حداقل دستمزد ، حداكثر بيشرمي
گفتگويي با اصغر كريمي
کارگر کمونیست: اصغر کریمی، شورایعالی کار جمهوری اسلامی
حداقل دستمزد کارگران برای سال آتی ٣٠٣ هزار و ٤٨ تومان تعیین کرد.
جایگاه حداقل دستمزد در زندگی واقعی کارگران چیست و فکر میکنید عکس
العمل کارگران در قبال آن چه خواهد بود و شما امروز در متن شرایط
انقلاب و گسترش اعتراضات کارگری به این موضوع چگونه نگاه میکنید؟
اصغر کریمی: چند نکته را خیلی فشرده باید اشاره کنم. حداقل
دستمزد را عده ای میلیاردر، که اکثرا مستقیما با دزدی و رشوه و بالا
کشیدن امکانات جامعه به زور قدرت و نیروی نظامی، و نه حتی به شیوه
متعارف استثمار در جامعه سرمایه داری که آنهم غیرمستقیم دزدی از کار
کارگر است، میلیاردر شده اند، برای کارگران تعیین میکنند. اینها اکثریت
مردم را از همه چیز محروم کرده اند و آخر سال تصمیم میگیرند این اکثریت
محروم یک سال دیگر از زندگی اش را چگونه باید سپری کند. همه این
مفروضات باید عوض شود. چرا فرض این است که همیشه عده ای باید محروم
باشند و بويژه كارگران هميشه محرومترين باشند و قشر مفتخور و انگل
جامعه همیشه مرفه؟ چرا این قشر مرفه که هیچکاره است باید درمورد طبقه
تولید کننده جامعه تصمیم بگیرد که چگونه زندگی کند؟ چرا دولت همین
مفتخوران باید برای همه چیز پول به حد کافی داشته باشد از نیروی سرکوب
و حراست و زندانها و وزارت اطلاعات و پول برای جریانات تروریست اسلامی
در سایر کشورها و کلی هم برای لفت و لیس امام جمعه ها و غیره ولی نوبت
به کارگر که میرسد چیزی در بساط نمانده باشد؟ چرا نوبت کارگر که میرسد
بلافاصله بحث خط فقر و خط فقر مطلق و خط زنده ماندن و غیره به میان
کشیده میشود آنهم توسط یک مشت میلیاردر که از قبل کار کارگر به این
ثروت های بادآورده رسیده اند؟ میبینیم که همه چیز وارونه است.
حداقل دستمزدی که اینها تعیین کرده اند، محکوم کردن اکثریت جامعه،
کارگران شاغل، بیکار، اعضای خانواده هایشان، کودکانشان، جوانانشان،
بازنشستگانشان، به یک جهنم واقعی است. محکوم کردن این اکثریت به فقر،
محرومیت، تحقیر، مردن از ساده ترین بیماریها و هزار محرومیت و درد و
زجر دیگر است. حداقل دستمزدی تعیین کرده اند که طبق آمار و ارقام
خودشان یک سوم خط فقر است. این یعنی یک اعلان جنگ آشکار به کارگران و
اکثریت مردم. خودشان هم اینرا میدانند که این دستمزد را فقط با سرکوب
میتوان به کارگر تحمیل کرد. در این بحثی نیست هم دولت میداند هم
کارگران. بنابراین همزاد این دستمزد آنهم در شرایطی که انقلابی در
جریان است، آماده شدن برای سرکوب بیشتر، آماده کردن ابزارها و امکانات
جدید سرکوب در دستورشان است. سوال این است که آیا رژیم از چنین توانی
برخوردار است؟ آیا کارگران توان مقابله با آنرا دارند یا نه؟ بنظر من
رژیم در یک موقعیت شدیدا بحرانی است، توازن قوا برای یک مبارزه گسترده
و توده ای برای کارگران از همیشه مساعدتر و امکان یک پیروزی بزرگ و
تعیین کننده برای طبقه کارگر در این عرصه از همیشه بیشتر است.
