شنبه٬ ١٤ فروردين ١٣٨٩ -٣ آپريل ٢٠١٠

    کارگر کمونيست  ١٢١

        اىميل: kargar_komonist@yahoo.com

 سايت:  http://www.wpiran.org/00-k-komonist/kk-index.htm

اخباری از اعتراضات کارگری در ایران

تجمعات اعتراضي كارگران لوله سازی اهواز عليه اخراجها

بنا به گزارشهاي منتشر شده روز ١٠ فروردين هنگاميکه کارگران لوله سازي اهواز با پايان تعطيلات نوروزي خود به کارخانه بازگشتند، متوجه شدند که نه تنها عيدي و پاداشي به آنها تعلق نگرفته است، بلکه حدود ٢٠٠ نفر از کارگران قراردادي از کار اخراج شده اند. اين درحاليست که کارگران اين کارخانه حدود ١٤ ماه است که دستمزد نگرفته اند و در رابطه با همين موضوع يک هفته قبل از ٢٢ بهمن در مقابل منزل امام جمعه اهواز تجمعي اعتراضي برپا کردند. که با حمله نيروهاي انتظامي رژيم به فرماندهي سرهنگ خلفي روبرو شدند و مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. اين بيکارسازيها بخشي از کارگران با سابقه را نيز دربرميگيرد و کارگران را بشدت در مضيقه مالي گذاشته است. بعد از ظهر ١١ فروردين کارگران اين کارخانه در مسجد کارخانه تجمع اعتراضي برپا کردند و اعلام داشتند که اعتراض خود را ادامه خواهند داد.
در اين روز قرار بود مديريت كارخانه در جمع كارگران حاضر شود و پاسخ آنها را بدهد. اما مديريت حاضر نشد. لذا كارگران براي شكايت به مقابل استانداري رفته و در آنجا به تجمع اعتراضي خود ادامه دادند. ابتدا با كارگران برخوردهاي اهانت آميز ميشد، اما بعد كه اتحاد و اعتراض جدي كارگران را مشاهده كردند، از كارگران خواستند ٣تا ٤ نفر را به نمايندگي به داخل استانداري بفرستند. بعد از آن به كارگران قول داده شد كه تا روز دوشنبه ٢١ فروردين به آنها پاسخ داده خواهد شد. از جمله به كارگران وعده داده شد كه آنها را بجاي كارگراني كه قرار است بازنشست شوند، دوباره به كار خواهند گرفت. بدين ترتيب كارگران تصميم گرفتند كه تا ٢١ فروردين صبر كنند و در صورتيكه به وعده هاي داده شده عمل نشود، در اشكال گسترده تر به اعتراضات خود ادامه دهند. همچنين دراين روز، كارگران اخراجي در اعتراض به اخراج ها و ١٤ ماه حقوق پرداخت نشده خود با نماينده مجلس اسلامي (به اسم سيدحسين شريفي) ديدار كردند. شريفي به كارگران قول داد كه شكايت آنها را پيگيري خواهد كرد. او در حاليكه از ادامه اعتراضات كارگران هراس داشت، با گفتن اينكه تجمع نكنيد كه سياسي نشود، از كارگران خواست موضوع را بصورت آرام حل و فصل كنند.
١٤ ماه حقوق كارگر پرداخت نشده است، شريفي با گفتن اينكه تجمع نكنيد كه سياسي نشود، در واقع دارد از اين سخن ميگويد كه تجمع و اعتراض در جمهوري اسلامي ممنوع است و اگر تجمع كنيد، سروكارتان با نيروي انتظامي خواهد افتاد و موضوع سياسي ميشود. نماينده مجلس اسلامي كارگران را به خاموشي در برابر دزداني كه ١٤ ماه حقوق كارگران را به جيب زده اند. فرا ميخواند. كارگران بر خواست خود و ادامه اعتراضاتشان تاكيد دارند.

***

اولتيماتوم كارگران اخراجي شركت سازمايه : اگر دستمزدهايشان پرداخت نشود به همراه خانواده هايشان دست به تجمعات اعتراضي خواهيم زد

بنا به گزارشي در ١٣ فروردين حدود ٢٠٠ نفر از كارگران اخراجي شركت سازمايه بدليل تعطيل كردن كارخانه حقوق و مزاياي چند ماهه خود را نگرفته اند.. اين كارگران در همين رابطه قبل از سال جديد تجمعي اعتراضي برپا كردند و در آن اولتيماتوم دادند كه اگر مديريت تا بعد از تعطيلات نوروزي طلب هاي آنها را پرداخت نكند، در فاصله ٢٥-١٥ فروردين بهمراه خانواده هايشان در مقابل كارخانه دست به تجمع بزنند و تا گرفتن كامل طلبهايشان به تجمعات خود ادامه دهند.

