ارتش چهل میلیون نفری زیر خط فقر، به پیش!
كريم مهرپرور (ايران)
بنا به قول رئیس آمار ایران در روز شنبه هشتم خرداد اعلام گردید که
ده میلیون نفر از جمعیت ایران زیر خط فقر مطلق و بیش از سی میلیون زیر
خط فقر نسبی بسر می برند. عادل آذر رئیس آمار ایران می گوید: امروز
بدلیل مشکل بیکاری، تورم و نیز عدم کنترل نقدینگی با وجود منابع عظیمی
که در کشور وجود داد چهل میلیون نفر زیر خط فقر بسر می برند. عادل آذر،
و شما بخوانید حکومتگران جمهوری اسلامی خوب می دانند بیکاری، تورم و
عدم نقدینگی که در جامعه وجود دارد، مسبب و دامن زننده به آنها تنها
خود رژیم با سیاست های ضد انساني اش و فساد و ارتشا و چپاول و تغذيه بي
حساب و كتاب يك ماشين جنايت و تحميق و سركوب ميباشد. عادل آذر از این
که اعلام کند از جمعیت هفتاد و پنج میلیونی ایران چهل میلیون نفر آنان
زیر خط فقر بسر می برند ابایی ندارد و از این موضوع استفاده می کند تا
نشان دهد امنیت سرمایه در ایران وجود ندارد و استثمار کارگران و
زحمتکشان در حداکثر خودش قرار دارد. عادل آذر می خواهد بگوید با
برقراری امنیت سرمایه در جامعه می شود رقم جمعیت زیر خط فقر را پائین
آورد! و می شود از منابع عظیم در کشور سود برد بشرطی که امنیت سرمایه
در جامعه برقرار باشد. می شود در این کشور سود برد و از این جمعیت زیر
خط فقر به اشکال دیگری استفاده کرد. به شرطی که کارگران و زحمتکشان
جامعه را برای به استثمار در آوردن از طرق دیگر آماده کرد. و صد البته
جمعیت زیر خط فقر افزایش خواهد یافت. اینست جامعه ای که پس از سی و یک
سال، حاکمیت عقب مانده رژیم اسلامی، برای مردم ایجاد کرده است. تورم،
گرانی و فقر توان مردم را کاسته و مردم را به آتشفشان هایی مبدل ساخته
که هر لحظه می رود تا دامن حکومت اسلامی را بسوزانند.
در این بین سهم کودکان از چهل میلیون جمعیت زیر خط فقر قابل ملاحظه
است، کودکانی که در مدارس تحصیل می کنند بر طبق آمار روزنامه ها بیش از
شصت در صد از آنان که در محله های فقیرنشین بسر میبرند بدون خوردن
صبحانه سر کلاسهای درس حاضر می شوند. از شرح کودکان خیابانی می گذریم
که همین بس که غرفه کودکان خیابانی در نمایشگاه بین المللی تهران را
تعطیل می کنند تا بیشتر از این آبروی متولیان حکومت نرود. از هنر این
جماعت حاكم می شود گفت که آیت الله های میلیاردی و همپالگی هایشان
مسئله فقر را در کنار این تعداد محدود چهل میلیون جمعیت زیر خط فقر در
حوزه شخصی خودشان کاملا حل کرده اند و به ثروت های افسانه ای دست یافته
اند.
اینان در ادامه برای تکمیل کردن پروژه اقتصادی ورشکسته شان می
خواهند ریاضت کشیدن و سفت کردن کمربندها را به این چهل میلیون نفر
دیکته کنند و در این راستا طرح هدفمند کردن یارانه ها را به جلو می
رانند تا بشود از این بحران و ورشکستگی که گریبانگیر رژیم شده راه
نجاتی بیابند. در این مسیر نمی توانند سوبسیدهای کالاهایی که به این
چهل میلیون تعلق می گرفت را ببینند ودر پی قطع آنها بر آمده اند. طرح
هدفمند کردن یارانه ها به اشکال مختلف در کشورهای دیگری به اجرا در
آمده است و هدف از پیاده کردن این طرح جز ریاضت کشی اقتصادی نبوده است.
ولی در همان کشورها کارگران و زحمتکشان با تمام سرکوبگری که بر آنان
اعمال می شود به این نوع طرح ها تن نداده اند و هر چند مدت به اعتراض و
برای بدست آوردن امتیازات از سرمایه داران و دولتها به مبارزه می
پردازند. و در پی احقاق حقوق خودشان هستند. در جامعه طبقاتی، سرمایه
داران هیچگونه آزادی عملی را به کارگران و زحمتکشان نمی دهند، برای این
که آزادي چپاولشان به زیر سوال نرود. سیاست آنان در فشار و تنگنا قرار
دادن کارگران و زحمتکشان است تا به استثمار و ثروت اندوزی شان برسند.
