شنبه٬ ١١ ارديبهشت ١٣٨٩ -١ مه ٢٠١٠

    کارگر کمونيست  ١٢٣

        اىميل: kargar_komonist@yahoo.com

 سايت:  http://www.wpiran.org/00-k-komonist/kk-index.htm

"کارخانه داران واقعی و کارگران درد مشترک دارند"

رها نیکو


به مناسبت اول ماه مه تلویزیون ملی ایران (سیمای آزادی) برنامه های ویژه این روز را به نام بپاخیز کاوه ها تدارک دیده بود. از اسم برنامه پیداست که اولین کارگر قهرمان دنیا هم چون "اولین بانی منشور حقوق بشر" ایرانی بوده است. خوب است. هم شاهش را داريم هم كارگرش را هم حقوق بشرش را! چه می کند این ناسیونالیسم؟! در یکی از این برنامه ها مجری گفت: "عوامل و کارگزاران رژیم سعی و تلاش می کنند در مواجهه با مشکلات و دردهای کارگران و سایر اقشار اجتماعی با فرافکنی آن را به گردن کارخانه داران جزء و صاحبان کارگاه های کوچک بیندازند." در ادامه گفت:" به حرف های یکی از کارخانه داران در شهرک صنعتی البرز گوش می کنیم كه نشان ميدهد كه کارخانه دار واقعی و کارگران، هر دو تا از یک درد مشترک رنج می برند." واقعاً درد کارگری که طی تماس با همین کانال میگويد شب وقتی بچه ام از درد ناله می کنه می روم بیرون از اتاق تا صدای گریه ام را بچه ام نشنود چون پول درمان ندارم، با درد کارخانه داران یکی است؟ حال ببینید کارخانه دار مورد الطاف سیمای آزادی چه دردی دارد. کارخانه دار ميگويد: " ما چهل کار گر داشتیم الان پنج تای آن مانده چون کار نداشتیم بقیه را اخراج کردیم. این طور نبود که می خواستیم تعطیل کنیم چون فروش نداشتیم تولید هم نداشتیم نیازی به کارگر نبود." واقعا بيچاره كارفرما! ۳۵ نفر از ۴۰ نفر از كارگرانش را اخراج كرده است. به همین سادگی. چون فروش و سود نبوده ۳۵ نفر را اخراج کرده در ادامه می گويد: " وسعت کارخانه ما ۵۵۰۰ متر است و قیمت وسایل آن بالای یک میلیارد است کارخانه خوابیده به مسئولین گفتیم حداقل کاری برای وام هایی که گرفتیم و نمی توانیم پرداخت کنیم کنند". یعنی بخشی از سود ها را در کیسه ی ما بریزيد. تا دوباره چرخ های استثمار به راه بیافتد. و همچنین ادامه می دهد ، .." وضعیت ما خیلی خیلی بده پنج تا کارگر باقی مانده زیر حقوق کار میکنند بهشون میگیم همینه ، می خوای کار کن نمی خوای همینه.". خوب. واقعاً درد کارخانه دار و کارگر یکی است؟ دراین رژیم سرمایه داری مذهبی که تمام سرمایه داران بزرگ و کوچک از قبل آن سود آوری می کنند. و به علت بحران اقتصادی که ناشی از ذات حرکت سرمایه می باشد، بخشی از آنها سود کمتر و گاهاً ور شکست می شوند این ورشکستگی دلیل بر داشتن درد مشترک با کارگران است ؟ همین کارخانه دار برای اینکه بحران را از سر خود رد کند با حمایت نیروی سرکوب رژیم ، ۳۵ نفر از کارگران را اخراج می کند. به بقيه هم حقوقشان را نميدهد و به آنها ميگويد "همين است ميخواي كار كن نميخواي نكن" يعني اين جناب هم در سایه ی نیروی سرکوب حقوق كارگران را نميدهد و ميگويد همین است که هست. اما كارگر سال ۸۹ ديگر كارگر سال ۵۷ نيست. نميشود با اين بازيها فريبش داد. راهش را ميشناسد. حزبش را دارد و با انقلابش كل اين نظام و كارفرمايان واقعي اش را به زير خواهد كشيد.