شنبه٬   ١ اسفند ٨٨ -٢٠ فوريه ٢٠١٠

    کارگر کمونيست  ١١٨

        اىميل: kargar_komonist@yahoo.com

 سايت:  http://www.wpiran.org/00-k-komonist/kk-index.htm

بيکارسازي در صنعت برق و مبارزه عليه بيکارسازيها

حسن صالحي

بنا به خبر ايلنا با تعطيلي ۳ کارخانه وابسته به صنعت برق ايران حدود ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ کارگر از کار بيکار شده اند۔ يک دليل اصلي اخراج کارگران مربوط مي شود به بدهي ۵ هزار ميلييارد توماني دولت ( وزارت نيرو) به توليد کنندگان صنعت برق که منجر به تعطيلي کارخانجات برق و همچنين عدم پرداخت و يا ديرکرد در پرداخت دستمزد کارگران شده است۔ كارخانه آونگان اراك يکي از اين کارخانجات است. بنا به اخبار منتشر شده از هزار کارگر اين کارخانه ۶۰۰ نفر اخراج شده اند و کارگران با دير کردهاي طولاني مدت در پرداخت دستمزد روبرو بوده اند. کارگران کارخانه آونگان اراک در هفته هاي گذشته چندين بار در اعتراض به اين وضعيت دست به اعتراض زده اند۔ در يکي از آخرين اعتراضات کارگران آونگان اراک٬ کارگران به انجام راهپيمايي در خيابانهاي مرکزي شهر اقدام کردند که با سرکوب و حشيانه دولت اسلامي سرمايه داران روبرو شدند.

بيکار سازي ها در صنايع برق بخشي ازموج وسيع بيکارسازيهايي است که در چند سال اخير رو به افزايش گذاشته و مستقيما ناشي از سياست ضد کارگري دولت جمهوري اسلامي است۔ معمولا بهانه هاي مختلفي براي بيکارسازيها آورده مي شود که از جانب کارگران بهيچوجه قابل قبول نيست۔ مسئله بطور ساده بر سر اين است که اولويت اصلي اين رژيم بخصوص در شرايطي که با اعتراضات اجتماعي وسيع و يک انقلاب روبرو هست٬ حفظ و بقاي منحوس خود است۔ بيشترين پولي که اين رژيم آدمکش هزينه مي کند براي سر پا نگه داشتن ماشين کشتارش٬ ارازل و اوباش و جيره خوارانش و جمعيت کرايه اي است که مثلا براي ۲۲ بهمن به خيابانها بکشاند۔ پولي که بايد در جهت سرپا نگه داشتن توليد و تامين معيشت کارگران بکار گرفته شود يا از جيب گشاد آيت الله هاي ميلياردر و فرماندهان سپاه و وزراي دولت سر در مي آورد و و يا صرف نيروي سرکوبي مي شود که در خيابان به جان مردم انداخته اند و يا خرج خريد باتوم و تفنگ و تجهيزاتي الکترونيکي براي سرکوب و کنترل مردم مي شود۔ خوب کسي نيست که نداند که اگر اين رژيم نبود و امکانات و بودجه کشور در جهت تامين رفاه و آسايش کارگران و مردم زحمتکش بکار گرفته مي شد٬ ما با چنين مشکلاتي روبر نبوديم۔ بنابراين راه اساسي تغيير اين وضع به زير کشيدن اين رژيم ضد کارگر و پايان دادن قطعي به بيش از سه دهه فقر و فلاکت غير قابل توصيف است۔ از قضا آنچه که شرايط کنوني هر چه بيشتر آنرا مي طلبد حضور قدرتمند طبقه کارگر در نبرد سياسي اي است که جامعه را فرا گرفته است۔ نبردي که پس از مضحکه انتخابات جمهوري اسلامي آغاز شده است و اين رژيم را در منگنه خرد کننده خود قرار داده است۔ حضور متشکل و آگاهانه کارگران در اين نبرد٬ بخصوص کارگران نفت و برق که از صنايع کليدي کشور هستند مي تواند نقش بسيار موثري در به پيروزي آن داشته باشد۔ همانطور که مثلا اعتصاب نفتگران در جريان انقلاب ۵۷ همين نقش را در سرنگوني رژيم سلطنت پهلوي داشت۔