***

حکم برائت محمود صالحی صادر شد

کميته هماهنگي براي کمک به ايجاد تشکل هاي کارگري، طي اطلاعيه اي در ٧ فروردين خبر از صدور حكم برائت براي محمود صالي ميدهد. در واقع دادگاه انقلاب جمهوري اسلامي زير فشار اعتراضات ناگزير به عقب نشيني و صدور حكم برائت براي محمود صالحي شد. همگان ميدانند كه محمود صالحي جرمش حمايت از كارگران و مبارزه براي حقوق حقه خود بوده است و در واقع اين سران جمهوري اسلامي هستند كه بخاطر سي و يك سال جنايت و سركوبشان بايد محاكمه شوند. قضيه از اين قرار است كه جمهوري اسلامي محمود صالحي را در ٢٠ فروردين ٨٦ به جرم شركت در مراسم اول مه سال ٨٣ در شهر سقز، بيشرمانه به يك سال زندان محكوم كرد و در آن سال در فاصله اي كوتاه مانده به اول مه به او حكم دادند، تا كل كارگران را براي برگزاري چنين روزي مورد تهديد و ارعاب قرار دهند. محمود صالحي مدت يكسال در زندان اين جنايتكاران زير شديد ترين فشارها، در اسارت بود و او كه قرار بود در ٢٨ اسفند ٨٦ بعد از پايان دوره محكوميتش از زندان آزاد شود، با مخالف فردي بنام مباركي، داديار دادگاه جمهوري اسلامي، دوباره برايش حكم بازداشت موقت صادر شد. در آن هنگام بود كه محمود صالحي در اعتراض به اين حكم اقدام به اعتصاب غذاي خشك كرد و زير فشار اين اعتراض و كمپيني بين المللي كه در حمايت از او براه افتاده بود، سرانجام پس از سپري شدن، ١٨ روز جمهوري اسلامي او را در تاريخ ١٨ فروردين ٨٧ باقيد وثيقه ٤٠ ميليون توماني از زندان آزاد ساخت. ضمن اينكه در همان روز در شعبه اول دادگاه انقلاب جمهوري اسلامي در سنندج با رياست قاضي حسن بابايي، براي او دادگاهي ديگر به اتهام انتشار مقاله در حمايت از کارگران خاتون آباد و پيام به دانشجويان در روز دانشجو در سال ٨٧ ، تحت عنوان تبليغ عليه امنيت کشور تشكيل شد. اكنون بعد از گذشت ٢٣ ماه از آن تاريخ است كه دادگاه انقلاب اسلامي جمهوري اسلامي در ٧ فروردين ٨٩ ناگزير به صدور حكم برائت وي گرديد. نکته قابل توجه این است که در سال ٨٦ جمهوري اسلامي درست يكماه مانده به اول ماه مه محمود صالحي را دستگير كرد، براي اينكه از قبل فضا را امنيتي كند، در ميان فعالين و رهبران كارگران ترس و نگراني ايجاد كند و بدين ترتيب جلوي برگزاري گسترده مراسم اول مه را بگيرد. اما اكنون درست يك ماه قبل از اول مه ناگزير ميشود، حكم بر برائت محمود صالحي صادر كند. چرا كه زير فشار است و كل جامعه در التهاب مبارزه قرار دارد. ا ين به روشني نشانگر شرايط سياسي امروز است. نشانگر آماده بوده شرايط براي اعتراضي گسترده براي لغو احكام صادر شده براي كارگران ، فشار براي آزادي فوري كارگران زنداني منصور اسانلو، ابراهيم مددي، علي نجاتي، فرزاد كمانگر، عليرضا قنبري و همه زندانيان سياسي از زندان است. بايد با تمام قوا براي آن تلاش كنيم.