کارگران و زحمتکشان: آزموده را آزمودن خطاست! هدفمند کردن یارانه ها
ریاضت کشی کارگران و زحمتکشان برای چپاول و استثمار بیشتر آنان است تا
عده ای محدود از سرمایه داران و میلیاردرها ثروتمندتر شوند و عده ای
بیشتر از مردم به زیر خط فقر کشیده شوند. این طرح برای عبور از بحران
سرمایه در ایران است. این طرح برای کارگران و زحمتکشان فقر بیشتر و در
ادامه دامن زدن به شرایط دهشتناک و نکبت بار در جامعه برای مردان، زنان
و کودکان است. چهل میلیون نفر جمعیت زیر خط فقر ارتشی از گرسنگان هستند
که بایستی به حداقل زندگی انسانی برسند. این ارتش زیر خط فقر توده
مردمی هستند که حق دارند از رفاه و زندگي انساني برخوردار شوند. و اين
حق را بايد و ميتوانيم با جنبش حق خواهي و انساني مان عليه حاكمين
سرمايه عملي كنيم. اعتراضات مردمی در ایران این درس را به توده مردم
جامعه داده است که کارگران و زنان و جوانان بایستی مستقل و قدرتمند به
میدان بیایند و خواستار زندگی بهترو شایسته انسان باشند.
***
زنده باد اعتراضات طبقاتي!
در گفت و گو ميان مردم و بخصوص کارگران و زحمتکشان تنفر و انزجار از
حكومت و خواست جوشش خواست سرنگوني جمهوري اسلامي را به وضوح مي توان
شاهد بود و لمس کرد. توده مردم ايران، اکثريت کارگران، زنان و جوانان،
آشكارا به سرنگوني معتقد و متقاعد شده اند، و در پي حرکت انقلابي مردم
که بعد از مضحكه انتخاباتي در خرداد هشتاد و هشت از طرف حکومت دروغ و
فريب جمهوري اسلامي انجام گرفت، توده مردم به انواع مختلف از هر فرصتي
براي ابراز مخالفت و اعترض به حکومت اختناق و زندان و اعدام استفاده
کرده اند و مي کنند. در اين ميان با وجود جو رعب و وحشت که از طرف رژيم
جنايتکار در جامعه اعمال مي شود، مردم از اظهار نظر در مورد تنفر و
سرنگوني از جمهوري اسلامي هيچ ابايي ندارند. توده مردم از جو پليسي و
وحشت به تنگ آمده اند و از هر روزنه اي صداي اعتراض خود را براي شکستن
اين شرايط خفقان آور بلند مي کنند. کارگران براي بدست آوردن حقوق عقب
افتاده و اخراج ها و بيکاري ها و سرکوب فعالين تشکل هاي کارگري اعتراض
دارند و هر روز دست به مبارزه به اشکال مختلف مي زنند. زنان از
آپارتايد جنسي ، تبعيض، بي حقوقي، تحقير و توهين در رنج هستند و به همه
اين نا برابري ها اعتراض دارند و به انواع مختلف دست به اعتراض مي
زنند. جوانان در پي عدم آزادي هاي سياسي و فرهنگي که از طرف رژيم قرون
وسطايي به آنان تحميل شده است مجبور به عکس العمل شده و به اشکال مختلف
اعتراضات خودشان را نشان مي دهند. در اين بين کمونيست ها مي توانند و
ثابت کرده اند که تنها نيرويي هستند که مي توانند اعتراضات و مبارزات
توده مردم، کارگران و زحمتکشان و زنان و جوانان را به هدف برسانند.
کمونيست ها نيرويي تا به آخر انقلابي و مدافع آزادي و برابري براي همه
مردم هستند و آينده روشن و درخشان جامعه را ترسيم کرده اند و در اين
راه مصمم هستند و از هيچ کوششي فروگذار نيستند. ريشه و اساس نظام
سرمايه را هدف قرار داداه اند و خواهان بر افتادن نظام کار مزدي هستند،
نظامي که سر منشاء فقر و تمام فلاكت و مشقتها و جنگها و بدبختي هاي
كارگران و مردم است. کمونيست ها خواهان بر خورد طبقاتي و همه جانبه با
جامعه سرمايه داري هستند و مي خواهند بطور ريشه اي مسئله استثمار و عقب
مانده گي انسان ها را حل کنند.
حرکت انقلابي که در ايران شروع شده است، انقلابي است که رو به پيش دارد
و در هر مرحله به کمتر از سرنگوني رژيم ديکتاتوري رضايت نمي دهند و در
اين راه مشاهده مي گردد که به بلوغ سياسي رسيده است که مي تواند تکليف
متحدين خودش را روشن کند و به رهبران عملي اتكا كند و انقلاب را به
سرانجام برساند. کمونيست ها به کمتر از زيرو رو کردن سرمايه داري که
نظامي استثمارگر و نابرابر است رضايت نمي دهند و خواهان برپايي
سوسياليسم در جامعه هستند که همانا لغو کار مزدي است. که ريشه نابرابري
در جامعه بطور کلي مي باشد و برپايي مالکيت جمعي است. سوسياليسم پايان
محروميت و اسارت و غلبه انسانها بر مقدرات اجتماعي و اقتصادي خودشان
است. کمونيستها خواهان آزادي بعنوان آرمان انسانها هستند. کمونيستها
همچون کارل مارکس آموزگار کارگران جهان، از انسان شروع ميکنند و انسان
را مبنا قرارميدهند و هدف ما کمونيستها رهايي انسانهاست. ما براي آزادي
و برابري مبارزه ميکنيم و از جنبشهاي آزاديخواهانه دفاع کرده و در
ابعاد مختلف و بطور عملي در آنها شرکت ميکنيم.
فرارسيدن سالگرد جنبش انقلابي مردم ايران گرامي باد!
|