تا آنجا که به بيکار سازي هاي بر مي گردد همانطور که در منشور مطالبات حداقلي کارگران ايران توسط ۴ تشکل کارگري بدرست فورموله شده است: اخراج و بيكار سازي كارگران به هر بهانه اي بايد متوقف گردد و تمامي كساني كه بيكار شده اند و يا به سن اشتغال رسيده و آماده به كار هستند بايد تا زمان اشتغال به كار از بيمه بيكاري متناسب با يك زندگي انساني برخوردار شوند۔
در هر حال مسئله محوري در مبارزه عليه بيکار سازيها ايستادن در برابر اين تهاجم وسيع و متوقف کردن آن به زور مبارزه خود است. آمار گسترده اي از بيکارسازيها داده ميشود، اين نيروي وسيع با خانواده هايشان، با اعلام اعتصابات همزمان و سراسري ميتوانند در مقابل تهاجمات رژيم تعرضي را سازمان دهند و نه تنها رژيم را عقب بزنند بلکه با خواستهاي ديگر به جلو بيايند. خصوصا امروز در متن شرايط انقلاب هر حرکت و اعتراضي با بيشترين نيروي و همبستگي جواب ميگيرد و ما را در موقعيت بسيار قدرتمندتري براي پيشبرد اعتراضاتمان قرار ميدهد. مساله محوري دوم اينست که نه فقط دستمزدهاي معوقه کارگران بايد بي کم و کاست پرداخت شود، بلکه بايد خواستار تامين معيشت کارگران بيکار شده مبتني بر يک زندگي انساني با استانداردهاي بشري شد۔ دو سال پيش بود که کارگران خواست حداقل دستمزد يک ميليون تومان را بعنوان اولين گام اعلام کردند. امروز با توجه به رشد سرسام آور تورم کارگران ميتوانند رقمي را تعيين کنند و به آن مبنايي اوليه براي گرفتن حق و حقوشان اعلام کنند. بايد معيشت کارگران و خانواده هاي آنها تا پيدا کردن کار آتي تامين گردد۔ آنجا هم که بدليل استهلاک دستگاهها کارخانه تعطيل و کارگر بيکار ميشود، بايد شرايط و امکانات کارگر به کار ديگر فراهم شود.
براي پيشبرد همه اين مبارزات بايد متشکل بود. از نظر ما علاوه بر تشکلات سراسري کارگري که براي مقابله با بيکار سازيها مي توان ايجاد کرد٬ بايد در مبارزه عليه بيکارسازيها بر مجامع عمومي کارگري بعنوان ظرف مناسب مبارزه متکي شد ۔ اگر بيکارسازيها را به يک سيل تشبيه کنيم٬ به اعتقاد ما مجمع عمومي و شوراهاي کارگري يک سيل بند ممکن، ضروري و کارآمد ما کارگران مي تواند باشد۔ با اتکا به مجامع عمومي و شوراهاي کارگري مي توان اقدامات فوري و عملي در جهت متحد کردن کارگران برداشت و همانطور که سياست بيکارسازيها يک سياست عمومي است بدينوسيله امکان مبارزه سراسري و متحدانه کارگران عليه آن را نيز فراهم کرد۔ با اتکا به مجامع عمومي که در واقع سنگ بناي شوراهاي کارگري هستند٬ مي توان از همان اول که زمزمه هاي تعطيلي کارخانه به گوش مي ر سد امکان دخالت دسته جمعي کارگران براي پيشگيري از اين امر را مهيا کرد۔ مهمتر از اين٬ مقاومت در برابر بستن کارخانه٬ نبايد به کارگران همان واحد محدود گردد۔ از صدور قطعنامه حمايت٬ ارسال پيام پشتيباني٬ اعزام نمايندگان همبستگي٬ تشکيل صندوق کمک مالي گرفته تا تعطيل کار و پيوستن به کارگران واحدي که زير ضرب بيکار سازي هستند٬ اقداماتي است که مي بايد از سوي کارگران کارخانه هاي بيشتري انجام گيرد۔ جلوگيري از بيکار شدن کارگران هر کارخانه نيز بايد به امر همه کارگران تبديل شود۔ کارگران هيچ کارخانه نبايد خود را در قبال هجوم سرمايه داران به معيشت و شغل خود تنها بيابند۔

در اين مبارزه بايد خانواده هاي کارگري و بيکاران را نيز دخيل کرد۔ خانواده ها و همسران بايد در اجتماعات شرکت داده شوند و تلاش شود که از آنان گروههاي جلب حمايت از مبارزه در محلات و کارخانه اي ديگر سازمان يابد و بعنوان مرکز ثقل اهرمهاي فشار بر دولت فعاليت کنند۔ همچنين با طرح الزام دولت بر تامين معيشت کارگران بيکار و بيمه بيکاري مکفي مي توان و بايد حمايت وسيع بيکاران را نيز از هر مبارزه عملي در مقابل بيکارسازيها برانگيخت و بدرجات آنان را به شرکت عملي در اين مبارزات جلب نمود۔

عمر جمهوري اسلامي با تداوم مبارزات آزاديخواهانه مردم عليه اين رژيم جنايتکار دارد به پايان خود نزديک مي شود۔ عرض اندام جنبش کارگري در سطح سراسري چه حول خواستها و مطالبات اقتصادي و چه سياسي مي تواند جنبش انقلابي را وارد فاز تازه و سرنوشت سازي کند۔ جامعه وقتي ببنيد که کارگران متحدانه به ميدان مي آيند و پرچم دفاع از مطالبات رفاهي و انساني را در دست دارند٬ با قدرت و سرعت بيشتري کار اين رژيم را يکسره خواهند کرد۔ مبارزه سراسري عليه بيکار سازيها مي تواند به يکي از عرصه هاي حضور سراسري طبقه کارگر در مقابل جمهوري اسلامي تبديل شود۔