جان منصور اسانلو در خطر است
منصور اسانلو ريئس هيات مديره سنديکاي شرکت واحد از ۱۹ تير در زندان جمهوري اسلامي بسر ميبرد و بخاطر اعتصاب اين کارگران در بهمن ٨٤ و بخاطر ايجاد تشكل خود سنديكاي واحد، ٥ سال حكم زندان دارد. منصور اسانلو نخستين بار در دي‌ماه سال ۸۴ دستگير شد و ۸ ماه در زندان ماند. سپس در آبان ۸۵ براي بار دوم دستگير و يک‌ماه بعد به قيد کفالت آزاد شد و بالاخره در تابستان سال ۸۶ بعد از بازگشت از لندن که براي شرکت در اجلاس ساليانه اتحاديه بين‌المللي کارگران حمل و نقل (آي‌تي‌اف) به آنجا رفته بود، از سوي ماموران امنيتي جمهوري اسلامي در خيابان به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت تا اينكه در ١٩ تير براي سومين بار دستگير و راهي زندان شد. در اين دستگير او را ابتدا به زندان اوين منتقل كردند. اما بعد در سوم شهريور ٨٧ بطور ناگهاني به زندان گوهردشت انتقال يافت. طي اين مدت چندين بار زندانيان خطرناک به وي حمله کرده و همين امر موجب خطر دائمي جاني براي او شده است. ٣ اسفند بود كه در زندان گوهر دشت يک زنداني كه همسرش را به قتل رسانده و به همين جرم در زندان است با چاقو به وي حمله کرد كه زندانيان ديگر كمك كردند و نگذاشتند اتفاقي بيفتد. بنا به گزارشهاي منتشر شده، در بندي که اسانلو هست، زندانياني هستند که داروهاي زياد مصرف مي‌کنند، و از نظر روحي وضعيت مناسبي ندارند، قاتلاني هستند که به جرم قتل در زندان هستند و روحيه‌ي پرخاش‌گري دارند و به بقيه زنداني‌ها پرخاش مي‌کنند. بنا بر همين گزارشات پروانه اسانلو نسبت به اين مساله اظهار نگراني كرده و ميگويد:“ در روزهاي قبل مسئولين زندان قول داده بودند که دو زنداني به نام‌هاي سيدمحمد حسيني و محمد برخي را که اين رفتارها را مي‌کنند به بند ديگر زندان منتقل کنند. يکي از آن‌ها همان کسي است که سال گذشته نيز با چاقو به اسانلو حمله کرده بود. در مورد انتقال و بازگرداندن اسانلو به زندان اوين همسر وي مي‌گويد: «ما بارها و بارها اين مساله را گوشزد کرده‌ايم و به آن اعتراض داشتيم، ولي هيچ ترتيب اثري نداده‌اند. ". وضعيت جسمي منصور اسانلو در زندان بسيار وخيم است و محيط زندان و محروم بودن او از رسيدگي پزشکي وضعيت او را سخت تر كرده است. به او حتي مرخصي استعلاجي داده نشده است. اسانلو از ۴۳ ماه پيش در زندان است روزهاي ملاقات در زندان گوهردشت براي زنان و مردان يکسان نيست. بستگان مرد زنداني يک روز ملاقات دارند و بستگان زن، روزي ديگر! پروانه اسانلو مي‌گويد: « با اين قاعده، هيچ‌وقت نمي‌توانيم خانوادگي به ديدار منصور برويم، در حالي‌که براي من و پسرهايم راحت‌تر است که همگي با هم او را ببينيم. ملاقات‌ها پانزده ‌روز يک‌مرتبه‌اند و معمولا از پشت شيشه انجام مي‌شوند. کتاب و وسيله را به سختي قبول مي‌کنند. بار آخر پسرم براي تولد پدرش، کتابي هديه گرفته بود که آن را قبول نکردند.» به گفته پروانه اسانلو، همسرش در زندان کتاب‌هاي انگليسي و رمان مي‌خواند.
پروانه اسانلو در مورد وضعيت بيماري همسرش توضيح مي‌دهد که: «با توجه به اين‌که ايشان قلب‌شان را عمل کرده‌اند، نبايد استرس داشته باشند و بايد از تغذيه خوبي برخوردار باشند و فشار عصبي نداشته باشد. هم‌چنين به خاطر بيمار پوستي که دارند، بايد در آفتاب باشد و نور ببيند. آقاي اسانلو ديسک کمر هم دارد که خيلي موجب آزارش مي‌شوند. طفلک دارد همه‌ي اين بيماري‌ها را با رنج در زندان تحمل مي‌کند. با اين‌که عدم تحمل کيفر را براي او صادر کرده‌اند، اما تا کنون خبري از آزادي و مرخصي براي او نبوده است".
همسر منصور اسانلو مي‌گويد که پس از ۲۶ سال سابقه کار، اين فعال کارگري را اخراج قطعي کردند و کوچکترين حقي نيز براي خانواده‌اش قائل نشدند: « اين‌همه اين همه سال، حق بيمه، بازنشستگي پرداخت کرده اما حتي يک ريال به عنوان بازخريدي به ما ندادند. هرچه پيگيري کرديم، نتيجه نداد. اين حکمي است که ديوان عدالت اداري تاييد کرده است. اين چه عدالتي است؟» پروانه اسانلو از سختي‌هاي روزگار، هزينه‌ بالاي زندگي، مخارج دو پسر بزرگ و بي‌حاصلي دوندگي‌ها براي معالجه و مرخصي همسرش مي‌گويد و ابراز اميدواري مي‌کند که ايام شدت، سپري شوند.