کارگر کمونیست: همانطور که گفتید زمینه برای یک اعتراض
گسترده و سراسری حول خواست افزایش دستمزد فراهم است. برای جلو بردن این
مبارزه چه گامهای عملی ای میتوان برداشت؟
اصغر کریمی: همزمان باید به دو جبهه از مبارزه توجه کرد.
جبهه اعتراضات سیاسی توده ای که در جامعه جریان دارد و جبهه مبارزه
برای افزایش دستمزد و نقد کردن دستمزدهای معوقه و سایر مطالبات مشخص
کارگران. هر پیشروی در اعتراضات سیاسی توده ای جاری، شرایط را برای
مبارزه کارگران حول مطالبات اقتصادی شان تسهیل میکند. هر درجه رژیم خود
را در مقابل طوفان جنبش انقلابی مردم ضعیف تر ببیند، در مقابل مبارزات
اخص کارگران نیز ناتوان تر خواهد شد و جنبش کارگری امکان پیشروی بیشتری
پیدا میکند. شاید اشاره به انقلاب ٥٧ در این زمینه مفید باشد. یکی از
اولین عقب نشینی های حکومت شاه در مقابل مردم افزایش حقوق کارگران و
کلیه حقوق بگیران بود تا شاید با این امتیاز بخشی از مردم را از انقلاب
جدا کنند. کارگران نیز با استفاده از توازن قوای ناشی از پیشروی انقلاب
شروع به ایجاد تشکل های توده ای خود کردند و کاهش ساعت کار را در نفت و
برخی مراکز دیگر بدست خود عملی کردند. بنابراین کارگران و بویژه رهبران
کارگری باید حضور خود را در انقلاب جاری پررنگ تر کنند، بیشتر
تاثیرگذار باشند و رنگ مطالبات و شعارهای خود را به آن بزنند و بهردرجه
در این عرصه با قدرت بیشتری عمل کنند، به همان اندازه جنبش کارگری
یکپارچه تر و قدرتمندتر عرض اندام خواهد کرد و در موقعیت بهتری برای
افزایش دستمزد و سایر مطالبات اخص خود قرار خواهد گرفت. اما جبهه دوم
جبهه اخص اعتصابات و مبارزات کارگری و تلاش برای شکل دادن به تشکل های
توده ای قدرتمند است. بنظر من کارگران در این زمینه چند تجربه بزرگ و
مهم را در ماههای گذشته عملی کرده اند. راهپیمائی کارگران لوله سازی
خوزستان و راهپیمائی کارگران آوانگان اراک و ایجاد شوراهای موقت کارگری
در ذوب آهن و پتروشیمی های ماهشهر. این تجارب بسیار باارزش است و باید
هرچه بیشتر مورد توجه کل جنبش کارگری و رهبران کارگری قرار گیرد. شکل
راهپیمائی کارگران در شهر در شرایطی که مردم انقلابی در صحنه هستند، و
هر شکل دیگری از اعتراض که به مردم و جوانان انقلابی امکان حمایت و
تقویت آن مبارزه را بدهد حیاتی است. این را باید همه مراکز کارگری به
عنوان یک الگوی مهم و موثر در شرایط کنونی در دستور قرار دهند. گرانی
یک مساله مهم مورد اعتراض اکثریت عظیم جامعه است، افزایش دستمزدها و
حقوقها نیز همینطور. اینها را باید به خیابان کشید، اجتماعی کرد و مردم
را در آن دخیل و شریک کرد. رهبران کارگری باید روی نیروی آماده مردم
بیش از این حساب کنند و اشکالی از اعتراضات کارگری را تقویت کنند که
امکان عملی حمایت مردم را بیشتر فراهم کنند. علاوه بر راهپیمائی در سطح
شهر، تلاش برای شکل دادن به اعتصابات بزرگ و سراسری در یک شهر و منطقه
