامه اين سازمان را دارند تغيير
ميدهند تا کاملا دست باند احمدي نژاد باز شود و بتوانند ثروت خوابيده
در اين سازمان را به طور کامل به جيب زنند. ظاهرا در يک سال و نيم
گذشته اين روند شدت گرفته و همه تغيير مديريتها در راستاي اينکار بوده
است و تغيير اساسنامه سازمان هم تير خلاص را به اين سازمان خواهد زد.
تير خلاص ازاين بابت که ديگر همان تتمه خدماتي که قرار بود به کارگران
داده شود، هم قطع ميگردد. اين را از کوچک وبزرگ باند مخالف، ميشونيد كه
دارند اشاره ميکنند. منتها آنها قبل از اينکه به فکر کارگران باشند از
اين گله مندند که چرا دست آنها از اين خوان يغما کوتاه شده است.
بدين ترتيب جنگ و جدلي که دور از چشم جامعه دارد بر سراين سازمان
صورت ميگيرد به مانند همان دعوا بر سر دانشگاه آزاد است. "شوراهاي
اسلامي کار" يکي از مخالفين سرسخت روش "تمشيت امور" صادق محصولي است و
مدام هشدار ميدهند که اين روشها نارضايتي کارگران را در پي دارد و کلا
هر کسي که از دايره اين غارت گري بيرون افتاده است، مخالف صادق محصولي
شده است. يکي از مديران سابق احمدي نژاد چنين ميگويد:" در بخش درمان
نيز ضعف ها و تهديدهايي نظير توزيع نامناسب واحدهاي ارائه دهنده خدمت،
توسعه پر هزينه درمان بدون توجه به شاخص هاي اقتصادي، استقرار نيافتن
کامل نظام مديريت اطلاعات، نقص جدي در پلاتفرم اطلاعاتي سيستم درماني،
نبود ارتباط منطقي بين رشد درمان مستقيم و غير مستقيم، نابساماني تعرفه
ها، نبود آمار جامع، ناکارآمدي نظام سلامت کشور در حوزه هاي حاکميتي
مرتبط ، افزايش نارضايتي بيمه شدگان از نحوه ارائه خدمات و .... اين
عزم را جدي تر مي سازد تا در وضع بحراني فعلي راه را گم نکرده و به
بيراهه نرويم. " توجه ميکنيد همه دعوا بر سر همان لحاف معروف ملا است.
" توسعه پر هزينه درمان" مهمترين دليل مخالفت ايشان با سياستهاي محصولي
است. اينجا نيز مانند ماجراي دانشگاه آزاد مسئله نه توسعه کيفي خدمات
به توده مردم، بلکه نشان دادن اين موضوع است که "تمشيت امور" به روش ما
سودآور تر است و نيز صداي بيمه شدگان را نيز در نخواهد آورد.
اينها همه بر يک مسئله تاکيد ميکند تا وقتي امور به دست کارگزاران
بورژوازي باشد در به روي همين پاشنه خواهد چرخيد. سازمان تامين اجتماعي
با اين عنوان دهن پر کني که دارد فقط يک هدف داشته است، آنهم سودآوري
با پول كارگران است. اين مدير يا آن مدير نهايتا همه در همين جهت قدم
برمي دارند. با وجود جمهوري اسلامي نه تنها از رفاه هيچ خبري نخواهد
بود، بلكه فقر و فلاکت هر روز بيشتر از ديروز تضمين ميشود. براي رهايي
از اين وضعيت تنها يک راه در برابر ما قرار دارد، آنهم سرنگوني انقلابي
اين حکومت است و لاغير. |