شنبه٬ ٥ تير ١٣٨٩ -٢٦ژوئن ٢٠١٠

    کارگر کمونيست  ١٢٧

        اىميل: kargar_komonist@yahoo.com

 سايت:  http://www.wpiran.org/00-k-komonist/kk-index.htm

بحران سرمايه داري: صعود تسليحات و سقوط رفاه

یاشار سهندی

کالاي عمده اي در جامعه سرمايه داري توليد ميشود که در کل جهان دولتها در توليد آن نقش مستقيم دارند. اين کالا نقش مستقيم در حيات انسانها دارد، البته نه از جهت مثلا بهداشت يا سير کردن شکم آنها، بلکه طوري که يک قلم از اين کالا ميتواند کل بشر را نابود سازد و يا کلا حيات در روي کره زمين را نابود كند. "تسليحات نظامي" نام مقدس اين کالا است. اين کالا يکي از پر سودترين کالاهاست. اين محصول را هر روزه ميبينم، اما توليدش براي استفاده ما نيست بلکه بر عليه ما ست. کساني آنرا به کمر ميبندند، يا سر چهارراهها را با انواع و اقسام آن غر ق ميکنند. در رسانه هاي بخصوص رسانه هاي تصويري از قدرت آن تمجيد ميشود. هر دولتي که ميخواهد نشان دهد مقتدر است و بر همه چيز کنترل دارد، سالي دست کم يکبار حتما مانور برگزار ميکند تا قدرت خود را به رخ رقبا يا در واقع جامعه بکشد و نشان دهد از چه نيروي قهاري براي اعمال خشونت عريان برخوردار است. اين کالا مانند هر کالاي ديگر در دسترس عموم مردم نيست، اگر چه در امريکا، سلاحهاي سبک را در مغاز ها بفروش ميرسانند. اما در کل جهان خريد و فروش اين كالا علني و جلوي چشم توده مردم انجام نمي گيرد. بگذريم كه امروز كالاهاي بسياري هستند كه در معرض ديد توده مردمند، اما مردم امکان استفاده از آن را ندارند. بله داشتم ميگفتم، ظاهرا توليد اين کالاي بخصوص "تسليحات نظامي" به موقعيت بازار نيز بستگي ندارد، بلکه ميگويند توليد آن " براي اهداف دراز مدت استراتژيک" لازم است. در هنگام جنگ اگر توليد هر کالايي متوقف شود، اين يک کالا توليدش بيشتر ميشود ( اين اما صرفا مربوط به دوران جنگ نيست. به آن خواهيم رسيد). ممکن است توليد كالاهايي نظير شير و لبنيات و کالاهاي اساسي بسيار حياتي ديگر کم شود و يا حتي قطع گردد، اما اين کالا به شدت توليد خواهد شد. تبليغات " ميهن پرستانه" نيز همه آحاد جامعه را فرا ميخواند که در خدمت توليد اين کالا باشند. نمونه بارز اين وضعيت جنگ جهاني دوم بود که زنان و مردان و هر کس که توان کار داشت و در جبهه جنگ نبود، به توليد اين کالا وادارش ميشد. توجيهات ايدولوژيک هم تا بخواهيد دم دست است. بعضا مدعي ميشوند که خود جنگ موجبات پيشرفت علم بشر است. مثال هم ميزنند که طي جنگ جهاني دوم، تحقيقات آلمان نازي براي کوبيدن شهري مثل لندن موجبات پيشرفت صنايع موشکي شد و همين پايه گذار فرستادن موشک به فضا گرديد! يا ميگويند در صورت نبود نياز به سلاحي مانند بمب اتم، اكنون صنايع هسته اي و کل خدماتي که اين انرژي ميتواند در خدمت نوع بشر باشد، نيز وجود نداشت. يعني اينكه يک جايي مثل هيروشيما بايد نابود ميشد تا اين رشته از علم پيشرفت کند! اين توجيهات کار را به آنجا ميکشاند که اين کالاي معين حتي حالت قدوسيت پيدا ميکند. اين کالا شرف و ناموس يک جامعه تعريف ميشود. داستانها ساخته شده است و ميشود که اين را به من نوعي القا کند که همانقدر که نمي شود به تورات وانجيل و قرآن توهين کرد، به اين کالاي معين هم نمي توان چپ نگاه کرد.