رضا خندان فعال حقوق كودكان در زندان است
رضا خندان (مهابادي) فعال دفاع از حقوق كودكان، نويسنده و عضو هيئت دبيران کانون نويسندگان ايران عليرغم قرار دادن وثيقه ٢ ماه است که همچنان دربازداشت بسرمي برد و بازجويان وزارت اطلاعات از آزادي او ممانعت ميکنند. به خانواده او اطلاع داده شده بود که با سپردن وثيقه ٣٠ ميليون توماني مي تواند آزاد شود. اما عليرغم اينكه خانواده رضا خندان وثيقه را تامين و واگذار كردند، اما به بهانه هاي مختلف از آن زمان تاکنون از آزادي او خوداري مي کنند.
رضا خندان مهابادي روز ٧ بهمن ماه با يورش مامورين وزارت اطلاعات هنگامي که از منزل خواهرش خارج مي شد دستگير و به بند ٢٠٩ زندان اوين منتقل شد.او بيش از ١ ماه در بند ٢٠٩ زندان اوين بسر برد و طي اين مدت تحت بازجوئي قرار گرفته و به او فشار آورده اند كه اتهاماتي كه به وي نسبت داده اند، بپذيرد. او از هفته آخر اسفند ماه به بند ٣۵٠ زندان اوين منتقل شد و از آن زمان تاکنون در بلاتکليفي بسر مي برد. رضا خندان و مريم ضياء از تشکيل دهندگان ان. جي . او جمعيت تلاش براي جهان شايسته کودکان ميباشند. و هردوي آنها به خاطر فعاليتهاي اجتماعي براي کودکان کار و خياباني دستگير شده اند.

مريم ضيا فعال حقوق كودك از زندان آزاد شد.
روز ٩ فروردين مريم ضيا از فعالين حقوق كودك از زندان آزاد شد. او ا در تاريخ ۱۰ دي ماه با يورش مامورين وزارت اطلاعات دستگير و به بند ٢٠٩ اوين منتقل شد و پس ۲ ماه بازداشت در بند ۲۰۹ به بند زنان زندان اوين انتقال يافت و سپس تا روز آزادي وي را در کنار زندانيان عادي و خطرناک زنداني نگاهداشتند.
مريم ضيا ١٣ روز آخر را در اعتراض به بازداشت غيرانساني خود در اعتصاب غذا بسر برد و بعد از خروج از زندان بود كه اعتصاب غذاي خود را شكست. او هنگام خروج از زندان مورد استقبال گسترده خانواده اش و خانواده هاي دستگير شدگان قرار گرفت و با دست زدن و سوت كشيدن نسبت به وي ابراز احساسات ميكردند احمد فخرالدين وكيل كارگران هفت تپه دستگير شد
روز ١٩ اسفند وحيد احمد فخرالدين يکي از وکلاي مدافع هفت تپه توسط اداره اطلاعات اهواز دستگير و خانواده او از مکانش خبر ندارند. گفته ميشود كه او به تهران منتقل شده است.

