شنبه٬ ١٥ اسفند ١٣٨٨ -٣ مارس ٢٠١٠

    کارگر کمونيست  ١١٩

        اىميل: kargar_komonist@yahoo.com

 سايت:  http://www.wpiran.org/00-k-komonist/kk-index.htm

جنبش کارگري و جايگاه منشور حداقل مطالبات چهار تشکل کارگري

رضا رشیدی

به روزهاي پاياني سال ۸۸ نزديک ميشويم. روزهايي همچون سالهاي گذشته با بحث داغ افزايش دستمزدها و تعيين دستمزد براي سال ۸۹ براي ميليونها انسان زحمتکش. نرخ محاسبه دستمزدها و تعيين ميزان دستمزد فقط در صلاحيت کسانيست که تمام نعمات مادي جامعه را توليد ميکنند و جامعه با نيروي کار آنها اداره ميشود. در حالي که همين توليد کنندگان خودشان از ميلياردها ثروت توليد شده بي بهره اند. قيمت مايحتاج زندگي از گوشت، مرغ، برنج ، روغن گرفته تا اجاره مسکن و حمل و نقل چنان زندگي مردم را به مخاطره انداخته است که ديگر قادر به ادامه زندگي نيستند. آمار خودکشي بر اثر فقر، اعتياد، تن فروشي، به کار گيري بيش از ۳ ميليون کودک در مراکز توليدي و خدماتي کوچک و بزرگ، کشته شدن انسانها به خاطر نداشتن پول براي تامين هزينه هاي درمان و بهداشت در بيمارستانها، همه و همه حاکي ازتحميل فقر و فلاکت بيش از پيش به جامعه است. ما در حالي به پايان سال ۸۸ ميرسيم که صد ها هزار از مردم کار کن ماههاست که دستمزدهايشان پرداخت نشده است. هزاران نفر بر اثر بيکارسازيهاي دسته جمعي کارشان را از دست داده اند و وضعيت فلاکت باري که اين روزها به مردم تحميل ميشود، براي هيچکس قابل دوام نخواهد بود. و از هم اکنون کارگران و مردم زحمتکش دارند خود را براي جدال بزرگي در سال آينده آماده ميکنند. سي و يک سال است که کارگران با اين رژيم و با يک مشت سرمايه دار مفتخور بر سر زندگي و معيشتشان ميجنگند و هيچگاه تمکين نکرده اند. آنچه مبارزه امروز کارگران و کل جامعه را از مبارزات دوره هاي قبلي متمايز مي کند، وجود جنبش انقلابي است که اين روزها در جامعه جريان دارد. انقلابي که در خيابانها، در دانشگاهها، در مقابل درب زندان اوين و در مقاومتها در مقابل شکنجه گران، در حمايت مردم برابري طلب در خارج کشور و حمايت رسانه ها و نهايتا در طرح مطالبات راديکال که کل رژيم را به وحشت انداخته است و شاهد هستيم که هر روز گامي به جلوتر برميدارد. در چنين شرايطي است که از يکسو بحث بر سر تعيين حداقل دستمزد کارگران براي سال آتي داغ است و از سويي بخش عظيمي از کارگران با دستمزدهاي پرداخت نشده روبرويند و اعتراض بر سر اين موضوع گسترده است. سرمايه داران در کنار دست درازي به زندگي کارگران از طريق عدم پرداخت به موقع دستمزدها، هر اعتراض کارگري را با باطوم و زندان جواب ميدهند. و کم نيستند رهبران کارگري که اسير زندان هستند. در اين جدال هر روزه و در دل انقلاب کارگران تنها با نيروي اعتصاب خود قادر خواهند بود به اين وضعيت پايان دهند.

