قيام عليه شرايط اقتصادي
نسان نودینیان
امروز چهارشنبه، اعتصاب عمومي کشور يونان را در ابعاد ٢ميليون نفري،
مردم، کارگران و کارکنان اين کشور را در آغوش گرفت. بر در بيشتر مراکز
توليدي و محلهاي کار قفل زدند. کار و توليد را تعطيل کردند. اعتصاب
٢ميليون کارگر و کارکنان به اعتراض به بيکارسازي وسيع، کاهش دادن
دستمزدها، بالا بردن مالياتها و بالابردن سن بازنشستگي، بار ديگر جامعه
را در مقابل دولت قرار داد. در دو هفته گذشته اين دومين اعتصاب سراسري
و قدرتمند بخش شاغلين در يونان است.
اوج نا آرامي هاي يونان در دسامبر ٢٠٠٩ شروع شد. با شروع اين ماه
اعتراضات توده هاي ناراضي بويژه جوانان و دانشجويان به مدت هشت روز شهر
آتن، پايتخت اين کشور را با رو در روئي دولت و پليس و نيروهاي انتظامي
در خود گرفت. ابعاد اين اعتراضات بحدي بود که مديا و رسانه هاي عمومي
در سراسر دنيا به آن پرداختند و افکار عمومي را تحت تاثير قرار دادند و
بار ديگر بعد از نا آرامي هاي جوانان و توده هاي زحمتکش و فقير فرانسه
ابعاد اين اعتراضات در آتن، جامعه اروپا و دنيا را تحت تاثير قرار داد.
در ١٣ دسامبر٢٠٠٩ جوانان آتن به محل و دفتر محل کار پليسي که تيراندازي
او باعث کشته شدن نوجوان پانزده ساله شده بود حمله و با پرتاب کوکتل
مولوتف و سنگ پرتاب کردن به اين محل بر ابعاد اين نارضايتها افزودند.
بعد از اين اعتراضات بود که جوانان و مردم ناراضي توجه خود را به نواحي
تجاري نزديک کردند. خودروها را واژگون و سه بانک را سوزاندند. مردم و
افکار عمومي در آتن اين نارضايتيها را بيش از آن که واکنش به کشته شدن
نوجوان ١٥ ساله بدانند، قيام عليه شرايط اقتصادي نام گزاري کردند. در
چند سال گذشته جامعه يونان در غليان اعتراضات کارگران، کارکنان، جوانان
و دانشجويان بوده است. در اکتبر ٢٠٠٩ حزب حاکم "دموکراسي جديد" در يک
انتخابات زودرس در مقابل حزب سوسياليست به رهبري «جورج پاپاندرو» شکست
خورد. حزب "دمکراسي جديد" که چيزي جز فساد اداري، بيکاري را با دوره
کمتر از دو ساله در قدرت ايجاد نکرده بود، با انتخابات زودرس جاي خود
را به حزب سوسياليست داد. اکنون اين حزب که با وعده هاي احياي اقتصادي
يونان بقدرت رسيده بوبد، با کاهش دستمزدها، بالابردن ميزان مالياتها و
بالا بردن سن بازنشستگي، افزايش بهاي بنزين و سياست صرفه جويي اقتصادي
بر ميزان بيکاري و فقر، افزوده، و با روانه کردن ميليونها نفر از
شاغلين به منازل بدون پرداخت مزايا و تامين معيشت، در مقابل موج
ميليوني اعتراض و اعتصابات قرار گرفته است.
در ايران، ما در حالي به روزهاي پاياني سال ٨٨ نزديک ميشويم که
بيکارسازيهاي گسترده در مراکز توليدي و کار رو به افزايش است. دولت و
کارفرماهاي بورژوا در حالي به بيکارسازيهاي وسيع روي آورده اند، که
جامعه ايران دستخوش حملات وسيع سياسي و سرکوب است. سياست سرکوب و حکومت
نظامي توسط سپاه پاسداران و دولت مايه دلگرمي و قوت قلب کارفرما و
سرمايه داران شده است. چنانکه در اينروزها بر حملات خود عليه طبقه
کارگر و مزدبگيران جامعه افزوده اند. دسته دسته در مراکز کار و توليدي
از جمله در صنايع ماشين سازي و پروژه هاي ساختماني بر ميزان اخراج و
بيکارسازيها افزوده اند. با موج بيکارسازيها، امسال مشکلات طبقه کارگر
به مراتب وسيع تر و عميق تر از گذشته، از جمله مساله افزايش دستمزدها،
و عدم پرداخت حقوق و مزاياي پرداخت نشده، بر صحنه سياسي و اجتماعي
جامعه سنگيني ميکند. طبقه کارگر و مزدبگيران و شاغلان در ابعاد ميليوني
در معرض تحميل زندگي به مراتب سخت تر و فلاکت بيشتري قرار دارند.