بنابراين همانگونه که اشاره شد، فقط در دوران جنگ نيست که توليد اين کالا بخش وسيعي از انرژي جامعه را تلف ميکند، بلکه در "دوران صلح" نيز توليد اين کالا يکي از اساسي ترين توليد جوامع سرمايه داري است. از جمله در دوره اي که به "جنگ سرد" معروف بود، تا تواستند مخوف ترين سلاحهاي گرم را توليد کردند. دقيقا تحت عنوان "اهداف استراتژيک و بازدارندگي". بدين ترتيب اين کالا همانقدر که مستقيما در زندگي و مرگ انسانها دخالت دارد، به همان اندازه به طورمحرمانه توليد ميشود. اگر از کنار ديوار اين کارخانجات رد شويد ممکن است ناپديد شويد! چون به نوعي به ناموس کسي نزديک شديد! ميتوانيد آنرا ببيند خود دولتها هر از چندگاهي به نمايش ميگذارند. شليک ميکنند، "دشمن فرضي" را نابود ميکنند. در فيلم ها "دشمنان جامعه" را به مدد همين کالاي کشنده به هلاکت ميرسانند. در تبليغات رسمي نشان ميدهند که اگر اين کالا بدست يک تبهکار بيفتد ميتواند شهري را نابود کند و اگر همين کالا نباشد، نمي شود آن تبهکار را سرجايش نشاند. حالا بماند خود دولتها وسيعترين تبهکاري ها را به مدد همين سلاحها سازمان ميدهند. اين کالا، کالايي نيست که بشود رفت و توليد آنرا از نزديک ديد. نمي شود در فلان نمايشگاه، مانند نمايشگاه اتومبيل، تانکي را در معرض خريد وفروش گذاشت. اين کالا هر چند براي مصرف توده مردم است! ولي آنجا به مصرف توده مردم ميرسد که بوسيله اين کالا ها کشته شوند. اين کالايي است که خريد و فرو شش مختص دولتها است. نمايشگاه سالانه هم دارد . آخرين دستاوردهايش را به نمايش ميگذارند و قراردادهاي پر سود هم ميبندند. ومن نوعي به عنوان توده مردم وقتي متوجه اين ميشوم که دولت از اين کالا برخوردار است که يا مانور نظامي ميگذارد يا مانور انتظامي يا مستقيما در خيابان به رويم شليک ميکند.
اما نکته ديگر در باره اين کالا ظاهرا اين است که اين کالا از قواعد جامعه سرمايه داري آزاد است. ظاهرا اين کالا، کالايي نيست که اگر مثلا بازار اشباع شده بود و سود افت کرد، بريزند توي دريا، مانند گندم؛ بلکه ما شاهد هستيم که رشد آن در دوران هاي بحران سرمايه داري نه تنها متوقف نميشود بلكه پيشرفت هم دارد. نمونه جنگ دوم جهاني مثال خوبي است. بطور مثال در گزارشي كه در همين روزها در راديو فردا آمده بود، نشان ميداد كه در همين دوران بحران اخير جامعه سرمايه داري که ما داريم تجربه ميکنيم، اين کالا از رشد روز افزوني برخوردار بوده است. گزارش ميگويد:" موسسه بين‌المللي پژوهش‌هاي صلح در استکهلم سوئد،‌ سيپري، اعلام کرد که هزينه‌ خريد و فروش جنگ‌افزار در جهان علي‌رغم بحران اقتصادي جهاني در سال گذشته رشدي معادل ۵/۹ درصد داشته است.
همچنين خبرگزاري رويترز به نقل از گزارش سالانه موسسه بين‌المللي پژوهش‌هاي صلح استکهلم، مي‌گويد که هزينه‌هاي خريد و فروش جنگ‌افزار در جهان نسبت به دوره مشابه در سال ۲۰۰۸ با يک و نيم تريليون دلار، رشدي معادل ۵/۹ درصد داشته است و در اين ميان دولت آمريکا با ۶۶۱ ميليارد دلار نيمي از اين افزايش هزينه‌هاي تسليحاتي را به خود اختصاص داده است. بنا به گزارش اگرچه آمريکا همچنان در هزينه‌هاي تسليحات نظامي در جهان مقام اول را داراست، برخي ديگر از کشورهاي جهان نيز با ۶۵درصد افزايش هزينه تسليحاتي رشد قابل توجهي در هزينه‌هاي نظامي خود داشته‌اند.
در گزارش مرکز معتبر پژوهش‌هاي صلح سوئد با اشاره به کاهش ۹ دهم درصدي توليد ناخالص داخلي در سطح جهان به دليل رکود اقتصادي، آمده است که حتي بحران اقتصادي جهاني نيز در سال گذشته نتوانسته است تاثيري در کاهش هزينه‌هاي نظامي کشور‌ها داشته باشد. "
اين گزارش مي افزايد:" سام پرلو - فريمن، رئيس پروژه هزينه‌هاي نظامي در موسسه سيپري، با اشاره به تلاش دولت‌ها براي مقابله با رکود اقتصادي جهاني تصريح کرده است که بودجه نظامي هيچ کشوري حتي در شرايط بحران اقتصادي کاهش نداشته است.