در ماهها و هفته هاي گذشته ما شاهد اعتراض و اعتصابات زيادي بوديم. از کارگران مخابرات راه دور، صنايع فولاد خوزستان، ذوب آهن اصفهان گرفته تا کيان تاير و صد ها مرکز توليدي و خدماتي ديگر در جنب وجوش اعتراضي براي خواستهايشان بودند. اعتراضاتي که بعضا به عقب نشيني کارفرما و گرفتن بخشي از خواستها توسط کارگران منتهي شد. همراه با اين اعتراضات ما شاهد تلاش وسيعي در ميان کارگران براي ايجاد تشکل و يا ايجاد موقعيت هايي هستيم که مي تواند کارگران را در مبارزه روزمره شان در شرايط بهتري از آمادگي براي نبرد نهايي قرار دهد.
واقعيت اينست که مبارزات کارگران يک فاکتور مهم در کشيده شدن اوضاع جامعه به وضعيت انقلاب امروز داشته اند. مبارزاتي که دستاوردهاي قابل توجهي براي کارگران داشته است. دهها نمونه از آنها را ميتوان نام برد. از جمله اعتراض کارگران شرکت واحد درسال ۸۴، اعتراض کارگران هفت تپه در چند ساله اخير، اعتراضات کارگران لاستيک البرزو صنايع فلزي ونمونه هاي ديگر. تجربيات همه اين اعتراضات قدرتمند امروز راهنماي کل جنبش کارگري شده است. در ادامه اين پيشروي ها "منشور حداقل مطالبات کارگري" که طي روزهاي گذشته از طرف کارگران چهار مرکزکارگري و تشکل کارگري: سنديکاي کارگران شرکت واحد اتوبوس راني، سنديکاي کارگران نيشکر هفت تپه، اتحاديه آزاد کارگران ،انجمن برق و فلز کرمانشاه بيرون داده شد، نقطه عطفي در پيشروي جنبش کارگري در دوره اخير است. اين منشور از زواياي مختلفي يک اقدام شجاعانه و مترقي و رو به جلو است. منشور به دليل طرح خواسته هاي معين که با شرايط امروز جامعه گره خورده مي تواند قابليت متشکل کردن کارگران را به همراه داشته باشد. اين منشور مطالباتي از طرف بخشي از جنبش کارگري طرح شده که تشکل هاي توده اي کارگران هستند و کارگران با اسم و رسم واقعي خود پشت آن هستند و از نظر تعداد آحاد کارگران هم قابل توجه است. اين منشور همچنين نه تنها منفعت في الحال موجود کارگران را در بر مي گيرد، مانند پرداخت به موقع دستمزدها و تعيين نرخ دستمزد و غيره، بلکه با در نظر گرفتن و سنجيدن شرايط انقلابي اخير مطالبات ساير جنبشهاي اجتماعي را هم مطالبه ميکند و عملي شدن آنها را گامي در جهت رهايي کل جامعه مي داند. از جمله مطالباتي مانند لغو حکم اعدام، لغو تبعيض جنسيتي و برابري کامل زن و مرد. تحقق چنين خواسته هايي از وجوه زيادي موقعيت کارگر را تغييرمي دهد، امنيت بيشتري به کارگر ميدهد. رفاه و آسايش بيشتري را به خانواده بر مي گرداند و اعتماد به نفس کارگران را تقويت مي کند. خواستهايي که فرا کارخانه اي و فرا منطقه اي است و قابليت متحد کردن صفوف کارگران را به همراه دارد و مي تواند به درجات زيادي کارگران را در جهت ايجاد تشکلشان هدايت نمايد. مطالبات طرح شده در اين منشور، حد اقل خواسته هاي کارگري اعم از شاغل، بيکار ،بازنشسته را بيان مي کند. در اين منشور کارگران اعلام کرده اند که با اتکا به تجربه موفق اعتصاب سراسري کارگران نفت در سال ۵۷ و با اتکا به قدرت جمعي خودشان اين خواسته ها را متحقق خواهند کرد و تاکيد بر ضرورت مبارزه سراسري ميکنند.

با توجه به ويژگيهاي مهم طبقاتي اين منشور لازم است تمام کارگران و رهبران و فعالين کارگري و تشکلهاي کارگري موجود از اين منشور حمايت کنند. اولين گام عملي تماس فوري و ارتباط منظم فعالين و تشکلها حول اين منشور است. در همين رابطه لازم و ضروري است که شوراي موقت کارگران ذوب آهن و شوراي موقت کارگران منقطقه ويژه اقتصادي پتروشيمي ماهشهر نيز با اين فعالين تماس بگيرند و در يک اقدام مشترک براي گام عملي بعدي، مجمع عمومي برگزار کنند و براي نبرد پيش رو براي افزايش دستمزدها و پرداخت به موقع دستمزدها اقدام نمايند.

تاکيد يک نکته براي تحقق اين منشور و کل خواسته هاي مطرح امروز جامعه لازم و ضروري است و آن در نظر گرفتن فرصتي است که امروز جنبش انقلابي براي تمام مردم آزديخواه و برابري طلب و بخصوص کارگران به وجود آورده است. بدون احتساب فاکتورهاي موجود انقلابي حاضر در جامعه تحقق اين خواسته ها اگر شکست هم نخورد، در سطح طرح يک خواست صنفي باقي خواهد ماند، فرصت را نبايد از دست داد بايد متشکل شد .