پنجشنبه،  ۲۳  تير  ۱۳۸۴ -  ۱۴ ژوئيه  ۲۰۰۵

    کارگر کمونيست  ۱۳

               اى ميل:  kargar_komonist@yahoo.com

     سايت:  www.wpiran.org/kk-index.htm

حوزه هاي حزبي: تصوير عمومي، شکل کار، امنيت

شهلا دانشفر

شهلا عزيز سلام!
من كيانوش هستم. متشكرم كه پاسخ من را داديد. در نامه قبلي ام از عضويت در حزب سوال كردم و جوابم را هم گرفتم. اما سوال ديگرمن اينست كه چگونه ميتوانيم فعاليت متشكل حزبي را به پيش بريم؟
کيانوش

كيانوش عزيز سلام!
از اينكه نامه مينويسي و ميخواهي فعاليت متشكلي را با حزب به پيش ببري جاي خوشحالي بسيار است. خوشحالم كه نامه قبلي من سوالات شما را پاسخ داد. در عين حال شما سوال مهم و كليدي اي در مورد چگونگي پيشبرد كار متشكل حزبي در داخل طرح كرده ايد. من شك ندارم اين سوال رفقاي بسياري است كه ميخواهند با حزب فعاليت كنند. از اينرو فرصت را مناسب ديدم و سعي ميكنم كمي مفصل تر به يك شكل پايه اي و اساسي كار متشكل در داخل يعني تشكيل حوزه هاي حزبي بپردازم. اميدوارم شما نيز جواب سوالتان را بگيريد. باز هم نامه بنويسيد و مسايل و نقطه نظراتتان را با ما در ميان بگذاريد.

كيانوش عزيز، قبل از هر چيز لازمست بگويم كه اصول پايه اي کار سازمانيابي ما در داخل قبلا در نوشته منصور حکمت تحت عنوان سياست سازماندهي ما در ميان کارگران روشن شده است. به شما و همه فعالين حزبي كه تاكنون اين نوشته را نخوانده اند توصيه ميكنم حتما آنرا بخوانيد. رئوس کلي اين نوشته کماکان مبناي فعاليت ما در داخل کشور است. منتها تقويت روزافزون جنبش سرنگوني مردم بر عليه جمهوري اسلامي و به اين اعتبار تناسب قواي جديد موجود و همچنين نفوذ و مقبوليت رو به گسترش حزب و سياستهاي کارگري آن در سطح جامعه، شرايط مساعدتري را براي متحقق کردن سياست سازماندهي ما فراهم آورده است. يك شكل پايه اي فعاليت متشكل حزبي در داخل تشكيل حوزه هاي حزبي است. ما امروز بر تشكيل حوزه هاي حزبي در كارخانه و در محل تاكيد داريم. حوزه هايي كه هر روز دامنه نفوذ ‌آن گسترده تر ميشود و در بر گيرنده رهبران عملي مبارزات جاري در ميان كارگران و در ميان همه بخشهاي جامعه است. حوزه هايي كه به تناسب رشد دامنه ارتباطات و فعاليتش در هدايت و پيشبرد اعتراضات جاري و زدن مهر چپ و راديكاليسم بر اين اعتراضات نقش ايفا ميكنند. من در اينجا تلاش ميكنم تا تصويري عمومي از حوزه هاي حزبي بدهم و جايگاه اين حوزه ها و چشم انداز کارشان را با توجه به مولفه شرايط ويژه کنوني و موقعيت حزب توضيح دهم.
.............


حوزه حزبي، يک تصوير عمومي

حوزه اعضا، سلول پايه حزب کمونيست کارگري ايران است که در محيط زيست و کار تشکيل ميشود. عضو حزب اگر بخواهد بر محيط خود تاثير بگذارد نياز به سازمان و کار جمعي دارد. حوزه ظرفي است که اعضاي حزب بر بستر روابط طبيعي و اجتماعي که با هم دارند آنرا ايجاد ميکنند تا فعاليت کمونيستي را به نحو کارسازي با تعاون و مشارکت خود انجام دهند. در حوزه، اعضاي حزب جمع ميشوند، هم نظري ميکنند، تقسيم کار ميکنند، همکاري ميکنند، انرژي ميگيرند و فعاليتي هماهنگ و منسجم را با هم به پيش ميبرند. بعبارت روشنتر حوزه ها ظرف انجام فعاليت روتين کمونيستي اعضا هستند. حوزه ها در واقع شاخکهاي حسي حزب در محل هستند و تاثيرات سراسري حزب را به کمونيست سازي و عضو گيري در محل ترجمه ميکنند. طبعا حوزه از اعضايي تشکيل ميشود که في الحال با هم در ارتباط هستند اما با تشکيل حوزه به اين ارتباطات رسميت و نظم ميدهند و از آن براي کارهاي منظم کمونيستي مورد علاقه خود استفاده ميکنند. تعداد اعضاي هر حوزه ٣ تا ٥ نفر است. ما مصرانه خواهان تشکيل و تکثير حوزه هاي پايه و انجام منظم وظايف تعريف شده حوزه ها توسط آنها هستيم.