و یا مراکز بزرگی مثل ایران خودرو و ذوب آهن و نفت یا مناطق صنعتی ویژه
و متمرکز به سرعت با حمایت مردم مواجه میشود و موجی از شور و شوق در کل
جامعه را دامن خواهد زد. تلاش برای اجتماعی کردن هرچه بیشتر اعتراضات
کارگری، شرکت همسران و اعضای خانواده های کارگری در آنها، اطلاع رسانی
مستمر از مبارزه و خواستها و عکس العمل رژیم، افشاگری گسترده در سطح
شهر و کشور از دزدیها و سوء استفاده های مقامات و کارفرماها و مدیران و
فرماندهان نیروهای سرکوب در مراکز کارگری، اینها موجب تحکیم رابطه مردم
با اعتراضات کارگری میشود. رهبران کارگری باید مدام مردم را در جریان
مسائل خود قرار دهند و حمایت مردم را بخواهند، بویژه همانطور که گفته
شد فقر، گرانی و دستمزدهای ناچیز، فصل مشترک مهم اعتراض اکثریت عظیم
مردم است و مبارزه علیه آن بیش از هرزمان مورد توجه مردم قرار میگیرد و
کل مردم محروم و ستمدیده را به تحرک خواهد آورد. تجربه بسیار مهم دیگر
ایجاد شوراهای موسس کارگران ذوب آهن اصفهان و پتروشیمی ماهشهر است.
ایجاد این شوراها بسرعت مورد توجه کارگران و مردم و همینطور رسانه ها
قرار گرفت. باید با استفاده از توازن قوای کنونی در همه مراکز کارگری
امر متشکل کردن توده کارگران را در دستور گذاشت و به اشکال مختلف توده
کارگران را متشکل نمود و مردم را از آن با خبر کرد تا با جلب توجه و
حمایت مردم امکان سرکوب آن تضعیف شود. باید تلاش برای متشکل کردن
کارگران را هرچه بیشتر گسترش داد و جنبشی حول آن به راه انداخت و در
همه این حرکات مردم و بویژه اعضای خانواده های کارگری را دخیل کرد تا
این جنبش اجتماعی تر، قدرتمندتر و توده ای تر شود. این طبقه کارگر را
در موقعیت کاملا متفاوتی برای دفاع از زندگی خود، برای مبارزه حول
افزایش دستمزدها و همینطور نقد کردن دستمزدهای معوقه که به مساله ای
سراسری تبدیل شده است، قرار خواهد داد و موقعیت ویژه ای به طبقه کارگر
در تحولات سیاسی جاری خواهد داد.
و بالاخره باید به اهمیت تحکیم رابطه با حزب اشاره کرد. شکل دادن به
شبکه ها و جمع های حزبی در مراکز کارگری و در محلات شهرها، پیوستن هرچه
بیشتر به حزب و تحکیم رابطه با حزب آن عاملی است که موقعيت کارگران را
در مبارزات روزمره خود از جمله مبارزه علیه تصمیم جنایتکارانه
شورایعالی کار رژیم برای دستمزد سیصدهزار تومانی دگرگون خواهد کرد.
چهار ماه قبل در پاسخ به سوالی در نشریه کارگر کمونیست اشاره کرده بودم
که "امروز کليد پيشروی، در درک اوضاع سياسي و حضور موثر کارگران در
جبهه های سياسی از جمله با پيوستن هرچه بيشتر به حزب کمونيست کارگری و
متشکل شدن هرچه بيشتر در صفوف اين حزب است که جنبش کارگری را در شرايط
متحول و انقلابی کنونی جلو ميبرد. مساله مهم درک عميق شرايط سياسی
کنونی توسط رهبران و پيشروان کارگری است" با این تفاوت که امروز در
مقایسه با چهار ماه قبل جنب و جوش بسیار بیشتری برای متشکل شدن در محیط
های کارگری شکل گرفته است.
|