محمد اوليايي فر وكيل كارگران سنديكاي واحد در زندان
محمد اوليايي فر عضو انجمن بين‌المللي وکلا، وکيل دستگير شدگان اول ماه مي هشتادوهشت، سنديکاي کارگران هفت تپه، سنديکاي کارگران شرکت واحد و بسياري از دستگيرشدگان اعتراضات اخير روز هفدهم اسفند ماه براي گذراندن يک سال حبس خود روانه زندان شد. دادگاه انقلاب جمهوري اسلامي در بيست و يکم بهمن بدون راي تجديد نظر، اوليايي فر را به اتهام به خطر انداختن امنيت ملي يک سال زندان محکوم کرد. بنا به گزارش سنديكاي كارگران شركت واحد، مقامات زندان براي به سکوت کشاندن اوليايي فر تمام شرايط را آماده کرده بودند تا اينکه در روز جهاني زن نامبرده را در دادسراي انقلاب دستگير و روانه زندان کردند.
در اطلاعيه سنديكاي شركت واحد تحت عنوان "وقتي وكالت جرم ميشود" آمده است:"در سال يکهزار و سيصد و هشتادوچهار يک هيئت از وکلاي حقوق بشري ازدولت ايران درخواست کردند که بعنوان ناظر براي بررسي دادگاه شرکت کنندگان مراسم اول ماه مي به ايران بيايند که متأسفانه دولت ايران براي اين ناظران رواديد صادر نکرد. ما امروز بيش از هر زمان ديگر از آن هيئت و بخصوص وکيل بين‌المللي آقاي راجي الصوراني مسئول مرکز حقوق بشر غزه ميخواهيم براي بررسي وضعيت همکارشان و ديگر زندانيان، مجددا" درخواست رواديد ايران را جهت بررسي پرونده ها مطرح نمايند . و از مسئولين ما سؤال کنند که آيا دفاع از کودکان محکوم به اعدام که حاصل فقر اقتصادي و فرهنگي مي باشد و يا کارگري که پشت فرمان اتوبوس، يا درو کردن چغندر در مزرعه، يا شرکت کننده در مراسم روز جهاني کارگر جرم است و امنيت ملي را بخطر مياندازد؟
سنديکاي کارگران شرکت واحد اتوبوسراني تهران و حومه در حالي که همچنان دو نفر از اعضاي هيئت مديره خود را به دليل دفاع از حقوق صنفي کارگران در زندان مي بيند زنداني شدن آقاي دکتر محمد اوليايي فر را محکوم ميکند ."

عبدالرضا قنبري معلم پاكدشت به اعدام محكوم شد
دادگاه انقلاب جمهوري اسلامي در حکمي عبدالرضا قنبري، معلم دبيرستان يکي از مدارس پاکدشت و استاد دانشگاه را به اعدام محکوم کرد. بنا به گزارشهاي منتشر شده، قاضي صلواتي، قنبري را تحت عنوان "محاربه از طريق ارتباط با گروه هاي معاند که از مصاديق اين موضوع داشتن ايميل هاي مشکوک و ارتباط با يکي از رسانه هاي تلويزيوني خارج از کشور" است،به اعدام محکوم کرد. براساس اين گزارش،اين معلم که بيش از ١٤ سال در مدارس و دانشگاه سابقه تحصيل دارد،روز ٢٤ دي سال گذشته توسط نيروهاي امنيتي بازداشت شده است.

***

اخباری از بیکارسازیها و دستمزدهای پرداخت نشده کارگران

معضل دستمزدهای پرداخت نشده در بخش عظيمی از مراکز کارگری
بنا به گزارشي در ١٠ فروردين، كارگران ماينكس سايپاي تهران دوماه است دستمزد نگرفته اند. اين وضعيت آنهم در ايام سال نو و افزايش سرسام آور قيمتها كارگران را بطور جدي در فشار و تنگنا قرار داده است. كارگران خواهان فوري دستمزدهايشان هستند. همچنين گزارشات منتشر شده حاكيست كه كارگران كارخانجات محور جاده قديم كرج چندين ماه است كه دستمزدهايشان به تعويق افتاده است. اين وضعيت جنب و جوش اعتراضي در مراكز كارگري در اين منطقه را شدت داده است. از جمله اين كارخانجات كارگران كارخانه صنايع فلزي هستند كه در اين رابطه بارها تجمع اعتراضي برپا داشته اند.