وجود حوزه در هر محل و مکاني به معني فعاليت مستمر و روتين چند کمونيست در آن محيط اجتماعي است. نتيجه چنين فعاليتي طبعا تاثير گذاري و تغيير در محيط پيرامون خود است. بطور مثال تاثير آنها را بر محيط خانواده، بر محلي که در آن زندگي ميکنند، در محيط کارشان و در همه جا ميتوان ديد. کمونيستهاي محبوبي که نسبت به ستم، نابرابري و هر گونه خرافه و عقب ماندگي معترضند. بعنوان انسانهاي معترض و آزاديخواه محبوب و شناخته شده هستند و نتيجه کار روتين و دائم آنها همفکر کردن افراد هر چه بيشتر با خود و جذب اعضاي جديد به حزب است. اين آن طپش دائمي و آن عنصر هميشگي رشد است که هر فعاليت پيچيده تر و متکامل تر حزبي در هر مرحله از حزب بايد بر آن متکي و استوار باشد.

کار حوزه هاي حزبي چيست؟

کار روتين حوزه هاي حزبي تبليغ، ترويج و سازماندهي است. تبليغ و ترويج اهداف حزب و ايجاد محافل ترويجي، شناساندن هر چه بيشتر حزب و راديو تلويزيون آن به کارگران و مردم، ايجاد شبکه هاي توزيع نشريه و جمع آوري کمک هاي مالي و در يک کلام گسترش نفوذ حزب در ميان کارگران و جذب اعضاي جديد به حزب از جمله وظايفي است که حوزه ها در اشکال گوناگوني ميتوانند بدان مبادرت ورزند. اين کار تعطيل بردار نيست و هر چند نفري که بعنوان عضو حزب در ارتباط طبيعي با هم قرار دارند موظف به انجام آن هستند. واقعيت اينست که امروز در بسياري مواقع مشاهده ميکنيم که اعضاي حزب در دل مبارزات جاري و در بستر روابط طبيعي و اجتماعي همديگر را پيدا ميکنند، از حزبيت يکديگر مطلع هستند، حتي بعضا با هم فعاليت مشترکي مثل پخش و تکثير نشريات حزب و شعار نويسي و غيره را انجام ميدهند، اما هنوز بصورت آحاد، فعاليت حزبي خود را به پيش ميبرند. هنوز نقشه روشني بر فعاليت ايندسته از فعالين حزبي حاکم نيست. تشکيل حوزه هاي حزبي راه اساسي براي سر و سامان دادن به فعاليت فعالين حزب در داخل است. در مقابل اين بحث بعضا اين سوال در مقابل ما قرار ميگيرد که آيا تشکيل حوزه هاي حزبي به لحاظ امنيتي فعاليت اعضاي حزب در داخل را زير ضرب نميبرد؟ پاسخ من به اين سوال منفي است، بهيچوجه چنين نيست. اين درجه از تمرکز و اين درجه از ارتباط و نزديکي در ميان اعضاي حزب در داخل بطور طبيعي و در جريان مبارزه همين امروز وجود دارد، صحبت بر سر شکل دادن به اين ارتباطات است. تشکيل حوزه ها هم شکل آگاهانه تر و سازمانيافته تري به فعاليت رفقا ميدهد و هم اتفاقا کنترل امنيتي بر فعاليت جمع هايي که هم اکنون بطور طبيعي بوجود آمده است را بالاتر ميبرد. بايد توجه داشت که ديگر فعاليت بدون نقشه و آحاد اعضا در دل شبکه هاي مبارزاتي موجود جوابگوي اوضاع سياسي امروز و نقشي که اعضاي حزب ميتوانند ايفا کنند نيست. امروز روي آوري به حزب وسيع است. بايد جوابگوي اين روي آوري وسيع بود. وجود حوزه هاي حزبي در هر کارخانه و در هر محل به معني تامين حضور حزب در آنجا و جاري شدن سياستهاي حزب و رشد چپ و راديکاليسم در آن محيط است. وجود حوزه هاي حزبي در هر کارخانه و در هر محل به معني ساختار دادن و سامان دادن به فعاليت اعضاي حزب در داخل است. بايد اين حوزه ها را تشکيل داد و اين موج وسيع روي آوري بسوي حزب را جذب کرد.