کارگران در "انتظار" تعيين حداقل دستمزد در سال ١٣٩٩هستند. شواري عالي
کار در اسفند ماه سال گذشته حداقل دستمزد کارگران را ٢٦٣هزار تومان
تعيين کرد. و امسال ميزان ١٠٠درصدي افزايش دستمزدها ٥٢٠هزار تومان را
مطرح کرده است. در حاليکه خط فقر مطلق طبق آمار رسمي دولت و کارشناسان
آکادميکي در تهران ٨٥٠هزار تومان تعريف شده بود. تعيين دستمزد ٢٦٣هزار
توماني در سال گذشته با اعتراضات بخشهاي مهمي از تشکل و سنديکاهاي
کارگري از جمله سنديکاي کارگران شرکت واحد اتوبوسراني تهران و حومه،
کارگران کشت و صنعت نيشکر هفت تپه، اتحاديه آزاد کارگران ايران و انجمن
صنفي کارگران برق و فلز کرمانشاه روبرو شد. امضاي تومار و ارسال اين
اعتراضات بخشي از اعتراض سازمانيافته بود. با اين وجود طبقه کارگر و
کارکنان جامعه موفق به بکرسي نشاندن مطالبات پايه اي تر و تعيين دستمزد
بر اساس تامين زندگي و معيشت کارگران که بر اراده و تصميم جمعي کارگران
در مراکز توليدي و صنعتي و کار متکي بوده باشد، نشدند. بيش از ٧٠درصد
از خانواده هاي کارگر بصورت مستاجر با پرداخت کرايه خانه هاي گزاف
زندگي ميکنند. دستمزدهاي سال ٨٨ حتي کفاف پرداخت اجاره خانه ها را
نميکند. اين در حالي است که بر ميزان افزايش قيمتها، از جمله مواد
خوراکي و تامين سبد زندگي روزانه از اقلام نان، گوشت، تخم مرغ، سبزيجات
و امکانات تامين خوراکي افزوده شده است. نرخ تورم و گراني سر به فلک
کشيده، قدرت خريد و تامين مايحتاج زندگي روز مره کار شاق و سختي است. و
از سفره رنگين خبري نيست. چند ميليون از کودکان و نوجوانان بر اثر
افزايش فشار اقتصادي و فقر مجبور به ترک تحصيل شده و روانه بازار کار
شده اند.
اگر در کشور يونان اعتصابات ميليوني در دو سال گذشته منجر به کناره
گيري دولت و روي کار آوردن حزب سوسياليست با وعده شکوفايي اقتصادي منجر
شد. و دولت وعده شکوفايي "اقتصادي" با بيکارسازيهاي وسيع، و پايين نگه
داشتن دستمزدها و بالابردن مالياتها و سن بازنشستگي به مصاف شاغلان و
طبقه کارگر و مردم رفته است. در ايران اوضاع اقتصادي، خط فقر و فلاکت،
بيکارسازي و فساد اداري و مالي به مراتب خشن تر و عميق تر از يونان
است. اگر در يونان التهاب فضاي سياسي از چند سال گذشته به موج نارضايتي
ها افزوده است، جوانان و دانشجويان با تظاهراتهاي خشن و تعرضي در مقابل
دولت و پليس قرار ميگيرند، دولت را وادار به عقب نشيني ميکنند، شاغلين
و طبقه کارکن جامعه اقتصاد دولت و سرمايه داران را فلج ميکنند، افکار
عمومي در سطح دنيا و اروپا را متوجه وخيم بودن جامعه يونان کرده اند.
اما در ايران امروز ما شاهد موج اعتراضات جوانان، دانشجويان و مردمي در
ابعاد ميليوني هستيم که اين اعتراضات بر کل هيئت حاکمه و دستگاه مخوف و
نظامي حاکم دولت و نظام سياسي و مذهبي سنگيني ميکند، ابراز وجود طبقه
کارگر، جوانان و دانشجويان براي به زير کشيدن دولت و نظام سياسي و
اسلامي جمهوري اسلامي به مراتب از جامعه يونان مهياتر و مساعدتر است.
در روزهاي پاياني سال ٨٨، بارديگر طبقه کارگر و مزدبگيران جامعه در
مقابل مصاف مهم و طبقاتي قرار گرفته اند. طبقه کارگر و کارکنان ميليوني
جامعه همراه با توده ميليوني جوانان و دانشجويان با شروع دور جديد از
مبارزه براي افزايش دستمزدها، نه تنها به تشکلهاي مجمع عمومي و اراده و
تصميم خود در اين مجامع بايد متکي باشند، اما ميتوانند در شکل وسيع و
توده اي با فراخوان به اعتصاب و تظاهراتهاي توده اي بر موج اعتصاب و
نارضايتي هاي بيفزايند. درسهاي اعتصابات کارکنان و طبقه کارگر در
يونان، براي سازماندهي قيام عليه شرايط اقتصادي به اندازه کافي مفيد و
آموزنده هستند.
٢٤ فوريه ٢٠١٠کلن(آلمان) |