به گفته آقاي پرلو - فريمن، "ارقام موجود بيانگر آن است که براي قدرت‌هاي بزرگ يا متوسط چون آمريکا، چين، روسيه و هند هزينه‌هاي نظامي نماينده انتخاب استراتژيک و درازمدت اين کشورهاست که حتي در شرايط سخت اقتصادي نيز از آن نمي‌کاهند".
"انتخاب استراتژيک و دراز مدت اين کشورها" چيست که به گفته اين گزارش حتي درشرايط بحران از بودجه نظامي نمي کاهند بلکه رشد هم ميابند؟
رقابت بين دول سرمايه داري رقابتي است بر سر دست يافتن به بازار هاي يکديگر است. "گسترش سرزميني" يعني خاک کشور رقيب را ضميمه خاک خود کردن، از اهداف قطعي اين دولتها نيست، مسئله سود است نه تملک چند کيلومتر بيشتر از يک منطقه جغرافيايي. جنگ ممکن است بين دو دولت در دو قاره باشد. اما تبليغات ناسيوناليستي براي تحريک مردم و انحراف کشاندن اذهان توده مردم بکار ميرود تا جنگها را جنگهاي سرزميني اعلام کنند. جالب است كه چند سالي است که مبلغان بورژوازي ميگويند جنگ جهاني بعدي بر سر "آب شيرين" است. همه ما ميدانيم با امکانات امروز ميشود به راحتي آب درياها را قابل خوردن کرد. اما اگر اين كار نميشود، براي اينست كه برايشان مقرون به صرفه نيست. جنگ بر سر آب و يا خاک نيست، جنگ بر سر سود مشتي سرمايه دار چشم بادامي يا چشم آبي يا مرداني با چشمان قهوه اي با پوست سياه است. داستان نژادي مطرح نيست، مسئله سود و فقط سود بيشتر است. يك تانك با امکان شليک ليزري، براي توده مردم آب و غذا نمي شود، اما همان توليد کالاي آب و غذا ديگر براي سرمايه دار فلان منطقه سوددهي ندارد. بايد کالاي رقبا از ميدان بدر شود،و براي اين اما به همان تانک با شليک ليزري نياز است. براي فلان دولت اگر ببيند که اگر کالايي مانند آب توليدش ديگر نمي صرفد، بلادرنگ آنجا را تعطيل ميکند ، همه پروژهاي تحقيقاتي در اين رابطه را معلق ميکند و توده مردم را بيکار ميکند بي آنکه مسئوليتي در قبال زندگي آنان داشته باشد و اعلام ميکند مفلس شديم. اما همين دولت آخرين ابزارهاي نظامي و انتظامي را ميخرد و انبار ميکند. نمونه بارز و جلو چشم ما مردم ايران دولت جمهوري اسلامي است. در يک سال گذشته شاهد بوديم اگر در هر بخش جامعه شاهد پسرفت و سقوط بوديم اما در بخش نظامي و انتظامي تجربه کرديم که چگونه به آخرين دستاوردهاي ضد بشري دولت محترم نائل شده است. يا در امريکا براي نجات بانکها از جيب مردم ميلياردها دلار هزينه کردند. کمپاني هاي عظيم خودرو سازي اعلام ورشکستگي کردند و در همين کشور تحت حمايت همان دولت، توليد تسليحات نظامي رشد چشمگيري داشته است.