نيمي از عيدي كارگران رنگ سازي ايران به بهانه جريمه پرداخت نشد

بنا بر خبرهاي منتشر شده، روز ٢٩ اسفند قرار بود به كارگران كارخانه رنگ سازي ايران مبلغ ٨٠٠ هزار تومان بعنوان عيدي پرداخت شود. اما در آخرين لحظه , به بهانه جريمه هاي نقدي كه براي تعدادي ازكارگران مشخص شده بود , مبلغ ٤٠٠ هزار تومان از عيدي اين كارگران كسر گرديد. ١٢٠ كارگر در اين كارخانه كار ميكنند كه عمده آنها قراردادي هستند. هر كدام از اين كارگران سالهاست كه در آنجا كار ميكنند و دستمزد ماهيانه آنها رقمي بين ٢٧٠ هزار تا ٢٩٠ هزار تومان است.

شركت قند اصفهان در چند قدمي تعطیلی کار

شركت قند اصفهان يكي از شركت هاي بزرگ قند در سطح كشور است. بنا بر گزارشها دو قسمت اساسي اين كارخانه هم اكنون تعطيل شده است. در اين شركت قبلا ٧٠٠ كارگر به كار اشتغال داشتند كه تعداد آن به حدود ٤٠٠ نفر كاهش يافته است. اين درحاليست كه گفته ميشود امسال توليد اين كارخانه ٧٥ درصد كاهش يافته و خطر بيكارسازي بيشتري از كارگران وجود دارد. يكي از اعضاي شوراي كارگري اين شركت به خبرنگار آژانس ايران خبر در اين رابطه ميگويد: ”مشكلات عمده كارگران ما بيمه تامين اجتماعي است. اگر كارگر دفترچه بيمه داشته باشد تازه به او به عنوان گدا نگاه مي شود. در حاليكه ٣٠ درصد حقوق كارگران بابت بيمه كم مي شود. من ١٨ سال است كه دارم پول بيمه مي دهم. در اين مملكت در اين شهر در اين سازمان مشكل داريم. من دو تا پول بيمه دارم مي دهم. چرا؟ يا بيمه را اختياري كنند يا خصوصي . يك تناقض اين وسط است. اكثر كارگران حداقل حقوق را مي گيرند. ما پول بابت بيمه تامين اجتماعي مي دهيم ولي به ما به عنوان فقير نگاه مي كنند. فكر مي كنند مجاني دارند انجام مي دهند. نمي توانند اداره كنند بدهند خودمان بهترين مديريت را داريم. ”

دستمزدهاي پرداخت نشده و لغو قراردادهاي موقت در كارخانجات رشت
كارگران كارخانه ريسندگي خاور رشت دستمزد ما ه هاي بهمن واسفند ونيمي ازعيدي وپاداش خود را هنوز دريافت نكرده اند. تحت فشار اعتراضات مكرر كارگران به كارگران وعده داده شده است كه اموال كارخانه را توقيف وبفروش برسانند و از محل فروش آن طلبهاي كارگران پرداخت شود. اما تا كنون اقدامي در اين جهت صورت نگرفته است. كارگران بازنشسته اين كارخانه نيز حقوق وسنوات خود را دريافت نكرده اند و هريك ازآنها بين٦-٤ ميليون تومان طلب دارند. كارگران خواهان فوري طلبهايشان هستند.
همچنين در كارخانجات ريسندگي ايران برك رشت در آستانه سال نو بيش از ١٠٠ كارگر قراردادي از كار بيكار شدند.
بازنشستگان كارخانه خاور رشت ازسال ٨١-٨٠ هنوز مطالباتشان را نگرفته اند. اين در حاليست كه مديران كارخانه تا كنون به بهانه پرداخت طلب كارگران وامهاي ميلياردي گرفته اند، اما اقدامي در جهت پرداخت طلب هاي كارگران صورت نگرفته است. كارگران به اين مساله معترضند.
همچنين در كارخانه دستمال كاغذي نوظهور, درماه اسفند نصف حقوق كارگران به آنها پرداخت شد و مدير كارخانه به بهانه كسري درآمد كارخانه پرداخت مزد كارگران را به تعويق مي اندازد. در اين شركت حدود ٢٥٠ نفر كارگر به كار اشتغال دارند, كه اكثرآنها, كارگران قراردادي هستند. اين كارخانه قبلا دولتي بوده كه بدليل ورشكستگي دولت اين كارخانه را به بخش خصوصي واگذار كرده است .