مزايده مرگ
فرح صبری
هرروز در ميان اخبار خبري از مرگ يك يا چند كارگر كه نيازي هم نيست كه
نامشان برده شود٬ ديده ميشود. اينها فقط "يك كارگر" يا "چند كارگر"
هستند. و امروز در ميان اين خبرهاي هرروزه خبر مرگ يك كارگر جوان در
كارخانه شيميايي سولفات باريم در نزديكي سمنان را خوانديم. اين اخبار
از جناياتي ميگويند که در برخي کارخانجات با سختي کار وآلودگي بسيار
بالا در جريان است و اوج افسار گسيختگي سرمايه را در اين جامعه نشان
ميدهد .کارگراني که جز نيروي کار خود چيزي براي فروش ندارند وسرمايه
داران آنها را در بي حقوقي مطلق به شنيع ترين صورت مورد سودجويي قرار
ميدهند تا جايي که جانشان را به مزايده ميگذارند . در كارخانه سولفات
باريم قسمتهايي وجود دارد که محل انبار ضايعات مواد شيميايي است يا محل
پيش گرم مواد اوليه که به هر صورت بدليل رسوب گيري يا احيانا سوراخ شدن
احتياج به تميز شدن دارد ودر اين محفظه يا تانکري که رسوبات زيادي از
مواد شيميايي در آن وجود دارد، بخارات وگازهاي سمي بسيار خطرناک وکشنده
اي متصاعد ميشود. تميز کردن اين مکانها را به مبلغ ٢٠يا ٣٠ الي ٥٠هزار
تومان به مزايده ميگذارند. اما اين در حقيقت به مزايده گذاشتن مرگ است.
معمولا کارگران تازه وارد ويا مهاجرين اين کار را ميپذيرند. کارفرماها
ماسک هايي را معمولا در اختيار اين کارگران قرار مي دهند. اما اين
ماسکها تنها شايد براي جلوگيري ازويروس سرما خوردگي به کار آيد نه براي
جلوگيري از گازهاي سمي خطرناک مرگبار. کارگران تنها با زدن اين ماسکها
و بدون حتي يک کپسول اکسيژن به درون محفظه ميروند و چند لحظه اي مشغول
کندن رسوبات ميشوند که خود کنده شدن رسوبات، باعثت تصاعد گاز بيشتري
ميشود. براي همين هرچند لحظه بالا ميايند تا نفسي بگيرند و دوباره به
درون محفظه ميروند و همين طور ادامه ميدهند تا اينکه ...ديگر تواني
براي بالا آمدن ونفس گرفتن برايشان باقي نمي ماند. در جريان چنين كار
كشنده ايست كه جواني جانش را از دست ميدهد، او با سرگيجه و سياه شدن
چشم و لختي دست و پا بيرون مي آيد وتا اينکه ديگران از وضعيت حال اين
کارگر قرباني مطلع شوند، مرگ او را به کام خود فرو ميبرد. خبر کشته شدن
کارگر جواني که تنها جند روزي بود که كارش را در اين كارخانه شروع كرده
بود و حتي هنوز بيمه نشده بوده و در مزايده مرگ اين چنين دردناك جان
خود را از دست داد. اعلام شد مرگ مشکوک بوده و براي تحقيقات بيشتر به
پزشک قانوني برده ميشود. معلوم است مرگ مشكوك يعني چه. يعني ممكن است
مثل ۹۰ درصد موارد تقصير خود قرباني باشد. اما كيست كه نداند ماجرا از
چه قرار است و چگونه كارفرمايان و دولت در چنين جناياتي سهيمند. اين
خبري بود که در کارخانجات اطراف پيچيد و همه کارگران قديمي علت مرگ را
به خوبي ميدانند و كارگران قاتلين را ميشناسند. سال گذشته نيز ٣ کارگر
افغاني در کارخانه قير در ساوه بدليل رفتن به استخر سرپوشيده قير به
کام مرگ رفتند . اين جنايتي است كه هرروز جريان دارد و جان انسانها به
مبالغ بسيار اندکي به مزايده گذاشته ميشود . اين خبر فاصله زيادي با
خبر اعدام فرزاد کمانگر و چهار زنداني سياسي ديگر نداشت. همه كارگران
ميدانند كه اين اعدامها و آن مرگهاي "مشكوك" كاملا بهم مربوطند. آري
تنها با سرپا نگاهداشتن چوبه هاي اعدام و کشتن فرزادها ميتوانند به
حکومت خونين و ننگين سرمايه ادامه دهند و خون کارگران را به شيشه کنند.
*
|