ما بارها گفتيم مسئله در اين جوامع مسئله "صرف ميکند يا نميکند" يک مشت سرمايه دار است که توليد اين جامعه را سازمان ميدهد. اگر کالايي حياتي ترين کالاي زندگي باشد، وقتي براي يک سرمايه دار نصرفد، توليد آن بلافاصله قطع ميشود. دولت به عنوان يک سرمايه دار بزرگ و نيز حامي نظام مسلط سرمايه داري در اکثر کشورها انحصار توليد و يا خريد تسليحات نظامي را برخوردار است. اين دولتها هيچگاه برايشان نمي صرفد که مثلا آب شور درياها را شيرين کنند و در دسترس توده مردم بگذارند. براي چي بايد اينکار را بکنند!؟ اما همين دولتها تا ميتوانند بودجه را صرف تسليحات ميکنند. جنگي اگر در کار باشد که هست، جنگ با توده مردم است. جنگ براي اينكه وادارشان کنند که با شکم گرسنه شان بسازند. "دولت پول مفت ندارد که خرج سوبسيد ها کند" اما پول فراوان دارد که موشک "سجيل" يا S300 بخرد يا توليد کند. البته اين موشك ها قرار نيست بلافاصله در يک جنگ مستقيم نظامي بکار رود، اما داشتنش لازم است براي اينكه هر روز و هر دقيقه به آن جامعه تحت ستم و بردگي سرمايه داري القا شود که دولت بسيار قوي است، چون موشک کروز را خودش توليد ميکند و خط توليدش را راه انداخته است. پس شما ساکت باشيد. اگر يک سال هم حقوق نگرفتيد، اتفاقي نيفتاده است، اما ممکن است در چندسال آينده، شايد ماه آينده، شايد همين فردا با دولت متخاصمي درگير جنگي شويم و اين سلاحها لازم است. اگر هم به خيابان بياييد همين سلاحها را بر عليه خود شما استفاده ميکنيم. در واقع اين آن جنگي است که بطور روزمره در سرتاسر کره زمين در جريان است. اينها هستند، معني واقعي "انتخاب استراتژيک و دراز مدت" دولتها. بنابراين اين کالا "تسليحات نظامي" از قواعد توليد سرمايه داري مستثني نيست. بلکه کاملا در چهار چوب همين جوامع توليد شان توجيه دارد و مي صرفد. به اين معني كه عشق به اسلحه سرمايه دار معيني را وادار نميکند که دست به توليد اين کالا بزند، بلکه سود است که او را وادار ميکند که در اين رشته خاص سرمايه گذاري کند. توليد سرمايه داري بر اساس نياز زندگي توده مردم شکل نمي گيرد، براي همين هم برايش مهم نيست چه اتفاقي قرار است براي توده مردم بيفتد. در هنگام بحران اقتصادي نيز، در اولين قدم ، توده مردم با از دست دادن کارشان محکوم به نابودي ميشوند.
اين نظام روز به روز و بيشتر از روز قبل زندگي اجتماعي را به سوي بربريت هدايت ميکند. يکي ازنشانه هاي بارزش پيشرفت و توليد روز افزون سلاحهاي جنگي است. در اين گزارش اشاره شده است که دولت امريکا به خاطر جنگ در افغانستان مجبور به هزينه بيشتر دربخش تسليحات در طي سال گذشته شده است. اما اين جنگ چرا شکل گرفته است و چرا اينقدر دامنه دار شده است؟ چه کسي هر روز به طالبان و القاعده سلاح ميرساند؟ براي چه کسي مي صرفد اين جنگ بخصوص طولاني گردد؟ يک گروه تروريست مستقر در کوه ها چگونه ظاهرا بدون هيچ پشتوانه دولت معيني از آخرين سلاحهاي سبک برخوردار است؟ سوالاتي است كه پاسخش روشن است. ميليون ميليون دلار طي چند سال خرج تسليحات جنگي شده است، تحت اين عنوان كه شايد طالبان را از بين ببرد! اما يک دلار بيشتر اگر خرج مردم افغانستان شود همه کارشناسان به خط ميشوند و اعلام ميدارند اين مردم تنبل ميشوند! اگر همه اين پولها طي اين ٩ سال جنگ خرج زندگي مردم ميشد و مردم افغانستان از فقر و بي حقوقي نجات مي يافتند، بي شک ريشه وجودي طالبان نيز از بين ميرفت و لازم نبود برا ي کشتن فلان رهبر طالبان با هواپيماي بدون سرنشين شليک کرد تا شايد آن رهبر کشته شود و در کنار آن کودکان و انسانهاي بيگناهي ديگر تلف شوند. بله سود اجازه نمي دهد که پولي خرج رفاه مردم شود. اما همان سود اجازه ميدهد که پيشرفته ترين سلاحهاي کشتار فردي و جمعي توليد گردد. "اهداف دراز مدت استراتژيک" اسم رمز تضمين سود آوري سرمايه داران معيني است. براي همين در اهداف دراز مدت استراتژيک اينها رفاه مردم اصلا جاي ندارد. وقتي باراک اوباما هنگام دريافت جايزه به نام صلح بر جنگ تاکيد ميکند، ميتوان ديد که اين نظام از اساس بر بربريت استوار است.
پيشرفت هزينه تسليحات نظامي در هنگام بحران سرمايه داري، بيش از هر چيزي تاکيد بر اين است که بايد اين نظام را خلع يد کرد، قبل از اينکه اساس حيات انسانها را نابود سازند. سوسياليسم يا نيستي؛ جواب سرمايه داري نيستي است. اين را رشد بحران کنوني سرمايه داري در سه سال گذشته بيشتر از پيش تاکيد کرده است كه سوسياليسم جواب طبقه کارگر است و سوسياليسم بعنوان آلترناتيو طبقه کارگر بيش از بيش ضرورت و مبرميت خود را نشان داده است.