حوزه هاي حزبي و امنيت

بالاتر اشاره کردم که تشکيل حوزه هاي حزبي نه تنها امنيت اعضاي حزب را زير ضرب نميبرد٬ بلکه اتفاقا شکل آگاهانه تر و سازمانيافته تري به فعاليت آنها داده و به اين اعتبار بر فعاليت جمع هايي که هم اکنون مرتبط با هم فعاليت ميکنند٬ کنترل امنيتي بيشتري ميدهد. اما روشن است و بايد تاکيد کرد که به لحاظ امنيتي ارتباط حوزه ها با حزب کاملا مخفي است و ما ارتباط کسي را به کس ديگري وصل نميکنيم. همچنين بايد تاکيد کرد که در شرايط امروز خود حوزه ها بعنوان جمعي متشکل از اعضاي حزب مخفي هستند و حوزه علني نيست. طبعا در بستر فعاليت اجتماعي است که حوزه ها قوام مييابند٬ پوشش اجتماعي پيدا ميکنند و ميتوانند نقش موثرتري در محيط فعاليتشان داشته باشند. به همين معنا نيز اعضاي حزب که متشکل در حوزه ها هستند٬ به درجه اي که به لحاظ اجتماعي فعاليتشان گسترش مييابد٬ به شخصيتهاي علني و اجتماعي تبديل ميشوند. اما باز تا آنجا که به ارتباط آنها با حزب برميگردد٬ اطلاعات مربوط به ارتباط آنها با حزب بايد کاملا مخفي بماند.

اين آن روندي است که در متن آن حوزه هاي حزبي رشد ميکنند و به درجه اي که فعاليت اجتماعي شان گسترش مييابد٬ کيفيت بالاتري بخود ميگيرند. اين آن روندي است که هم اکنون در جريان عمل به پيش ميرود و ميبينيم که در دل شبکه هاي مبارزاتي موجود، حوزه هاي متعدد حزبي و نيز تعداد بسياري از اعضاي حزب فعاليت دارند، به لحاظ اجتماعي مبارزه اي به هم طنيده و مشترکي را به پيش ميبرند، در متن اين فعاليت سياستهاي حزب را جاري ميکنند، اما به لحاظ سازماني به يکديگر متصل نيستند و هويت تشکيلاتي آنها بمثابه يک حوزه مخفي است. بطور مثال عناصر پيشروتر و فعالتر حزبي در شبکه هاي مبارزاتي کارگري و در ديگر عرصه اجتماعي مبارزه، بهم برخورد ميکنند، ميدانند که فرضا فلان جمع در فلان کارخانه يا فلان شهر حزبي هستند، اما شناخت حضوري و مستقيم از آنها ندارند و در يک مبارزه علني و اجتماعي است که اين فعالين به هم نزديک ميشوند و با هم فعاليت مشترکي را به پيش ميبرند. به اين اعتبار ما شاهد شکل گيري درجه اي از تمرکز و نزديکي در ميان فعالين حزب و حوزه هاي حزبي در متن مبارزات جاري هستيم. بطوريکه حاصل آنرا امروز در حرکات اعتراضي کارگران و در مبارزات بخش هاي مختلف جامعه ميتوان ديد

واقعيت قابل مشاهده اينست که با توجه به شرايط سياسي امروز و باتوجه به رشد راديکاليسم و چپ و نيز رشد و نفوذ موقعيت حزب در جامعه، موقعيت اجتماعي حوزه هاي حزبي بسرعت تغيير ميکند. به اين معني که با گسترش دامنه روابط اجتماعي حوزه ها و درگير شدن آنها در مبارزات جاري، وظايف متنوعتر و پيچيده تري در دستور آنها قرار ميگيرد. بعبارت ديگر در متن مبارزات جاري حوزه ها بسرعت از حوزه هاي محيط کار و زيست به حوزه هاي فراکارخانه اي و به حوزه هايي که در بر گيرنده رهبران عملي و مبارزاتي کارگران و ديگر بخش هاي جامعه هستند تبديل ميشوند.

تشکيل حوزه هاي حزبي، ارتقاء اين حوزه ها و جذب رهبران کارگري و کارگران کمونيست به حزب، در واقع بستري است که موقعيت حزب را در راس مبارزات جاري استحکام ميبخشد. اين چشم اندازي است که در برابر حوزه هاي حزبي قرار دارد و هم اکنون بسياري از حوزه هاي حزبي در چنين مرحله اي از کار قرار دارند٬ در اين مورد سعي خواهم كرد تا در نوشته ديگري بيشتر توضيح بدهم.